”واژههایی در اوج“
前往频道在 Telegram
271
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-430 天
帖子存档
در پَستترین نقطهی جهان، او مانده بود و آشیانهای که مخروبه شد؛ احساسی که پژمرد و فرداهایی که نیامدند…
چهل روز گذشت از دی ماه خونین؛
هیچکس یادش نمیره، چهل سال هم که بگذره هنوز بوی خون رو حس میکنیم…
همه در تلاشاند عزیزم...
تلاش برای حفظ زندگی، از یاد نبردن زیستن، زنده ماندن و نجات چیزهایی که از ما باقیمانده است…
نمیدانم، انگار تمام زورمان را برای زندگی زده بودیم و حالا پژمردگی از دستهامان چکه میکرد؛
شبیه به خون، شبیه به جان، شبیه به آدمها…
