1 072
Suscriptores
-124 horas
-67 días
-1730 días
Archivo de publicaciones
1 072
میدونید چی خواب میدیدم؟ تو جراحی زنان، یک مرد بچه زاییده بود🙂 و همکارم داشت ماساژ رحمی میداد براش🙂 و بچه رو توی تخت گذاشته بود بین فاصلهی دوتا پاش که نیوفته، و تو هربار درد ماساژ فشار میداد اون بدبخت رو🙂 بعدش همکارم چک کرد ببینه از کیرش چقدر خونی که تو رحمش بوده خارج شده🙂 روانی شدم این چه کس و شعریه آخه 😶
1 072
دوستم داره میگه رفتی حواست باشه اول یه دور به همه کمک کن، بعد اونایی که خوبن خودشون میان بهت کمک میکنن تو کارات. بعد از اون میشناسی به کی کمک کنی به کی نه. والا میهراسم. این فوتهای کوزهگری سرکار رو نمیخوان به آدم یاد بدن؟
1 072
وایفاک. تو ظاهر نشون نمیدم ولی میهراسم. آخرین باری که جراحی زنان بودم ترم ۲ بود رفته بودیم فن پرستاری وای :)) الان چیکس میگید که گزارش بنویس دارو بده؟
1 072
یه روز، فقط یه روز صبح ۶ پاشدم و ظهرش نخوابیدم، الان حالم حال سگه. اون روزی که شیفت صبح شب بخوام برم چی میشه واقعا؟ با این برنامه (فیلم مستهجن من و مسئول بخشمون) همراه باشید. وای.
1 072
حالا بین خودمون بمونه ولی من همین الانشم عذاب وجدان دارم که بعد از دی دارم تو کانالم حرف میزنم یا تو اینستا چیزای خندهدار لایک میکنم.
1 072
بریم عربی یاد بگیریم احتمال مهاجرتمون بیشتره الان. آیلتس چه کس و شعریه تافل و دولینگو چه کیرخریه برای این مملکت.
