دریچه ای به سمت نور
Open in Telegram
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک #دریچه که از آن به ازدحامِ کوچهء خوشبخت بنگرم #فروغ_فرخزاد
Show more2 673
Subscribers
+124 hours
-27 days
-2430 days
Posts Archive
2 673
نفرت چه کارکردی برای پروپاگاندا های سیاسی داره؟ بیاین با کتاب ۱۹۸۴ از جرج اورول دربارهاش حرف بزنیم.
2 673
تاریخ چیزی نبود جز لوحی رنگ باخته که آن را پاک می کردند و هر بار به گونه ای که صلاح می دانستند بازنویسی می کردند ...
📕 کتاب ۱۹۸۴
#جورج_اورول
2 673
در روزگار ما، گروههای حاکم به هیچ روی با هم نمیجنگند. هرگروه حاکمی، آتش جنگ را در برابر مردم زیر سلطهی خویش برمیافروزد. هدف جنگ این نیست که سرزمینی را فتح کند یا از تسخیر سرزمین خویش جلوگیری به عمل آورد. هدف این است که ساخت جامعه تمام عیار بماند. بنابراین، خود واژه ی "جنگ" گمراه کننده شده است.
📕۱۹۸۴
جرج ارول
ترجمهی صالح حسینی
2 673
معرفی کتاب :
📚1984
کتاب 1984 که در سال 1948 به رشته ی تحریر درآمد، پیش گویی دلهره آور جورج اورول درباره ی آینده است. در حالی که اکنون مدت ها از سال 1984 می گذرد، تصویر پادآرمان شهری او از حکومتی که برای کنترل شهروندانش دست به هر کاری می زند، بیشتر از هر زمان دیگری زنده و پویاست. وینستون اسمیت، مجبور به اطاعت از قوانین حزب می شود و به منظور برآورده ساختن دستورات وزارت حقیقت، تاریخ را بازنویسی می کند. وینستون با هر دروغی که می نویسد، بیشتر و بیشتر از حزب متنفر می شود؛ حزبی که تنها هدفش کسب قدرت بیشتر است و آن هایی که جرأت ارتکاب جرایم فکری را به خود داده اند، تحت تعقیب قرار می دهد. اما زمانی که وینستون شروع به فکر کردن درباره ی محیط پیرامونش می کند، درمی یابد که «برادر بزرگ» همیشه در حال نظاره است... رمان 1984، تصویری خیره کننده و به یاد ماندنی از دنیا ارائه می دهد و رمانی آن چنان قدرتمند است که مخاطب را وادار به پذیرش و باور کردن تمامی اتفاقات داستان می کند. هیچ کس نمی تواند تأثیرگذاری این رمان بر تخیل نسل های متمادی کتاب دوستان را انکار کند. این اثر، میراثی است که با گذشت زمان، فقط بزرگ و بزرگ تر می شود.
2 673
وقتی در مکزیک بودم ، از سرخپوستی پرسیدم چند سالش است و او گفت؛ کوتاه زمانی دیگر شصت و پنج سال می شود که شروع ب مردن کرده ام.
منظورش را نفهمیدم !او گفت درآنجا همه همینطوری سنشان را میگویند...
آدم از لحظه ای که به دنیا می آید شروع ب مردن می کند....
📚در انتظار تاریکی وروشنایی
👤ایوان کلیما
2 673
چیزی به عنوان زیبایی وجود نداره.
خصوصا در صورت انسان،
چیزی که اسمش را گذاشتهایم "ریختشناسی"، تمامش یک جور نظامبندی ریاضیوار و خیالی اجزای صورت است. مثلا دماغ زیادی بیرون نزده باشد. لالههای گوش بزرگ نباشد. موها بلند باشد، خط ریشها مد روز باشند و از اینجور چیزها.
این سراب عمومیت بخشیدن به همه چیز است. مردم به بعضی چهرهها میگویند زیبا، ولی در حقیقت آنها زیبا نیستند. معادلهای ریاضی هستند که حاصلش صفر است.
در واقع زیبایی حقیقی زیبایی سیرت است نه شکل ابروها.
سوختن_در_آب_غرق_شدن_در_آتش
چارلز بوکوفسکی
2 673
معرفی کتاب :
📚سوختن در آب غرق شدن در آتش
کتاب سوختن در آب غرق شدن در آتش، مجموعه ای از اشعار چارلز بوکفسکی است که نخستین بار در سال 1974 وارد بازار نشر شد. بوکفسکی با تبدیل جنونِ کابوس های مستمر و سرگشتگی های روزمره به خِردی عمیق و حقیقتی درخشان، اشعاری به یاد ماندنی و تأثیرگذار خلق کرده است. این نویسنده و شاعر آمریکایی در دنیای انتزاعی اشعار خود، پابرهنه و مست گام برمی دارد، به نور خورشید و خاک زیر پای خود می خندد و جنگیدن، عشق ورزیدن، احساس کردن و به طور کلی، زندگی را به شکلی تجربه می کند که انگار در حال سپری کردن آخرین روز از عمر خود است. بوکفسکی، شما را وادار می کند که احساس کنید خودتان، اشعار کتاب سوختن در آب غرق شدن در آتش را نوشته اید
2 673
با خِرَد بدانچه ما را برتر میسازد و زندگی ما را شیرین و گوارا میکند دست مییابیم و به خواستهها و آرزوهای خود میرسیم. به وساطت خرد است که ساختن و به کاربردن کشتی را دریافتهایم، چنان که به سرزمینهای دور ماندهای که به وسیلهی دریاها از یکدیگر جداشدهاند واصل گشتیم.
پزشکی با همهی سودهایی که برای تن دارد و تمام فنون دیگری که به آن فایده میرساند در پرتو خرد حاصل آمده است. با خرد به چیزهایی که از ما پوشیده و نهان است پی بردهایم...
شکل زمین و آسمان، عظمت خورشید و ماه و دیگر اختران و ابعاد و جنبشهای آنان را دانستهایم. بر روی هم رفته
خِرَد چیزیست که بیآن وضع ما همانا وضع چارپایان و کودکان و دیوانگان خواهد بود.
#زکریای_رازی
پنجم شهریور روز داروساز و زادروز دانشمند گرانمایه ایرانی گرامی باد
2 673
در نهایت، بهترین پاها زمینگیر میشوند، ستون فقرات مغرور خم میشود، سبیل سیاه سفید میشود، سر پرپشت کمپشت میشود، و چهره پر از چین و چروک میشود. تنها قلب مهربان، مانند خورشید، از درخشیدن با نور خود دست نمیکشد و همیشه راه درست را دنبال میکند.
ویلیام شکسپیر
2 673
گوشهگیری اگر موقت باشد برای اندیشه ارزشمند است.
چرا که مجبورش میکند که در خود فرو رود؛ اما به شرطی که از آن بیرون بیاید.
تنهایی رنگ بزرگ منشانهای دارد اما برای کسی که در وی نیروی آن نیست که بتواند خود را از آن بیرون بکشد، کشنده است.
باید با زندگی زمان خود را اگر چه پرهیاهو و ناپاک باشد، زندگی کرد.
#رومن_رولان🌱
آدینه تون خوش 🌹🌹🌹
2 673
جایزه آب که پادشاه سوئد به کاوه مدنی داد
کاوه مدنی، چهره ایرانی برجسته در مطالعات و مدیریت منابع آب جهان، اسفند پارسال برنده جایزه نوبل آب شد و دیشب آن را از دست پادشاه سوئد دریافت کرد.
این جایزه به پاس پژوهشها و کارهای آقای مدنی در زمینه مدیریت منابع آب، حکمرانی ،آب حل مناقشه های آبی و پیوند دادن علم با سیاست گذاری و دیپلماسی به او داده شده است.
بخش مهمی از پژوهشهای آقای مدنی به این می پردازد که بحران آب و مثلا ورشکستگی آب فقط نتیجه کمبود منابع یا زیرساختهای ناکافی نیست و ضعف در حکمرانی، تعارض منافع و رفتار انسانها نیز میتواند بحران را تشدید کند.
آقای مدنی برای مدت کوتاهی در سال ۱۳۹۶، به دعوت دولت حسن روحانی به ایران آمد و معاون سازمان حفاظت از محیط زیست ایران شد اما به اتهام جاسوسی بازجویی و بازداشت روبه رو شد و از ایران رفت.
2 673
به من میگن چرا رمانهات تلخه؟
برای اینکه من یک ایرانیام...
زنده یاد
#عباس_معروفی
2 673
کلمهها تند به نظر میرسند، اما حقیقت ماجرا تندتر از واژههاست. وقتی کسی برای معتبر کردن حرف خودش، «پروفسور ساختگی» خلق میکند و به مخاطب فریب تحویل میدهد، مسئله دیگر دعوای لحن و ادب نیست؛ مسئله دفاع از «شرافت اندیشه» است. اگر به جعل و فریب فکری نگوییم شیادی، دقیقاً چه نام محترمانهای باید برایش اختراع کنیم؟
#شریعتی
2 673
چون ڪتاب نمیخوانیم....
برای هجوم سیل جعلیات ادبی و تاریخی در فضای مجازی نمیتوان فقط یک دلیل آورد، اما راستش را بخواهید --اگر از من بپرسند-- میگویم «چون کتاب نمیخوانیم».
چون کتاب نمیخوانیم، ممکن است خیال کنیم مولانا شعر نیمایی هم میگفته است. همین است که هر شعری را که با «زندگی» شروع بشود از سهراب سپهری میدانیم و هیچ تعجب نمیکنیم که کورش کبیر، پانصد سالی قبل از میلاد مسیح، با واژگانی مشابهِ مشاورهای خانوادهی امروزی، از زنان و دختران گفته باشد.
فرقی هم نمیکند میزان تحصیلاتمان چقدر است؛ آنقدر «کتابنخوانده»ایم که بیشترمان این حرفها را، با هر توجیهی، باور میکنیم و، گاهی با یکجور پُز روشنفکری، در گروههای مختلف پخش میکنیم، بدون زحمت یک جستوجوی ساده.
اگر هم زحمتِ جستوجو به خودمان بدهیم، خداینکرده سراغ کتاب نمیرویم؛ به سایتها و وبلاگهای نامعتبر استناد میکنیم که خودشان متهم ردیف اول نشر مزخرفات و جعلیاتاند.
به نظر من، هیچ چیز به خوبیِ همین جعلیات نمیتوانست نقاب از چهرهی جامعهی امروزمان بردارد، جامعهای بزکشده با انواع مدرکهای تحصیلی، اما بیسواد؛ به قول قدیمیها، طبل توخالی. بلندآواز و میانتهی.
ما انگار مقاومت عجیبی داریم در برابر کتاب خواندن. بارها، در جاهای مختلفی که باید انتظار طولانی کشید، دیدهام که حتی یک نفر هم کتاب در دست ندارد.
در بانک، مطب، ایستگاه، مدتها مینشینیم؛ قدمهای دیگران را میشماریم. پیامهای قدیم و جدیدمان را مرور میکنیم. بارها و بارها اینستاگراممان را چک میکنیم. گاهی هم مشغول هیچیم، «هیچ» به معنای واقعی، ولی حاضر نیستیم کتاب بخوانیم.
من که فکر میکنم نهتنها نشر جعلیات که همهی درماندگیهای ما ایرانیها زیر سرِ همین کتاب نخواندن است.
#نازنین توتونچیان
کمپین مبارزه با نشر جعلیات
2 673
کمونیسم و استثمار کارگر با نگاهی به رمان ما از یوگنی زامیاتین ترجمه بابک شهاب از نشر بیدگل
2 673
معرفی کتاب :
📚ما
یوگنی زامیاتین
رمان «ما» را با الهام از «یادداشتهای زیرزمینی» داستایوفسکی نوشت و در آن، ایدههای انبوه و بدیع داستایوفسکی را هرچه بیشتر بسط داد تا جهان پادآرمانشهری خودش را بسازد. «ما» در روزگار هزارسال بعد از انقلابی رخ میدهد که «دولت یگانه» را به روی قدرت آورد؛ روزگاری که بشر، عاقبت توانسته بر زمین چیره شود و آن را تحت سلطهی خود دربیاورد و هر عنصر زمینی و طبیعی را پس رانده و دور خود را حصار کشیده است تا از بیرون، از طبیعت (که آن را «دیگری» و بیگانه میداند)، گزندی به او نرسد. طبیعت وحشی و بیعنان در پس دیوار مانده است و برای خود رشد و نمو میکند و انسان، در داخل دیوار زندگی میکند. در دنیای «ما» انسانها دیگر از گوشت و خون نیستند، بلکه صرفا یکسری اعداد ریاضیوار هستند و اشکالی هندسی دارند. در خانههایی شیشهای زندگی میکنند و یکنواختی، نظم و هارمونی را ارج مینهند.
قهرمان داستان شخصی بهنام D-503 است که معمار ارشد سفینهی انتگرال است. سفینهای که «دولت یکتا» قصد دارد بهمنظور شناسایی دیگر گونههای زندگی در هستی به فضا پرتاب کند تا تمدن و فرهنگ برتر خود را به آنان برساند و آنها را در زیر سایهی خود شادمان کند.
D-503 چند مدت مانده به پرتاب انتگرال برای یافتن و سودرسانی به جوامع کمتر پیشرفته، تصمیم میگیرد افکار خود را در یاددشتهای روزانهاش ثبت کند. او از نظم و سرسپردگی ریاضیوار همهی عناصر در جامعهشان سخن میگوید و ادامه میدهد که چرخش یکنواخت چرخدندهها، رفتوآمد منظم کارمندان انتگرال و زندگی روزمرهی آدمیان، همه و همه زیبا است، چون از حکم عقل پیروی میکند. در آرمانشهرشان هر عنصر کارکردی ضروری و بهجا دارد.
ملاقات اتفاقی D-503 با زنی زیبا و مرموز اتفاقاتی ناشناخته و غریب را برایش رقم میزند و او بهناگاه دنیای خود را وارونه و ویران میبیند. زن با او از چیزی غریب و ناشناخته به نام «روح» صحبت میکند که انسان را قادر به خیالورزی میسازد. بیماریای که مدتها پیش ریشهکن شده است.
معروف است که جورج اورول ایدهی رمان معروف خود ۱۹۸۴ از رمان «ما» وام گرفته و آن را به شیوهی خود قوام بخشیده است. «ما» از زمان انتشار، نویسندهها و متفکران بسیاری را تحت تاثیر قرار داده است و قدرت خیالپردازانهی بیبدیلش آن را به اثری مانا در عرصهی ادبیات روسیه تبدیل کرده است
