en
Feedback
”واژه‌هایی در اوج“

”واژه‌هایی در اوج“

Open in Telegram

آن واژه‌ دوری که تو از من میخوانی و هیچ نمی‌دانی‌اش…

Show more
271
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-430 days
Posts Archive
عطرموهایت (1).mp39.11 MB

در پَست‌ترین نقطه‌ی جهان، او مانده بود و آشیانه‌ای که مخروبه شد؛ احساسی که پژمرد و فرداهایی که نیامدند…

چهل روز گذشت از دی ماه خونین؛ هیچ‌کس یادش نمیره، چهل سال هم که بگذره هنوز بوی خون رو حس می‌کنیم…

عزیزم، تو مجبوری که زندگی کنی…

نمی‌دونم؛ انگار کِشتی‌هام غرق شدن…

همه در تلاش‌اند عزیزم... تلاش برای حفظ زندگی، از یاد نبردن زیستن، زنده ماندن و نجات چیزهایی که از ما باقی‌مانده است…

یک ماه گذشت… ما فراموش نمی‌کنیم…!

Mina Momeni - Dark Room.mp38.88 MB

باران می‌بارد اما، هیچ چیز روح ندارد انگار…

میان تمام مُردگی‌ها، دوست داشتن را بلد باشید، عاشقی کردن و زنده‌ماندن را هم…

نمی‌دانم، انگار تمام زورمان را برای زندگی زده بودیم ‌و حالا پژمردگی از دست‌هامان چکه می‌کرد؛ شبیه به خون، شبیه به جان، شبیه به آدم‌ها…

ما همه در گور بیداریم عزیزم؛ این‌جا قبرستان آدم‌هاست…

سلام. من خشمگین، غم‌گین، امیدوار و زنده هستم…

از چیزهای کوچک شروع می‌شود عزیزم؛ همین چیزهای کوچک…

می‌دونستی نامه گرفتن رو دوست دارم؟
+1
می‌دونستی نامه گرفتن رو دوست دارم؟

و ما چطور شب را دوام آوردیم، از هجوم غم؟

معاشرتِ مطلوب.
+1
معاشرتِ مطلوب.

برفرض که خوب هم از دنیا برویم؛ روزهایی که زندگی نکردیم چه عزیزم؟

که زندگی، زیستنِ شایدهاست انگار…
+1
که زندگی، زیستنِ شایدهاست انگار…

چقدر جای آغوش، خالیه توی روزهامون…