💋𝙎𝙀𝙓 𝙃𝙊𝙏💋
📈 تحلیل کانال تلگرام 💋𝙎𝙀𝙓 𝙃𝙊𝙏💋
کانال 💋𝙎𝙀𝙓 𝙃𝙊𝙏💋 در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 10 540 مشترک است و جایگاه 29 926 را در دسته ایراتیک و رتبه 29 548 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 10 540 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 07 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -214 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -3 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 5.36% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 3.26% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 565 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 344 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 17 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند بهشت, وقت, بهشتم, خجالت, نوک تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
توضیحی برای کانال ارائه نشده است.
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 08 ژوئیه, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته ایراتیک تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 08 ژوئیه | 0 | |||
| 07 ژوئیه | 0 | |||
| 06 ژوئیه | 0 | |||
| 05 ژوئیه | 0 | |||
| 04 ژوئیه | 0 | |||
| 03 ژوئیه | 0 | |||
| 02 ژوئیه | 0 | |||
| 01 ژوئیه | 0 |
| 2 | -حوله کوتاه میپوشی که سفیدیتو نشونم بدی؟!
با خجالت سعی کردم جلوشو بگیرم تا بیشتر سوتی ندادم:
-نمی دونستم خونه ای!
نیشخندی زد
-پس از قصد نپوشیدی؟!
از لحن تمسخر امیزش حرصم گرفت
-نخیر... بعدشم مگه خودت نگفتی کل تن و بدن سفید دیدی حالا چیشده؟ دلت لرزیده؟
با قدمای محکم نزدیک شد و گره ی حوله رو گرفت
-دلم لرزیده... اون قدری که به کم راضی نیستم!
وقتی حوله از دورم باز شد با شرم چشم بستم اما دستای اون....❌🔥
https://t.me/+zghPcBBrl_85NjM8 | 36 |
| 3 | #part5
-بمالش ...تند تر بمالش...🔞🔥
نوچ نوچی کرد و تیکه یخی از داخل ظرف برداشت
لبخند خبیثی زد و یخ رو روی بهشتم گذاشت که جیغ بلندی از سر شهوت کشیدم
سیلی به سینم زد و گفت :
-میخوام ببینم بهشت داغت چطوری این یخ رو آب میکنه!
با دستش محکم تو بهشت.م تلمبه میزد آه و نالم با کاری که کرد به فریاد تبدیل شد.
دیلدوی فلفلی و تو کـ.ونم عقب جلو کرد که
خمار نگاهش کردم دلم میخواست ار.ضام کنه...همچنان داشت کـ🔥ـصمو میمالید
_مامی ار.ضام کن دلم تورو میخواد اه 🤤
لبخند خبیثی زد و تکه یخ رو روی بهشتمو گذاشت که جیغ بلندی از سر شهوت کشیدم سیلی به سینم زد و گفت :
-میخوام ببینم بهشت داغت چطوری این یخ رو آب میکنه!💦
https://t.me/+NeLXKRjFm9g2ODFk
با یخ بهشت داغشو ار.ضا میکنه و...🔞❌ | 32 |
| 4 | #پارت1🔞
_اوووف....بهش نمیخورد همچین کلفتی داشته باشه!
با فرو کردن بیشتر انگشتام تو شورتکم خیره به مدیر برنامه لعنتیم چو.چولمو از زیر شورت محکم فشار دادم و چشمام سیاهی رفت
عوضی در حالی که رو تخت نشسته بود داشت یه بهشت سیلیکونی لزجو رو کلفتش بالا پایین میکرد و با تصور بهشت خودم که رو کلفتش نشسته بود لبمو گزیدم و تندتر بهشتمو مالیدم
_فــا.کککک....الاناس که بهشتم بترکه....وای من اون کلفتو میخوام!
بهشت سلیکونی تند تند تو دستش عقب جلو میشد و کلفتی آلتش نزدیک بود اون عروسک کوچولوی رو کلفتشو از وسط پاره کنه و طاقت نیاوردم و بلاخره درو باز کردم
_وقتی یه بهشت واقعی هست چرا با اون ج.ق میزنی عماد خان؟!🔞🔞🔞
https://t.me/+AoCR0ZqrPy5jNDdk | 32 |
| 5 | Part 360
آرات برای من لباس گرفته بود؟
کی وقت کرد بره لباس بگیره......
اما با دیدن لباسا متوجه شدم که لباسای خودمو از داخل کوله ام برداشته و به پرستار داده
به کمک پرستار پوشیدمشون و لباسهای کثیفم رو داخل کوله گذاشتم
درد خفیفی داشتم که قابل تحمل بود
از اتاق که خارج شدم اولین چیزی که به چشمم اومد نگاه سرد آرات بود
حرفی نزد
حتی چیزی راجب وضعیتم نپرسید
حتما میدونست چی به سرم اومده ، حتما میدونست بچه خودش از بین رفته
نمیخواستم باهاش حرفی بزنم
بدون اینکه چیزی بگه راه افتاد
منم پشت سرش به سمت ماشین رفتیم
به زحمت سوار شدم و اونم سر جاش نشست و حرکت کرد
یک ربع گذشت و دیدم نمیتونم تحمل کنم
_: میدونی چه بلایی سرم آوردی؟
من که هیچی سر بچه خودت!
اخمی کرد و اما نگاهم نکرد
_: من فقط یه بچه دارم اونم برسامه! توام هر بلایی که سرت اومده تاوان اشتباهات خودته
اون بچه هم همون بهتر که نیومد ! چون من نمیخواستمش
شوکه نگاهش کردم
چطور یهو انقد تغییر کرده بود
چجوری به سرعت آنقدر سنگدل شده بود که راحت از نخواستن بچه ای می گفت که از وجود خودش بوده
تا این حد نامرد بود؟!
لبمو گزیدم
_: مهم نیست که نمیخواستیش! ولی من میخواستمش
خودم میتونستم بزرگش کنم
تو فقط به فکر پسرت از زنی هستی که حتی آدم حسابت نکرد و با برادرت ریخت رو هم
لیاقتت در همین حده که اون پسرت هم پس فردا عین مادرش بهت خیانت کنه
نفهمیدم چی شد که یهو پشت لبم سوخت
با پشت دست کوبیده بود تو دهنم و شوری خون رو توی دهنم حس کردم
_: دهنتو ببند ماهک تا بیشتر از این عصبی نشدم!!
اونقدر نگهت میدارم تا ببینی چجوری اون پسر و مادرش رو به هر جایی که بخوام میکشونم و سهم تو فقط حسرته
خیال میکردم آدمی و میتونم بهت بها بدم
اما تخم و ترکه ات از پدر بی وجودته که اینطوری دهنت و وا میکنی و چرت تحویلم میدی
حس کردم صدای شکستن قلبم اونقدر بلند بوده که حتی آرات هم شنید
خودم و وجودم و زندگیم زیر پاهای بی رحمش له شد اما اجازه نمیدادم پدرم له بشه
_: راج......راجب پدرم درست حرف بزن...... تو حق نداری توهین کنی
پوزخندی زد
_: پدرت؟ کدوم پدر!؟ همون بی شرفی که دامن خانواده منو لکه دار کرد؟ | 76 |
| 6 | Part 209
مجلس تو سکوت کامل فرو رفت
حتی صدای نفس کسی در نمی اومد
ارسلان که کنارم نشسته بود کاملا شوکه و وا رفته برگشت و نگاهم کرد
حاج بابا با عصبانیت برگه رو نگاه کرد
هرچی بیشتر می خوند بیشتر اخم هاش تو هم فرو می رفت
سرشو بالا گرفت و با چشمای برزخی به من و بعد به بارمان نگاه کرد
برگه رو تو دستش فشرد و با عصبانیت گفت
_: برو بیرون پسر
این وصله ها به خانواده و دختر من نمیچسبه
برو و آبرو ریزی راه ننداز
این دروغه دختر من اهل این کارا نیس
کی تورو فرستاده تا آبروی منو ببری؟؟؟
قلبم پر تپش و بی قرار میتپید
ازش خواسته بودم بیاد نجاتم بده
اما حالا این بی آبرویی رو راه انداخته بود
من نمیخواستم آبروی خانواده ام اینجوری لگد مال بشه
بارمان پوزخندی زد و با تمسخر گفت
_: عجب!! خانواده با اصالت و با آبروی شما این وصله ها بهش نمیچسبه؟؟؟
حاجی به خودت بیا کلاهتو بنداز بالا تر
دختر عزیزت ناموس من محسوب میشه
این برگه ثابت میکنه دخترت زنمه
من کاری با آبروی شما ندارم
اومدم زنمو ببرم تا همینجاشم زیادی تو خونه شما مونده.....
در غیر این صورت پلیس خبر میکنم بریم کلانتری همه چی اونجا معلوم بشه!!!!
حرفاش که تموم شد پچ پچ ها شروع شد
داشتن آبروی چندین ساله پدر منو به سخره می گرفتن
قلبم فشرده شد اما نمیتونستم حرفی بزنم
همین که سکوت کرده بودم و حرفی نمیزدم مهر تایید به حرفای بارمان می زد
ارسلان اما آتیشی شد و با حرص بلند شد و گفت
_: چی میگی مرتیکه
دختر عموی من اهل این کارا نیست
گمشو برو بیرون دنبال شر نگرد
وگرنه بدجوری حالیت میکنم!!!
بارمان ارسلان رو حتی آدم حساب نکرد
با پوزخند و چشمایی که تمسخر توشون موج می زد فقط نگاهش کرد
بعد هم برگشت سمت من و گفت
_: پاشو بریم تیارا
تو باید جایی باشی که شوهرت اونجاست
وقت رفتنه ........ | 79 |
| 7 | سکـس خشن با زن صیغه ای برادرش🔞👇🏿💦
#part33
_مهلت صیـغه ات با داداشم تموم شده بدو لنگتو باز کن ناز
بهشت صورتیشو باز کرد
_اههه کلفتتو کلفت تر از داداشته اومم همش دوست داشتم کلفتتو تو بهشتم حس کنم
با حس شهـوانی و کثیف کلفتمو تو بهشتش کردم و ممه های هشتادو پنجشو تو مشتم فشار دادم
_آهه تلمبه بزن اوومم میخوام اینبار صیغه خودت شمم
https://t.me/+cwfQSyT-x9NmM2Y8
دختر جنـده هر برا صیغه یکی از برادرا میشه و بهشت میده🤤🔞💦 | 272 |
| 8 | _دهنتو خوب باز کن، بذار ددی بذاره توی دهنت کوچولوت👅🍓
ترسیده چند قدم عقب رفت که تعادلشو از دست داد افتاد روی تخت روش خیمه زدم اروم لیسی به گردنش زدم
_وقتی کنار گردنت نفس میکشم قلقلکت میگیره باعث میشه دهنتو باز کنی🥵🔥
اروم دستی به پایین تنهش کشیدم که یهو دهنشو باز کرد و همون موقع.....
https://t.me/+LgS5ndfPr_gxYmFk
https://t.me/+LgS5ndfPr_gxYmFk
لیتلبوی کیوتی که مریض شده و ددیش بزور بهش شربت سرماخوردگی ولی بیبیش حالش بد میشه😱♨️ | 265 |
| 9 | فاحـــ..شه تلگرامی🔞❌💦
روی تخت دراز کشیدم و پاهام رو باز تر کردم.
دوربین رو تنظیم کردم و این بار گذاشتم آه و ناله های غلیظ و دخترونه ام هم توی ویس بیفته.
برای اینکه تصویر واضح تر باشه دوربین رو به جایی تکیه دادم.
پاهام رو براش باز کردم و تپلمو جلوی دوربین تنظیم کردم.
تپلمو با دو انگشت باز کردم و با دست دیگه ام حسابی براش مالیدم.
- آهههه.... اوووففف اوووفففف
کمرم رو از روی تخت بلند کردم و .....🔞💧
https://t.me/+4iHQ7qnWetA2Zjdk
دختره با ویدیو گرفتن از بدنش پول در میاره👆💸 | 267 |
| 10 | بهم میگفت مثل عشق سابقشم که با دستای خودش کشتتش!❌
تو یه تصادف غیر منتظره دوست دخترش مرد. و حالا اون مونده با غمِ دوریش.
با فکر اون و تصور اون دختر بهم نزدیک میشد، لمسم میکرد، کنارم میخوابید. هیچ وقت عکسش رو از گوشیش پاک نکرد. نمیتونستم تحمل کنم و بهش گفتم میخوام رسمی با رفیقش ازدواج کنم. اون دیونه شد... زد به سیم آخر و منو تهدید کرد که میتونه تاریخ رو دوباره تکرار کنه❌
اون منو میخواست و من تحمل این مبارزه رو نداشتم🥲
https://t.me/+CFqJw3hDQgczOTZk | 237 |
| 11 | : مگه شوهرت شیرین عقل نیست پس این کبودیا از کجا اومدن!؟
حرف برادر ناتنیم مثل آب یخ بود شوکه تو مبل فرو رفتم نگاه همه چرخید سمتم
از گوشه چشم پوزخند محو آتشو رو لباش دیدم
عوضی دیشب با همین لبا به جون تنو بدنم افتاده بود و حالا ادای آدمای شیرین عقلو درمیاورد
: میدونی که خیانت جرمش سنگساره دیگه!!
از شدت بهت خشکم زد اخمای آتش توهم رفتن انتظار نداشتم بخاطر من از نقشش بیرون بیاد اما با حرفی که زد رسما کیشو ماتم کرد
_ از کی تا حالا کبودیای رو تن منو می شماری حرومزاده!؟🔥
https://t.me/+WILbhADq2ZE1NWI0 | 415 |
| 12 | _جـان قباد ؟ دیگه تموم شد
گریه نکن فرفریم
-درد...درد دارم...زیر دلم...اییی
- به خانـومم نگفته بودم نباید بدون اجازهی شوهـرش بره بیـرون؟
با حرکت دستش به طرف لای پاهام با التماس گفتم
_ ق...قباد
_ شششش سااااااکت میشی عمر قباد
باید یادت بمونه شوهر داری پس تحمل کن بریم واسه راند دوم...🥵🔥❌
یهو با کاری که کرد ...
https://t.me/+wLMGn1EXkKRiZDRk
دختره از خونه شوهرش فرار میکنه و وقتی قباد پیداش میکنه باهاش کاری میکنه که... | 394 |
| 13 | جر خوردن بهشتم زیر خان روستا🔞💦
#part39
-دوستپسرت میتونست اینطوری بهشتتو جر بده؟
با درد و شهوت جیغ کشیدم و اون دوباره کلفتشو تو بهشتم کوبید
-هوم؟میتونست پنجبار پشت هم ارضات کنه؟
این بار با گریه جواب دادم
-نه،نه هیچکس مثل تو نمیتونه بهشتمو ارضا کنه اسفند خان!وای مردم،ولم کن
کلفتشو از تو بهشتم بیرون کشید.دوبار کوبیدش بالای بهشتم و غرید
-هنوز باید یه بار دیگه برام ارضا شی ترلان💦❗️
دوباره کلفتشو تا ته توی بهشت خیس و دردناکم کوبید و...
https://t.me/+zunFsK6HdQNkYzc8
اسفندیار خان،ارباب زادهی اصیل و خشن که شهوتش با یه دختر 17 سالهی سکسی بیدار شده و نمیتونه از گاییدن بهشت بگذره و هر روز...😱💦😈 | 389 |
| 14 | _یه بهشت آبدار به من بدین میخوام برگردم کردستان تا کمر دارم تـقه بزنم
_یه بهشت گوشتی که طاقت کـلفت تمام عیار منو داشته باشه
غلام دخترشو کشید جلوم و خمش کرد
_بیا آقا یه دختر آکبند مناسب شما
_زیرم طاقت میاره غلام؟
بهشت صورتی دخترشو با دستاش باز کرد
_امتحان کنید اقا مال خودتونه
کلفتمو از تو شلوارم در اوردم و رو تپـل گوشتیش گذاشتم و توی یه حرکت...🔞💦
https://t.me/+cwfQSyT-x9NmM2Y8
از بندر یه دختر میخره و همونجا جلوی پدرش اونو جـــرش میده😈🍆💦 | 389 |
| 15 | #پیرمردحشـــریدامداری😈🔞
#part7
💦🔞تو زمین کشاورزی با لباس مدرسه روی کلفت شهریارخان صاحب مزرعه کلفتا سواری میکردم که صدای آه و ناله هام توی مزرعه پیچیده بود...💦🔞
_جووون آههه اووف گا.ییدن بهشت و کو.ن دختر بچه چه حالی میده آههه بهشتت کلفتمو بلعیده توله سگ حشری آهه...💦💦
جفتم گاو و گوسفندا جفتگیری میکردن و صدای شلپ شلوپ تلمبه هاش با صدای ناله حیوانات حشری پیچیده بود...
_آههه اووم شهریار اووف الان زنت میاد آههه میبینه دارم روی کلفت شوهرش سواری میکنم اووف...
تا آب داغش توی بهشتمم پاچید در گاوداری باز شد و.....
https://t.me/+moNR0wxzITU2ZGE8
تو زمین دامداری با کلفتش ترتیب بهشت و کو.ن دختر ۱۷ساله حشری رو میده که زنش مچشونو میگیره و...💦🔞🙊👆🏼 | 386 |
| 16 | - نماز میخونم جلوم شِیک میزنی قرآن میخونم صدا موزیکو میبری بالا! میگم بریم زیارت، خانوم میره بازار پِیِ سیاحت! میگم غسل کن تصدقت شم، جُنُبی، میگی لاکامو پاک کن! چیکارِت کنم حنا؟ خودت بگو!❌🔞
لب ورمیچینه و روی پنجهی پا بلند میشه و روی لبامو میبوسه و هوش از سرم میپرونه!
- کارای خوب خوب باهام بکن قول میدم بعدش با خودت بیام حموم برا غسل!🔞
https://t.me/+G0lPD0aKdt83MzI8 | 476 |
| 17 | #دانشاموزایحشـــری😈🔞
#part6
- عاحــییی...بهشتت و حرکت بده رو لباگ بازبونم سوراخ صورتی داغ و خیست رو حس بلیسم...👅🔥
روی دهن خانم معلم سکسیم نشستم و بهشت تپلمو حرکت دادم. زبون داغش محکم روی بهشت و چو.چو.لم میچرخید.
ناله ای کردم که نرگس بعشت تپلشو تند تند رو ک.ص حجیم و خیس خانم معلم تکون داد و ناله ای کرد..
ممه های درشتش و چنگ گرفت.
- اییی خانم معلم دارم ار.ضا میشمممم اممممم...
خانم معلم با این حرف نرگس زبونشو لول کرد و تو سوراخ صورتی و تنگم هل داد که عاح بلندی کشیدم.
- آه.. آه... بیشتر خانم معلمممم بیشتررررر
با حس اینکه دارم ار.ضا میشم ناله ای کردم که در اتاق باز شد و شوهر خانم معلم...😱❌🔞
https://t.me/+VS-y9Sgad8AxNjRk
https://t.me/+VS-y9Sgad8AxNjRk
تریســــــامبامعلمسکسیوحشری😈🔞
#ممنوعهههههههخیسکن💧🤤 | 464 |
| 18 | #خیـــاطحشـــــــــــــــــــــــری🫦💦
#part1
دستشو روی بهشتش گذاشته بود و داشت بهشتش رو میمالید و فیلم پورن میدید باورم نمیشد پرسنلم توی محل کارش جق بزنه و فکر کنه دوربینا فعال نیستن💧
دو انگشتی بهشت تپلش رو میمالید دوربین رو زوم کردم تا سوراخ بهشتش رو بهتر ببینم یه سوراخ تنگ و صورتی داشت
کـلفتم شق شد و با شهوت دستمو روی کـلفتم گذاشتم و منم شروع کردم همزمان با جق زدن اون جق زدن بهشت تپلش رو میمالید و همزمان با آه و ناله کردن فیلم پورن اونم آه و ناله میکرد..📷💦👇
https://t.me/+8J9XCLXknIZmZGY8
خیاطی که توی محل کارش داشت جق میزد و صاحب کارش از توی دوربینا دیدش میزد🙈💦 | 446 |
| 19 | تصور کن:
دختر لیتل لخت وسط تخت نشسته، پاهاش کامل باز.
دو تا ددیاش دعوا دارن کلفت کدوم کونشو بگاد کدوم بهشتشو 🤪🫦
دختره با خنده و ناله همزمان:
«خدایا این دوتا بابای احمقم... بیاین یکی تو بهشتم بکنه، یکی تو کونم، بعد جابجا شید تا هر دو سوراخم پر بشه! دعوا بس کنید دیگه!» 😂❤️🔥
#تریسام Daddy-Little پر از دعوای بهشت و کون!
https://t.me/+1CzLAVKvpcowMGJk
مسابقه احمقانه ددی ها برای انتخاب سوراخ 🔞🤓 | 441 |
| 20 | اخذ مدارک دانشگاه آزاد
واحدهای معتبر تهران
کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکترا
با استعلام
💥( بدون پیش پرداخت) 💥
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
Telegram :
👇👇👇👇
@irantahsilat_iau
Instagram :
👇👇👇👇
Https://instagram.com/uni.irantahsilat
ادمین جهت پاسخگویی👇:
@madrakuni | 414 |
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
