en
Feedback
بابک ابراهیم‌پور

بابک ابراهیم‌پور

Open in Telegram

✍ نویسنده، معلم تاریخ، مدرس دانشگاه 📚 کتاب‌ها: آواز ققنوس آخرین چریک تراژدی ایرانی بی‌عشق، بی‌وطن پنجره‌ای نبود پرسه در تاریکی صفحه اینستاگرام: https://instagram.com/babak.ebrahimpoor

Show more
895
Subscribers
+224 hours
+27 days
+430 days
Posts Archive
یه روزی دکتر اسمیت، روانشناس کودک دانمارکی که «جشن» از وینتربرگ رو دیده بود. رفت کلی پرونده مرتبط با پدوفیلی رو کوبید روی میز
یه روزی دکتر اسمیت، روانشناس کودک دانمارکی که «جشن» از وینتربرگ رو دیده بود. رفت کلی پرونده مرتبط با پدوفیلی رو کوبید روی میز وینتربرگ و گفت: از اون زاویه ساختی حالا بیا از این زاویه بساز که چه بلایی سر اونایی که به ناحق متهم به کودک‌آزاری شدن میاد و شد نتیجه: The Hunt (2012) این فیلم یکی از ترسناک‌ترین فیلم‌هاییه که احتمالاً می‌بینی؛ نه چون قاتل داره، نه چون صحنه‌های وحشتناک داره... چون ممکنه هر روز، برای هرکسی اتفاق بیفته. لوکاس یک زندگی معمولی داره؛ شغلش رو دوست داره، بین مردم شهر محبوبه و همه چیز عادی به نظر می‌رسه. تا اینکه یک حرف، فقط یک حرف، زندگی اون رو از هم می‌پاشه... فیلم "The Hunt" از اون شاهکارهای کمتر دیده‌شده‌ایه که هر طرفدار سینما باید حداقل یک‌بار ببیندش... @babakebrahimpoor

اکثر مردم تهران آب جوب را در آب‌انبار‌ها ذخیره و از آن استفاده می‌کردند! روستا های ایران کاملا حالت قرون وسطایی داشت! این از
اکثر مردم تهران آب جوب را در آب‌انبار‌ها ذخیره و از آن استفاده می‌کردند! روستا های ایران کاملا حالت قرون وسطایی داشت! این از خاطرات جان استوتسمن، دیپلمات آمریکایی مستقر در سفارت آمریکا در تهران بیان شده که در سال‌های ملی شدن صنعت نفت و وقایع کودتا در ایران حضور داشت. یکی از بهترین منابع برای شناخت دوره‌های تاریخی، رجوع به خاطرات افرادی است که در آن برهه حضور داشتند. نکته مهمی که این دیپلمات به آن اشاره می‌کند، آن است که هر دو نهاد وزارت امور خارجه و سی‌آی‌ای در آمریکا، برای زدن مصدق دست به کمونیسم‌هراسی زدند. یعنی هر دو نهاد در ارزیابی‌های اطلاعاتی به این نتیجه رسیده بودند که حزب توده و کمونیست‌ها در ایران هیچ شانسی برای کسب قدرت ندارند؛ اما برای زدن مصدق‌، این دو نهاد دست به تبلیغات دروغین زدند و قدرت کمونیست‌ها را بیش از آنچه که در واقعیت بود، نشان دادند تا بتوانند با تبلیغات دروغ و اینکه مصدق دارد کشور را به دست کمونیست‌ها می‌سپارد، نخست‌وزیر ملی و دولت دموکراتیکش را ساقط کنند. کتاب، منبع دست اولی است پیرامون، نفت، کودتا و برنامه‌های دولت آمریکا در ایران. @babakebrahimpoor

برای ثبت‌نام به آیدی زیر در تلگرام پیام بدید 🌱 @babak7394 @babakebrahimpoor
برای ثبت‌نام به آیدی زیر در تلگرام پیام بدید 🌱 @babak7394 @babakebrahimpoor

پیرامون علی کریمی و محسن نامجو! @babakebrahimpoor
+1
پیرامون علی کریمی و محسن نامجو! @babakebrahimpoor

میخائیل بولگاکف جوان، نویسنده‌ی بزرگ روس پس از اتمام دوره‌ی دانشجویی‌اش در رشته‌ی پزشکی، برای دوران کارورزی‌اش به یک روستای ب
میخائیل بولگاکف جوان، نویسنده‌ی بزرگ روس پس از اتمام دوره‌ی دانشجویی‌اش در رشته‌ی پزشکی، برای دوران کارورزی‌اش به یک روستای بسیار دورافتاده می‌رود. برف و کولاک فراوان، مریض‌های بسیار، تیفوس، سفلیس و چرک و عفونت، مشاهدات و تجربیات روزانه‌ی او در آن روستا هستند. متاسفانه در آنجا به دلیل فشار‌های روحی و روانی به مورفین اعتیاد پیدا کرد اما کماکان با عشق و انگیزه به درمان بیماران می‌پرداخت. حاصل تجربیات او، کتابی بود با عنوان [یادداشت‌های یک پزشک جوان]. مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه بولگاکف که بر اساس تجربیات پزشکی و زیست او در همان روستا نوشته شده. خواندنش را به علاقمندان ادبیات روسیه پیشنهاد می‌کنم. @babakebrahimpoor

دو تا فیلم خوب تو ژانر وحشت دیدم. هر دو هم محصول ۲۰۲۶. فیلم Black box یه چیزی بود تو مایه‌های فیلم معروف the mist. به اون اند
+1
دو تا فیلم خوب تو ژانر وحشت دیدم. هر دو هم محصول ۲۰۲۶. فیلم Black box یه چیزی بود تو مایه‌های فیلم معروف the mist. به اون اندازه قوی نبود ولی خب جالب و قابل قبول بود. فیلم evil dead burn هم مثل باقی سری‌های فیلم evil dead ترسناک و پر از آدرنالین بود :) @babakebrahimpoor

Repost from سایه ها
داشتم جسد را چال می‌کردم که آن پنج نفر را دیدم! آخرین کُپه‌های خاک را روی جسد می‌ریختم که صدایم زدند. نزدیک غروب بود و جنگل د
داشتم جسد را چال می‌کردم که آن پنج نفر را دیدم! آخرین کُپه‌های خاک را روی جسد می‌ریختم که صدایم زدند. نزدیک غروب بود و جنگل داشت آخرین ذرات نور خورشید را می‌بلعید. رو برگرداندم و آن پنج نفر را دیدم. نشناختمشان. با سرعت بیشتری خاک ریختم. نزدیک‌تر آمدند. نگاهشان کردم. حسابی پاتیل بودند. تلو می‌خوردند و تقریباً فریاد می‌زدند: «آقای «ژ» شمایید؟ درست می‌بینیم؟ آقای «ژ» خودتی؟!» ادامه‌ی داستان «خون‌بازی» از بابک ابراهیم‌پور را در وب‌سایت سایه‌ها بخوانید: https://sayeha.org/داستان-خونبازی-از-بابک-ابراهیمپ/ ✏️سایه‌ها، خانه‌ی ادبیات معاصر @saaayehaaa

بسی رنج بردیم در این سال سی که رنج برده باشیم فقط، مرسی! @babakebrahimpoor

کولاک است. موقع خماری، کتاب درسی روانپزشکی را می‌خواندم که تاثیر خیلی بدی رویم گذاشت. من از دست رفته‌ام، امیدی نیست. از هر خش‌خشی می‌ترسم. هنگام خماری از مردم نفرت دارم. از آن‌ها می‌ترسم. موقع نشئگی همه‌ی آن‌ها را دوست دارم، ولی تنهایی را ترجیح می‌دهم. میخائیل بولگاکف / داستان مورفین @babakebrahimpoor

Repost from N/a
از جمله گفتم که هر نوع قدرت به هر حال خشونتی است علیه مردم... #مرشد_و_مارگریتا #میخائیل_بولگاکف

وسط یک فاجعه‌ی عظیم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستیم. مرگ و فقر و ناامیدی از در و دیوار‌ بالا میره. بعد پست و استوری یه سری عزیزان رو می‌بینم که چقدر شادن و حالشون خوبه و همه‌چی براشون نرماله و هرروز تو استوری‌هاشون شکرگذاری می‌کنن. به نظرم اینا شیشه می‌کشن... @babakebrahimpoor

این تصویر برام خیلی عجیبه! سوم شهریور ۱۳۲۰، مملکت اشغال شده و ارتش رضاشاه بدون شلیک حتی یک گلوله تسلیم شد. (باز در اینجا شاید
این تصویر برام خیلی عجیبه! سوم شهریور ۱۳۲۰، مملکت اشغال شده و ارتش رضاشاه بدون شلیک حتی یک گلوله تسلیم شد. (باز در اینجا شاید نشه خرده‌ای گرفت، دو ابر قدرت به ما حمله کرده بودند و جنگیدن، باعث تلفات گسترده و خسارات زیادی می‌شد.) چیزی که توی این عکس برام بسیار عجیبه، اینه که پس از اشغال کشور و تسلیم بی‌چون و چرای ارتش، فرماندهان رده بالا با زن و بچه‌شون برای مهمونی رفتند دم سفارت انگلیس و با نیش باز با اشغالگران عکس یادگاری گرفتند! به چهره‌ها دقت کنید. واقعا عجیبه! @babakebrahimpoor

در روز سوم شهریور لشکرهای ۳ تبریز و ۴ رضائیه، ۱۵ اردبیل، ۱۷ خوی و ۱۰ گیلان از پای درآمدند. لشکرهای ۱۲ کردستان، ۹ خراسان، ۱۲ کرمانشاه و ۶ خوزستان نیز روز پنجم و ششم متلاشی شده و کلاً فرو پاشید و لشکرهای یک و دو پادگان مرکز و تیپ مکانیزه مستقل تهران نیز بر اثر تصمیم ستاد جنگ با وضع عجیبی مرخص شدند. بقیه لشکرها مانند خوزستان، تربت‌جام، اصفهان، فارس، کرمان و سیستان نیز با فرار سربازان عملاً مضمحل شدند و این بود سرنوشت ارتشی که مدت بیست سال در جلوی چشم مردم رژه می‌رفت.
#باقر_عاقلی

هجوم متفقین به مرزهای ایران ساعت ۴ بامداد روز سوم شهریور آغاز شد. ارتش نوین ایران که با میلیاردها ریال هزینه از مالیات تأمین شده بود، ظرف ۶ روز چون گلوله برفی در مقابل اشعه خورشید در مرداد ماه ناگهان ذوب شد و از بین رفت و به دنبال آن فرمانده کل قوا را به اسارت و تبعید به جزیره موریس فرستاد. ارتشی که فقط برای سرکوبی مردم و عشایر بوجود آمده بود، سه روز نتوانست حالت دفاعی به خود بگیرد یا عقب‌نشینی کرد یا فرار.
#باقر_عاقلی

انجمن داستان‌نویسی‌مون 🌱 @babakebrahimpoor

با پدر قدم می‌زدم. پرسیدم: این تک درخت تنها و کهنسال اینجا چه می‌کند؟ نگاهم کرد و گفت: افسانه‌ها می‌گویند که سال‌ها پیش در ای
با پدر قدم می‌زدم. پرسیدم: این تک درخت تنها و کهنسال اینجا چه می‌کند؟ نگاهم کرد و گفت: افسانه‌ها می‌گویند که سال‌ها پیش در اینجا خونی به ناحق ریخته شد. خون در زمین نفوذ کرد، ریشه داد و این تک درخت متولد شد. پدر که این را گفت، من به جنگل فکر کردم... #بابک_ابراهیم_پور عکس: صادق منصوری @babakebrahimpoor

مهدی تدینی نسخه‌ی مثلا با ادب سلطنت‌طلب‌هاست :)) یعنی خیلی سعی می‌کنه مثل اونا حال بهم زن رفتار نکنه اما یه جا دم خروسش می‌زنه بیرون. تورج دریایی غول تاریخ‌نویسی در ایران باستانه و ده‌ها کتاب و مقاله پیرامون تاریخ ایران باستان، ملی‌گرایی و ایرانشهری نوشته. جناب دریایی در توییتی نوشت که کودتای شاه علیه مصدق، منجر به دیکتاتوری، انقلاب ۵۷ و مشکل سیاسی با آمریکا شد. جالب اینجاست که تدینی برداشته تو کانالش نوشته که جناب تورج دریایی، بی‌دانش، بی‌اخلاق، آمریکا ستیز و چپه :))) عزیزانی که تاریخ می‌خونند می‌دونند که از تورج دریایی ملی‌گرا تر و باسواد تر نداریم. یعنی سر تا پای سلطنت‌طلب جماعت رو بتکونی جز انگ زدن و تهمت زدن هیچی دیگه در نمیاد. از شعبان بی‌مخشون بگیر تا مثلا تحصیل‌کرده‌هاشون. @babakebrahimpoor

✍ «کودتای ۲۸ مرداد: نقش کاشانی در سقوط دولت مصدق چه بود؟» دولت مصدق، بسیاری را به وحشت انداخته بود. قانون‌مداری، بسط آزادی‌های سیاسی و مدنی و احترام به حقوق مردم، چیزی بود که شاه و برخی از روحانیون آن دوره را آزرده‌خاطر می‌کرد. علیرغم آنکه بخشی از روحانیون همچون محمود طالقانی و رضا زنجانی از مصدق حمایت می‌کردند، اما چند تن از آنان برای ساقط کردن دولتش در تلاش بودند. به جرأت می‌گویم که دولت مصدق، دموکراتیک‌ترین و فسادستیز ترین دولت تاریخ معاصر ما بود. چیزی که باعث شد شاه و برخی از روحانیون نامدار تهران برای ساقط کردنش هم‌دست شوند. مشکل کاشانی، بهبهانی و فداییان اسلام با دولت مصدق از کجا آغاز شد؟ - پس از قیام سی تیر، کاشانی که خود را عامل مهم پیروزی مصدق می‌دانست، مدام در کار دولت دخالت می‌کرد. هر هفته توصیه‌نامه‌هایی به مصدق می‌نوشت که فلان نفر از نزدیکان مرا در فلان پست دولتی بگذار. مصدق نمی پذیرفت. - فداییان اسلام که آشکارا در پی پیاده‌سازی قوانین شرع در کشور بودند، مصدق را کافر و ملحد می‌دانستند. آن‌ها بالاخره مشاور و وزیر امورخارجه دولت مصدق - حسین فاطمی - را ترور کردند و قصد داشتند خود مصدق را هم بزنند. آن‌ها در روزنامه‌شان «نبرد ملت» به مصدق و دولتش فحاشی می‌کردند. - کاشانی و بهبهانی آشکارا در غائله نهم اسفند قصد داشتند مصدق را بکشند. در کشور شایعه کردند که مصدق می‌خواهد شاه را از کشور بیرون کند! (حال اینکه خود شاه، کاشانی و بهبهانی این شایعه را پخش کردند تا به وسیله آن علیه مصدق استفاده کنند). کاشانی و بهبهانی اوباش را به فرماندهی شعبان جعفری سازماندهی کردند تا با چماق و قمه به خانه مصدق حمله کنند. - در اردیبهشت ۱۳۳۲ اردشیر و فضل‌الله زاهدی تحت حمایت کاشانی، رییس شهربانی مصدق - افشارطوس - را ربودند و در اطراف تهران تکه‌تکه‌اش کردند و بعد با حمایت دوباره‌ی کاشانی - برای فرار از مجازات - در مجلس بست نشستند. - تنها مدتی پیش از کودتا، مریدان بهبهانی دور هم جمع شدند و به دستور بهبهانی، نامه‌هایی جعلی از طرف حزب توده به روحانیون برجسته تهران نوشتند، به این مضمون که حزب توده تک‌تک شما را دار خواهد زد! هدف بهبهانی از نگارش این نامه‌های جعلی، آشکارا جوسازی علیه مصدق و دولتش بود. - به گزارش اسناد سازمان سیا، دولت آمریکا «ده‌هزار دلار» به دست کاشانی رساند تا از آن پول برای تقویت قوای کودتاچی و اوباش علیه مصدق استفاده کند. منابع: کودتا. یرواند آبراهامیان. نشر نی بحران نفت در ایران. یرواند آبراهامیان. نشر نی مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران. همایون کاتوزیان. نشر مرکز کودتای ۲۸ مرداد. حسین مکی. نشر علمی قیام سی تیر. حسین مکی. نشر ایران @babakebrahimpoor

یادداشتی برای ۲۸ مرداد ✍ بابک ابراهیم پور شاید به جرات بتوان گفت که تلخ ترین واقعه‌ی تاریخ معاصر ما در همین روز نحس رقم خورد. روزی که چند فاحشه از روسپی خانه ها به خیابان ریختند و به اوباش های چماق به دست که با پول سازمان سیا تغذیه می شدند پیوستند، و دموکراسی را در ایران گردن زدند! من اگر کاره ای بودم این روز را عزای عمومی اعلام می کردم. محمد مصدق و یارانش قربانی ارتجاع و استبداد شدند. آن شاه جوان و ناپخته و تشنه ی قدرت که کاریکاتوری مضحک از پدرش بود، اگر کمی، فقط کمی خودرایی و استبداد را کنار می گذاشت، اگر تراژدی بیست و هشتم مرداد را رقم نمی زد، بی شک ما امروز در جای بهتری از تاریخ ایستاده بودیم. بیست و هشت مرداد همه چیز را بهم زد! ریشه های سقوط دموکراتیک ترین دولت تاریخ معاصر ما، به ذهن و روان مردم ما بر می گردد‌. ما جامعه ای داشتیم (و هنوز هم داریم!) دیکتاتور پرور و استبداد پرست. همیشه دوست داشتم کسی بالای سرمان باشد تا او را بپرستیم. این تفکر ناشی از حکومت های استبدادی هزاران ساله ی ماست که در آن شاه در کنار خدا می ایستاد و مأموریت یافته ای از جانب خدا تلقی می‌شد. در ایران باستان نامش را نماینده ی اهورامزدا می گذاشتند و پس از یورش اعراب، سلطان و خلیفه جایش را گرفت. ما همواره حاکم و شاه را نماینده ای می دانستیم که از جانب آسمان برای حکومت بر ما گماشته شده بود. اساسا «دولت به منزله ی خدمتگزار اکثریت» برای ما ناشناخته بود و «دولت برای ایجاد قوه قهریه» بیشتر نزد ما ایرانی ها پسندیده بود. مصدق و یارانش این وسط مستثنی بودند. محمد مصدق، حسین فاطمی و دیگر اعضای جبهه ملی به معنای واقعی کلمه خواهان پیاده سازی لیبرالیسم و دموکراسی در ایران بودند. در دوران کوتاه آنها، حتی یک روزنامه بسته نشد، حتی یک زندانی سیاسی وجود نداشت، حتی یک قلم را نشکستند. اولین رفراندوم تاریخ ایران به معنای واقعی کلمه آزاد و عاری از هرگونه دستکاری و تقلب بود که در زمان زمامداری دکتر مصدق روی داد. حیف که استبداد و ارتجاع این دموکراسی را تحمل نکردند و زخمی بر پیکر تاریخ و جامعه‌ی ایران زدند که ما هنوز و هنوز و هنوز داریم تاوانش را پس می دهیم. تاریخ را بخوان و خیانتکاران به میهنت را بشناس. اقلیتی خائن و اکثریتی نادان همه چیز را بر باد دادند! https://instagram.com/babak.ebrahimpoor

امروز ۲۸ مرداد است... خوانش کتاب «تراژدی ایرانی» بابک ابراهیم‌پور @babakebrahimpoor