1 035
Subscribers
-124 hours
-137 days
-3630 days
Posts Archive
1 035
واقعا هرکی خواست بیاد رشتههای اینجوری استرسدار و سنگین با پشت دست بزنید تو دهنش. من نمیدونم وقتی میتونستیم بریم هوشبر بشیم چرا این گه رو خوردیم که الان وضعمون اینه.
1 035
روانیشدم به معنی واقعی کلمه. هی تا میام خوب شم دوباره بغض میکنم. فکر نکنم فقطم مربوط به امروز باشه. جرقه شد.
1 035
دوباره دعوام شد باهاشون و دوباره دارم گریه میکنم. باورم نمیشه خیلی وقت بود اینجوری گریه نکرده بودم. شاید یکی دوسال. سگ بشاشه به این کار کردنم روان خودم و بقیه رو واسه اینکه پونصد بار از خواب بیدارم کردن پاشوندم.
1 035
به دکتر بیهوشیه گفتن میخوای چیکار کنی بعد طرحت؟ گفت یه مدت استراحت. کار نمیکنم. بیینم این چه کاری بود با زندگیم کردم =)))))))))
بعد از اونور بچههای هوشبر و اتاق عملمون میگفتن دیگه شماها اینو میگید ما چی بگیم. راستم میگن. هرکسی اندازهی خودش بدبخت شده.
1 035
نمیدونم خاصیت طرحه یا امروز همه حرفای ناامید کننده میزدن یا چی. ولی حس میکنم به پوچی رسیدم. از زندگیای که ۱۸ سالگی انتخاب کردم که بسازم یک کیر کوچک نصیبم شد تو این مملکت. نمیدونم شایدم تقصیر خودمه. هرچیه خوشحال و راضی به نظر نمیام.
1 035
واقعا نه دلم میخواد سرکار برم. نن کنار خانواده باشم و نه حتی زنده باشم. دلم مرگ و نیستی میخواد. راحت شم.
1 035
تو خونه هم سگم کردن و دارم گریه میکنم. انگار نه انگار یکی اینجا کپهی مرگشو گذاشته دو ساعت بخوابه. هرکی یه عن و گهی رو میکوبه به هم صداتم درمیاد جواباشون حاضره.
1 035
این دکتره واقعا انقدر توی رزیدنتی سال پاییناش مثل سگ ازش میترسیدن و خودشم همیشه آماده بود کون یکی رو پاره کنه، الان که دیگه متخصصه و اخلاقش خوبه و اینا، من بازم بهش حس خوبی ندارم. میترسم ازش. هرلحظه ممکنه کانالش عوض شه. خوشم نمیاد ازش با اینکه خوشگل و ناز و مهربونه ولی یه جوریه. میهراسم و خوشحالک که این ماه، ماه آخرشه و میره.
1 035
یارو فاکین متخصص زنان طرحیه. میگه من که از اول میدونستم میخوام مهاجرت کنم چرا رفتم تجربی. از اون بدتر چرا اومدم پزشکی. همهی همکلاسیام یه کسشری خوندن و الان همه تو کانادا و امریکا و هلندن :))
1 035
دروغ گفتم. امروز به سرپرستارم گفتم که گفتن برم جز از یکم. گفت عه😐 من برنامهی ماه بعد و نوشتم و نیرو ندارم. هیچی. من داشتم شیفت رو تحویل میدادم داشت به استفمون میگفت بگم یه ماه هم بمونه حداقل.🎀
1 035
زنگ زدم بخش به سرپرستارش میگم جمعه یکام میشه. بیام؟ یا آفم؟ گفت یکی رو اضافه میذارم بهت یاد بده، بیا :))))))))))))))))
1 035
وای واقعا میگم آدم باید هفتههای اول دهنشو ببنده همینهها. یه کسشری بگی روزای اول بعد دیگه تا آخر طرف ذهنیت پیدا کنه نسبت بهت که این کسخلو نیگا :)))))))))
1 035
امروز بازم با یه همکار دیگهم تو ریکاوریام. فکر میکردم نهایتا ۵،۶ سال ازم بزرگتر باشه. فهمیدم ۳۵ سالشه و دوتا بچه داره. فااااااااااک :)))))))))))))))))))))))))
1 035
از اونور اومده نشسته اینجا تو ریکاوری. همکارم بهش میگه امروز دنبال بهانهای همش بیای اینجا. =))))))))))))
