ar
Feedback
دریچه ای به سمت نور

دریچه ای به سمت نور

الذهاب إلى القناة على Telegram

اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک #دریچه که از آن به ازدحامِ کوچهء خوشبخت بنگرم #فروغ_فرخزاد

إظهار المزيد
2 704
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+47 أيام
-830 أيام
أرشيف المشاركات
با خود می‌خواند. آوایی به درد در ژرفاهای جان، و گاه خروشی به خشم که در تنوره‌ی دل در‌می‌پیچید. دیگر صدا نیست؛ تن و هفت بندِ ت
با خود می‌خواند. آوایی به درد در ژرفاهای جان، و گاه خروشی به خشم که در تنوره‌ی دل در‌می‌پیچید. دیگر صدا نیست؛ تن و هفت بندِ تن، خودِ صداست. فریادی خاموش... انبانی از هیاهوی در هم فرو کوفته؛ تیره‌ی پشت از درد تیر می‌کشد: "غم"! 📕" کلیدر " محمود دولت آبادی

زیر پوستِ شهر، زیر پوستِ آدم ها، چیزی جز خستگیِ بی‌پایان نیست. ما فقط آموخته‌ایم که خستگی‌مان را در سکوت به دوش بکشیم و وانمو
زیر پوستِ شهر، زیر پوستِ آدم ها، چیزی جز خستگیِ بی‌پایان نیست. ما فقط آموخته‌ایم که خستگی‌مان را در سکوت به دوش بکشیم و وانمود کنیم زندگی ادامه دارد. #یادداشت‌های‌یک‌پیرمرد‌کثیف #چارلز‌بوکوفسکی

تصوير_ناياب تصویر نایابی از استاد بزرگ تاریخ هنر مدرن، که گاهی از او با عنوان «پدر نقاشی مدرن» نام برده می شود #پل_سزان
تصوير_ناياب تصویر نایابی از استاد بزرگ تاریخ هنر مدرن، که گاهی از او با عنوان «پدر نقاشی مدرن» نام برده می شود #پل_سزان

ادبیات عامیانه ی ایران
ادبیات عامیانه ی ایران

#داستان_صوتی داستان "منگی نويسنده : ژوئل اگلوف برگردان : اصغر نوری خوانش : سمیرا نعمت الهی

به این نتیجه میرسیم که مرگ، آدم هارو بلافاصله دوست داشتنی تر میکنه #منگی #ژوئل_اگلوف #ترجمه #اصغر_نوری #نشرافق
به این نتیجه میرسیم که مرگ، آدم هارو بلافاصله دوست داشتنی تر میکنه #منگی #ژوئل_اگلوف #ترجمه #اصغر_نوری #نشرافق

عشق را از عَشَقه گرفته‌اند... عشقه چیست؟ عشق را از عشقه گرفته‌اند و آن گیاهی ا‌ست که در باغ پدید آید در بُنِ درخت، اول بیخ در زمین سخت کُند، پس سر برآرد و خود را در درخت می‌پیچد و هم‌چنان می‌رود تا جملهٔ درخت را فرا گیرد، و چنانش در شکنجه کُند که نَم در درخت نمانَد، و هر غذا که به واسطهٔ آب و هوا به درخت می‌رسد به تاراج می‌برد تا آن‌گاه که درخت خشک شود... . #محمود‌دولت‌آبادی سُلوک، نشر چشمه، ص۲۸.

زندگی می‌کنم، هر چه بادا باد به خاطر مادرم زندگی می‌کنم که تا آخرین لحظه از آرزوی خوشبختیِ من دست برنداشت #توشیکازو_کاواگوچی
زندگی می‌کنم، هر چه بادا باد به خاطر مادرم زندگی می‌کنم که تا آخرین لحظه از آرزوی خوشبختیِ من دست برنداشت #توشیکازو_کاواگوچی

#بنفشه_طاهريان

#محمدعلی_فروغی: بعقیده من وظیفه هر ایرانی است که اولا خود با شاهنامه مانوس شود، ثانیا ابناء وطن را بموانست این کتاب ترغیب نما
#محمدعلی_فروغی: بعقیده من وظیفه هر ایرانی است که اولا خود با شاهنامه مانوس شود، ثانیا ابناء وطن را بموانست این کتاب ترغیب نماید و اسباب آن را فراهم آورد. مختصر، فردوسی قباله و سند نجابت ملت ایران را تنظیم فرموده، و همین کلمه مرا بی نیاز می کند از اینکه در توضیح مطلب و پافشاری در اثبات مقام فردوسی از این جهت بطول کلام بپردازم.

«آدم‌های خوب رنج بیشتری می‌کشند چون از رنج دیگران هم رنج می‌برند. من نمی‌دانم آدم خوبی هستم یا نه ولی این را می‌دانم که بیشتر از سهمم رنج می‌برم.» 📚نه‌فرشته،نه‌قدیس #ایوان_کلیما

ای روزگار حسود! آیا ممکن است این لحظات مستی که در آنها فرشته‌ی عشق به کام ما باده‌ی سعادت می‌ریزد با همان شتاب ایام تیره‌بختی از بر ما گذر کنند؟ آیا نمی‌توانیم لااقل اثری از این لحظات در نزد خود نگاه داریم؟ آیا این روزگار خوشی برای همیشه از دست ما می‌رود و این دوران شادمانی برای ابد ناپدید می‌شود؟ آیا راستی این زمانه‌ای که روزی این‌همه را به ما داد و روزی نیز بازمی‌گیرد، دیگر‌باره آنها را به ما عطا نخواهد کرد؟ #لامارتين دریاچه (لامارتین ۱۸۶۹- ۱۷۹۰) ترجمه شجاع‌الدین شفا انتشارات امیرکبیر۱۳۴۶

این دنیا، یک روز بیشتر نیست. همین یک روز است که همیشه تکرار می‌شود. صبح آن را به ما می‌دهند و شب از ما پس می‌گیرند. #ژان_پل_س
این دنیا، یک روز بیشتر نیست. همین یک روز است که همیشه تکرار می‌شود. صبح آن را به ما می‌دهند و شب از ما پس می‌گیرند. #ژان_پل_سارتر کتاب: شیطان و خدا

آخر همه دارها از چوب نباشد، منصب و بلندی و دولتِ دنیا نیز داری عظیم بلند است. چون حق تعالی خواهد که کسی را بگیرد، او را در دنیا منصبی عظیم و پادشاهیی بزرگ دهد. همچون فرعون و نمرود و امثال اینها. آن همه چو داریست که حقّ تعالی ایشان را بر آنجا می‌کند تا جملهٔ خلایق بر آنجا مطلّع شوند. فیه مافیه مولانا

سكانس بسيار زيبا از فيلم بوداى كوچك،كه در آن به بيدارى رسيدن انسان را نشان ميدهد.عبور از اميال و غرايز شهوت ترس ها و نفس آدمى ایگو در صحنه اى كه ایگو ميخواهد خودش را جاى بودا جلوه كند و به او ميگويد حقيقت تو ذهن و نفس توست،"بودا با اشاره به زمين كه سمبل رويش است به اگو درخشش آگاهى را نشان ميدهد و به او ميگويد كه هستى يك رويش زنده است نه يك فكر و نفس مرده

دوست، خواهر یا برادریست که خودمان انتخابش می‌کنیم. #منسیوس

حق این بود که کردارش را بسنجم نه گفتارش را. او مرا معطر میکرد،وجودم را روشن می کرد. کار درستی نبود که فرار کردم.حق این بود که که پشت نیرنگهای کوچکش پی به محبتش ببرم. گلها پر از تناقض‌اند! ولی من بسیار جوان بودم و هنوز نمیدانستم که چگونه باید اورا دوست بدارم. * آنتوان دو سنت اگزوپرى* شازده کوچولو.

يادى كنيم از آنتوان دو سنت اگزوپرى ، خالق شاهزاده ى كوچك .
يادى كنيم از آنتوان دو سنت اگزوپرى ، خالق شاهزاده ى كوچك .