Nevermind
Open in Telegram
Poetry, painting and music Hidden: t.me/HidenChat_Bot?start=126504173 Admin: @arvandmo
Show more707
Subscribers
No data24 hours
+47 days
+1130 days
Posts Archive
707
Repost from دفتر نشر جناب آقای نامحترم
اگر فکر میکنید همجنسگرا ها رو باید کشت یا یهودیا رو باید کرد داخل کوره یا فمنیست ها رو باید تبعید کر به یک جزیره، و خیلی ادعا دارید که میدانید حقیقت چیست و معتقداید که حقیقت را باید با زور تحمیل کرد، توجه شما رو به بخشی از وصیت نامه سقراط جلب میکنم:
ای کسانی که مرا محکوم کردید، اکنون دوست دارم سرنوشتی را که پس از این واقعه به شما روی خواهدآورد پیشگویی کنم زیرا هر آدمی همین که به آستانه مرگ گام بگذارد از آینده با خبر میگردد. به خدا سوگند، پس از مرگ من به کیفری بسیار سخت تر از آنچه در باره من روا داشتید دچار خواهید شد. مرا به کام مرگ فرستادید تا دیگر کسی نباشد که به حساب زندگی شما رسیدگی کند ولی آنچه پس از مرگ من روی خواهدداد به عکس آرزوی شما خواهد بود. زیرا بسی کسان سر بر خواهند داشت و شما را به پای محاسبه خواهند کشید که تا امروز من، بی آنکه شما بدانید، آنها را از این کار بازداشته بودم. هرچه آنان جوان تر باشند تحمل سرزنششان برای شما دشوار تر خواهد بود. اگر در این گمانید که با کشتن آنان میتوانید مانع از آن شوید که کسی بتواند زندگی زشت شما را در برابر دیدگانتان قرار دهد و شما را شرمنده سازد سخت در اشتباهید. زیرا این روش نه انجام پذیر است نه موافق شرافت. والا ترین و انجام پذیر ترین روش ها این است که انسان دهان دیگران را نبندد بلکه بکوشد هر روز بهتر و خردمندتر گردد.
@namohtaramm
707
Repost from Nevermind
چه خبر؟
#محسن_نامجو
آلبوم: مؤلّفهی عُزلت | اجرای زنده
شعر: مناعی، کارِ #بیژن_الهی
@dark13760
707
روستایی
چراغ نفتی مسجد در آن دور
فرو مرد و سیاهی خیرهسر شد
تنم از ترس گنگی لرزه برداشت
به دستم چوبدستم داغتر شد
تمام کلبهها خاموش و بیآواز
تمام کوچهها برفی و تنگ و تار
کسی آواز خود سر داد دردآلود
به ناگاه از سکوت پشت چشمهسار
مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید
به تماشای زمستان چه کسی میآید؟
صدای گشنگی با زوزههای گرگ
برای گلههامان زنگ وحشت داشت
در آغل به باد هرزه تن میداد
به دشت شب هراسی تخم غم میکاشت
زمستان بود و مرتع خشک و بیحاصل
حیاط خانه غمگین و برفآلود
من از پشت چپرها خسته برگشته
پدر بالای کرسی گرم حافظ بود
مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید
به تماشای زمستان چه کسی میآید؟
به یاد مادرم بودم که مینالید
در آن شب، از هجوم گرگ و میمرد
تن سرخ برادر را در کنارش
گرسنه گرگ ترس آورده میخورد
صدای نعرهی همسایه و گرگ
میان زوزههای باد میپیچید
صدا کردم که: میآیم به همراهی
پر از خشم و غرور و کینه و
امید
به تماشای بهاران چه کسی میآید؟
مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید
#ایرج_جنتی_عطایی
707
Repost from Nevermind
🎤#داریوش
✍️ترانهسرا: #ایرج_جنتی_عطایی
🎼آهنگساز: #فرید_زلاند
🎚️تنظیم: #فرید_زلاند/ #جف_صادکیان
@dark13760
707
مرا با سردی پاییز تنهایی رهایم کن
که آغاز جداییها غمانگیزه تو میدانی
مرا تنها بذار ای با من و بی من
که خرسندم من از تنهایی شبهای بارانی
707
🎤#مرتضی
✍️ترانهسرا: #اردلان_سرفراز
🎚️آهنگساز: #فرید_زلاند
🎚️تنظیمکننده: #منوچهر_چشمآذر
@dark13760
