en
Feedback
نردبان فقاهت

نردبان فقاهت

Open in Telegram

رضاحسینی ارتباط با ادمین @Rezaaa_hosseini انتشار مطالب حوزوی، دروس خارج فقه و اصول، تدریس علوم دینی مطالب فقط جهت تبادل اندیشه و تفکر است و الزاماً نظر بنده نیست. کانال دیگر بنده: مرقاة الأخبار @Merghat_Al_Akhbar313

Show more
4 426
Subscribers
-124 hours
+107 days
+5230 days
Posts Archive
✅ درس مرحوم آیت‌الله داماد(ره) مجلسی برای اهل دقّت ✔️ آیت‌الله شبیری زنجانی (حفظه‌الله تعالی): 🔹 در درس مرحوم آقای داماد طلبه‌های ممتاز شرکت می‌کردند، علتش ویژگی‌هایی بود که در خود مرحوم آقای داماد و درسش بود: یکی اینکه رئیس نبود، لذا مطامعِ غیرعلمی در میان نبود تا شخص برای آنها در درس وی حاضر شود افراد صرفاً برای استفاده برای استفادهٔ علمی در درس وی حاضر می‌شدند. از طرفی آقای داماد بیانِ خیلی روشنی نداشت و خیلی احتیاج به مقدّمات مطویّه داشت و لازم بود طلبه مقدّمات دیگری برای فهم مطالب در ذهن داشته باشد. از طرف دیگر مطالب ایشان نوعاً مشکل بود، چون دقیق‌النّظر بود. این ویژگی‌ها سبب شده بود که هر کسی صلاحیتِ شرکت در درس آقای داماد را نداشته باشد. 📚 جرعه‌ای از دریا، ج3 ص522 @Nardebane_feghahat

✅ «شما را برای تدریس کفایه معرفی کردم»؛ خاطره‌ای از مرحوم سید محمد روحانی(ره) 🔹 روزی مرحوم سید محمد روحانی می‌گفت: یکی از ام
«شما را برای تدریس کفایه معرفی کردم»؛ خاطره‌ای از مرحوم سید محمد روحانی(ره) 🔹 روزی مرحوم سید محمد روحانی می‌گفت: یکی از امتیازات آقا موسی صدر این است که اگر کسی اظهار محبّت و علاقه‌ای کرد، نمی‌گذاشت بی‌پاداش بماند. 🔸 مثلاً می‌گفت: روزی به آقا موسی صدر گفتم که عده‌ای نزد من آمده بودند و مدرّسِ کفایه می‌خواستند؛ من هم شما را معرفی کردم. آقا موسی فوری جواب داد: «این افتخار ماست که شما ما را برای تدریس کفایه قبول کرده‌اید». و نگذاشت که برای بعد بماند و همان‌جا پاداش اظهارِ محبّت مرا داد. این اخلاق ایشان در لبنان یا هر جایی که بود، جلبِ توجّه می‌کرد. 📚 جرعه‌ای از دریا، ج4 ص668 @Nardebane_feghahat

✔️ «شما را برای تدریس کفایه معرفی کردم»؛ خاطره‌ای از مرحوم سید محمد روحانی(ره) 🔹 روزی مرحوم سید محمد روحانی می‌گفت: یکی از ا
✔️ «شما را برای تدریس کفایه معرفی کردم»؛ خاطره‌ای از مرحوم سید محمد روحانی(ره) 🔹 روزی مرحوم سید محمد روحانی می‌گفت: یکی از امتیازات آقا موسی صدر این است که اگر کسی اظهار محبّت و علاقه‌ای کرد، نمی‌گذاشت بی‌پاداش بماند. 🔸 مثلاً می‌گفت: روزی به آقا موسی صدر گفتم که عده‌ای نزد من آمده بودند و مدرّسِ کفایه می‌خواستند؛ من هم شما را معرفی کردم. آقا موسی فوری جواب داد: «این افتخار ماست که شما ما را برای تدریس کفایه قبول کرده‌اید». 🔹 و نگذاشت که برای بعد بماند و همان‌جا پاداش اظهارِ محبّت مرا داد. این اخلاق ایشان در لبنان یا هر جایی که بود، جلبِ توجّه می‌کرد. 📚 جرعه‌ای از دریا، ج4 ص668

✔️ آیت‌الله #شبیری_زنجانی: 🔸 آقای بهشتی جزء نوادر بود. از نظر سرعت انتقال خیلی فوق‌العادگی داشت. هم قوّتِ فکر داشت و هم سرعت
✔️ آیت‌الله #شبیری_زنجانی: 🔸 آقای بهشتی جزء نوادر بود. از نظر سرعت انتقال خیلی فوق‌العادگی داشت. هم قوّتِ فکر داشت و هم سرعتِ انتقال. آقای فانی اصفهانی هم با اعجاب درباره آقای بهشتی تعبیر می‌کرد: «او جوهره‌ای است!» 🔹 آقا موسی صدر هم خیلی ممتاز بود. دقّت آقای بهشتی را نداشت ولی صاف‌فهمی او فوق‌العادگی داشت و شاید عرفی‌تر از آقای بهشتی بود. آقا موسی جزء خیلی خوب‌ها بود. لذا آن‌ها هر جا می‌رفتند، مورد توجه واقع می‌شدند. 📚 جرعه‌ای از دریا ج3 ص605 @Nardebane_feghahat

✔️ درس تقسیر آیت‌الله جوادی آملی (1398/09/30) 🔹 خدا سیدنا الاستاد مرحوم محقق داماد را غریق رحمت کند! می‌فرمود که درس مرحوم ح
✔️ درس تقسیر آیت‌الله جوادی آملی (1398/09/30) 🔹 خدا سیدنا الاستاد مرحوم محقق داماد را غریق رحمت کند! می‌فرمود که درس مرحوم حاج شیخ(رضوان الله علیه) طوری بود که این طلبه‌ها همان اوایل صبح در مسجد بالاسر: «وَ لَهُمْ دَوِیٌّ کَدَوِیِّ النَّحْل‌‏» مثل زنبور عسل دو نفر دو نفر می‌نشستند مشغول مباحثه بودند. این سنّتی بود. 🔸 اگر آقایان با چند تا واحد درس بخوانند، این‌ها مجتهدپرور و عالم‌پرور نیست. کتاب را باید نزد مؤلفش یا استادش، کاملاً بتمامه خواند تا صاحب‌نظر شد.

🔸 «مستدرکات أعيان الشيعة» را سید حسن امین نوشته است؛ یعنی فرزندِ سید محسن امین عاملی (مؤلف اصلیِ أعيان الشيعة). 🔹 ماجرا این بود که سید محسن امین در أعيان الشيعة معمولاً شرح حال افراد زنده را نمی‌آورد. بعد از وفات او، افراد بسیاری که در زمان پدرش زنده بودند از دنیا رفتند، و نیز برخی تراجم از اصل کتاب جا مانده بود. سید حسن امین این موارد را گرد آورد و با عنوان «مستدرکات أعيان الشيعة» منتشر کرد. @Nardebane_feghahat

✔️ آیت‌الله وحید خراسانی (مدظله العالی): خواجه نصیر الدین طوسی کیست؟! «العقل الحادی عشر». عقلِ یازدهم عنوان خواجه نصیر‌الدین طوسی است. این فحل الفحول، عظمتِ حکمتش از مناقشات با فخر رازی ظاهر می‌شود. چنین مردی هنگام مرگ وصیت کرد مرا پایین پای قبر حضرت موسی بن جعفر (علیه‌السلام) دفن کنید و بر لوح قبر من بنویسید «و کلبهم باسطٌ ذراعیه بالوَصید» من سگ این خاندانم. @Nardebane_feghahat

✔️ یکی از مستحباتِ عقیقه 🔹 واجب یا شرط نیست که عقیقهٔ پسر حتماً حیوان نر و عقیقهٔ دختر حتماً حیوان ماده باشد؛ اما مستحب دانسته شده که تناسب رعایت شود: برای پسر: گوسفند یا بز نر برای دختر: گوسفند یا بز ماده این مضمون در روایتی از امام باقر(ع) هم آمده که برای پسر «کَبش» و برای دختر «شاة» ذکر شده است. 🔸 البته اگر برای پسر گوسفند ماده یا برای دختر گوسفند نر عقیقه کنند، عقیقه صحیح و مجزی است. @Nardebane_feghahat

✔️ تلاوت آیه تطهیر توسط مصطفی غلوش در مدرسه عالی شهید مطهری تهران (سال ۱۳۶۸) لازم به ذکر است که غلوش در ایران «اذان شیعی» هم گفته بود که این امور در آن سال‌ها در مصر جنجالی به همراه داشت. @Nardebane_feghahat

✔️ خوردنِ باقی‌مانده آبِ غسلِ ابن‌تیمیه به جهت تبرّک! وفاتِ ابن تیمیه شب دوشنبه ۲۰ ذیقعدهٔ سال ۷۲۸ هجری قمری در ۶۳ سالگی در دمشق شام واقع شد، مراثی بسیاری در حق او گفتند، کثرتِ حاضرین نماز و تشییع جنازۀ او ضرب المثل است و کمترین شمارۀ ایشان بنوشتهٔ بعضی ۵۰ هزار نفر بوده و بعضی زیاده ۶۰ هزار نوشته‌اند و بعضی گویند (والعهدة علیهم) ۲۰۰ هزار مرد و ۱۵ هزار زن از راههای دور و دراز حاضر و ازدحام عام بود، بجهت تبرک آب غسل او را می‌خوردند، باقیماندهٔ سدر او را خریده و بین خودشان تقسیم می‌کردند، نخی را هم که ابن‌تیمیه در حال حیات خود در زیبقش زده و برای دفع شپش بجسدش آویخته بوده است ۱۵۰ درهم خریداری نمودند. 📚 ریحانة الأدب فی تراجم المعروفین بالکنیة أو اللقب، محمدعلی مدرس تبریزی، ج۷ ص۴۳۴ ابن‌کثیر در «البدایة والنهایة» این گزارش را آورده است‌. @Nardebane_feghahat

تصویری قدیمی از دیدار کارلو چرتی (رایزن فرهنگی ایتالیا در ایران) با آیت‌الله سید احمد مددی (حفظه‌الله تعالی)
تصویری قدیمی از دیدار کارلو چرتی (رایزن فرهنگی ایتالیا در ایران) با آیت‌الله سید احمد مددی (حفظه‌الله تعالی)

✔️ از نظر آیت‌الله سیستانی، فقه و روایات شيعه، «ناظر» و بلکه «مهیمن» بر فقه عامه است، لذا برای فهم بهترِ روایات، آگاهی از آرا
✔️ از نظر آیت‌الله سیستانی، فقه و روایات شيعه، «ناظر» و بلکه «مهیمن» بر فقه عامه است، لذا برای فهم بهترِ روایات، آگاهی از آراء اهل‌سنت لازم است 🔹 «و لا بدّ من التعرّف علی خلافهم و آرائهم فی هذا المجال و إنما نتعرّض لآراء العامة لأنّ روایاتهم(ع) کانت ناظرة إلی فقه العامة و کانت «مهیمنة» علی آراء العامة، فلا بدّ أن ندرس الجوّ الفقهی العام فی زمن ظهور الروایات آنذاک فی عصر الأئمة لأن للروایات «هیمنة» علی تلک الآراء بمعنی أن رأی الأئمة کان یدور فی نفس المحور الذی تدور حوله بقیة آراء المذاهب الأخری و رأیه کبقیة الآراء یشیر إلی تلک المسائل التی تدور فی ذلک العصر، لذلک کان علینا فی أغلب المسائل أن ندرس المحور و الآراء المذهبیة آنذاک، لنری ما هو المقصود فی الواقع من قول الإمام و خصوصاً فی هذه المسألة، فإن فی نفس روایات الباب إشارة إلی هذه الظاهرة و من المعلوم أن الکلام یختلف ظهوره باختلاف القرائن و المناسبات العامة، فیجب معرفة المسألة المطروحة فی عصر صدور الروایات حتی یعرف المراد الحقیقی من الروایات علی ضوء معرفة الجو الفقهی» 📚 الربا، تقريراً لأبحاث آية الله السيد علي الحسيني السيستاني ص91 و 92 @Nardebane_feghahat

شیخ عبدالله خنیزی پس از انتشار کتاب «ابوطالب مؤمن قریش» بازداشت شد و نزدیک بود اعدام شود؛ کتابی که در آن از ایمان و اسلام ابوطالب (علیه‌السلام) دفاع کرده و روایات مخالف را نقد کرده است. نجات او از اعدام نتیجهٔ دخالتِ مرحوم آیت‌الله سید محسن حکیم (مرجع اعلای وقت) بود؛ ایشان از محمدرضا شاه پهلوی خواست برای او نزد مقامات سعودی وساطت کند. @Nardebane_feghahat

تصویری از آقایان: سید هادی خسروشاهی، علامه سیدمحمدحسین طباطبایی و محمد علال الفاسی (فعال سیاسیِ مراکشی)
تصویری از آقایان: سید هادی خسروشاهی، علامه سیدمحمدحسین طباطبایی و محمد علال الفاسی (فعال سیاسیِ مراکشی)

🔹 زندیقی را نزد خلیفه آوردند که درباره او حكم كند. خلیفه گفت: به من خبر داده‌اند که تو زندیقی و کفر می‌گویی. مرد گفت: «حاشا و کلا. من نماز می‌گزارم و روزه می‌گیرم و جز خدا را نمی‌پرستم». خلیفه گفت: دروغ می‌گویی! سخن راست بگو، ورنه فرمان دهم كه تو را چندان تازیانه زنند که به زندیقی‌ات اقرار دهی. مرد گفت: شگفتا، این چه حالت است؟! مصطفی(ص) شمشیر می‌زد که به مسلمانی اقرار کنید و تو که بر جای او نشسته‌ای، تازیانه می‌زنی که به کافری اقرار دهید. 📚 لطائف الطوائف، ص294 @Nardebane_feghahat

✅ تصویری قدیمی از کنگره غدیر در نجف با حضور آقایان: صافی (امام جمعه کربلا)، احمدی، نجفی، مستجابی، هادی انصاری، خرازی، شفیعی ک
تصویری قدیمی از کنگره غدیر در نجف با حضور آقایان: صافی (امام جمعه کربلا)، احمدی، نجفی، مستجابی، هادی انصاری، خرازی، شفیعی کدکنی، سید محمد علی شیرازی، پورجوادی، ابراهیم امینی

دو شاگرد دارم که هر یک به اندازه «هزار شاگرد» ارزش دارند! ✔️ مرحوم سید نصرالله مستنبط(ره) در درس محقق اصفهانی (کمپانی) حاضر شد و دید تعداد حاضران اندک است. از استاد پرسید که: «با وجود عمق افکار و دقت تحقیقات شما، چرا درس شما کم‌جمعیت است؟» و پیشنهاد کرد شاید اگر محلّ درس به جای عمومی‌تری منتقل شود، افراد بیشتری شرکت کنند. محقق اصفهانی در پاسخ گفت: «إنّ عندي تلميذين، كلٌّ منهما عن ألفٍ من الطلاب المحصّلين...» «من دو شاگرد دارم که هر یک از آنان به اندازه هزار طلبه محصّل ارزش دارد؛ یکی سید ابوالقاسم خویی و دیگری سید هادی میلانی.» 📚 کتابِ «دوحة من جنّة الغري» نوشتهٔ سید ضیاء خباز قطیفی #فقه @Nardebane_feghahat

قُوَّةُ الطّالِبِ بِقُوَّةِ أُسْتاذِهِ از آیت‌الله سید منیر خباز نقل شده است که روزی مرحوم آیت‌الله میرزا جواد تبریزی(ره) از من پرسیدند که: «می‌دانی چرا سطح علمی طلاب ضعیف شده است؟» گفتم: چرا؟ فرمودند: «زیرا استادان آنان ضعیف شده‌اند: قُوَّةُ الطّالِبِ بِقُوَّةِ أُسْتاذِهِ» یعنی: توان و قوت علمیِ شاگرد، متناسب با قوت علمیِ استاد اوست. @Nardebane_feghahat

✔️ بخشی از فرمایشات آیت الله سید منیر خباز (حفظه الله تعالی) 🔸 ماجرایی از دیدار آیت الله #وحید_خراسانی (حفظه الله تعالی) با مرجع عالیقدر آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی(ره) درباره ضعفِ حوزه 🔹 آیا مناط در اجتهاد، اطلاق‌ و عموم‌گیری و برائت جاری کردن و اموری از این قبیل است؟ 🔹 نقشِ فهمِ عبارات مرحوم اصفهانی (صاحب نهایة الدرایة) و #آقا_ضیاء_عراقی(ره) در تقویتِ استنباط و اجتهاد 🔸 مشکل اساسی، عدمِ دقت و تمرکز بر کتبی از قبیلِ «کفایه» است 🔹 اهمیت فهمِ عبارات محقق اصفهانی و محقق عراقی #اصول #فقه @Nardebane_feghahat

زیارت عاشورای معروفه و غیرمعروفه؛ اصطلاح علما یا نام‌گذاری معصوم؟ «زیارت عاشورای معروفه» و «زیارت عاشورای غیرمعروفه» نام‌هایی توصیفی هستند که عالمان و محدثان برای تفکیک دو متن به کار برده‌اند، نه اینکه در اصل روایت امام باقر(ع) این دو زیارت با همین اسم‌ها نام‌گذاری شده باشند. در روایت «غیرمعروفه» که محدث نوری از المزار القدیم نقل می‌کند، وقتی آن را با متن رایج مقایسه می‌کند، می‌گوید: «زيارة تشبه الزيارة المعروفة في غالب الفقرات» «این زیارت در بیشتر فرازها شبیه زیارت معروفه است» و دو بخشِ صد لعن و صد سلام را ندارد. همین تعبیر نشان می‌دهد «معروفه» در اینجا یعنی متنی که در میان شیعیان مشهور بوده، نه نامی که امام بر آن گذاشته باشد. شیخ عباس قمی نیز بعدها در مفاتیح الجنان برای اینکه این دو متن با هم اشتباه نشوند، از تعبیر زیارت عاشورای غیرمعروفه برای متن دوم استفاده می‌کند. بنابراین «غیرمعروفه» به معنی ضعیف، غیرمعتبر یا ناشناخته از جهت سند نیست؛ بلکه یعنی کمتر مشهور. زیارت عاشورای معروفه «حدیث قدسی» است. در مقابل، درباره زیارت عاشورای غیرمعروفه، در نقلی که از المزار القدیم داریم، سند از علقمة بن محمد حضرمی به امام باقر(ع) می‌رسد و مانند روایتِ صفوان (یعنی زیارت عاشورای معروفه) حدیث قدسی نیست. @Nardebane_feghahat