uk
Feedback
Nothing But A Monster

Nothing But A Monster

Відкрити в Telegram

Can you see the real me, can you? t.me/HidenChat_Bot?start=6274220584

Показати більше
634
Підписники
+124 години
+47 днів
+1430 день
Архів дописів
Repost from N/a
تجربه‌ی به همراه داشتن تنها یک کوله پشتی و زدن به دل سفر در اوج آشفتگی برام توی این روزهای ملتهب، تسکینه‌.

خبر دستگیری، اخراج، تعليق و سركوب‌ها واقعا وحشتناكه. و هرگز نمى‌دونيم فردا نوبت كدام یک از ماست. جمهوری اسلامى صرفا به خاطر حضور و وجود داشتن تو رو مى‌كشه، سركوب مى‌كنه و از حقوق اوليه محرومت مى‌كنه.

بیستون - کرمانشاه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
بیستون - کرمانشاه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵

مهربون نیستم این روزها ولی هنوز هم به آدم‌ها لبخند می‌زنم. آنا گیان.

photo content

آرت شاپ گوزن - اصفهان ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
+3
آرت شاپ گوزن - اصفهان ۱۹ خرداد ۱۴۰۵

این عکس رو شادی گرفته. می‌خوام چندتا چیز بگم درباره‌ش. ۱- اون سیگار که افتاده رو زمین (بعدا انداختیمش تو سطل) مال منه. اشتباهی از فیلتر روشن کردمش. زیاد پیش میاد. ۲- برای اولین بار اکسسوری رنگی انداختم و ساعت طلایی. انگشتر و دستبند رو از بازار نقش جهان خریدم و بی‌نهایت دوستشون دارم. خوشحالم که تعصبی ندارم روی این‌که از چی خوشم میاد ناگهانی و به خودم اجازه می‌دم توی هر فونتی وجود داشته باشم. ۳- ابسشن جدیدم لُنگ هست. همون پارچه‌ای که می‌بینید روی پام. همه‌کاره‌س و توی این سفر هم وقتی آفتاب می‌زد تو چشمم محافظت کرد ازم هم وقتی سردم بود هم وقتی حس ناامنی داشتم هم حوله‌م بود و هم کنار زاینده‌رود پهن کردمش روی چمن و با دوستام دراز کشیدیم و خیره شدیم به آسمون و خندیدیم. ۴- من انگشتر رو خیلی روی دستم جابه‌جا می‌کنم. تقریبا یکی از عادت‌های اصلیمه. خیلی زیاد روی شستم نگهش می‌دارم ولی و اکثرا انگشترام توی انگشت شست هستن.

photo content

این عکس رو شادی گرفته. می‌خوام چندتا چیز بگم درباره‌ش. ۱- اون سیگار که افتاده رو زمین (بعدا انداختیمش تو سطل) مال منه. اشتباه
این عکس رو شادی گرفته. می‌خوام چندتا چیز بگم درباره‌ش. ۱- اون سیگار که افتاده رو زمین (بعدا انداختیمش تو سطل) مال منه. اشتباهی از فیلتر روشن کردمش. زیاد پیش میاد. ۲- برای اولین بار اکسسوری رنگی انداختم و ساعت طلایی. انگشتر و دستبند رو از بازار نقش جهان خریدم و بی‌نهایت دوستشون دارم. خوشحالم که تعصبی ندارم روی این‌که از چی خوشم میاد ناگهانی و به خودم اجازه می‌دم توی هر فونتی وجود داشته باشم. ۳- ابسشن جدیدم لُنگ هست. همون پارچه‌ای که می‌بینید روی پام. همه‌کاره‌س و توی این سفر هم وقتی آفتاب می‌زد تو چشمم محافظت کرد ازم هم وقتی سردم بود هم وقتی حس ناامنی داشتم هم حوله‌م بود و هم کنار زاینده‌رود پهن کردمش روی چمن و با دوستام دراز کشیدیم و خیره شدیم به آسمون و خندیدیم. ۴- من انگشتر رو خیلی روی دستم جابه‌جا می‌کنم. تقریبا یکی از عادت‌های اصلیمه. خیلی زیاد روی شستم نگهش می‌دارم ولی و اکثرا انگشترام توی انگشت شست هستن.

photo content

🤔 کرمانشاه😉

بریم به مقصد بعدی. کمی مضظربم.

🙂‍↔️💅🏻

بزنم به تخته موهاتون خیلی مو می‌کنه

چهار محالم نه. اگر بهار ایران بود می‌رفتم البتههه.

چهار محال؟؟

نه ولی کاش😭😭

نوپ

شیراز؟؟