مطرود
Open in Telegram
هُوَ الطَّریدُ الشَّریدُ؛ اوست آن طردشدهٔ آواره 💙💍 بله: https://ble.ir/matroud77 ایتا: https://eitaa.com/matroud77 صفحهٔ بهخوان: https://behkhaan.ir/profile/msalehi77?inviteCode=G24sChf8BAkY
Show more444
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-1830 days
Posts Archive
444
با نهایت تأسف و تأثر، بدین وسیله ارتحال مرحومه خانم صفا میردامادی، والدهٔ مکرمهٔ حضرت حجت الاسلام و المسلمین صدر حسینی(دامت برکاته) و خالهٔ مکرمهٔ رهبر شهید(رضوان الله تعالی) را به اطلاع میرساند.
مجلس ترحیم آن بانوی مکرمه در روز پنجشنبه ۱۹ شهریور پس از نماز مغرب و عشاء در حسینیهٔ امام خمینی(ره)، دفتر مقام معظم رهبری(حفظه الله) واقع در خیابان صفاییه، برگزار میگردد.
روابط عمومی مؤسّسهٔ عالی فقه و علوم اسلامی
444
سلیقهم اینه که برای کسی استخاره نگیرم. خودم توی زندگی فقط یه بار استخاره کردم، نه بیشتر. الآن هم طوری شده که توی مسجد یا حرم یا شاید حتی توی خیابون، ملت ازت استخاره میخوان، حتی غیر ایرانیها.
توی مشهد، یه بار توی یه مسجد توی احمدآباد بودم که یه آقای عربزبان (احتمالاً عراقی) استخاره میخواست برای عمل جراحی بینی.
الآن هم توی حرم حضرت معصومه(س) دو تا آقای جوون با زبون عربی استخاره میخواستن.
حس میکنم اینکه سلیقهم این نیست که برای کسی استخاره بگیرم، شاید بزنه توی ذوق بقیه.
444
Repost from مکذوبات
🎥 پیراهنِ لَعنی و صلواتی...!!
#نقدمشهورات
#سندیابی
بسیاری از اهل منبر حکایت معروفی را نقل میکنند که: شخصی دو پیراهن نزد امام صادق(ع) آورد؛ یکی با صلوات و دیگری با لعن بر دشمن دوخته شده بود و حضرت، پیراهن لعنی را انتخاب کردند! و از این حکایت، افضلیت لعن بر صلوات را نتیجه میگیرند." 1️⃣ مستند این روایت کجاست؟ پایگاه اسلامکوئست نیز در پاسخ به پرسشی درباره همین حکایت اعلام کرده که آن را در هیچ منبعی نیافته است. (اینجا) بررسی «مکذوبات» نیز نشان میدهد در منابع شناختهشده امامیه تا روزگار علامه مجلسی (قرن ۱۱) و حتی در مجموعه عظیم بحارالأنوار اثری از این حکایت نیست. 👈اما واکاوی منبعشناختی، و تخصصی «مکذوبات» به ردپایی نسبتا قدیمی در جدالهای مذهبی عصر صفوی رسید. 2️⃣ قدیمیترین ردّ پا؛ یک اتهام ضدشیعی قدیمیترین ردپایی که برای این نقل یافتیم، «نواقض الروافض» اثر میرزا مخدوم شریفی (قرن ۱۰) است. او این داستان را در مقام متهم کردن شیعیان مطرح کرده و مدعی میشود این نقل در کتب معتبر خود شیعیان روایت شده است: «رووا في كتبهم المعتبرة عندهم» بیآنکه حتی نام یک کتاب و یا سند مشخصی از آثار شیعیان ارائه کند! جالب آنکه محمد بن عبدالوهاب (قرن ۱۲) نیز بعدها،عینا همین ادعا و حکایت را در «رسالة في الرد على الرافضة»، ص۱۵ تکرار کرده است! اما در برابر این ادعا، قاضی نورالله شوشتری (قرن ۱۰ و ۱۱) در «مصائب النواصب»، ج۱، ص۱۲۵ -که در نقد کتاب نواقض میرزا مخدوم نوشته بود- با پاسخی تند و صریح به میرزا مخدوم میتازد و این نسبت را افتراء میخواند؛ به این مضمون که:
اگر واقعا میرزا مخدوم چنین روایتی را در آثار شیعیان مشاهده کرده، چرا نام یک کتاب و مأخذ را بعنوان مستند ذکر نکرده!؟حتی صریحتر از او، آقا محمدعلی کرمانشاهی، فرزند وحید بهبهانی (قرن ۱۲ و ۱۳) در «سُنّة الهداية لهداية السُنّة»، ص۲۹۰ مینویسد:
«این حدیث را ندیدهام در کتابی از کتب شیعه و نشنیدهام آن را تا حال از احدی از ایشان.»و سپس ظاهر حکایت را «مجهول و مجعولِ صاحب نواقض» میداند؛ یعنی ساختهای برای تقبیح مذهب شیعه در نظر عوام اهلسنت. 🔺بنابراین، بزرگان امامیه در همان سدههای نخستِ پیدایش این نقل، نهتنها آن را روایت شیعی نمیشناختند، بلکه با صراحت، انتسابش به شیعه را افترا و جعلِ صاحب نواقض میدانستند. نکته مهم: در این صورت قدیمی حکایت اصلاً خبری از «صلوات» نیست؛ بلکه یک پیراهن با «ذکر خدا» و دیگری با «لعن» دوخته شده است. 3️⃣ ورود به منابع امامی/دوره قاجار اما در دوره قاجار، با یک چرخش ۱۸۰ درجهای، همین نقلِ بیمأخذ که پیشتر علمای امامیه آن را تهمتی علیه شیعه میدانستند، ناگهان در برخی آثار شیعی بهعنوان «روایت» مطرح شد! در «فواكه المتعلمين»، اثر حاج محمد بن محمدتقی قائنی (قرن ۱۳)، ص۲۲۱ نسخه خطی، حکایت تنها با عبارت: «رُوي عن الصادق...» آمده است؛ بدون هیچ سند، سلسله راویان یا مأخذ پیشین! سپس در دورههای متأخرتر، برای این حکایت به آثاری چون «شفاء الصدور» ارجاع داده شده؛ درحالیکه اصل داستان در متن میرزا ابوالفضل تهرانی (قرن ۱۳ و ۱۴) نیست، بلکه سید علی موحد ابطحی (محقق معاصر) آن را در تعلیقه ج۲، ص۴۲ به این منابع نسبت داده است: • «شعشعة الحسينية»، محمدجواد یزدی مشهدی (قرن ۱۴) • «إمارة الولاية»، محمدباقر زند کرمانی (قرن ۱۴)، ص۵۱ • «وفور الأثر»، محمدرضا ثامنی (قرن ۱۴)، ص۹۱ جالبتر اینکه: در همین نقلهای متأخر، «ذکر الله» به «صلوات» تبدیل شده و صورت مشهور امروزیِ «پیراهن لعنی و صلواتی» شکل گرفته است! 4️⃣ نتیجه پس این حکایت: • قدیمیترین ردپایش اثر جدلیِ ضدشیعیِ قرن ۱۰ و برای متهم کردن مکتب تشیع بوده است؛ • علمای امامیه همان دوره و پس از آن، انتسابش به شیعه را افترا و جعل شخص مطرح کننده دانستهاند؛ • ناگهان در دوره قاجار با تعبیر بیسند «رُوي عن الصادق» و تغییر «ذکر الله» به «صلوات»، وارد منابع امامی شد!
بنابراین، این حکایت نه سند متصل دارد و نه مصدر امامی متقدم و معتبر. نه تنها استناد به آن برای اثبات «افضلیت لعن بر صلوات»، فاقد مستند قابل اتکاست بلکه نقل آن به عنوان «روایتِ منسوب و مأثور» نیز دامن زدن به اتهام دشمنان تشیع خواهد بود.
https://t.me/makzoubat
444
حالا که بحث از حواریون شد، یادم اومد چند سال پیش توی یکی از کتابفروشیهای اصفهان، یه کتاب دربارهٔ شَمعون الصفا دیدم، یا همون پِطرُس یا سنت پیتر. طبق منابع اسلامی (نمونه: إکمال الدین و إتمام النعمة، تصحیح علیاکبر غفاری، ج ۱، ص ۲۲۵) و حتی کتاب مقدس، ایشون وصیّ حضرت عیسی بوده.
گفتوگوی بین حضرت عیسی و شمعون، به روایت انجیل مَتی، اینطوره:
عیسی فرمود: «ای شمعون، پسر یونا، خوشا به حال تو! زیرا تو این حقیقت را از انسان نیاموختی، بلکه پدر آسمانی من این را بر تو آشکار ساخته است. تو پطرس، یعنی "سنگ" هستی، و من بر روی این صخره، کلیسای خود را بنا میکنم، و قدرتهای جهنم هرگز قادر به نابودی آن نخواهند بود. من کلیدهای ملکوت خدا را در اختیار تو میگذارم تا هر دری را بر روی زمین ببندی، در آسمان بسته شود، و هر دری را بگشایی در آسمان نیز گشوده شود.» انجیل متی، باب ۱۶، آیات ۱۷–۱۹، کتاب مقدس، ترجمهٔ معاصر (PCB).البته مطالبی هم توی همین انجیل وجود داره که بوی تضعیف و تحقیر شمعون رو شاید داشته باشه، که بررسیشون مجال دیگهای نیاز داره. در روایت معروف حضرت نرجس، مادر امام زمان(عج)، که چند سال پیش انیمیشن شاهزادهٔ روم رو بر اساس اون ساختن، ایشون خودش رو از نسل شمعون الصفا معرّفی کرده:
أَنَا مُلَيْكَةُ بِنْتُ يَشُوعَاز بْنِ قَيْصَرَ مَلِكِ اَلرُّومِ وَ أُمِّي مِنْ وُلْدِ اَلْحَوَارِيِّينَ تُنْسَبُ إِلَی وَصِيِّ اَلْمَسِيحِ شَمْعُونَ من ملیکه، دختر یشوعاز، فرزند قیصر، پادشاه روم، هستم و مادرم از نسل حواریّون است و نسب او به وصیّ مسیح، شمعون، میرسد. إکمال الدین و إتمام النعمة، تصحیح علیاکبر غفاری، ج ۲، ص ۴۲۰طبق این نقل، شمعون الصفا، جدّ مادری امام زمان(عج) به شمار میاد.
444
امشب توی مطالعهٔ تفسیر نمونه، به آیهٔ ۱۵۷ سورهٔ نساء رسیدم، که دربارهٔ ماجرای اعدام شخصی بهعنوان مسیح هست و قرآن چنین گفته که تصور اهل کتاب اینه که مسیح واقعاً اعدام شد؛ اما چنین تصوری درست نیست.
توی تفسیر نمونه، با پیشفرضِ خائن بودن یهودای اسخریوطی، یکی از احتمالها دربارهٔ تحلیل عبارت «وَ لکِن شُبِّهَ لَهُم» اینه که یهودای اسخریوطی کسی بود که اعدام شد.
پیش از این، مقالهای دربارهٔ یهودای اسخریوطی فرستاده بودم. نویسندههای مقاله بر این عقیده هستن که شخصِ اعدامشده، یهودای اسخریوطی بوده؛ اما خائن نبوده، بلکه بهعنوان فدایی، به جای حضرت عیسی به سمت اعدام رفت.
به هر حال بحث میتونه ادامهدار باشه و مجال بحث هست...
444
چه کسی گفته که باطل هیچوقت در دنیا قادر نخواهد بود که به حق ضربه بزند، یا موقتاً آن را از بین ببرد؟ کدام قانونی اینچنین میتواند باشد؟
آن چیزی که در قانون الهی است، این است که در نهایت، حق پیروز خواهد شد؛ در نهایت، باطل سرنگون خواهد شد (۱)؛ اما چه کسی گفته است که در اثنای راه، باطل فرصت پیدا نخواهد کرد که حق را مورد ضربات خود قرار دهد و حتّی آن را از میدان خارج کند؟
البته یک قانون دیگر هست: اگر به خاطر حق، مبارزه انجام بگیرد، هیچ باطلی قادر نخواهد بود جلو بیاید. اگر مبارزه و مجاهدت بشود، خدای متعال کمک و هدایت میکند (۲)؛ اما اگر مجاهدت نشود، اگر بیکار بنشینیم، اگر هوشیاری بخرج ندهیم، اگر در سنگر بخوابیم، آیا باز هم دشمن نمیآید سنگر ما را فتح کند؟ چه کسی چنین چیزی را گفته است؟ ما باید تلاش کنیم، تا دشمن ناکام بشود. اگر ما تلاش نکردیم، دشمن کامیاب خواهد شد؛ و نستجیر بالله من ذلک.
شهید آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار ائمهى جمعه و جماعات و جمعى از روحانیون و طلاب حوزههاى علمیهى استان بوشهر، ۱۳۷۰/۱٠/۱۱
#رهبر_شهید
444
نکتهی سوّم که در این مجالس مورد توجّه باید قرار بگیرد، همین مسئلهی وحدت است؛ وحدت کلمهی آحاد مردم
...
اوّلاً در جلسات، از طرف خود گویندگان مطلقاً سخنى، اشارهاى، حرکتى که به یک اختلافى اشاره کند، باید وجود نداشته باشد -هیچ بهانهاى مجوّز این نمیشود که ما در یک جلسهاى یک چیزى را که ممکن است بین دو دستهی از مردم یک اختلافى به وجود بیاورد مطرح کنیم؛ در قضایاى سیاسى، در قضایاى دینى، در مسائل مربوط به دولت، در مسائل مربوط به مرجعیّت، در مسائل مربوط به روحانیّت، در مسائل مربوط به رهبرى، در مسائلى مانند اینها، هرچه هست؛ آن حرفهایى و سخنانى که میتواند بین مردم اختلافى، شکافى، بگومگویى، دودستگیاى که این به آن بگوید «دیدى من درست گفتم»، آن بگوید «نخیر اشتباه کردى» به وجود بیاورد، از گویندگان مذهبى صادر نشود- بلکه بعکس، گویندگان مذهبى کوشش کنند که فضا، فضاى محبّتآمیز باقى بماند، همکارى بین مسئولین و مردم و وحدت کلمه توصیه بشود.
شهید آیتالله خامنهای، بیانات در دیدار جمعى از علما و روحانیّون سراسر کشور در آستانهی ماه محرّم، ۱۳۶۸/۰۵/۱۱
444
Repost from SMA: Northwestern Univ. Shia Muslim Association
«شش ماه سرنوشتساز»
(بررسی تاریخی وقایع اوایل ماه ذیالحجه سال دهم تا اوایل ماه جمادی الثانی سال یازدهم هجری- از حجه الوداع تا شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام)
استاد محمدهادی یوسفیغروی
صفر تا ربيع الآخِر ١٤٤٢
شهریور تا آذر ۱۳۹۹
سپتامبر تا دسامبر ۲۰۲۰
ویدیوی درسگفتارها در یوتیوب
عنوان درسگفتارها و پیوند فایلهای صوتی
درس گفتار اول: «پیش زمینه های حجه الوداع: نزول سوره برائت در سال نهم هجری»
درسگفتار دوم: «بررسی تاریخی حجة الوداع»
درسگفتار سوم: «خطبههای پیامبر اکرم(صلّی الله علیه وآله) در حجة الوداع و بررسی تاریخی واقعه غدیر»
درسگفتار چهارم: «بررسی تاریخی وقایع محرم و صفر سال یازدهم هجری »
درس گفتار پنجم: «بررسی تاریخی وقایع روزهای پایانی حیات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)»
درسگفتار ششم: «بررسی تاریخی رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)»
درسگفتار هفتم: «بررسی تاریخی واقعه سقیفه»
درسگفتار هشتم: «بررسی تاریخی وقایع روزهای پس از سقیفه»
درسگفتار نهم: «بررسی تاریخی غصب قریه فدک»
درسگفتار دهم: «بررسی تاریخی وقایع پس از غصب فدک تا حمله به خانه امیرالمومنین و حضرت فاطمه (علیهما السلام)"
درسگفتار یازدهم: «بررسی تاریخی جزئیات حمله به خانه امیرالمومنین و حضرت فاطمه (علیهما السلام)"
درسگفتار دوازدهم: «بررسی تاریخی روزهای پایانی زندگی حضرت فاطمه (علیها السلام)"
درسگفتار سیزدهم: "پاسخگویی به پرسشهای شفاهی حضار"
درسگفتار چهاردهم: "پاسخگویی به پرسشهای مکتوب حضار"
@YusufiGharawi
@NorthwesternSMA
انجمن مسلمانان شیعه دانشگاه نورثوسترن در شهر شیکاگو، کشور آمریکا
444
Repost from پژوهشهای تاریخ اسلام
+1
📌کتاب دوم نشر دیرینه
🔰پس از چاپ و انتشار کتاب «سلمان فارسی از ایران تا تشیع» اثر رسول جعفریان، دومین کتاب نشر دیرینه، اثر استاد محمد هادی یوسفی غروی، نیز به مرحله چاپ رسید.
📚«درس گفتار شش ماه سرنوشتساز»
🌀این بار، پژوهش به یکی از حساسترین مقاطع تاریخ اسلام اختصاص دارد؛
از واقعه غدیر
تا رحلت پیامبر اکرم(ص)
از سقیفه و فدک
تا رویدادهای مرتبط با حضرت فاطمهزهرا(س).
📚«درس گفتار شش ماه سرنوشتساز»
اثر استاد محمد هادی یوسفی غروی
📦 ارسال به سراسر کشور
🛒 برای سفارش کتاب:
نام کتاب و تعداد نسخه موردنظر را به آیدی زیر ارسال کنید:
🆔 @dirinehpublish
🔺پس از دریافت پیام، اطلاعات لازم برای پرداخت و ارسال کتاب برای شما ارسال خواهد شد.
🏛نشر دیرینه؛ آغاز یک مسیر
🔸🔸 در «بله»با ما همراه باشید 👇👇
https://ble.ir/dirineh_publish/-6416370433185808415/1784963362796
و
🔸🔸 در« ایتا» با ما همراه باشید👇👇
https://eitaa.com/dirineh_publish
444
حس میکنم منتظر بودن مسافرت دو هفتهای به مشهد تموم بشه و تازه نمایشگاه رو شروع کنن (!)
ما که توفیق حضور نداریم. اونهایی که میتونن، وسط نمایشگاه به یاد ما هم باشن.
444
یه رفیق دارم؛ از فضای حقیقی میشناسمش (نه مجازی). از سالها پیش؛ یعنی از دوران راهنمایی. میشه حدود ۱۴ سال پیش.
توی بهخوان هم هست. سر یه عالَم پست و اطلاعیهٔ مطالعه، کامنت میذاره. حوصلهش برای کامنت گذاشتن واقعاً خیلی بالاست.
نمیدونم؛ شاید از برونگرایی باشه.
444
+3
📸 #گزارش_تصویری
🔰 تشییع پیکر والدهٔ مکرّمهٔ حجتالاسلام و المسلمین صدر حسینی
🔻مراسم تشییع پیکر والدهٔ مکرّمهٔ حجتالاسلام والمسلمین سیدعلیرضا صدر حسینی و خالهٔ رهبر شهید انقلاب اسلامی، مرحومه حاجیهخانم میردامادی، در حرم امام رضا علیهالسلام برگزار شد.
📸 عکس: محمدجواد مشهدی
💠 بیشتر ببینیم👇
https://www.hozehkh.com/photogallery?id=66076
✅ خبرگزاری حوزه علمیه خراسان
🆔 eitaa.com/news_howzehkh
444
Repost from سراب اخباریگری
🔻 این حدیث موهوم و خیالی که در سالهای اخیر به صورت مکرر در کانال ها و گروه های اخباریان و غلاه بازنشر میگردد، در هیچ یک از منابع و مصادر حدیثی شیعه حتی با سند ضعیف نیز نقل نشده است.
🔻این حدیث برای اولین بار در قرن چهاردهم هجری و در برخی از کتب غیر معتبر مانند «اماره الولایه» کرمانی به صورت مرسل و بدون هیچگونه رفرنسی به منابع کهن نقل شده است.
🔻نکته بامزه اما اینکه سازنده این کلیپ، حتی به حدیث مجعول کرمانی هم رحم نکرده و در همان نیز دست برده و عطر و صابونی هم به آن افزوده است.
🔻پی نوشت: گویا خیاط داستان ما با شیخ رجبعلی خیاط هم نسبتی داشته است.😉
@sarabe_akhbarigari
444
با هر ستارهای سر و کار است هر شبم
از حسرت فروغ رُخِ همچو ماه تو
#حافظ
مشهد مقدس، حرم مطهر رضوی، ۱۴۰۵/۶/۱
444
⚫️إِنَّا للهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ
حضرت حجت الاسلام و المسلمین سید علیرضا صدر حسینی دامت برکاته
مدیریت محترم مؤسّسهٔ عالی فقه و علوم اسلامی
بانهایت تأسف و تأثر، ضایعهٔ درگذشت مادر گرامیتان را به حضرتعالی، خانواده محترم و سایر بازماندگان تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای آن مرحومه، غفران، رحمت واسعه و مقام والا در جوار رحمت حق مسئلت داریم.
روابط عمومی موسسه عالی فقه و علوم اسلامی
444
Repost from مهدی مسائلی، مطالعات و یادداشت
درباره نَسَبِ امام صادق به ابیبکر
✍مهدی مسائلی
در منابع اهلسنت از امام صادق(ع) نقل شده است: « وَلَدَنِي أَبُو بَكْرٍ مَرَّتَيْن؛ ابوبکر دو بار مرا زاده است» در مجادلههای مذهبی معمولا علمای اهلسنت با استناد به این فراز، مدح ابوبکر را برداشت کرده و توهین و حتی انتقاد به ابوبکر توسط شیعه را مخالف سیره امام صادق(ع) میدانند.
در برابر این برداشت، علمای شیعه واکنشهای متفاوتی داشتهاند: برخی اصل صدور روایت را نپذیرفتهاند چرا که این روایت نه در طُرق شیعی نقل شده و نه سند معتبری در منابع اهلسنت دارد؛ و برخی دیگر، در صورت پذیرش صدور، با تفسیر مدحآمیز و قداستبخش از آن مخالفت کردهاند؛ بر همین اساس گفتهاند چنین تعبیری - بر فرض صدور - یا از باب تقیه بوده، یا صرفاً بیانگر یک واقعیت نَسَبی بدون بار ارزشی است، یا هدف امام رفع اتهام دشنامگویی به ابوبکر از خود بوده است. (شوشتری، احقاقالحق، ج۱، ص۶۸)
اما پیش از داوری درباره معنای این روایت، باید میان سه مسئله تفکیک کرد: ۱. اعتبار روایت؛ ۲. معنای آن؛ ۳. اصل نسب امام صادق(ع) به ابوبکر.
علمای شیعه در نقد این روایت، در نَسَبِ امام صادق به ابیبکر اشکال نکردهاند. زیرا بسیاری از علمای شیعه تصریح کردهاند که «امفروه» مادر امام صادق(ع) پدرش «قاسم بن محمد بن ابی بکر» و مادرش نیز «اسماء بنت عبدالرحمن بن ابیبکر» بود.(کافی، ج1، ص472 و دلائل، ص248) از این جهت نَسَب مادر امام از طریق مادری و پدری به ابیبکر میرسد. تقریبا تمامی قدمای شیعه که نویسندگان کتب اربعه حدیثی شیعه – شیخ کلینی، شیخ صدوق و شیخ طوسی - در میان آنها هستند، حداقل به این نکته پرداختهاند که مادر امام «امفروه» دختر «قاسم بن محمد بن ابیبکر» بود. (تهذیب، ج6، ص78 و عیون، ج1، ص41) افزون بر این، در روایتی از کتاب کافی، و روایت دیگری از عیون و کمالالدین این نسب برای امام بیان شده است. شیخ مفید در ارشاد و طبرسی در اعلامالوری و دیگران نیز این نسب را برای امام ثبت کردهاند و حتی در کتابهای نصیریه مثل الهدایةالکبری نیز این نَسَب برای امام بیان شده است. (الهدایة الکبری، ص247)
نقد یک انکار متأخر
با وجود این اجماع تاریخی، برخی نویسندگان شیعی که تاریخنگاریشان بیشتر متأثر از فضای جدلی مذهبی است، در انکار این نَسَب کوشیدهاند. نجاح طائی، نویسنده عراقی، و مرحوم سید جعفر مرتضی، پژوهشگر برجسته لبنانی، در آثار خود سخنان صریح قدمای شیعه و روایات را کنار گذاشته و به سراغ نویسندهای متأخر از اهلسنت، احمد بن یوسف قرمانی (۹۳۹-۱۰۱۹ق) رفتهاند که پدر امفروه را «قاسم بن محمد بن ابیسمرة» معرفی کرده است.
انصاف علمی حکم میکند که این ادعا را برخاسته از خطا یا تصحیف بدانیم، نه واقعیتی مستقل؛ بهویژه که در تمام تاریخ، هیچ شرححال یا توصیفی از شخصیتی به نام «قاسم بن محمد بن ابیسمرة» یافت نمیشود. ترجیح دادن سخن یک نویسنده متأخر و منفرد بر تصریحات یکپارچه قدمای شیعه، روشی غیرعلمی است.
استناد عجیبتر
نکته شگفتآورتر اینکه این دو نویسنده به عبارتی در کشفالغمه، نقل از عالم اهلسنت حافظ عبدالعزیز جَنابِذی، استناد کردهاند که در ظاهر امفروه را جدّهی مادری امام محمدباقر(ع) معرفی میکند (کشفالغمه، ج۲، ص۱۲۰). اما مصحح این کتاب در پاورقی توضیح داده که این عبارت دچار افتادگی متن شده و صورت صحیح آن این است: «امفروه، مادر جعفر بن محمد (امام صادق) و عبدالله بن محمد است.» شیخ مفید در ارشاد و طبرسی در اعلامالوری همین عبارت صحیح را نقل کردهاند.
مهمتر آنکه در جای دیگری از کتاب کشفالغمه، نقلی از همین جَنابذی آمده که با معرفی امفروه به عنوان مادر امام صادق(ع) و بیان نَسب مادری و پدری امفروه به ابوبکر، روایت «لَقَدْ وَلَدَنِي أَبُو بَكْرٍ مَرَّتَيْن» را شاهدی بر این نسب میداند. (کشفالغمه، ج۲، ص۱۶۱) این نقل هرگونه تردید در وقوع افتادگی و تصحیف در عبارت پیشین جَنابذی را برطرف میسازد.
در مجموع، از منظر اعتقادی شیعه، جای هیچ تردیدی نیست که امام صادق(ع) جانشینی پیامبر(ص) را مختص به امام علی(ع) میدانست. بر این اساس، تعابیری از قبیل «ولدني أبو بكر مرتين» یا از امام صادر نشده، یا اگر صادر شده، هدفی غیر از مدح ابوبکر داشته است؛ از جمله نفی اتهام توهین به وی.
اما نکته بنیادین آن است که تشکیک در چنین تعابیر با انکار حقایق تاریخی متفاوت است. انکار نَسَب مسلّم و متواتر امفروه به ابوبکر، نه راهکار علمی برای پاسخ به شبهات جدلی است، بلکه رویکردی است که تنها تعصب و جهالت را تقویت میکند و در نهایت به وهن منطق مذهبی شیعه میانجامد.
.......
@azadpajooh
