ar
Feedback
Nevermind

Nevermind

الذهاب إلى القناة على Telegram

Poetry, painting and everyday feelings Hidden: t.me/HidenChat_Bot?start=126504173 Admin: @arvandmo

إظهار المزيد
688
المشتركون
+224 ساعات
+17 أيام
+530 أيام
أرشيف المشاركات
تو رو از تن خورشید تو رو از گل و شبنم گرفتم که تو باشی برام همدل و همدم شدم عاشقت اما ندونستی چی می‌خوام چی آرزومه ندونستی ندونستی دیگه حرفی نمونده نتونستی که بشی عشق یه عاشق نتونستی نتونستی

فرزین - معشوقه.mp35.09 MB

Repost from Nevermind
🎤#گوگوش ✍️ترانه‌سرا: #پرویز_وکیلی 🎼آهنگساز: #حسن_لشکری 🎚️تنظیم: #واروژان @dark13760

Repost from Nevermind
+1
🎤#گوگوش ✍️ترانه‌سرا: #شهیار_قنبری 🎼آهنگساز: #بابک_افشار 🎚️تنظیم‌کننده: #واروژان @dark13760

چطور دلت اومد 💩 بذاری رو سیاوش و اردلان؟

Repost from Nevermind
غربت صدای گریه‌ام درد بی تو بودنه بی صدا شکستنم صدای حرفای منه مثل خوشبختی تو دوری از من اما می‌دونم گل من میون شوره‌زار  داره جون می‌کنه..... #اردلان_سرفراز

Repost from Nevermind
+1
ترانه: #اردلان_سرفراز @dark13760

Repost from Nevermind

06 TOOL - Opiate.mp319.63 MB

Repost from Nevermind
Epitaph on a Tyrant W. H. Auden - 1907-1973 Perfection, of a kind, was what he was after, And the poetry he invented was easy to understand; He knew human folly like the back of his hand, And was greatly interested in armies and fleets; When he laughed, respectable senators burst with laughter, And when he cried the little children died in the streets. بر مزار مستبد نوعی از کمال بود آنچه او می‌جست. و شعر ابداعی او چه آسان فهمیده می‌شد. حماقت بشری را همچون کف دستش می‌شناخت، و به ناوگان‌ها و لشکر‌ها علاقه فراوان داشت. وقتی می‌خندید سناتورهای محترم ریسه می‌رفتند، وآن‌گاه که می‌گریست کودکان در خیابان‌ها می‌مردند. ترجمه:#مراد_فرهادپور

Repost from N/a
‼️لینک سریع به ابتدای دوره آموزشی: ⚠️ گوش زد! 🖍عمومی رشته‌های زبان انگلیسی: زبان عمومی مقدماتی خودم زبان عمومی تخصصی مقدماتی خودم آموزش گرامرِ تخصصی Inversion خودم زبان عمومی تخصصی مدرسان لغات کنکورهای ارشد 1390 تا 1404 سوالات تستی مدرسان ارشد ادبیات انگلیسی 🖍رشته آموزش و استخدامی: زبان شناسی روش تحقیق روش تدریس آزمونسازی آزمونسازی فجب 🖍رشته ادبیات: اساطیر یونان و روم فنون و صناعات ادبی نقد ادبی از افلاطون تا زمان حال سیری در تاریخ ادبیات آمریکا کارگاه آشنایی با کنکور ارشد ادبیات انگلیسی نکته‌برداری‌های نورتون انگلیس و آمریکا تاریخچه‌ی رمان تحلیل The Great Gatsby تحلیل Geoffrey Chaucer تحلیلی کوتاه از مکبث + pdf ترجمه مکبث خلاصه و نقد آثار برتر ادبیات جهان حفظ کردن اسم آثار و نویسنده ها خودم چرا باید فلسفه و ادبیات بخوانیم خودم جزوه رمانتیک و قرن ۱۸ خودم رنسانس آمریکا خودم جلسه اول ادبیات خودم جلسه دوم ادبیات خودم چهارچوبِ تاریخیِ تحول رمان خودم 🖍متفرقه: تعدد منابع و تعهد خودم نکات مطالعه خودم دلشوره و اضطراب خودم آموزش مفاهیم مقدماتی ریاضی بوف کور نسخه اصلی فرانکنشتاین مری شلی نسخه اصلی داستان گنجی موراساکی شیکیبو "If" by Rudyard Kipling The Love Song of J. Alfred Prufrock

Tool - Parabol Parabola (2001).mp320.90 MB

1|7 - Parabola - TOOL (320).mp314.17 MB

16 - Parabol - TOOL (320).mp37.33 MB

Repost from Nevermind

چرا دولت‌های رفاه شکست می‌خورن؟ جوابش رو در این گفتگوی خیابونی سی‌ثانیه‌ای پیدا می‌کنید: دولت رفاه یعنی دولت با بازتوزیع گسترده درآمد امکانات عمومی ایجاد می‌کنه. این کار پول می‌خواد. دولت که خودش پول نداره. پول رو باید با مالیات جمع کنه. شروع می‌کنه به گرفتن مالیات پلکانی: هر چی درآمدتون می‌ره بالا مالیات بیشتری باید بدید. اولش همه‌‌چی خوب پیش می‌ره. افراد پردرآمد مالیات سنگینی پرداخت می‌کنند و پول عظیمی به سوی خدمات عمومی جاری می‌شه. اما این مالیات مثل پتک عمل می‌کنه. فرد از خودش می‌پرسه چرا باید زور بزنم، وقتی پول بیشتری که قراره دربیارم می‌ره در جیب دیگران؟ هر شهروندی در هر سطح درآمدی این سوال رو از خودش می‌پرسه و دیگه انگیزه‌ای نداره درآمد بیشتری داشته باشه، چون طبقهٔ مالیاتی‌ش می‌ره بالا و بخش بیشتری از درآمدش رو باید بده بره. حالا بگذریم از اینکه توان کارآفرینی و رقابت شرکت‌ها کاهش پیدا می‌کنه و در نتیجه فروش و اشتغال‌زایی هم به فنا می‌ره. نهایتاً پس از یه مدت درآمد دولت رفاه از مالیات کم می‌شه، اما در این اثنا کلی هزینه تراشیده و کسری بودجه پیدا می‌کنه. چاره‌ای که پیدا می‌کنه اینه‌که دوباره مالیات همه رو می‌بره بالا و یک دور باطل مهلک ایجاد می‌شه. اینجوری می‌شه که دولت رفاه به بن‌بست می‌رسه. رفاه رو بازار آزاد ایجاد می‌کنه و به بازتوزیع رابینهودی نیاز نیست. ولی خب فعلا رویافروشی سوسیالیست‌های شکست خورده همینه. ترجمهٔ گفتگوی ویدئو:
— پس شما فکر می‌کنید من باید بابت بخشی از درآمدم که بالای دو میلیون دلار است، ۷۰ درصد مالیات بدهم؟ — درآمد سالانه‌ات بیشتر از دو میلیون دلار است؟ — بله. شما فکر می‌کنید… — بله، به نظر من هر دلار اضافه‌ای که بعد از دو میلیون دلار درآمد به دست می‌آوری، باید با نرخ ۷۰ درصد مالیات گرفته شود. — خیلی خب، اگر قرار باشد این‌طور باشد، می‌دانی من چه کار می‌کنم؟ همین که درآمدم به دو میلیون دلار برسد، تا آخر سال دیگر کار نمی‌کنم. به کارمندهایم مرخصی اجباری می‌دهم و می‌گویم: «می‌دانید چیست؟ من به سقف درآمدم رسیده‌ام. حاضر نیستم در ازای هر یک دلار، فقط سی سنت برای خودم بماند کار کنم. می‌روم گلف بازی کنم، می‌روم ماهیگیری. تا فوریه سال بعد می‌بینمتان.» نظرت درباره این چیست؟
همچنین این چند پست رو ببینید: ▪️ مالیاتچی — بیتل‌ها و ترانه‌ای تاریخی ▪️تاچر چه کرد؟ ▪️رؤیای اسکاندیناوی — سوسیالیسم قلابی چپ #دولت_رفاه #بازار_آزاد #کاپیتالیسم @Garajetadayoni | گاراژ

07. I Can't Tell You Why.mp311.48 MB

رستن - فرزین رادیو خاطره ها.mp32.93 MB

نابرابری درآمدی ــ مسئله یا نامسئله؟ یکی از قوی‌ترین تورهای ماهیگیری سیاسی چپ بحث نابرابری درآمدیه. چپ نفسِ نابرابری درآمدی رو به مسئلۀ سیاسیِ حیاتی تبدیل می‌کنه. در حالی که اصلاً باید پرسید نابرابری درآمد و ثروت ماهیتاً مسئلۀ اصلیه یا مسئلۀ اصلی چیز دیگه‌ست؟ مسئله رو با مثالی در دو پرده شرح می‌دم: ▪️پردۀ اول: فرض کنیم در یک جامعه نابرابری درآمدی وجود داره و فرض کنیم درآمد پایین‌‌ترین دهک ماهانه ۱۰ میلیون تومن، و بالاترین دهک ماهانه یک میلیارد تومنه. اختلاف خیلی زیاده، درسته؟ یکی فقط ده میلیون و دیگری یک میلیارد در ماه درآمده داره! بقیۀ جامعه هم بین این دو حد نهایی قرار دارند. فرض کنیم شما ماهی ۵۰ میلیون درآمد داشته باشید. حالا فرض کنیم در یک فرایند رشد اقتصادیِ ده‌ساله، میانگین درآمدها سه برابر بشه؛ یعنی دهک پایین بشه ۳۰ میلیون، دهک بالا بشه ۳ میلیارد، و درآمد شما هم بشه ۱۵۰ میلیون در ماه. وقتی شما ۵۰ میلیون درآمد داشتید، بالاترین دهک ماهانه ۹۵۰ میلیون بیشتر از شما درآمد داشت! این یک نابرابری درآمدی خیلی مشهوده. حالا ده سال بعد چی؟ ده سال بعد، وقتی شما ۱۵۰ میلیون درآمد دارید، بالاترین دهک ۳ میلیارد درآمد داره و این یعنی حالا ماهانه ۲ میلیارد و ۷۵۰ میلیون بیشتر از شما درآمد داره. نابرابری الان خیلی بیشتر شد! در هر دو حالت، بالاترین دهک ۲۰ برابر شما درآمد داره، اما در حالت دوم، رقم مطلق اختلاف خیلی بیشتره و این یعنی نابرابری محسوس‌تر شده. اما حالا بریم سراغ پرسش اصلی: مسئلۀ اصلی برای شما کدومه؟ اینه‌که اختلاف درآمدتون با پردرآمدترین‌ها چقدره؟ یا اینه‌که درآمد خودتون چقدر بیشتر شده و چقدر زندگی بهتری می‌تونید داشته باشید؟ اگر در این فرایند رشد اقتصادی، توان خرید شما سه برابر شده باشه، یعنی وضعیت مادی شما در یک فرایند ده‌ساله سه برابر بهتر شده. اینکه دیگران چقدر درآمد دارند برای شما مهم و حیاتیه، یا اینکه خودتون چقدر درآمدتون بیشتر می‌شه و این افزایش چقدر کیفیت زندگی‌تون رو بهبود می‌بخشه؟ ▪️پردۀ دوم: حالا بیایید یک حالت دیگه رو فرض کنیم. بیایید فرض کنیم با همون شرایط درآمدی که اول توصیف کردم، در طول ده سال، درآمدها فقط ۳۰ درصد افزایش پیدا کنه (نه مثل پردۀ اول ۲۰۰ درصد یا سه برابر). حالا بیایید حساب کنیم: درآمد پایین‌ترین دهک می‌شه ۱۳ میلیون در ماه، درآمد بالاترین دهک می‎شه یک میلیارد و سیصد میلیون (۱.۳ میلیارد)، و درآمد شما هم می‌شه ۶۵ میلیون. وقتی شما ۵۰ میلیون درآمد داشتید، ماهانه ۹۵۰ میلیون کمتر از بالاترین دهک درآمد داشتید، اما حالا که درآمد شما شده ۶۵ میلیون و درآمد بالاترین دهک شده ۱.۳ میلیارد، بالاترین دهک ماهانه یک میلیارد و ۲۳۵ میلیون بیشتر از شما درآمد داره. در این حالت، نابرابری درآمدی چندان بیشتر نشد، اما توان خرید شما هم فقط ۳۰ درصد افزایش پیدا کرد... یعنی شما فقط می‌تونید سی درصد بهتر از ده سال قبل زندگی کنید. ▪️مقایسۀ پردۀ اول و پردۀ دوم: در پردۀ اول اختلاف درآمدی مطلق بین شما و ثروتمندترین بخش جامعه خیلی بیشتر شد، اما سطح زندگی شما سه برابر بهتر شد؛ اما در حالت دوم که اختلاف درآمدی مطلق بین شما و ثروتمندترین بخش جامعه چندان افزایش پیدا نکرد، سطح زندگی شما فقط سی درصد بهتر شد. الان کدوم مسئله برای شما حیاتیه؟ اینکه اختلاف درآمد ثروتمندترین اقشار با شما چقدر باشه، یا اینکه سطح زندگی خودتون سی درصد بالا بیاد یا دویست درصد؟ در پردۀ دوم نابرابری خیلی بیشتره، اما زندگی شما در حالت اول که نابرابری خیلی بیشتره، بهتره! شما کدوم رو ترجیح می‌دید؟ پس برسیم به سوال نهایی: ترجیح می‌دید در جامعه‌ای زندگی کنید که نابرابری درآمدی بیشتره، اما زندگی شما بهتره، یا در جامعه‌ای که نابرابری کمتره، اما زندگی شما هم بدتره؟ ما مدافعان کاپیتالیسم و بازار آزاد معتقد نیستیم کاپیتالیسم بی‌نقصه، بلکه معتقدیم در سیستم کاپیتالیستی سطح زندگی عموم جامعه بیشتر و سریع‌تر افزایش پیدا می‌کنه. اما ایده‌های سوسیالیستی شاید ــ شاید! ــ نابرابری رو کم کنه، اما سطح زندگی عموم رو پایین می‌آره. کدوم عقلانی‌تر و اخلاقی‌تره؟ ارتقای زندگی عموم جامعه با نابرابری درآمدیِ بیشتر، یا تنزل زندگی عموم جامعه با نابرابری درآمدی کمتر؟ فارغ از اینکه جواب شما به این پرسش کدومه، باید پذیرفت مسئله این نیست که کی چقدر درمیاره، مسئله اینه که در چه سیستمی "بیشترین درصد جمعیتیِ ممکن" به "بیشترین میزان ممکن" به لحاظ مادی زندگی بهتری خواهند داشت. سوال اصلی اینه، و نه برابری درآمدی. پی‌نوشت: دیگه صحبتی از این نکردیم که کسی که یک میلیارد در ماه درآمد داره، فقط اگر ۲۰ درصد مالیات بده، چهار برابر درآمد ماهانۀ ما رو واریز می‌کنه به خزانۀ دولت تا خرج جامعه بشه. @Garajetadayoni | گاراژ

Dariush-Faje-eh-256.mp310.88 MB