💋𝙎𝙀𝙓 𝙃𝙊𝙏💋
قناة بسيطة
إظهار المزيد
📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام 💋𝙎𝙀𝙓 𝙃𝙊𝙏💋
تُعد قناة 💋𝙎𝙀𝙓 𝙃𝙊𝙏💋 في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 10 709 مشتركاً، محتلاً المرتبة 30 142 في فئة الأروتيك والمرتبة 29 432 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 10 709 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 12 يونيو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -205، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -6، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 4.54%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 2.88% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 487 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 309 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 22.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل بهشت, وقت, بهشتم, خجالت, نوک.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
وصف القناة غير متوفر.
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 13 يونيو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الأروتيك.
10 709
المشتركون
-624 ساعات
-587 أيام
-20530 أيام
جاري تحميل البيانات...
جذب المشتركين
يونيو '26
يونيو '260
في 0 قنوات
مايو '260
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '260
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '260
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '250
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '250
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '250
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '250
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '250
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '250
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '250
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '250
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '250
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '250
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '250
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '250
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+5
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '240
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '240
في 6 قنوات
Get PRO
سبتمبر '240
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+305
في 13 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+69
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+2 296
في 80 قنوات
Get PRO
مايو '24
+4 340
في 162 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+4 302
في 330 قنوات
Get PRO
مارس '24
+7 638
في 307 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+6 339
في 162 قنوات
Get PRO
يناير '24
+6 702
في 289 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+3 402
في 157 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+4 404
في 200 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+3 959
في 188 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+1 176
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+3 268
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+2 661
في 6 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+4 131
في 2 قنوات
Get PRO
مايو '23
+2 183
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+2 899
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+4 500
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+3 827
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+5 265
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+7 895
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+8 425
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+9 271
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+3 407
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+4 634
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+5 350
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+1 756
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+473
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+306
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+272
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+87
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+407
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+688
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+523
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+1 838
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+3 024
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+4 678
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+2 792
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+1 838
في 0 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 13 يونيو | 0 | |||
| 12 يونيو | 0 | |||
| 11 يونيو | 0 | |||
| 10 يونيو | 0 | |||
| 09 يونيو | 0 | |||
| 08 يونيو | 0 | |||
| 07 يونيو | 0 | |||
| 06 يونيو | 0 | |||
| 05 يونيو | 0 | |||
| 04 يونيو | 0 | |||
| 03 يونيو | 0 | |||
| 02 يونيو | 0 | |||
| 01 يونيو | 0 |
منشورات القناة
-تو مسیحی؟
مسیحیا. سک.س واسشون عیب نداره نه؟
صورتم از خجالت سرخ شد و به دیوار راهروی کلانتری تکیه دادم.
-نه ماهم عقاید خاص خودمون و داریم.
خریدارانه نگاهم کرد و بی توجه به دستبندی که سرباز دور مچش بسته بود، نزدیکم اومد.
-ولی من عاشق اینم دخترای خارجی و ارضا کنم توله! تو پارتی گرفتنت نه؟ من اینجا آشنا دارم، آزادت میکنم، به شرطی که توام وقتی بردمت تو ماشین چند راند راضیم کنیو...🔞
https://t.me/+aJW5TQEGXHQ5NzBk
| 2 | - سنگ كاغذ قيچي بازي كنيم هر جا جفتمون قيچي اومد بايد بهشتامون و قيچي كنيم، قبوله؟!❌💦⛔️
شلوارش و از پاش درآورد و با شورت توري جلوم نشست.
- بيا تو بغلم بشين من مشتاق ماليده شدن اون گوشت تپل به بهشت نلين🩷🔥
پاهام و باهاش تنظيم كردم و توي همون حركت اول هر دو قيچي آورديم.
- اوف ميبينم كه قراره بهشتم باهات حال كنه چشم آبي🤤💦
با خنده شورتم و درآوردم و گفتم:
- پس آبم و خوب بيار كتي🔥🫦
بهشتم و به بهشتش ماليدم و با آهي كه كشيد…
https://t.me/+yuyjsS1_b5hmMjk0
شرط بستن رو پوزيشن قيچي كـ.ـصشون و به هم بمالن🤤🔞👅 | 33 |
| 3 | -میدونی مردم چی میگن؟ میگن پسر خان با خدمتکار عمارتشون میخوابه!
صداش رو بالا برد و عربده زد: مردم خیلی غلط میکنن! زود باش یه چی تنت کن باید بریم!
- چی کجا
دستای گرمش دور بازوی نحیفم چفت شد پر اخم لب زد: این کبودیا کار کیه شاپرک؟
آب دهنم گیر کرد تو گلوم. با من من گفتم:چی...چیزه خو...خوردم به در
نیشخندی به صورت ترسیدم زد، محکم کوبیدم به دیوار: میدونی بهم دروغ بگی چکارت میکنم خدمتکار کوچولو؟
سرمو انداختم پایین که بی هوا چونمو تو مشتش گرفت و ....
https://t.me/+irfEJvGfLKgyMDFk
خان و خانزاده ای که عاشق خدمتکار کوچولوی داستمانمون میشن و تن ظریف دخترکو حتی به زور مال خودشون میخوانو...
جدال بین پدر و پسر😱🙈🍃 | 36 |
| 4 | sticker.webp | 30 |
| 5 | هزينه هاى كلاس زبان واسه بچه ها انقد گرون شده که باید مدرک ایلتس و تافل و msrt و … واسه نسل جدید آرزوشو به گور ببریم؛ اما نگران نباشید کانال زیر آموزش زبان انگلیسی رو از سطح صفر به طور کاملا رایگان میذاره👏 : @zaban | 37 |
| 6 | 😱فکر میکنی خرید کردن از برندهای دنیا خیلی سخته؟
هنوزم نمیدونی میتونی خریدهای لوکس انجام بدی و به فاصله ی چند روز دستت باشه؟
✅دنبال جایی هستی که روزانه کلی تخفیف از آیتم های خاص بهت معرفی کنه؟
😍کافیه وارد کانال نیکان گالری بشی
👈🏻تجربه ی یک خرید امن از سایتهای مطرح جهانی
کمترین قیمت ارز
پشتیبانی ۲۴ ساعته
ارسال فوری
ترکیه و کانادا
تنها یک کلیک تا دنیای جدید
کانال تلگرام:
https://t.me/Nickangallery
https://t.me/Nickangallery
کانال در پیام رسان بله:
ble.ir/join/54tbM1UEMB | 35 |
| 7 | _زیادی کوچولویی واسه با من بودن!
با لوندی روی پاهاش نشستم.
_اما دوست دارم...
دست بزرگش رو کمرم نشست.
_زیر من طاقت نمیاری کوچولو...
بوسه ای روی گردنش زدم.
_میارم...
تا خواست بلند شه، تاپم و از تنم کندم که
چشماش میخ سینه هام شد.
_با دم شیر بازی کردی ولی دیگه راه فرار نیست...
https://t.me/+RMBS9wwzOExmNmI0
دختره ۱۷ ساله که عاشق همسایه شون میشه و...🥵🔞 | 74 |
| 8 | شورتمو کند و بو کشید:
-اوممم بوی بکری می ده!
مستش کرده بودم و توی حال خودش نبود
-با من بخواب علیهان من دوستت دارم
خندید مهربون! ولی مطمئنم فردا که منو لخت توی بغلش می دید دیگه مهربون نبود
-اخه کوچولو تو طاقت منو نداری که من واست خیلی بزرگم نیم وجبی
به گردنش چنگی زدم و حرفشو با لبام خفه کردم
-آهههه چقدر داغی ماتینا
گردنشو مکیدم که خودشو بین پام تنظیم کرد و من لرزیدم
-نترس کوچولو هواتو دارم فقط صدای ناله های نازتو آزاد کن
و با اولین ضربه ای که زد همزمان درد و لذت رو تجربه کردم و....
https://t.me/+RMBS9wwzOExmNmI0
صبح روز بعدش پسره بیدار میشه و دختره رو به حد مرگ کتک می زنه چون....🥺💔 | 241 |
| 9 | - سگم نکن... بیا بشین روش بخوابه!
شلوار و شورتمو کاملا پایین کشیدم و مقابل چشمای قرمزش پاهامو باز کردم... اگه تو ماشین نبودیم مطمئنم الان حسابمو بدجوری رسیده بود
- من گفتم وسط جاده شق کنی؟
کمربند ماشینو باز کرد خیز برداشت سمتم و تن نحیفمو کشید طرف خودش، توی بغلش قرار گرفتم
- پاهاتو باز کن و درست بشین روش !
لب گزیدم و با ناز پاهامو از هم باز کردم، سالارشو تو دست گرفتم و بعد از مالیدن سرش به هلوی خیسم آروم آروم بردمش داخل که میراث چشماشو بست... از فرصت سوء استفاده کردم و خواستم از روش بلند شم که کمرمو محکم گرفت و فشارم داد به آلت کلفتش، اشک تو چشام جمع شد و اون شروع کرد به تند تند ضربه زدن داخلم...
غرق خودمون بودیم که دو تقه به شیشه خورد، با دیدن مامور راهنمایی رانندگی هینی کشیدم و...🔞
https://t.me/+sxLwrd0q31w0ZjA0 | 231 |
| 10 | #پارت_2
داشتم یه پورن واقعی رو از نزدیک میدیدم
آقای کیانی با یه حرکت تمام حجم کفلتیش رو توی سوراخ دختره وارد کرد که به کاناپه چنگ زد و جیغ بلندی کشید:
- ایییی سوختم ... آههههه
به سینم چنگ زدم ... تند تند انگشتم رو توی شورتم تکون دادم و خودم رو با آبان تصور کردم.
تصور کردم که خودشو بهم میکوبه و آبش رو توی خالی میکنه.
شیار های بهشتم رو مالیدم و سرعتم رو بیشتر کردم.
_ هرزه عوضی درد داره اره؟
وحشیانه خودشو به اون دختر نگون بخت میکوبید
_ بگو کی.رم برای اون سوراخ گشادت هنوز کلفته اهه
صدای آه و نالهی اونا و حرف های رکیک و س.کسی آبان باعث شد کل وجودم داغ بشه.
روی زمین زانو زدم و انگشت هام رو ....
https://t.me/+LpShOi5Bwe1lYjg0 | 217 |
| 11 | لبم را به کام گرفت: قول میدم مراقبت باشم.
- من نمیخوام امشب باشه، میترسم خجالت بکشم.
- نمیشه عزیزکم، مردانگی من زیر سوال میره.
دستش روی سینهام نشست: کوچولوِ شیرینم.
منو تو آغوشش محصورم کرد و چسبوندم به خودش، لباسم را که بیرون آورد. از خجالت، آن نگاه درخشان به آغوش خودش پناه بردم و خودم رو تو بغلش گم کردم...
با دیدن مردانگی کلفت خان، آب دهنم از ترس قورت دادم: جا نمیشه دیاکوخان.
- نترس کوچولو، توی تخت دراز کشید رو من.
عروس کوچولو خان 🔞🔞🔞
https://t.me/+XBqQCvVlGJg5OGM8 | 184 |
| 12 | sticker.webp | 198 |
| 13 | اگر اهل فوتبال باشی، میدونی که هر ثانیهاش چقدر برات مهمه.. حالا اگر این ثانیهها با تاخیر به تو برسه، انگار لذت کل بازی از دست میره…⚽️
با اینترنت پرسرعت مخابرات بدون خرید اشتراک از آنتن میتونید مسابقات رو به صورت لایو تماشا کنید.
جام جهانی، بدون اشتراک، جلوتر از بقیه…😉
لینک عضویت برای اطلاع از طرحها و اخبار جدید:
https://t.me/operatorbefarmaeed | 170 |
| 14 | sticker.webp | 208 |
| 15 | ⭕️⭕️ 🕛🕛 ⭕️⭕️
جنبـه پولـدار شـدن رو داری؟
همیـن الان شـروع کـن! 👉
شاید دیدن این ویدیو زندگیت رو تغییر بده!
پس روی این لینک ضربه بزن
📱 کـانـال تـلـگـرام 👇👇👇
🆔 @Kingofdarkesm
🚨💝 مـشـاوره و ثـبـت سـفـارش ✅
👩🏻💻@BlackpnatherXm2
⏳⭕️ 👧 از این پیام، ساده رد نشو !!
شاید تنها فرصت طلایی ✔️ زندگیت باشه !
🔴🟢🔴🟢🔴🟢🔴 | 182 |
| 16 | Part 349
تا خود صبح خواب به چشمام نیومد
نمیتونستم بخوابم و فکر و خیال داشت دیوونه ام می کرد
هوا که کمی روشن شد منم با عجله کوله ام رو برداشتم و لباسامو پوشیدم و خیلی آروم و نامحسوس از اتاقم خارج شدم
بعد هم به طبقه پایین رفتم و وقتی خوب همه چیو چک کردم که مشملی پیش نیاد با عجله اما آروم از درب ورودی زدم بیرون
چندتا محافظ اطراف پرسه می زدن
صبر کردم که از این قسمت دور بشن تا راحت تر به سمت ماشین آرات برم
خودمو که به ماشین شاسی بلند گنده اش رسوندم دو دل بودم که برم تو صندوق عقب یا صندلی عقب ماشینش جا بگیرم
ولی با یه حساب سر انگشتی مشخص بود که آرات ساک و وسایلش رو صندوق میزاره پس اینطوری منو میبینه
خداروشکر هیچوقت تو عمارت درب ماشینش رو قفل نمیکرد
پس خیلی راحت وارد ماشین شدم و بین صندلی راننده و صندلی عقب کف ماشین نشستم
برای محکم کاری یه چادر سیاه رنگ هم آورده بودم و روی خودم انداختم که معلوم نباشم زیاد
خدا خدا می کردم کسی رو سوار ماشینش نکنه
وگرنه بدبخت میشدم و این بار سرم رو روی سینه ام می گذاشت
همونطوری که قایم شده بودم از خستگی چشمام سنگین شد و خوابم گرفت
نمیدونم چقدر بود که خوابیده بودم اما وقتی چشمامو باز کردم ساعت ۱۱.۳۰ بود
نگاهم رو از ساعتم که گرفتم توجهم به صدای آرات جلب شد
داشت با یکی صحبت می کرد
مگه الان نباید فرودگاه باشیم؟! از ساعت ۶ صبح تا حالا حتما باید رسیده باشیم پس چرا هنوز در حال حرکتیم!
کمی گوشه چادر رو زدم کنار و از مابین صندلی ها فواد رو دیدم که روی صندلی کنار راننده جا خوش کرده بود و گفت
_: همه چی تو مرز آماده است آقا به محض رسیدنمون میریم پای معامله
تا کردستان سه ساعت دیگه مونده بعدش هم تا مرزی میخوایم بریم یک ساعت
محموله ها همگی تو یه انبار اون اطرافن
محافظا رو هم ۳ برابر کردم
هرچند کسی از رقبا از این معامله خبر نداره
هرچی بیشتر حرف می زد بیشتر نمیفهمیدم چی میگه
معامله و محموله چی بود دیگه
آرات قرار بود بره اصفهان حالا کردستان ؟؟
لبمو گزیدم و با استرس دستامو به هم فشردم
چه غلطی کرده بودم آخه
چرا انقدر بی فکر عمل کردم که حالا گیر کنم توش
اصلا فرار کردنم ممکن نبود
حتی اگه از دست آراتم فرار می کردم چجوری از مرز کردستان خودمو به تهران می رسوندم! | 278 |
| 17 | Part 348
بهترین کار این بود برم و توی ماشین آرات قایم بشم
و تا فرودگاه برم باهاش
از اونجا دیگه راهمون جدا می شد و فرار می کردم!!
نیم نگاهی به آرات کردم که سرش رو روی شونه ام گذاشته بود و فیلم میدید
دلم نمی اومد ترکش کنم اما راهی هم برای موندن نداشتم
درسا مادر بچه اش بود و دیر یا زود اوکی میشدن و دیگه جایی برای من نبود
باید میشدم کلفت درسا!!!
بهتر بود زودتر به اتاقم برم و خودمو آماده کنم
آروم زیر گوش آرات گفتم
_: من حالم خوب نیست
دلتنگ مادرمم و روحیه ام داغونه برم اتاق خودم استراحت کنم باشه ؟
سرش رو از روی شونه ام برداشت
_: باشه برو ..... پس دیگه نمیبینمت تا هفته بعد
مراقب خودت باش!
نمیدونستم حرفاش واقعیه یا نه
ولی دیگه منو نمیدیدی آرات! هیچوقت دیگه قرار نبود منو ببینی
نیم نگاهی به خاتون و سهیلا خانوم کردم که غرق فیلم بودن و حتی حواسشون به ما نبود
دلم میخواست برای آخرین بار ببوسمش
دستمو روی گونه اش گذاشتم و لبامو به لباش چسبوندم
این اولین بار بود که من پیش قدم می شدم برای بوسیدنش
دستای آرات دور تنم حلقه شد و پرشور شروع به بوسیدنم کرد
باید آخرین بوسه رو توی ذهنم ثبت می کردم
بغضم گرفته بود اما نباید گریه می کردم
بوسیدنمون که تموم شد به آرومی گفتم
_: مراقب خودت باش ! دلم برات خیلی تنگ میشه
پیشونیم رو بوسید
_: زود برمیگردم بی تابی نکن
چیزی نگفتم و از کنارش بلند شدم که به اتاقم برم
از سالن که خارج شدم بغضم ترکید و اشکام جاری شد
قرار بود برای همیشه برم و دیگه نداشته باشمش
از اولم این زندگی حق من نبود
ولی نمیدونستم بعد رفتنم باید چیکار کنم
کجا برم و چجوری زندگیمو سر پا کنم
به اتاقم که رسیدم با عجله چند دست لباس جدا کردم و توی کوله ام گذاشتم
بیشتر از این نمیتوستم چیزی با خودم ببرم
با غصه خودمو روی تخت انداختم و توی خودم جمع شدم
دلم میخواست برای آخرین بار باهاش رابطه داشتم باشم اما نه
این باعث میشد دلتنگیم بیشتر بشه و رفتنم سخت تر
میخواستم میدون و برای درسا خالی کنم
از اولم هیچوقت آدم جنگیدن نبودم
که اگه بودم فریال به اون راحتی اموال پدرم رو بالا نمیکشید و تهشم خودمو بفروشه! | 281 |
| 18 | Part 198
قلبم از جا کنده شد
به اون قسمت از حرفای آقاجون که اجازه ازدواج رو داد اصلا فکر نکردم
تموم فکرم شد اون حرفش که گفت دختر پاک و خوبیه
زن عمو حتما منو معاینه می برد
آقاجون اگه بفهمه خودش با دستای خودش منو میکشه و تو باغچه چال میکنه
سرم سنگین شد و بغض عمیقی گلومو گرفت
باید به بارمان میگفتم؟؟
تا قبل معاینه درست می شدم
اصلا با وجود ترمیم دکتر نمیفهمید باکره نبودم
معلومه که میفهمید
لبمو گزیدم و فشارم داشت می افتاد
باید از بارمان کمک میخواستم ؟؟ نه اون دیگه دنبال زن سابقشه
مخصوصا اینکه نفس بیوه شده
بارمان فکر و ذکرش اونه
اصلا من چیکاره اش هستم که بخواد کمکم کنه.......
نگاهی به تمنا کردم تا نجاتم بده
بقیه داشتن بحث می کردن اما تمنا معنی نگاهمو فهمید
به بقیه گفت
_: باشه حالا بقیه حرفاتونو بعداً بزنید
اجازه بدید تیارا بره اتاقش حداقل لباساشو عوض کنه
لطفاً انقدر هم با حرفا و قضاوت هاتون آزارش ندید
من میدونم تیارا دلش پاکه فقط سقف آرزو هاش فرق دارن
پس لطف کنید انقدر قضاوتش نکنید
از شما بعیده آقاجون رو دختر دست گلت اینجوری عیب بزاری
گناه کبیره که نکرده
رفته تو یه شرکت مشغول شده
سفرشم کاری بوده تازه دوستاشم برده
اگه دوستاشو نمیبرد باید فکر میکردید رفته دنبال کارای دیگه
الانم اجازه بدید بره لباساشو عوض کنه کمی استراحت کنه
اما آقاجون همچنان عصبی بود
دلم نمیخواست به تمنا هم حرفی بزنه اما همه چی
به دلبخواه من نبود
برگشت سمت تمنا و گفت
_: بیخود گناهاشو نشور
اشتباه کرده تاوانشم میده
مراسم عقد رو آخر هفته در نظر میگیریم تا مهمونا رو دعوت کنیم و تدارکات رو ببینیم
مراسمم همینجا برگزار میشه
الانم برو اتاقت تیارا تا موقع شام
با قلبی شکسته و فکری خراب راهی اتاقم شدم
چجوری میرفتم معاینه ؟؟؟
هیچ راهی نداشتم
قبل از اینکه آقاجون خلاصم کنه باید خودم خودمو خلاص کنم ...... | 282 |
| 19 | Part 197
آقاجون با اخم های عمیقی نگاهم
از اون نگاه هایی که آدم میترسه و تاب نگاهو نداره
سرمو پایین انداختم
_: تو بیخود کردی سر خورد هرکار دلت خواسته کردی
ثابت کردی همین ارسلانی که میگفتی بی حیاعه از سرت زیادیه
بی حیا تویی که چادرتو گذاشتی کنار و پنهونی سفر میری و کار میکنی
بی حیا تویی که معلوم نیست چی تو اون سرت میگذره
دیگه حق نداری حتی دانشگاه بری!!!!
انقدر میمونی تو خونه تا یکی بیاد خواستگاریت
دلم هری ریخت پایین
اولین چیزی که به ذهنم اومد این بود دیگه نمیتونم بارمانو ببینم
دلم مچاله شد
اگه از خونه بیرون نرم
اگه ترمیم نکنم......
اگه بارمانو دیگه نبینم میمیرم.......
این وسط ارسلان عوضی و سو استفاده گر
پرید وسط بحث
با حالتی نیمچه مغرورانه که انگار واقعا از سرم زیادیه گفت
_: حاج عمو با اجازه خواستم بگم من هنوز به تیارا علاقه دارم
و دلم میخواد باهاش ازدواج کنم
اگه اجازه بدید مجدد خواستگاری کنم از تیارا و اجازه ازدواج رو بدید
زن عمو اخماشو کشید تو هم
پرید وسط بحث و گفت
_: ارسلان چی میگی مادر؟؟؟
من اصلا اجازه نمیدم همچین اتفاقی بیوفته
با دختری ازدواج کنی که معلوم نیست با کی رفته سفر و چیکارا کرده
دختری که اینهمه پنهون کاری و دروغ داشته؟؟
کسی به حرفش اهمیت نداد
منتظر حاج بابا بودیم
تو دلم خدا خدا کردم
خدا رو صدا زدم که حاج بابا مخالفت کنه
اما مخالفت نکرد ......
انگار که حکم مرگم همون لحظه رسید
حاج بابا نگاه عصبی به من کرد و گفت
_: من مخالفتی ندارم
تیارا هم حق نداره حرف رو حرفم بزنه
بهتره هرچه زودتر عقد کنید تا این لکه ننگ و بی آبرویی پاک بشه
درضمن زن داداش دختر من درسته پنهون کاری و دروغ داشته
اما میدونم دختر پاک و خوبیه
این حرفا همینجا خاک میشه و انتظار دارم باهاش بد رفتاری نداشته باشید...
در غیر این ازدواجی صورت نمیگیره
تیارا کم خواستگار نداده
ارسلان نشه یه نفر دیگه! | 275 |
| 20 | #پارت1
ضربه ای محکم به داخل دخترک میزند.
یک لحظه صدای ناله اش اتاق را پر میکند و شیره اش را داخل رَحِم دخترک خالی می کند.
با لبانش آه بلند بالایش را خفه میکند
تا به حال به چنین لذتی از طرف زنی به دست نیاورده بود! دستانش می لرزید از فرت لذتی که داشت.
آرام خودش را از داخل بدن او بیرون میکشد.
صدای آه کشیدنش دلش را حال میآورد.
نگاهی به پایین تنه اش می اندازد، یک لحظه شوکه می ماند!
خونِ روی پایین تنه اش ......
-تو،تو دختر بودی؟
https://t.me/+p3u1v5svM2ViNjRk | 393 |
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
