en
Feedback
کوچه‌ی بی‌نام

کوچه‌ی بی‌نام

Open in Telegram

نگار؛ همین!

Show more
592
Subscribers
No data24 hours
+27 days
-130 days
Posts Archive
‎ سلام، وقتت به‌خیر. اُمیدوارم این پیام رو بخونی😭 من دارم آنلاین شاپم رو جمع می‌کنم چون تقریبا هیچ سودی بهم نرسید و الآن هم کارهای باقی مونده رو زیر قیمت برای فروش گذاشتم، ممنون می‌شم بذاری تا بچه‌ها هم ببینن... @BozhanDifferentStore

Repost from دوات
باید اون بیرون جنگ رو می‌دیدم تا قدر جنگ‌های درونیم رو بدونم.

Repost from N/a
تازمانی که رسیدن به تو امڪان دارد زندگی درد قشنگیست که جریان دارد زندگی درد قشنگیست،بجز شب هایش که بدون تو فقط خواب پریشان دارد یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند؟ کار خیر است گر این شهر مسلمان دارد خواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند خواب دیدم که تو رفتی،بدنم جان دارد! شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم ولی من به تو،او به نماز خودش ایمان دارد اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر سر و سریست که با موی پریشان دارد من از آن روز که در بند توام فهمیدم زندگے درد قشنگیست که جریان دارد

چرا میترسی دختر؟ مگه تلاشت رو نکردی؟ مگه چیزی فراتر از توانت رو از خودت توقع داری؟ تا لحظه‌ی آخر زورت رو بزن، بقیه‌‌ش دست تو نیست.

آدم میمونه چی بگه.

Repost from دو در یک
یادت باشه نظم می‌تونه تو رو به جاهایی برسونه که انگیزه هرگز نمی‌تونه. انگیزه بهت استارت می‌ده، ولی این نظمِ که باعث می‌شه همیشه در حال رشد باشی. : Amir

عهد و عطای حاکمان چندان نپاید از مهر مردم تن مزن! گفتم، شنفتی؟
ـ سایه

Repost from دوات
گله‌‌گزاری از سازمان ملل هم جالبه. شبیه اینه که یکی با خشم و گریه تلاش کنه به پدر خانواده ثابت کنه بین بچه‌هاش فرق می‌ذاره و بقیه رو بیشتر دوست داره. هی پاسخگو باش پاسخگو باش. پای چه سخگویی؟

جوانی ام در این امید پیر شد.

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی‌ست هوا؟ یا گرفته است هنوز ؟ من در این گوشه که از دنیا بیرون است آسمانی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست آنچه می‌بینم دیوار است آه این سخت سیاه آنچنان نزدیک است که چو بر می‌کشم از سینه نفس نفسم را بر می‌گرداند ره چنان بسته که پرواز نگه در همین یک قدمی می‌ماند کورسویی ز چراغی رنجور قصه‌پرداز شب ظلمانیست نفسم می‌گیرد که هوا هم اینجا زندانی‌ست هر چه با من اینجاست رنگ رخ باخته است آفتابی هرگز گوشه چشمی هم بر فراموشی این دخمه نینداخته است اندر این گوشه خاموش فراموش شده کز دم سردش هر شمعی خاموش شده یاد رنگینی در خاطر من گریه می‌انگیزد ارغوانم آنجاست ارغوانم تنهاست ارغوانم دارد می‌گرید چون دل من که چنین خون ‌آلود هر دم از دیده فرو می‌ریزد ارغوان این چه رازیست که هر بار بهار با عزای دل ما می‌آید؟ که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است وین چنین بر جگر سوختگان داغ بر داغ می‌افزاید؟ ارغوان پنجه خونین زمین دامن صبح بگیر وز سواران خرامنده خورشید بپرس کی بر این دره‌ی غم می‌گذرند؟ ارغوان خوشه خون بامدادان که کبوترها بر لب پنجره‌ی باز سحر غلغله می‌آغازند جان گل رنگ مرا بر سر دست بگیر به تماشاگه پرواز ببر آه بشتاب که هم پروازان نگران غم هم پروازند ارغوان بیرق گلگون بهار تو برافراشته باش شعر خونبار منی یاد رنگین رفیقانم را بر زبان داشته باش تو بخوان نغمه ناخوانده‌ی من ارغوان شاخه همخون جدا مانده من.
ـ سایه

Repost from هذیان
هرانسانی حق داره تا بتونه به فضای مجازی و ارتباطات و اطلاعات دسترسی داشته باشه. با توجه به شرایط سخت و جنگی‌‌ای که درحال گذرانشیم، تصمیم گرفتم از جیب خودم سرور بسازم و کانفیگ v2ray رایگان در اختیار مردم قرار بدم تا شاید سهمی در بهبود شرایط داشته باشم. چنل کانفیگ v2ray «رایگان» گروه پروکسی با توجه به اینکه جیب من محدودیت‌هایی داره، اگر قادرید و دوست‌دارید به سر پا نگهداشتن این کانفیگ v2rayهای رایگان در دسترس عموم کمکی برسونید، می‌تونید اینجا هرچقدر کرَمتونه دونیت کنید. لینک دونیت «حمایت مالی» با امید آزادی و آزادگی ایران و ایرانی

هیچکس نیست، هیچکس.

وای باورم نمیشه وصل شدم.

دلم برای نوشتن توی کانال تنگ شده، کاش زودتر تمومش کنن این ملی کردن اینترنت رو.

امیدوارم حال همگیتون خوب باشه.

حالا تا دیروز پروفایل نصفه‌شون جانم فدای فلانی بود. استوری میکردن پدر و مادرم و فرزندانم فدایت. ولی الان تبدیل شده به گل!

به خودم یادآوری میکنم که همه چیز گذراست، هر حال و شرایطی.

کسی یادش نیست که سیمپسون ها پیشگویی خاصی در مورد این مرحله نکرده بودن یه وقت؟

خانوم هایده چه خوب میخونه که: سال سال این چند سال امسال پارسال پیارسال هر سال میگیم دریغ از پارسال.

با این تغییرات انگار من یه من نیست، چند تا من توی وجودمه. نمیدونم منظورم رو درست رسوندم یا نه.