1 071
مشترکین
+124 ساعت
+137 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
1 070
واقعا تابستون کسشعری بود. هرروزش. قبول دارم اینو. ولی اینکه پاییز زمستون قراره خیلی کسشعرتر باشه و خار جسم و روح و روانم رو بگاد بیشتر میترسوندم. کاش تموم نشه این تابستون. یکمی میهراسم.
1 070
قبل از دی ماه اینجوری نبودم که حداقل روزی دو سه بار یادآوری بشه برام که اینا چه کارایی کردن و چه بلاهایی سرمون اوردن. الان ولی هرروز مغزم یه مدتی از روز درحال گاییده شدنه. هر روز. روزی نیست که بهش فکر نکنم.
1 070
استعداد چاقی و لاغری هم جالبه. درحالی که من سه ماهه مثل اسب (از نظر خودم) دارم میخورم که وزن بگیرم، یک کیلو زیاد شدم، بعد کانال بغلی داره میگه یه روز چیت کرده یه کیلو اضافه کرده. خب کیر تو این ژنتیک.
1 070
یکی از دوستام از شیفتهای بد و بگایی که میاد، میشینه با ویدیو مسیج تعریف میکنه برامون. بعد من واقعا میترسم و مادرم را میخواهم. و خوشحالم بیمارستانی که قراره برم رزیدنت زنان توش وجود نداره.
1 070
بعد. شماره و اطلاعات من رو داده بود برای تحقیقات. بعد کسکش به من گفت واسه تمدید طرحمه. منم که اسکل گفتم اوکی حواسم هست. الان میگه تکمیل ظرفیت استخدام شدم.🤣
1 070
اولین نفر به من گفت. وای عاشق این حسام. که گفت میدونستم تو خوشحال میشی فقط به تو گفتم از دوستام.
1 070
دوستم، سال بالاییم که تو خوابگاه باهم بودیم، اینجا اسمشو گذاشته بودم «صدا»، استخدام شده. پشمام ریخته و نمیدونید چقدر خوشحالم براش. حالش از بیمارستان به هم میخورد و الان بهداشت استخدام شده.✨✨
1 070
بعد من کلا شخصیتم استرسیه. هرباری که یکی از اینا زنگ میزد من تپش قلب میگرفتم یک دور سکته میکردم بعدشم سردرد میگرفتم. خداروشکر تموم شد اون زناکده.
1 070
من اون شمارهی کیری رو دادم درسته. ولی بهت هم گفتم هروقت اینجا باز نبود و مشکلی داشتی باید بری بیمارستان. نه که زنگ بزنی به من. چه گهی بخورم الان برات پشت گوشی.
