Nevermind
Відкрити в Telegram
Poetry, painting and everyday feelings Hidden: t.me/HidenChat_Bot?start=126504173 Admin: @arvandmo
Показати більше682
Підписники
+124 години
-27 днів
+730 день
Архів дописів
682
Repost from Nevermind
🎤#گوگوش
✍️ترانهسرا: #مسعود_فردمنش
🎼آهنگساز: #سلی
🎚️تنظیم: #اریک_ارکانت
@dark13760
682
Repost from Nevermind
🎤#داریوش
✍️ترانهسرا: #مینا_جلالی
🎼آهنگساز: #صادق_نوجوکی
🎚️تنظیمکننده: #صادق_نوجوکی
@dark13760
682
🎨 Painting: Youth Kneeling before God the Father
🖌️ Artist: #Egon_Schiele
🗓️ Year: 1908
@dark13760
682
As the late Charlie Kirk said before he died: 'They don't educate you; they indoctrinate you.'
682
Repost from Nevermind
🎤 #فریدون_فروغی
✍️ ترانهسرا: #مسعود_امینی
🎼 آهنگساز: #فریدون_فروغی
🎚️ تنظیمکننده: #منوچهر_چشمآذر
📀 سال انتشار: ۱۳۵۳
@dark13760
682
Repost from Nevermind
🎤#داریوش
✍️ترانهسرا: #رضا_عطایی
🎼آهنگساز: #واروژان
🎚️تنظیمکننده: #واروژان
@dark13760
682
يسمعني حينَ يراقصُني كلمات ليست كالكلمات
يُسمعني حينَ يراقصُني كلمات ليست كالكلمات
يأخذني من تحتِ ذراعي يزرعني في إحدى الغيمات
يُسمعني حينَ يراقصُني كلمات ليست كالكلمات
يأخذني من تحتِ ذراعي يزرعني في إحدى الغيمات
والمطرُ الأسودُ في عيني يتساقطُ زخاتٍ زخات
والمطرُ الأسودُ في عيني يتساقطُ زخاتٍ زخات
يحملني معهُ يحملني لمساءٍ ورديِ الشُرفات
لمساءٍ ورديِ الشُرفات
682
Repost from Nevermind
🎤#داریوش
✍️ترانهسرا: #تورج_نگهبان
🎼آهنگساز: #امیر_آرام
🎚️تنظیمکننده: #محمد_شمس
@dark13760
682
Repost from Negar Noshadi
#سورن_كيركگور در کتاب #تکرار
نظریه حرکت هستی آدمی را با مفهوم تکرار پیش میکشد. او براین باور است که فرد از طریق تکرار مستمر لحظه انتخاب است که آزادی اش را به کار میگیرد و خودش میشود.
سوال اينجاست كه آیا تکرار در زندگى نجاتگر است يا نه؟
او براى آزمودنِ تكرار، به برلين سفر میکند و سعی میکند تا تمام لحظاتی را که قدیم آنجا تجربه کرده عینا تکرار کند.
پس در همان هتل قبل اقامت میکند، به تماشای همان تئاتر مينشيند، همان غذا را میخورد. اما دراین مسیر، هر بار سرخورده تر میشود و نميتواند همان احساس خالص قبل را عینا تجربه کند.
ما از طرف دیگر، با شخصى روبروييم كه رویه متفاوتی را برای تجربه مجدد پیش میگیرد. او تذکار را انتخاب می کند. و با یادآوری کارهاى گذشته، یک سیرِ درونی را طی میكند.
بواقع ما با دو رویکرد متفاوت درجهت زنده کردن تجارب گذشته مواجهیم؛ تکرار و تذکار.
اما کدام یک به داد ما میرسند؟
هر دوی این رویه ها مارا به سمت حقیقت سوق ميدهند.
اما حقیقت به تنهایی برای کیرکگور کافی نیست. مهم تر از حقیقت، وفاداری به حقیقت است.
هستی انسان همیشه به سمت دگرگونی و شدن پیش میرود و مدام دستخوش تغییر میشود، پس حقیقت هم چیزی متغیر است و نمیتوان برای همیشه مالکِ آن بود. اما باید نسبت به تغییراتش وفادار و صادق ماند.
تکرار با فعلیتِ خود باعث بازآفرينى يك حقيقت ديرينه به شكلى ديگر ميشود. بواقع تکرار به ما فرصت بازآفرینی یک حقیقت را میدهد تا از نو آن را بسنجیم و به این طریق ما ميتوانيم نسبت به حقیقت و تغييراتش وفادار بمانيم.
رويه دوسويه وفاداری را اينجا كيركگور در رابطه مردى نشان ميدهد که به شخصی قول ازدواج داده، اما الان میخواهد رابطه اش را بهم بزند، چراکه نظرش عوض شده و ميداند که آن آدم سابق نیست. او اگر به رابطه خاتمه دهد، نسبت به حقیقت فعلی خودش وفادار است ولی به شخص مقابلش خیانت میکند. و اگر به رابطه ادامه دهد به قولش وفادار میماند، اما به حقيقتِ خودش خيانت كرده است!
انسان چگونه ميتواند همواره به حقيقتى كه درحال تغيير است وفادار بماند؟
كيركگور راه اين وفادارى را در تكرار ميبيند.
تمام چیزهایی که از قبل وجود داشته اند دائما محکوم به تکرارند اما در روندِ تکرار فرصتِ بازنگرى دارند. انسانى كه اهمیت وجود تکرار را بداند و از آن بهره بگيرد زندگى را برده است. چراكه زندگى جز در همين تكرار جريان ندارد.
و همين تكرار است كه ما را به سوی تجديد موجوديتِ خويش سوق میدهد.
«آنكه درنميابد كه زندگى تكرار است و اين زيبايى زندگيست، خود را محكوم كرده. آنكه تكرار را برگزيند، براستى زندگى كرده.»
#نگار_نوشادي
@negarnoshadichannel
682
من به ایده تعلق دارم. هرگاه اشارتی کند، از پیاش میروم؛ چون که احضارم کند آنگاه شب و روز انتظار میکشم. کسی برای شام صدایم نمیزند، کسی برای شام چشم به راهم نیست. وقتی ایده ندایم میدهد، همهچیز را ترک میگویم، یا درستتر بگویم، چیزی ندارم که ترکش گویم. با وفا کردن به ایدهام هیچکس را نومید نمیکنم، هیچکس را غمین نمیکنم؛ روحم غمین نمیشود چرا که مجبور به غمین کردن کس نیست. چون به خانه باز میگردم، هیچکس نیست که در دفتر رخسارم چیزی بخواند، که سؤالپیچم کند، که از زیر زبانم حرفی بکشد، گویی اگر هم کسی بود من قادر نبودم چیزی را با کسی در میان بگذارم، قادر نبودم از حال و روزم با کسی حرف بزنم، از اینکه شادم یا فلکزده، از اینکه سوار اسب مرادم یا جهان بر زمینم زده است.
682
«مگر این ورور کردن که اسمش را زبان گذاشتهاند چیزی به غیر از دریوریهای نکبتباریست که فقط دار و دستهای کوچک از آن سر درمیآورند! آیا جانوران زبانبسته خردمندتر نیستند که هیچوقت چنین یاوههایی به زبان نمیآورند؟»
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
