en
Feedback
Nothing But A Monster

Nothing But A Monster

Open in Telegram

To become a star, you must burn. t.me/HidenChat_Bot?start=6274220584

Show more
759
Subscribers
No data24 hours
+67 days
-530 days
Posts Archive
- به تو ربطی داره؟‌ + بله. بنده مدافع حقوق تک‌تک زنان در کل جهانم.

من و دوست عزیزم که سالی دو بار هم رو می‌بینیم و دقیقا به یک اندازه‌ بدجنس هستیم.
+4
من و دوست عزیزم که سالی دو بار هم رو می‌بینیم و دقیقا به یک اندازه‌ بدجنس هستیم.

سل. احوال شما؟ t.me/HidenChat_Bot?start=6274220584

Accurate.

Repost from N/a
For @NothingButAMonster فردریش نیچه (Friedrich Nietzsche) چون یکی که یادم نیست نیچه رو فیلسوف خطر، بدن، رنج و خودآفرینی توصیف
For @NothingButAMonster فردریش نیچه (Friedrich Nietzsche) چون یکی که یادم نیست نیچه رو فیلسوف خطر، بدن، رنج و خودآفرینی توصیف کرد. ارجاع می‌دم به همون جمله‌ی معروفش که می‌گه «آنچه مرا نکشد، نیرومندترم می‌کند». ‌

این پیام رو تو کانال‌تون فوروارد کنید تا بهتون بگم چه فیلسوفی می‌تونسته ادمین دوم کانال شما باشه. سعی می‌کنم تا جای ممکن نگاه بندازم و انتخاب کنم، پس شاید نتایج طول بکشه. پ.ن: تا وقتی خط بخوره حسابه. کانال‌های خصوصی رو متأسفانه نمی‌تونم نگاه کنم. ‌

بچه‌ها، لطفا از این کنسرت حمایت کنید حتی اگر رشت نیستید نمی‌تونید برید، با فوروارد کردن این پست و فرستادنش برای کسایی که امکانش رو دارن. من چندین ماهه شاهد زحمت بچه‌ها برای این کنسرت هستم، و می‌دونم که یکی از جبهه‌های گسترش هنر و به خصوص مستقل بودنش از نهادهای وابسته هستند، مهمه که پشتشون باشیم☝🏻💘

Repost from Visual Alchemist
خوش‌بختانه فیلم کنسرتی که یکم شهریور توی اصفهان اجرا کردیم خوب پیش رفت و الان قراره یک تورِ دور ایران (هر جایی که در توانمون
خوش‌بختانه فیلم کنسرتی که یکم شهریور توی اصفهان اجرا کردیم خوب پیش رفت و الان قراره یک تورِ دور ایران (هر جایی که در توانمون باشه) داشته باشیم. بیست و هشتم این ماه توی سالنِ مرکزی رشت اجرا خواهیم داشت. بی‌صبرانه منتظر دیدن همتون هستم. ارکستر ما "احتمالا" از اولین ارکسترهای مستقل ایرانه که کیفیت و فرصت این رو داره که بتونه تور داشته باشه و مشخصا حمایتتون از ما باعث می‌شه مسیر برای هنرمندهای مستقل دیگه هم باز بشه. از اینجا می‌تونین بلیت بخرین.

photo content

photo content

امروز یک طوری مشت خوردم که بینیم خون اومد و چشمام تار شدن و واقعا اشکم در اومد. رفتم توی دستشویی چند ثانیه‌ای گریه کردم، با خودم فکر کردم که هیچ‌وقت آدم قوی‌ای نمی‌شم بعدش یه آب زدم به صورتم و اومدم بیرون و رفتم راند بعد.

یه چیزی به طرز شدیدی ناراحت و عصبی‌م می‌کنه. اینکه یه سری از آدم‌ها قضاوت‌های‌ بی‌رحمانه‌ای نسبت به خانواده‌های کشته‌شدگانِ به دست جمهوری اسلامی دارن. از تک‌تک قربانی‌‌های اعتراضات بگیر تا کولبرهای لب مرز و اقلیت‌های قومی و دینی بلوچستان تا جای‌جای ایران. اونم اینه که اون افراد خانواده‌ رو لایق ادامه‌ی امور زندگی‌شون نمی‌دونن. کسب و کار جدید راه نندازن. عمل زیبایی نکنن. عکسی از خودشون و خانواده‌شون به اشتراک نذارن. به دیدن دوست یا سفر نرن. بی‌رحمانه‌ترین کاری که می‌تونید بکنید اینه که وقیحانه همچین چیزهایی رو به زبون بیارید و قلب‌شون رو بیشتر بشکونید. خونم به جوش میاد. ناامیدم می‌کنن. هر کلمه‌ای‌ که از دهنتون در میاد قدرت این رو داره دل‌شون رو سر سوزنی تسکین بده اما تصمیم یه‌سری‌ها اینه که همه‌ی رفتار این عزیز‌ها رو زیر نظر بگیرن و کلماتی رو با بدجنسی و بی‌شرفی تمام بیان کنن. کاش هیچوقت داغ نبینید تا نفهمید ادامه دادن زندگی و جنگیدن هر روزه‌ی اینکه بتونن دووم بیارن تا یاد عزیزشون رو زنده نگه دارن یعنی چی. بعضی‌ها هنوز متوجه نشدن که عزاداری ایرانی‌ دیگه روضه خوندن و گل مالوندن به سر نیست، ایستادگیه. این یه اجباره و اونا حق‌شو دارن به روش خودشون پیش برن.

از روزهایی که دلتنگشان هستم.
از روزهایی که دلتنگشان هستم.

از بزرگترین الطافی که به خودم و تمرکزم کردم این بود که اینستاگرامم رو ریختم روی آیپد (از گوشی حذفش کردم) و محدودیت ۳۰ دقیقه در روز گذاشتم براش.

photo content
+3

امروز رفتم غذای چینی خوردم، نوفل‌لوشاتو رو گشتم و یک کتابفروشی خوب پیدا کردم. شمع خریدم و کتاب. عاشق شمع هستم. و عاشق کتاب.

سلام. I am a safe person to come out to.

صاحب دکه گفت: «روزگار عجیبی شده، نه؟» مرد سیاه‌پوست لاغری بود با دندان‌های خراب و کلاه‌گیسی کاملاً تابلو. سر تکان دادم، در جیب‌های شلوار جینم دنبال پول خرد می‌گشتم، مشتاق پیدا کردن نیمکتی در پارک تا خودم را در شواهد عینی این دنیای نزدیک به پادآرمانشهر انسانی‌ای که در آن زندگی می‌کنیم غرق کنم. «ولی می‌تونست بدتر باشه، نه؟» گفتم: «درسته؛ یا حتی بدتر، می‌تونست بی‌نقص باشه.» عینک‌آینه‌ای‌ها ترجمه‌ی مهراد آبی

“The Revolution Will Devours Its Children.”