uz
Feedback
Nevermind

Nevermind

Kanalga Telegram’da o‘tish

Poetry, painting and everyday feelings Hidden: t.me/HidenChat_Bot?start=126504173 Admin: @arvandmo

Ko'proq ko'rsatish
692
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kunlar
+430 kunlar
Postlar arxiv
ویژگی مهم روشنفکرِ دستگاه تحمیق‌سازی در ایران که باعث شده اینگونه از تحقیر شدن و "دروغ و تحریف سازمان‌یافته" لذت ببرد این است که روشنفکر در ایران اساسا بر پایه‌ی شأن خِرد و عقل به وجود نیامده است. درواقع روشنفکر غربی قرون وسطایی ویژگی مهمی داشت که از "اهمیت خِرد و عقل در هر انسان به صورت ذاتی و فطری" آغاز می‌شد. آن روشنفکر غربی نقطه‌ی شروع اندیشیدن خود را از این مقطع آغاز کرد که "انسان می‌اندیشد" و هستی انسان را به قوه‌ی اندیشیدن آن گره زد. روشنفکرِ دستگاه تحمیق‌سازی اما در ایران در جهت مخالف همتای خود آغاز به کار کرده است که در آن انسان را در پایین‌ترین مرتبه‌ی هستی قرار می‌دهد. اما داستان همین‌جا تمام نمی‌شود بلکه این مرتبه‌ی پست هستی انسان برای روشنفکر مایه‌ی مباهات و افتخار است. روشنفکر ایرانی از این‌که بتواند به هر شکلی اثبات کند که انسان اساسا هیچ و پوچ است ارضای روانی و مالیخولیایی می‌شود. آن‌چه روشنفکر در تمام این سال‌ها تلاش کرده است انجام بدهد، برخلاف آن‌چه تصور می‌شود رواج فرهیختگی نیست؛ بلکه رساندن جامعه به این باور است که در مرحله‌ی پستی از وجود و هستی قرار دارد. اگرچه در ظاهر مشغول ترویج کتاب‌خوانی و دانش‌پرستی و قدسی‌سازی علم بوده است، اما آن را نه بر اساس ارزش درونی خود علم و دانش و هنر، بلکه بر اساس این فرض اولیه است که انسان ایرانی در پایین‌ترین مرحله‌ی انسانیت است. قسمت ترسناک‌تر این موضوع این است که به همین مقدار نیز راضی نیست بلکه تلاش می‌کند این جایگاه پست را تقدیس کند. او بودن در چنین جایگاه پستی را نه دون شأن انسان و خلاف واقعیت هستی و وجود فردی و اجتماعی او به عنوان موجودی با قابلیت اندیشیدن، بلکه جایگاهی بس رفیع می‌داند. این همان انحراف از جمله‌ی سقراط یعنی "می‌دانم که نمی‌دانم" است. اعتراف به ندانستن در اندیشه‌ی سقراط اگر قرار بود به نازل‌ترین سطح گفته شود همین است که روشنفکر می‌زند؛ که به ندانستن خود افتخار کند. تمام استدلال این گفتگو بر همین مبناست. ببینید چگونه رذیلت دروغگویی را نقد می‌کند و سپس آن را به عنوان مهارتی خارق العاده تعریف می‌کند‌. فارغ از این که تمامی این استدلال‌ها بر پایه‌ی دروغ و توهم است و هیچ پشتوانه‌ی پژوهشی و داده‌ی تاریخی و آماری ندارد (او حتی می‌گوید همه‌ی محققان که چنین گزاره‌ای نشان می‌دهد با چه سطحی از تحریف واقعیت و آمار دروغین و ادعای بی‌پایه و اساس و گزافه‌گویی روبروییم) باید به این مساله توجه کرد که روشنفکر موجودی است که از این‌که هیچ نباشد نگران نمی‌شود، بلکه دانستن چنین موضوعی او را خوشحال نیز می‌کند، و حتی این هیچ بودن را نیز تقدیس می‌کند، مانند این گفتگو که در آخر نفهمیدیم آیا دروغگویی بد است یا خوب است؟ از بین بردن تمامی معیارهای ارزش‌گذاری و عقلانی با ویژگی‌های فردی و روانی روشنفکر ارتباط مستقیم دارد. ما صرفا با ملت‌ستیزی آن‌ها روبرو نیستیم، بلکه با انواع اختلالات شناختی روبروییم که در آن تنها چیزی که وجود ندارد عزت‌نفس است. برای همین عزت‌نفس شما را نیز مورد تهاجم قرار می‌دهد. چرا که پس از این است که شما را دوست خواهد داشت. همانگونه که نوع پست‌تر خود را می‌پرستد. @jaiibarayeman

Repost from Nevermind

Repost from Nevermind

Repost from Nevermind
🎤#سیاوش_قمیشی ✍️ترانه‌سرا: #مسعود_هوشمند 🎼آهنگساز: #سیاوش_قمیشی 🎚️تنظیم‌: #ایمان_فروتن @dark13760

مرا خود کُشد تیر آن چشم مست چه حاجت که آری به شمشیر دست؟ #سعدی

Repost from Nevermind
🎤#فریدون_فروغی ✍️ترانه‌سرا: #مسعود_امینی 🎼آهنگساز: #فریدون_فروغی 🎚️تنظیم‌کننده: #کوروش_یغمایی @dark13760

Repost from Frida
کشتی‌ای را که پی غرق شدن ساخته‌اند هی به جان کندن از این ورطه برانیم که چه؟ «شهریار» @frida_ka

Repost from Nevermind
+1
🎤#ستار ✍️ترانه‌سرا : #سعید_طبیبی 🎼آهنگساز: #تورج_شعبانخانی 🎚️تنظیم‌کننده: #اریک_آرکانت @dark13760

The Choice By William Butler Yeats The intellect of man is forced to choose perfection of the life, or of the work, And if it take the second must refuse A heavenly mansion, raging in the dark. When all that story's finished, what's the news? In luck or out the toil has left its mark: That old perplexity an empty purse, Or the day's vanity, the night's remorse.

بی‌پولی بد دردیه

4) Baz Delam Tora Mikhad.mp35.52 MB

hPFNDJxKnaRULyQA.mp312.20 MB

Dariush-Paria-320.mp312.71 MB

mp3.mp33.66 MB

Repost from Nevermind
He had come to that moment in his age when there occurred to him, with increasing intensity, a question of such overwhelming simplicity that he had no means to face it. He found himself wondering if his life were worth the living; if it had ever been. It was a question, he suspected, that came to all men at one time or another; he wondered if it came to them with such impersonal force as it came to him. The question brought with it a sadness, but it was a general sadness which (he thought) had little to do with himself or with his particular fate; he was not even sure that the question sprang from the most immediate and obvious causes, from what his own life had become. It came, he believed, from the accretion of his years, from the density of accident and circumstance, and from what he had come to understand of them. He took a grim and ironic pleasure from the possibility that what little learning he had managed to acquire had led him to this knowledge: that in the long run all things, even the learning that let him know this, were futile and empty, and at last diminished into a nothingness they did not alter.
John Williams, Stoner

من الان به زندگی استونر حسودیم می‌شه. درسته احساس رضایت از زندگی چندانی نداشت ولی عوضش تو زندگیش به یه نفر عشق ورزید، کاری که دوست داشت رو انجام داد تو جایی که دوس داشت و خونه و زندگی داشت ولی من چی؟ برای خوندن کتاب هم باید از یه چیزی حداقل بزنم. نمی‌دونم کسی دوستم داره و جایی نیستم که باید باشم.

.

Repost from Nevermind

The Cold Heaven By William Butler Yeats Suddenly I saw the cold and rook-delighting heaven That seemed as though ice burned and was but the more ice, And thereupon imagination and heart were driven So wild that every casual thought of that and this Vanished, and left but memories, that should be out of season With the hot blood of youth, of love crossed long ago; And I took all the blame out of all sense and reason, Until I cried and trembled and rocked to and fro, Riddled with light. Ah! when the ghost begins to quicken, Confusion of the death-bed over, is it sent Out naked on the roads, as the books say, and stricken By the injustice of the skies for punishment?

photo content