en
Feedback
Saved Messages

Saved Messages

Open in Telegram

دیوانه نپرهیزد؛

Show more
1 948
Subscribers
-124 hours
+97 days
+1630 days
Posts Archive
در میان مردهای جهان، مردی را شناختم که وقتی به اون پناه بردم، درونم "زن" را بیدار کرد.

در میان مردهای جهان مردی را می‌شناسم که وقتی به اون پناه بردم، درونم "زن" را بیدار کرد.

Jashn-E-Rusta.mp33.92 MB

گویی میثاقی نانوشته بر جان‌ها سایه افکنده بود. مردن در راه وطن، خواه به دست بلای طبیعت، خواه به تیغ حادثه، رسالتی گریزناپذیر شده بود. #بندرعباس 🖤

وقتی به سرنوشت نهایی همه‌چیز نگاه می‌کنی، فایده‌ای در این همه جنجال نمی‌بینی.
اروین دیالوم

⭕️ افراد دارای گروه خونی +o در گیلان، تهران، یزد، همدان، کرمان، خراسان شمالی و اصفهان خون بدهند سخنگوی سازمان انتقال خون ایران: ⭕️شبکه ملی خون رسانی با استفاده از ذخایر استانهای همجوار استان هرمزگان به سرعت برای تامین خون مورد نیاز حادثه دیدگان بندر شهید رجایی اقدام کرده است. ⭕️در پی وقوع حادثه، سازمان انتقال خون ایران با فعال کردن شبکه ملی خونرسانی، ارسال خون و فراورده های آن را از استانهای مختلف شروع کرد. ⭕️به محض اطلاع از وقوع حادثه از استانهای گیلان، تهران، یزد، همدان، کرمان، خراسان شمالی و اصفهان ارسال خون به بندر عباس انجام شده است. ‌ ‌ @Helal_javanan

شب‌ها که تنها می‌شد و نقاب قوی‌ بودن را کنار میگذاشت، آهسته خودش را به آغوش میکشید و زمزمه می‌کرد عیبی ندارد عزیزم، همه‌ چیز تقصیر تو نیست!

می‌گردی. بین فلسفه، لا به لای ادبیات، درون سینما و میان موسیقی. بلکه فیلسوفی تو را یافته باشد، ادیبی تو را نوشته باشد، فیلمسازی تو را ساخته باشد و موسیقی‌دانی تو را نواخته باشد. آدمی، تشنه‌ی جرعه‌ای درک شدن است. می‌خواهد خودش را بخواند و ببند و بشنود.

Misty Rain Falls.mp37.88 MB

تصویری بسیار دردناک و در عین حال ساده، میخکوبم کرد. مادربزرگم را دیدم که مرده است. در سپیده‌دم مرده بود، یکی از همین صبح‌ها. و من هرگز نگفته بودم که دوستش دارم. هرگز.

به گمانم هیچ جوابی، مطلقا هیچ جوابی برای هیچ سؤالی وجود ندارد که مطمئن باشی جواب توست. این یکی از ترس‌های بزرگ آدمی‌ست. که نتواند مطمئن باشد و نتواند شک نکند.

رفت. و برای تا ابد ندیدن‌اش، هنوز زود خیلی خیلی بود.

رفت. ولی برای تا ابد ندیدن‌اش هنوز زود خیلی بود.

این ترکیب «زن مستقل و قوی» هم دارد تبدیل به آن عبارت‌هایی می‌شود که جز فشار اجتماعی و روانی بیشتر چیزی برای زن‌ها نداشته باشد. قوی بودن وضعیتی پیوسته و مداوم نیست و پر از بالا و پایین شدن است، نه فقط برای زن‌ها که برای هر انسان معاصری! امروز قوی بودی، فردا دیگر نمی‌توانی قوی باشی. سال گذشته قوی بودی، امسال دلت می‌خواهد در قوی بودن بازنشسته شوی. درحالی‌که دیگران از تو انتظار دارند که در برابر هر شرایطی رویین‌تنانه بایستی و خم به ابرو نیاوری. بله، زن قوی و مستقل دیگر آن «ضعیفه»‌ای نیست که آقابالاسری داشت که به‌جایش انتخاب می‌کرد و تصمیم می‌گرفت. اما آدم می‌تواند قوی و مستقل باشد و همچنان آسیب‌پذیر، شکننده و در مواقعی ضعیف و ترس‌خورده هم باشد. دست‌کم باید بتواند گاهی ابراز ضعف کند، گاهی دنبال تکیه‌گاه باشد، گاهی به‌جای ایستادن، بنشیند. چارچوب تنگ این عبارت فقط به یادت می‌آورد که بزرگسالی پر از اجبارهای از پیش تعیین شده است.

دیگر با آدم‌هایی که به دنیای مردگان تعلق دارند، زندگی نخواهم کرد. چه آنان که برای همیشه مرده‌اند و چه آنان‌که برای من.

Sina-Sarlak-Donya-128.mp34.04 MB

در چشم‌های غم‌زده‌ی من، برق شادی می‌اندازی ..

در چشم‌های خسته‌ی غم‌زده‌ی من، برق شادی می‌اندازی.

عشق حقیقی نه در قاب‌های دل‌فریب بلکه در سکوت‌های مشترک و طولانی، خستگی‌های پذیرفته‌ شده و اطمینانی آرام جریان دارد. آن‌جا که بودن نمایش نیست، بلکه پناه است.

عشق حقیقی نه در قاب‌های دل‌فریب بلکه در سکوت‌های مشترک، خستگی‌های پذیرفته‌ شده و اطمینانی آرام جریان دارد. آن‌جا که بودن نمایش نیست، بلکه پناه است.