en
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

Open in Telegram

دیوانه نپرهیزد؛

Show more
1 948
Subscribers
-124 hours
+97 days
+1630 days
Posts Archive
هیچ عزیزی فراموش نمیشود. گرچه از غیبت و نبودش هزار سال بگذرد …‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

شاعر می‌گه که "بهرحال این اوضاعی‌ست که می‌بینید و تفسیر لازم ندارد. ما هم می‌سوزیم و می‌سازیم. قسمت‌مان بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد. سگ بریند روی قسمت و همه چیز " :))))‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

شاعر می‌گه که "بهرحال این اوضاعی‌ست که می‌بینید و تفسیر لازم ندارد. ما هم می‌سوزیم و می‌سازیم. قسمت‌مان بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد. سگ بریند روی قسمت و همه چیز " :))))‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

https://t.me/Secure_message/1045 این پیام خیلی توو ذهن من هست. هر روز بهش فکر میکنم و هیچوقت ندیدم نقضش اتفاق بیفته.ممنون ازت که گذاشتیش جلو چشمم ❤️‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

«غم، ناشی از هوش است. هر چه که بیش‌تر برخی چیزها را درک کنی، بیش‌تر آرزو می‌کنی که هرگز آن‌ها را نفهمیده بودی!» خبر همینه که گذاشتی خودت واقعا یه چیزایی رو نباید فهمید‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

https://t.me/Secure_message/1045 این پیام خیلی توو ذهن من هست. هر روز بهش فکر میکنم و هیچوقت ندیدم نقضش اتفاق بیفته.ممنون ازت که گذاشتیش جلو چشمم ❤️‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

«غم، ناشی از هوش است. هر چه که بیش‌تر برخی چیزها را درک کنی، بیش‌تر آرزو می‌کنی که هرگز آن‌ها را نفهمیده بودی!» خبر همینه که گذاشتی خودت واقعا یه چیزایی رو نباید فهمید‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

اینکه اکنون چیزی را زندگی می‌کنی که بعدها برایت خاطره می‌شود و می‌دانی قرار است از دستش بدهی. با ترس خاطره شدنش قلبت می‌لرزد و می‌گویی ای کاش هیچوقت انقدر خوشحالم نبودم.‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

قلب :*)))

تنها کانالی هستی که هیچ‌وقت میوت نیست. دوست داشتنی 🤍‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

1529

1965

غم، ناشی از هوش است. هر چه بیشتر برخی چیزها را درک کنی، بیشتر آرزو می‌کنی که هرگز آن‌ها را نفهمیده بودی

و در انتها همانند همیشه به تو فکر کردم، هم‌چون پرنده‌ای که پیش از خواب آواز کوتاهی می‌خواند تنها برای آن‌که امروز را زندگی کرده باشد.

و در انتها همانند همیشه به تو فکر کردم، هم‌چون پرنده‌ای که پیش از خواب آواز کوتاهی می‌خواند تنها برای آن‌که امروز را زندگی کرده باشد

می‌خواهم یاد بگیرم چطور با مردم حرف بزنم بدون‌ این که بعدش آرزو کنم تک‌تک کلماتی را که گفته‌ام پس بگیرم. دلم می‌خواد وقتی با کسی هستم آن لحظه را خوب احساس کنم. می‌خواهم مهارت زندگی کردن داشته باشم. می‌خواهم به نظر برسد بدون زحمت زندگی می‌کنم؛ ولی تا اینجا، کاری کرده‌ام که هر جنبه‌ای از زندگی خیلی سخت‌تر از آن پیش رویم ظاهر شود که بتوانم ازش عبور کنم

من دوام آورده‌ام، باز هم می‌آورم. اما در نهایت، می‌خواستم معنی زندگی چیزی بیش از دوام آوردن باشد.

در میان مردهای جهان، مردی را شناختم که وقتی به اون پناه بردم، درونم "زن" را بیدار کرد.