en
Feedback
دوزخ امّا سرد

دوزخ امّا سرد

Open in Telegram

lasciate ogni speranza, voi ch'entrate. جهان پیر است و بی‌بنیاد دانش‌آموزِ ازلی فرهنگ، ادبیات، فلسفه و سیاست شاگردِ استادان برای ایرانی آزاد زن زندگی آزادی

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel دوزخ امّا سرد

Channel دوزخ امّا سرد (@startreatments) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 11 507 subscribers, ranking 4 501 in the Politics category and 27 357 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 11 507 subscribers.

According to the latest data from 09 July, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 417 over the last 30 days and by -1 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 42.25%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 18.73% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 4 865 views. Within the first day, a publication typically gains 2 157 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 10.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as سیاسی, blackout, چه‌طور, شیخ, جا.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
lasciate ogni speranza, voi ch'entrate. جهان پیر است و بی‌بنیاد دانش‌آموزِ ازلی فرهنگ، ادبیات، فلسفه و سیاست شاگردِ استادان برای ایرانی آزاد زن زندگی آزادی

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 10 July, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Politics category.

11 507
Subscribers
-124 hours
+557 days
+41730 days
Posts Archive
ـــــــــــــ

ـــــــــــــ

در جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶، بیش‌تر «دوست دارید» کدام یک از هشت تیم باقی‌مانده قهرمان شود؟ (امکان انتخاب چند گزینه وجود دارد)
Anonymous voting

شوبرتیدیم آن‌طرف‌. بخوانید و بشنوید.

سوگواران تو امروز وحوشند همه و دهان‌های وقاحت به‌خروشند همه - اِخْوانیات

رندی وستون آهنگ‌ساز و پیانیست آمریکایی‌ است که به‌واسطهٔ رجوع مداومش به ریشه‌های آفریقاییِ موسیقی جاز/جَز شناخته می‌شود. آلبوم «خپرا» (۱۹۹۸) را می‌توان از نقاط اوج پختگی او دانست. جایی که نه‌تنها مایه‌های فرهنگی‌اش را از مراکش تا آفریقای سیاه پِی می‌گیرد، که در جست‌وجوی زبانی نو تا شرق آسیا و چین نیز پیش می‌رود. رندی می‌گوید خپرا قرار بوده حال و هوایی آیینی داشته باشد و سپس الهام‌بخش اصلی اثر را شیخ آنتا دیوپ معرفی می‌کند: «یکی از استادان حقیقی سیارهٔ ما. او مردی سنگالی بود: تاریخ‌دان، مصرشناس، دانشمند، فیزیک‌دان هسته‌ای، زبان‌شناس و به‌طور کلی اندیشمندی دوراندیش از روستایی به نام کایتو. برای 'خپرا' قطعه‌ای نوشتم به نام 'بورام خام‌خام' که در زبان ولوف (زبان پیشااستعماری سنگال) به معنای مردی با عالی‌ترین درجهٔ درستکاری است. کتاب او با عنوان 'تمدن و بربریت' را خوانده بودم. تاریخ‌نگاران مهمی چون جان هنریک کلارک، ایوان ون سرتیما و وِین چاندلر همگی از دیوپ به‌عنوان استادی والا یاد می‌کنند.» تا این‌جا امر شگفتی رخ نداده، اما ماجرا وقتی جالب می‌شود که رندی در کنسرتی به‌طور اتفاقی با نوازندهٔ چینی-آمریکایی، مين شیائو فِن آشنا می‌شود. فِن به پیانونوازی او ابراز علاقه کرده و راجع به ساز تخصصی‌اش یعنی پیپا توضیح می‌دهد. وستون می‌نویسد: «وقتی به خانه‌ام آمد و شروع به نواختن پیپا کرد، موسیقی‌اش عمیقاً مرا تحت تأثیر قرار داد. ناگهان جرقه‌ای در ذهنم زده شد. سال ۱۹۶۷ در رباط، در کنسرواتوار موسیقی، استادی بود که فکر می‌کنم نامش آقای آگومی بود. پس از اجرای کنسرتی به دیدارش رفتم و در آن‌جا پیانویی بسیار بزرگ دیدم. وقتی پرسیدم این پیانوی غیرمعمول از کجا آمده، گفت از چین است. اصلاً نمی‌دانستم چینی‌ها پیانو می‌سازند. او گفت زمانی به پکن سفر کرده و یک ارکستر سنتی چینی را شنیده و سازهایی دیده که بسیار شبیه سازهای سنتی مراکشی بوده‌اند. همچنین به یاد داشت مردمانی که در جنوب مراکش زندگی می‌کنند، چهره‌هایی شبیه چینی‌ها دارند و موسیقی‌شان نیز به موسیقی چینی شباهت دارد. بنابراین وقتی با مین شیائو فن آشنا شدم، بخشی از این موسیقی جنوب مراکش را برایش نواختم و او گفت: "این موسیقی چینی است." و من گفتم: "نه، این موسیقی آفریقایی-چینی است." و این حرف حسابی او را شگفت‌زده کرد.» آن دو سپس نوشته‌ها و کتاب‌هایی از وِین چاندلر و کای سی چانگ می‌خوانند و بیش‌تر به ارتباطات بین چین و آفریقا علاقه‌مند می‌شوند. وستون نام «خپرا/خپری» را از یالینگی نگِمی -مترجم کتاب دیوپ- آموخت که آن را روی پوسترهای تئاتر شعر آفریقایی‌اش چاپ می‌کرد: «این واژه دارای معانی روحانی متعددی است، چرا که مصر باستان سرشار از پیچیدگی است. اما در اصل به معنای دگرگونی و نوزایی است، همان چیزی که برای مردم ما رخ داده است. اگر دقت کنیم، از 'رنگین‌پوست' به 'نگرو'، سپس به 'آفرو-آمریکایی' و بعد به 'آفریقایی-آمریکایی' رسیده‌ایم. اما واقعیت این است که همه ما مردمانی آفریقایی هستیم.» آلبوم پس از انتشار نقدهای بسیار مثبتی دریافت کرد. ویلارد جنکیز در JazzTimes «توانایی عجیب رندی در بازسازی، حفظ تازگی در ملودی‌ها و ریتم‌هایی است که او بارها بررسی کرده است» را ستود و ریچارد اس. گینل در AllMusic نوشت: «این آلبوم اثری قدرتمند و حتی رویایی برای هر نوازنده‌ای است، چه برسد به نوازنده‌ای در اوایل دهه هفتاد زندگی‌اش.» قطعه‌ای که می‌شنوید یعنی «شانگ» حاصل هم‌کاری وستون با خانم فِن است، به یادبود همان ارتباط آفریقایی‌ با سلسلهٔ شانگ. هرچند، شانگ در موسیقی چینی نام یکی از پنج نُت‌شان نیز هست و احتمالاً این امر هم در نام‌گذاری بی‌تأثیر نبوده. نقل‌‌های وستون از: African Rhythms: The Autobiography of Randy Weston, Duke University Press, 2010, p: 230-235.

#jazz #spiritual_jazz #ethno_jazz @startreatments

از دردسرهای حکومت نامشروع این است که هزینهٔ اثبات واهی محبوبیتش سر به فلک کشیده و به بخشی مهم از مخارج‌ تبدیل می‌شود. چنین نظمی چون از درون تُهی‌ست و نسبتش با جامعه بر اجبار و عادت استوار شده، ناگزیر است مدام برای خود «صحنه» بسازد؛ صحنه‌هایی که قرار است جای خالی مشروعیت را با تصویر و نمایش پُر کنند. روند مراسم تشییع خامنه‌ای را بنگرید، یک هفته پایتخت و چند شهر مهم را درگیر و شبکه‌های اداری، رسانه‌ای و امنیتی را به خط می‌کنند تا از دل این بسیج مصنوعی «نمادی» بیرون بکشند. نمادی که در وضعیتی عادی و در نظمی برخوردار از حداقلِ اعتماد عمومی، با درصد مشارکت بالای هر انتخابات قابل سنجش و مشاهده می‌بود و نیازی به این حجم از مسخره‌بازی نمی‌داشت. همین را تعمیم دهید به رقابت بر سر هرچه بزرگ‌تر و فربه‌‌تر کردن مراسماتی مانند غدیر، فاطمیه و الخ برای زورآزمایی فرهنگی.

معرفی دو نسخهٔ قرن نوزدهمی عادی و نفیس از کتاب مصور «مصر و نوبه»، اثر دیوید رابرتز و لویی هاگ.

در این کتاب تقریباً تمام لیتوگراف‌های رابرتز از مصر با روایتی از سفر او مبتنی بر خاطراتی که نوشته موجود است.

دیوید رابرتز نقاش و جهان‌گرد اسکاتلندی قرن نوزدهم بود که در اوج تب شرق‌گرایی اروپا به غرب آسیا و شمال آفریقا سفر کرد. او در فاصلهٔ سال‌های ۱۸۳۸ تا ۱۸۳۹ به مصر رفت و از مسیر اسکندریه وارد شد، سپس به قاهره رسید و در ادامه در امتداد رود نیل پیش رفت. در این مسیر، بناهای شاخصی چون اهرام جیزه، معابد باستانی و ابنیهٔ فرعونی و البته معماری دورهٔ اسلامی، مقابر، مساجد و حتی بافت شهری قاهره را با دقتی کم‌نظیر ثبت کرد. طراحی‌های او بعداً به کمک لویی هاگ به صورت کتابی لیتوگرافیک و نفیس با نام «سرزمین مقدس، سوریه، ادوم، عربستان، مصر و نوبه» منتشر شد و تصویری خیال‌انگیز اما نسبتاً دقیق از مصر به اروپایی‌ها داد. برخی نسخه‌های کتاب به صورت دستی رنگ‌آمیزی شده بودند که جزو گران‌ترین آثار مکتوب قرن نوزدهم محسوب می‌شوند. بسیاری از بنا و مکان‌هایی که رابرتز به تصویر کشید، پیش از آن هرگز یا به‌طور کلی، یا با چنان دقتی طراحی نشده بودند، درحالی که تقریباً تمام مقاطع داستان‌های کتاب مقدس در آنان رخ می‌داد و بارها به شکلی خیالی توسط نقاشان غربی کشیده شده بودند. این مسئله از مهم‌ترین دلایل اهمیت و تأثیرگذاری کتاب در پیش از دوران توسعه و گستردگی صنعت عکاسی به شمار می‌رود.

دیوید رابرتز نقاش و جهان‌گرد اسکاتلندی قرن نوزدهم بود که در اوج تب شرق‌گرایی اروپا به غرب آسیا و شمال آفریقا سفر کرد. او در فاصلهٔ سال‌های ۱۸۳۸ تا ۱۸۳۹ به مصر رفت و از مسیر اسکندریه وارد شد، سپس به قاهره رسید و در ادامه در امتداد رود نیل پیش رفت. در این مسیر، بناهای شاخصی چون اهرام جیزه، معابد باستانی و ابنیهٔ فرعونی و البته معماری دورهٔ اسلامی، مقابر، مساجد و حتی بافت شهری قاهره را با دقتی کم‌نظیر ثبت کرد. طراحی‌های او بعداً به کمک لویی هاگ به صورت کتابی لیتوگرافیک و نفیس با نام «سرزمین مقدس، سوریه، ادوم، عربستان، مصر و نوبه» منتشر شد و تصویری خیال‌انگیز اما, نسبتاً دقیق از مصر به اروپایی‌ها داد. برخی نسخه‌های کتاب به صورت دستی رنگ‌آمیزی شده بودند که جزو گران‌ترین آثار مکتوب قرن نوزدهم محسوب می‌شوند. بسیاری از بنا و مکان‌هایی که رابرتز به تصویر کشید، پیش از آن هرگز یا به‌طور کلی، یا با چنان دقتی طراحی نشده بودند، درحالی که تقریباً تمام مقاطع داستان‌های کتاب مقدس در آنان رخ می‌داد و بارها به شکلی خیالی توسط نقاشان غربی کشیده شده بودند. این مسئله از مهم‌ترین دلایل اهمیت و تأثیرگذاری کتاب در پیش از دوران توسعه و گستردگی صنعت عکاسی به شمار می‌رود.

طرح‌هایی از سفر به مصر، اثر دیوید رابرتز.
طرح‌هایی از سفر به مصر، اثر دیوید رابرتز.

طرح‌هایی از مصر، اثر دیوید رابرتز.
طرح‌هایی از مصر، اثر دیوید رابرتز.

واقعاً تبلیغه ولی خب تبلیغ کانال خودم و دوستانمه نگران نباشید.

چه‌طور هنوز در بهترین کانال موسیقی تلگرام عضو نیستید؟ عضو باشید.

ـــــــــــــ

افرادی مثل امیر لطف‌زمان از ناکجاآباد می‌آیند و با زحمتی که برای عمومی‌سازی اطلاعات می‌کشند زندگی‌ را شیرین می‌کنند.
افرادی مثل امیر لطف‌زمان از ناکجاآباد می‌آیند و با زحمتی که برای عمومی‌سازی اطلاعات می‌کشند زندگی‌ را شیرین می‌کنند.

«الرجز» در عربی به طیفی از معانی مثل اضطراب، پلیدی، وسوسه و عذاب دلالت دارد، اما در اصل به لرزشی ناشی از درد در پای شتر اشاره می‌کرده که حرکتش را از حالت معمول خارج می‌کند. بحر «رجز» در شعر عربی و بعدتر فارسی هم از همین‌جا نام گرفته: وزنی مبتنی بر تکرارِ تحرک و سکون، شبیه گام‌های منقطع و نوسانی شتری که از رجز رنج می‌برد. در اواخر قرن بیستم، کالین باس -بیسیست گروه بریتانیایی کمل- کتابی به اندی لاتیمر -رهبر گروه- قرض داد که در آن به سرودِ هم‌آهنگ با گام شترانِ بادیه‌نشینان عرب در طول سفرهای بیابانی اشاره رفته بود. موسیقی‌ای در ظاهر تکرارشونده، اما عمیقاً پیش‌رونده. خب، برای گروهی که اسم‌اش «شتر» است، چنین دست‌آویزی برای ساخت اثری تازه نه‌تنها کافی بل‌که بی‌نیاز از فکرِ اضافه بود. برخلاف آلبوم‌های پیشین، باتوجه به فضای غرب‌آسیایی موجود، گیتار به جای پیانو در محور آهنگ‌سازی قرار گرفت و قطعاتی بسیار به‌یادماندنی برجا گذاشت.

#rock #progressive_rock @startreatments