592
Subscribers
No data24 hours
+27 days
-130 days
Posts Archive
بعد از این پیام، با مرگ یه عزیزترینی که هیچکس نتونست و نمیتونه جاش رو توی زندگیم پر کنه، زندگیم رنگش رو از دست داد. میدونم روزی میرسه که دوباره لبخند بیاد روی لبم، اما جای خالیش مثل یک حفرهی عمیقی توی قلبم تا ابد میمونه.
جایی خواندم که کسی نوشته بود:
″روزی به گذشته نگاه خواهی کرد
و کاملاً متوجه خواهی شد
که چرا آن اتفاق افتاد.″
Repost from راسکولنیکف”
نوشته بود: هر بار که یک پله بالاتر میری، زندگی قدیمیات سعی میکنه صدات کنه…، جوابشو نده.
لعنت به بی خوابی بد موقع.
آخه آدم شب آزمون خوابش نمیبره؟
شب های دیگه ساعت یک نشده خواب هفت پادشاه رو میدیدم، امشب ولی :)
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
فقط اونکسی که درد تلاشکردن رو چشیده، معنی اشکهای بعد رسیدن رو میفهمه.
إنَّ الله لاينسي قلباً لَجأ إليهِ فى وقتِ الشدَّة.قطعاً خدا فراموش نميكند، قلبى را كه به وقت سختى به او پناه برد.
Repost from هِزارتو
گاهی به گذشته نگاه میکنی و میبینی تصمیمی که اون موقع بهترین بهنظر میرسید، تهش اشتباه از آب درومده. با اینحال، همون اشتباه شد درسی برای تصمیمهای بعدیت.
″و اگر زنده ماندم
و یک روزی باهم در یک خانه چای خوردیم،
برایت تعریف میکنم که این روزها
چقدر سخت و دیر و دور گذشت.″
