💋𝙎𝙀𝙓 𝙃𝙊𝙏💋
📈 Analytical overview of Telegram channel 💋𝙎𝙀𝙓 𝙃𝙊𝙏💋
Channel 💋𝙎𝙀𝙓 𝙃𝙊𝙏💋 in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 10 580 subscribers, ranking 29 931 in the Erotic category and 29 594 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 10 580 subscribers.
According to the latest data from 01 July, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -229 over the last 30 days and by -9 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 4.94%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 3.12% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 523 views. Within the first day, a publication typically gains 330 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 20.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as بهشت, وقت, بهشتم, خجالت, نوک.
📝 Description and content policy
Channel description not provided.
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 02 July, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Erotic category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 01 July | 0 |
| 2 | _میخوام رو بهشتت اسممونو تتو کنی💦🍓
شیخ ارحام محکم کلفتشو به ته رحمم فشار داد تلمبه زد
_باید هرکی دید بفهمه صاحب بهشتت کیه حبیبتی
از ضربه هاش لرزیدم و با جیغ چنگ زدم به تخت
_آیی اووووففف آروممم ترر آیی
اسعد با #روانکننده نزدیکم شد ، ارحام عقب رفت و اینبار نوبت اسعد بود
_اسم منم روی باسنن ژله ایت بزن
انگشتاشو خیس کرد و توی سوراخم فرستاد که زیر دستاش پیچ و تاب خوردم
_آیی آهه ارومم
_امشب دوتایی زیرمون جر میخوری حياتي 💦🔞
ارحام اینو گفت و همزمان کلفتاشونو به سوراخ تنگ و کوچیکم فشار دادن...
https://t.me/+SD5PKMorQso0NzNk | 236 |
| 3 | ـ تماشا کن چطور کلفتم تو سوراخت فرو میره!
زمختیِ صداش زیر گوشم باعث میشه پلک باز کنم و تو چشمای خوشرنگ و تاریکش خیره بشم..
سرم پایین میاد و نگاه میکنم او حجم از کلفتی کلفتش آروم آروم منو باز میکنه و توی بهشتم فرو میره...
ـ آهههه .. خیلی .. خیلی کلفتههه. .. آخخخ میسوزهههه
چشماش رو کاملا دوخته به تپلِ خیسم..
ـ هنوز کامل نکردم تو بیبی .. خیلی تنگ و بکری.. تقصیرِ خودته
و یک دفعه اون حجم کلفت تو بهشت باکره ام فرو میره..🔞🔥💦
https://t.me/+2JjG12YrNaQ4MGU0 | 228 |
| 4 | _منم میخوام سینههام عمل کنم ❌
مالک پوزخندی زد و عصبی گفت
_چی گفتی؟
_گفتم منم میخوام سینههام عمل کنم
بعد از بدنیا اومدن نبات شل و آویزون شدن‼️
_حق نداری! در واقع همچین اجازه ای بهت نمیدم
_ولی بنفشه همین ماه پیش سینه هاش عمل کرد! چجوریه بنفشه میتونه هر کاری دلش خواست بکنه اما من نه؟
تکخندی زد شروع کرد به باز کردن دکمههای پیراهنم
_یه نفر اینجا به هووش حسودی کرده‼️
خواستم دستش پس بزنم اما سینه هام محکم تو مشتش گرفت
_چون دلم نمیخواد زن اولم سینههاش پلاستیکی باشه
زبون داغش روی نوک سینم کشید
_فکرشم نکن بزارم به این دو تا پنبه دست بزنی🔞🔥💦
https://t.me/+_DQl7_g48D82YTE8 | 228 |
| 5 | پدرم تمام سهامش رو توی معامله باخت و مجبورم کرد با سهام دار جدید شرکتش روهام زند وکیل ازدواج کنم.
یک عقد غیابی با مردی مرموز که هرگز ندیده بودم. بعد عقد صوری دیگه خبری از همسر اجباریم نشد.جشن بالماسکه یکی از دوستام بود که به مراسم رفتم اونجا یک مرد جذاب با قد بلند و چشم های گرگی تمام مدت بهم خیره بود.
از پرستو پرسیدم اون مرد جذاب و مرموز کیه چشمکی زد و گفت: اون رهام زندوکیل رئیس هلدینگ بزرگ خاورمیانه هست. شانست بگه اگه بخواد باهات دوست بشه.
با بهت به مرد مرموز خیره شدم شوهر اجباری من بود که از خارج برگشته بود؟
خبر نداشت دختری که روش زوم کرده همسر غیابی خودشه❌ 🔞🙈
https://t.me/+_oLR21aeb5RhMjU0 | 203 |
| 6 | 💎 طلا و جواهرات راما زر 💎
دنبال زیباترین طلاها هستی و تخفیف عالی میخوای 😍خرید طلا رو راحت و مطمئن انجام بده
https://t.me/ramazar_gallery
✅ امکان خرید حضوری و اینترنتی
✅ ارسال رایگان و سریع به سراسر نقاط ایران
✅ تنوع بالای کارها با کمترین کارمزد
این کانال هم طلاهای سرمایه گذاری و کم اجرت داره و هم کارهای لوکس و شیک
کسانی که از این تبلیغ وارد بشن 4 % تخفیف میگیرند 🤩
https://t.me/ramazar_gallery | 223 |
| 7 | sticker.webp | 221 |
| 8 | 🔴 هر کدملی یک فرصت چرخش!
تو گردونه «صراف» هیچکس بازنده نیست، همه جایزه میگیرن🎁
شانستو امتحان کن👇
https://wheel.saraf.app/?utm_source=gardoone&utm_medium=mesam&utm_campaign=gtelegram003&utm_content=here | 205 |
| 9 | •
ارزش هر کس
در من به اندازه ایست
که خودش ایجاد کرده است...
چه کسانی که به ذهنم آمده،
لبخند میزنم و در حقشان دعا میکنم!
و چه کسانی که به ذهنم آمده،
به عهده خدا میسپارمشان...
🌸 | 225 |
| 10 | 🍕برای وقتهایی که میخوای تنهایی سفارش بدی.
🍝سرویس سفارش یکنفره اسنپفود برای اینه که یک سفارش به صرفه و با کیفیت از منوی متنوع غذاهای ایرانی و فستفود داشته باشی.
🍽 با قیمت کمتر از ۲۹۹ هزار تومان و ارسال رایگان
🔥یکنفره سفارش بده🔥 | 184 |
| 11 | sticker.webp | 222 |
| 12 | ⭕️⭕️ 📣 📣 ⭕️⭕️
جنبـه پولـدار شـدن رو داری؟
همیـن الان شـروع کـن! 👉
شاید دیدن این ویدیو زندگیت رو تغییر بده!
پس روی این لینک ضربه بزن
📱 کـانـال تـلـگـرام 👇👇👇
🆔 @Kingofdarkesm
🚨💝 مـشـاوره و ثـبـت سـفـارش ✅
👩🏻💻@BlackpnatherXm2
🔘⭕️ 👧 از این پیام، ساده رد نشو !!
شاید تنها فرصت طلایی 🤍 زندگیت باشه !
🟩🟩🟥🟩🟥🟩🟥🟩🟩 | 200 |
| 13 | - دست بکن تو شورتم تا کسی حواسش نیست نازمو بمال.
- توی مهمونی خانوادگی؟
- هارون خیلی داغ کردم، فقط دو دقیقه...
نگاهی به اطرافش نگاه کرد و به نرمی و لبخند خبیثی دستش رو داخل شلوار دخترک سُر داد و سر خم کرد کنار گوشش و اروم پچ زد
- لعنتی دریا راه انداختی چرا انقد خیس شدی!
دخترک سرخم کرد و با لذت چشم بست که هارون اروم لب زد
- برو توی دستشویی تا بیام. منم ش🍌ق کردم توله سگ!
https://t.me/+BYtx8Lvy3e5lYzY0 | 401 |
| 14 | _ قربونت برم… درد داری؟ بیا برات ماساژ بدم، همسر قشنگم.
با درد سمتش خزیدم. آروم دست داغشو گذاشت روی شکمم و شروع کرد به ماساژ دادن.
یه آه ریز از لبم پرید… لعنتی، انقدر خوب بود که چشمام خود به خود بسته شد.
پوزخند زد و خم شد کنار گوشم:
– میبینم چشمآبیِ قشنگم خوشش اومده…
https://t.me/+MszuN5fyAME4ODll
آرورا…که زن بزرگترین مافیای ایتالیاست،
و اون مرد خطرناک،اینجوری مراقبشه.🥹❤️🔥 | 387 |
| 15 | _به چه حقی به بچه من شیر نمیدی عروسک کوچولو؟❌💦
با گریه روی تخت عقب رفتم به چهره خشنش نگاه کردم
_ نمیخوامش ...نه خودتو نه پسرتو ...ولم کن برم چاووش خان
باخشم اسلحشو سمتم گرفت غرید
_ اگه بچمونو سیر نکنی نوا ..اونو دوست نداشته باشی...قسم میخورم یه گلوله هم مثل بابات حروم تو میکنم ..زود باش ..سینه سفیدتو توی دهن پسرم بزار...🔥🔞
https://t.me/+av-v48wuyi1iMjU0
توی 18سالگی معشوقه چاووش خانی شدم که دشمن خونی خانوادم بود
در حالی که کمر به نابودی خانوادم بسته بود من دور از چشم همه باهاش خلوت میکردم که ... | 375 |
| 16 | آوش سهرابــــــــــــی...مـــربی بدنسازی هیکلی ،مالک بزرگترین باشگاه کشور که حتی دخترام با دیدن هیکل ورزشیش بهشتشون خیس میشه و از خداشونه شاگردش بشن و خودشون رو بهش بمالن...🔞
پسرجذاب و بشدت هات و سکسی که به دختردبیرستانی کمک میکنه و همون بلای جونش میشه و هرروز توی باشگاهش با نشون دادن چاک ممه های خوش فرم و بزرگش و اون باسن برزیلیش حسابی دلبری میکنه و کاری میکنه پسرجذابمون حشری بشه و اون رو توی رختکن زیر دوش جــــــــــــر بده و...❌💯🔞
https://t.me/+evTi-24qwqdlYzBk
https://t.me/+evTi-24qwqdlYzBk
#سکسیفولهاتآبدار💦👅
ممنوعههایمربیبدنسازباشاگردریزهمیزهاش🔞🔥💯#بزرگسال🔥🙈♨️🔞
https://t.me/+evTi-24qwqdlYzBk
پارتاش بشدت هات و سکسی و خیس کنن اگه سردمزاجی ورودت ممنوعه💯🔞
#ممنوعــــــــــــــــــــــــــــــه🔞
#خیسکن💦🔥 | 385 |
| 17 | صبحت بخیر عشقممم شبت بخیر جونممم تا کی میخوای اینا رو تکرار کنی براش؟؟؟ بجاش اینجوری اسیر خودت بکنش یجوری عاشق شه بدون تو بمیرههههه 😍👇
https://t.me/+OEtU3G7Ieq8wZjVk
https://t.me/+OEtU3G7Ieq8wZjVk
یکم سیاست و سواد رابطه یاد بگیر همهی دخترا عاشقت بشن! 👆🏻 | 380 |
| 18 | Part 358
با رسیدنمون به بیمارستان ماشین و جلوی اورژانس متوقف کرد و از ماشین پیاده شد
اومد و منو بغل کرد و راهی اورژانس شد
اخم عمیقی روی صورتش بود و منم مدام ناله می کردم
درد امونم رو بریده بود و دلم میخواست تا میتونم فریاد بکشم
پرستاری با دیدن وضعیت من با عجله آرات رو به سمت تختی راهنمایی کرد و از یه پرستار دیگه خواست تا دکتر رو صدا کنه
آرات من رو روی تخت خوابوند روی صورتم خیمه زد
و در کمال ناباوری پیشونیم رو بوسید
_: نگران نباش ماهک ، من کنارتم بیرون اتاق منتظرم
اینو گفت و برگشت که از اتاق خارج بشه
هم زمان دکتر داخل شد و به سمتم اومد و من لحظه آخر آرات و ندیدم
دکتر همزمان با معاینه کردنم سوال پرسید
_: به شکمت ضربه وارد شده؟
با درد تایید کردم
_: چند وقته پریودت عقب افتاده؟؟
لبمو گزیدم و با گریه گفتم
_: نمیدونم .... خیلی وقته.... شاید ۲ ماه
خانم دکتر به پرستار سفارش کرد مسکن و سرم برام بیاره و یه سری چیزای دیگه که نفهمیدم
بعد برگشت سمت من
_: چطور تو این ۲ماه متوجه نبودی که عقب انداختی و باید بری دکتر؟
متاسفانه یک ماهه باردار بودی ، با ضربه ای که بهت وارد شده بچه از بین رفته!
این دردت هم برای سقط هستش
گفتم برات مسکن بزنن دردت آروم بشه
و بعد از اتاق خارج شد
من موندم و شوک بزرگی به اسم سقط بچه ام!!
یعنی تو تموم این مدت من یه بچه رو تو شکمم داشتم
من یک ماه ..... بچه ای تو شکمم بوده که آرات پدرشه
چشمامو با درد بستم
با اینکه از وجودش خبر نداشتم اما حالا از رفتنش قلبم فشرده شد
من داشتم مادر می شدم
مادر یه بچه از آرات؟! یه بچه عین برسام
نفسم انگار داشت بند می اومد از مظلومیت بچه ای که به دست پدر خودش از بین رفته بود
اما آرات هم نمیدونست که داره دوباره پدر میشه
ناخودآگاه اشکام جاری شد و هق هقم بلندشد
برای بچه ای که از دستش دادم
همون بهتر که نیومد و شریک بدبختی من نشد وگرنه سرنوشت خوبی نداشت
پرستار اومد و سرم و مسکن رو بهم زد و من کم کم وارد دنیای بی خبری شدم | 428 |
| 19 | Part 207
گیسو سری از تاسف تکون داد
این روزا اطرافیانم جز تاسف خوردن هیچ کار دیگه ای نداشتن
با ناراحتی سرشو تکون داد
_: نه خبری نیست ازش
من آدرس و ساعت عقدتو به بردیا گفتم
گفتم اگه وجدان داره نذاره تو بدبخت بشی
ولی خب هیچ خبری ازشون نیست
حالا میخوای چیکار کنی؟؟؟
پوزخندی روی لبم نشست
آهی کشیدم و سرمو پایین انداختم تا گریه نکنم
بغضمو قورت دادم و گفتم
_: هیچی
آخر شب بار سفرمو میبندم و زندگیمو تمومش میکنم
اینجوری بهتره تا اینکه آقاجونم منو بکشه
گیسو و آیسو هردو هین کشیدن و اخم کردن
گیسو دستمو تو دستش گرفت و فشرد
کمی به سمتم خم شد و گفت
_: تو غلط کردی
این فکرو نکن
عین آدم بشین زندگیتو بکن به درک که بارمان بهت اهمیت نداد
زن عموتو هی بپیچون بعدم با مامانت برو پیش دکتر خانوادگی ما
هماهنگ کن گواهی بکارت بده بهت
گواهیو بده زن عموت
بعدشم شب زفافت یدونه از این کپسول های خون مصنوعی بزار تو خودت تا حین رابطه خون بده
اینهمه لازم نیست دراماتیکش کنی خودتو بکشی
دنیا که به آخر نرسیده
گور پدر بارمان و ارسلان با هم
بمون و زندگی کن هرچند ارسلان به درد نخوره اما از مردن که بهتره
چی میگفت آخه این گیسو خانوم خوش خیال
این زن عمو تا منو نبره پیش دکتر خودش
تا خودش بالا سر دکتر نباشه کوتاه نمیاد
الکی باشه ای به گیسو گفتم
اما خودم که میدونستم قصدم چیه
کمی کنارم موندن و دلداریم دادن
بقیه هم هرکدوم تو حال خودشون بودن
تمنا و مامان که عزا گرفته بودن
زن عمو اما اون وسط مدام قر میداد با این سن و سالش خجالتم نمیکشه
یک ساعتی گذشت تا اینکه بالاخره گفتن عاقد اومده
استرس تموم وجودمو گرفت
زن عمو اومد و چادرمو روی سرم مرتب کرد
بابا و عمو و عاقد و تیام و ارسلان هم اومدن تو سالن
ترس تو وجودم می پیچید
حس خیلی بدی داشتم
ارسلان که کنارم نشست قالب تهی کردم
نفسم به زور در می اومد
از زیر چادر می لرزیدم
دستمو دراز کردم و قرآن رو برداشتم
صفحه رو باز کردم تا کمی قرآن بخونم و آروم بشم | 411 |
| 20 | - پریودیت نامنظمه؟
سرم رو با خجالت تکون دادم که بین پامو از روی شورت مالید.
- یعنی نمیدونی کی قطع میشه؟
- نه نامور جان.
نیشخندی زد و دستشو روی لبام کشید.
- پس فعلا قرار نیست سکس داشته باشیم نه؟
آب دهنمو قورت دادم که دستشو فرو کرد توی شورتم و اونجای خشکمو مالیدکه لرزیدم.
- میبینم یکی دروغ گفته!
روم خوابید و..
https://t.me/+gMkvMvAu1acyOThk
❌حامله شدم ولی بهش نگفتم و با بچم فرار کردم تا انتقام خیانتشو ازش بگیرم... | 452 |
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
