es
Feedback
نردبان فقاهت

نردبان فقاهت

Ir al canal en Telegram

رضاحسینی ارتباط با ادمین @Rezaaa_hosseini انتشار مطالب حوزوی، دروس خارج فقه و اصول، تدریس علوم دینی مطالب فقط جهت تبادل اندیشه و تفکر است و الزاماً نظر بنده نیست. کانال دیگر بنده: مرقاة الأخبار @Merghat_Al_Akhbar313

Mostrar más
4 333
Suscriptores
+224 horas
+287 días
+10830 días
Archivo de publicaciones
✔️ درس خارج اصول استاد محمد محمدی قایینی 97/07/11 🔹 ضابطهٔ تعارضِ مستقرّ آن است که دلیل حجیّت نمی‌تواند شامل هر دو شود؛ حال یا به دلیلِ علم به کذب یکی از آن‌ها، و یا به دلیلِ لغویّت تعبّد به هر دو. #اصول @Nardebane_feghahat

✅ حقيقتِ «تعارض» تكاذب است و حقيقتِ «تزاحم» تضاد است ✔️ درس خارج فقه استاد مصطفوی 92/02/17 🔹 تعارض حقيقتش تكاذب است؛ يعی يک دليل،‌ دليل ديگر را تكذيب مي‌كند. يک دليل مي‌گويد نماز جمعه واجب است و دليل ديگر مي‌گويد نماز جمعه واجب نيست. دقيقاً آنكه می‌گويد واجب نيست، دليل اول را تكذيب مي كند. و تزاحم در حقيقت «تضاد» هست. #اصول @Nardebane_feghahat

✔️ درس خارج فقه استاد مصطفوی 92/02/17 تعارض متعلّق است به دو دليل و تزاحم متعلق است به دو عمل. در تعارض دو دليل قابل جمع نيست و در تزاحم دو عمل قابل جمع نيست. #اصول @Nardebane_feghahat

فیلم کاملِ اقامه نماز بر پیکر رهبر انقلاب توسط آیت‌الله سبحانی

photo content

وقتی نخست وزیر شاه عباس، نزد شیخ بهایی، ریاضی می خواند شیخ بهایی (1030) برای رساله حاتمیه خود که در دانش اسطرلاب است، مقدمه کوتاهی نوشته است. عنوان این رساله، حاتمیه، به نام حاتم بیک اردوبادی (م 1019)، اعتماد الدوله [نخست وزیر امروزی] شاه عباس اول است. مردی از اهالی اردوباد، که پدرش کلانتر آنجا بود، و نسلش به خواجه نصیر می رسید، و وقتی شاه عباس به آنجا رفت، وی را اعتماد الدوله خود کرد. بعدها اعقاب او در دستگاه اداری صفوی ماندند و به نصیری شهرت یافتند و آثاری از آنها برجای مانده که یکی از آنها منشآت سلیمانی از دوران شاه سلیمان است. شیخ بهایی در این مقدمه، می گوید حاتم بیک، نخست وزیر دولت شاه عباس، علاقه مند به خواندن درس ریاضی و اسطرلاب نزد وی بوده است، و چون رساله جامعی در این زمینه نبوده، شیخ این رساله را برای تدریس به او نوشته و نامش را حاتمیه گذاشته است. نفس این که نخست وزیر دولت صفوی، علاقه به دانش ریاضی و نجوم دارد، و تواضع کرده، نزد شیخ بهایی به تحصیل می پردازد، به نظرم امر جالبی است. علی الرسم وی که رساله را به نام اعتماد الدوله وقت نوشته از او ستایش کرده، خود را مخلص صمیمی او خوانده، و در پایان رساله هم متواضعانه خواسته است تا اگر اشتباهی در این من مرتکب شده، او را عفو نمایند. متن مقدمه به این شرح است: چون در این ولا خاطر ملکوت ناظر نواب قدسی القاب عالمیان مآب کافل مصالح الامم مخدوم اصحاب السیف و القلم محیی مراسم الجود و السخاء، مظهر آثار «إن الأسماء تنزل من السماء» اعتضاد الخلافة القاهرة الباهرة السلطانیة اعتماد الدولة العلیة العالیة الخاقانیة شمس فلک الوزارة و الحشمة و الشوکة و الرفعة و العظمة و الاقبال میرزا حاتم بیکا ـ ادام الله تعالی اقباله و ضاعف جلاله، بدان متوجه بود که در فن اسطرلاب که اشرف فروع علم ریاضی است خوض نموده، بعضی از رسائل آن را منظور نظر اکثیر اثر گردانیده، مطالعه فرمایند، و نزد این مخلص صمیمی محمد المشتهر ببهاءالدین العاملی ـ عفی الله عنه ـ بمباحثه و مذاکره آن علم اشتغال نمایند، و در میان آن رسائل، رساله ای نبود که بر کل مباحث و مطالب ضروری آن فن، محتوی و منطوی باشد، لهذا بخاطر فاتر رسید که با قصور بضاعت و عدم استطاعت رساله ای که بر کافه مقاصد ضروری این فن شریف محتوی و بر جمیع نفایس مطلب آن منطوی باشد، ترتیب نماید، و آن را به تحفه حاتمی موسوم سازد. توقع از اصحاب طبع سلیم آن است که ذیل اغماض بر زلل آن پوشند و به قلم عفو در اصلاح آن کوشند. @jafarian1964

✔️ درس خارج فقه آیت الله جوادی آملی 94/09/25 🔹 خيلي از چيزهاست که نياز جامعه و تمدّن جامعه و طمأنينه جامعه و آرامش جامعه به آنها وابسته است، {اما} ما آنها را از دايره بحثِ فقه بيرون کرد‌ه‌ايم و گفته‌ايم اينها بحث اخلاقی است! 🔸 مثل وفاي به وعده. در روايات ما هست که ائمه(عليهم السلام) فرموده‌اند: «إِنَّا أهْلُ بَيْتٍ نَريٰ وَعْدَنَا عَلَيْنَا دَيْناً» ما خانداني هستيم که اگر وعده دهیم، مثل آنکه بدهکار باشيم عمل مي‌کنيم. 🔹 ما همه اينها را گوشه‌اي گذاشتيم و گفتيم اين‌ها اخلاقی است! به يک کسي وعده دادند که شما فلان وقت یا فلان ساعت بياييد کنار حرم يکديگر را ببينيم، او در سرما و از راه دور بکوب بکوب آمده، اين وعده‌گذار نيامده، فردا مي‌گويد ببخشيد که من...! با ببخشيد مي‌خواهد مسئله را حل کند! اين کار، کار حرام است، با ببخشيد که حل نمي‌شود. 🔸 چون بحث نشده، مي‌گوييم اينها مسائل اخلاقي است، چه کسي گفته است که وفاي به وعده واجب نيست؟! #فقه @Nardebane_feghahat

آسیب‌شناسی انتساباتِ غلط در ادبیات عاشورا 🔹 یکی از چالش‌های قابل تأمل در حوزهٔ عاشورا و مقتل‌خوانی، انتساب اشعار و عباراتی به ساحت مقدس حضرت سیدالشهداء (علیه‌السلام) است که علی‌رغم برخورداری آنها از برخی نکاتِ مثبت، از منظر تاریخی به آن حضرت تعلّق ندارند. تداوم این رویه، موجب ترویج باورهای عامیانه به جای معارف اصیل می‌گردد. در ادامه به سه نمونه از مشهوراتِ غیرمستند اشاره می‌شود: ۱. انتساب سروده احمد شوقی به امام حسین (علیه‌السلام) بیتِ «قِف دونَ رأیِکَ فی الحیاةِ مُجاهِداً/ إنَّ الحیاةَ عَقیدةٌ و جِهاد» که در مجالس و متون مذهبی به ساحت مقدس اباعبدالله (علیه‌السلام) نسبت داده می‌شود، در واقع سرودهٔ «احمد شوقی» (شاعر و ادیب شهیرِ مصری) است. انتسابِ این عبارات به امام معصوم(ع) فاقد وجاهت علمی است. ۲. انتساب شعر «إن کان دینُ محمدٍ…» به امام حسین (علیه‌السلام) عبارتِ «إن کانَ دینُ محمدٍ لَم یَستَقِم إلّا بِقَتلی فَیا سُیوفُ خُذینی» که در بسیاری از مقتل‌ها به عنوان رجزِ حضرت در ظهر عاشورا نقل می‌گردد، فاقد منبع کهن و متقن است. پژوهش‌های ادبی نشان می‌دهد که این ابیات متعلق به «شیخ محسن ابوالحب حویزی کربلایی» (متوفای ۱۳۰۵ ق) است که در دیوان او با عنوان «الحائرات» آمده است. ۳. گزاره «کُلُّ یومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کربلاء» انتساب این عبارت به امام (علیه‌السلام) صحیح نیست، بلکه از جهاتی با آموزه‌های زیدیه سازگارتر است تا با شیعه جعفری. نتیجه‌گیری: دقت در انتسابات، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای صیانت از تراث شیعی است. مبلغان و پژوهشگران دینی باید بکوشند تا میان «محتوای پذیرفتنی» و «استنادِ تاریخی» تفکیک قائل شوند تا از شائبه جعل و ترویج مشهوراتِ بی‌اساس در ساحت قدسیِ امام معصوم(ع) جلوگیری به عمل آید. ✍ رضا حسینی @Nardebane_feghahat

انتقال اجساد درگذشتگان به مکان‌های مقدس مسئله‌ای بوده که از نگاه جهانگردان و نویسندگان سفرنامه‌ها نیز پنهان نمانده است. در سف
انتقال اجساد درگذشتگان به مکان‌های مقدس مسئله‌ای بوده که از نگاه جهانگردان و نویسندگان سفرنامه‌ها نیز پنهان نمانده است. در سفرنامهٔ جون اشر نیز نقاشی‌ای از انتقال اجساد از ایران به عراق آمده است ⬆️ @Nardebane_feghahat

مرّت إمرأةٌ فائقة الجمال برجل فقیر فنظر إلیها وقلبه یتفطر شغفاً بجمالها. فتقدّم منها وقال: (وَ زَیَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِینَ) فقالت المرأة: (وَحَفِظْنَاهَا مِن کُلِّ شَیْطَانٍ رَّجِیمٍ) فقال الرجل: (بَلْ هِیَ فِتْنَةٌ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ) فقالت له: (وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَّا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنکُمْ خَاصَّةً ۖ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ) فقال الرجل: (نُرِیدُ أَن نَّأْکُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا) عندها. قالت المرأة: (لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا) فقال الرجل: (وَإِن کَانَ ذُو عُسْرَةٍ؟) قالت المرأة: (حَتَّىٰ یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ) قال: (وَالَّذِینَ لَا یَجِدُونَ مَا یُنفِقُونَ) فقالت: (أُولَٰئِکَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ) فاحمّر وجهه غیضاً و قال: ألا لعنة الله علی نساء الأرض أجمعین. فأجابته: (لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنثَیَیْنِ) @Nardebane_feghahat

تصویری از دیدار آیت‌الله سید مرتضی قزوینی با مرحوم آیت‌الله خرسان(ره)
تصویری از دیدار آیت‌الله سید مرتضی قزوینی با مرحوم آیت‌الله خرسان(ره)

من لطائف الأمثال عند العرب لوصف الشيء الرقيق: «أرقُّ من دمعة شيعیّةٍ تبكي عليَّ بن أبي طالب» 📚 مجمع الامثال، الميداني ج1 ص313 @Nardebane_feghahat

📚 #غارت_انگشتر_امام (3) ✔️ مرحوم آیت‌الله ابوالحسن شعرانی بر این باور است که انگشتر غارت‌شده که در مقتل‌ها یاد شده، غیر از انگشتری است که از امام صادق (علیه‌السّلام) درباره آن سؤال شد، و امام غارت‌شدن آن را نفی کرد. ◾️ البته ناگفته نماند که برخی معتقدند که روایت غارت انگشتر امام را به کلّی نفی نموده است. #محرم_الحرام @Nardebane_feghahat

📚 #غارت_انگشتر_امام (2) ✔️ برخی به پشتوانهٔ این روایت، ماجرای غارت انگشتر حضرت را رد نموده‌اند: ◾️ حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الوليد (رحمه الله)، قال: حدثنا محمد بن يحيى العطار، عن محمد بن الحسين بن أبي الخطاب، عن ابن أبي نجران، عن المثنى، عن محمد بن مسلم، قال: سألت الصادق جعفر بن محمد (عليهما السلام) عن خاتم الحسين بن علي (عليهما السلام) إلى من صار؟ و ذكرت له أني سمعت أنه أخذ من إصبعه فيما اخذ. قال (عليه السلام): ليس كما قالوا، إن الحسين (عليه السلام) أوصى إلى ابنه علي بن الحسين (عليهما السلام) وجعل خاتمه في إصبعه، وفوض إليه أمره، كما فعله رسول الله (صلى الله عليه وآله) بأمير المؤمنين (عليه السلام)، وفعله أمير المؤمنين بالحسن (عليهما السلام)، وفعله الحسن بالحسين (عليهما السلام)، ثم صار ذلك الخاتم إلى أبي (عليه السلام) بعد أبيه، و منه صار إلي، فهو عندي و إني لالبسه كل جمعة وأصلي فيه. قال محمد بن مسلم: فدخلت إليه يوم الجمعة وهو يصلي، فلما فرغ من الصلاة مد إلي يده، فرأيت في إصبعه خاتما نقشه: لا إله إلا الله عدة للقاء الله، فقال: هذا خاتم جدي أبي عبد الله الحسين بن علي (عليهما السلام). #محرم_الحرام @Nardebane_feghahat

📚 #غارت_انگشتر_امام (1) ...و أخذ خاتمه «بجدل بن سليم الكلبى» و قطع إصبعه. 📚 مثير الأحزان ص76 و أخذ خاتمه بجدل بن سليم الكلبي لعنه الله، فقطع إصبعه مع الخاتم، و هذا أخذه المختار فقطع يديه و رجليه و تركه يتشحّط في دمه حتى هلك. 📚 الملهوف على قتلى الطّفوف، السيد بن طاووس، ص178 @Nardebane_feghahat

✔️ مرحوم شیخ علی کورانی(ره): 🔹در روایات از توقیت نهی شده است. حتی در خصوص «شعیب بن صالح» هم دروغ زیاد گفته شد. در مورد آقای
✔️ مرحوم شیخ علی کورانی(ره): 🔹در روایات از توقیت نهی شده است. حتی در خصوص «شعیب بن صالح» هم دروغ زیاد گفته شد. در مورد آقای «علی شمخانی» می‌گفتند ایشان همان «شعیب بن صالح» است، چون پدرش صالح هست! من می‌گفتم که ایشان «علی» است «شعیب» نیست! 📚 مصاحبه مرحوم شیخ علی کورانی، مصاحبه با ⁨پایگاه خبری تحلیلی فردا، ⁨2 دسامبر 2017⁩ @Nardebane_feghahat

✔️ مرحوم شیخ علی کورانی(ره): 🔹در روایات از توقیت نهی شده است. حتی در خصوص «شعیب بن صالح» هم دروغ زیاد گفته شد. به آقای «علی
✔️ مرحوم شیخ علی کورانی(ره): 🔹در روایات از توقیت نهی شده است. حتی در خصوص «شعیب بن صالح» هم دروغ زیاد گفته شد. به آقای «علی شمخانی» می‌گفتند این همان «شعیب بن صالح» است، چون پدرش صالح هست! من می‌گفتم که ایشان «علی» است «شعیب» نیست! 📚 مصاحبه مرحوم شیخ علی کورانی، مصاحبه با ⁨پایگاه خبری تحلیلی فردا، ⁨2 دسامبر 2017⁩ @Nardebane_feghahat

✳️ #خالقیت_و_رازقیت_ائمه (7) 🔸 برخی با تمسّک به تعلیلی که در این روایت بیان شده، معتقدند که خلقِ جسم توسطِ جسمی دیگر محال است. یعنی: خلقِ لا مِن شیءِ از جانبِ شیء متجزّی، محال است: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى هُوَ الَّذِي خَلَقَ الْأَجْسَامَ وَ قَسَمَ الْأَرْزَاقَ لِأَنَّهُ لَيْسَ بِجِسْمٍ وَ لَا حَالٍ‏ فِي‏ جِسْمٍ‏ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ» @Nardebane_feghahat

✳️ #خالقیت_و_رازقیت_ائمه (6) ❓آیا اعتقاد به تفویضِ خلق و رزق به ائمه (علیهم‌السلام) صحیح است؟ 🔹 وَ أَخْبَرَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ‌ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ أَحْمَدَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ نُوحٍ‌ عَنْ أَبِي نَصْرٍ هِبَةِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكَاتِبِ‌ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو الْحَسَنِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ تربك‌ [بُرَيْكٍ‌] الرُّهَاوِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ أَوْ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ [عَلِيُّ بْنُ‌] أَحْمَدَ الدَّلَّالُ الْقُمِّيُّ قَالَ: اخْتَلَفَ جَمَاعَةٌ مِنَ الشِّيعَةِ فِي أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَّضَ إِلَى الْأَئِمَّةِ ص أَنْ يَخْلُقُوا أَوْ يَرْزُقُوا فَقَالَ قَوْمٌ هَذَا مُحَالٌ لَا يَجُوزُ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى لِأَنَّ الْأَجْسَامَ لَا يَقْدِرُ عَلَى خَلْقِهَا غَيْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَالَ آخَرُونَ بَلِ اللَّهُ تَعَالَى أَقْدَرَ الْأَئِمَّةَ عَلَى ذَلِكَ وَ فَوَّضَهُ إِلَيْهِمْ فَخَلَقُوا وَ رَزَقُوا وَ تَنَازَعُوا فِي ذَلِكَ تَنَازُعاً شَدِيداً فَقَالَ قَائِلٌ مَا بَالُكُمْ لَا تَرْجِعُونَ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ الْعَمْرِيِّ فَتَسْأَلُونَهُ عَنْ ذَلِكَ فَيُوَضِّحَ‌ لَكُمُ الْحَقَّ فِيهِ فَإِنَّهُ الطَّرِيقُ إِلَى صَاحِبِ الْأَمْرِ عَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَهُ فَرَضِيَتِ الْجَمَاعَةُ بِأَبِي جَعْفَرٍ وَ سَلَّمَتْ وَ أَجَابَتْ إِلَى قَوْلِهِ فَكَتَبُوا الْمَسْأَلَةَ وَ أَنْفَذُوهَا إِلَيْهِ فَخَرَجَ إِلَيْهِمْ مِنْ جِهَتِهِ تَوْقِيعٌ نُسْخَتُهُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى هُوَ الَّذِي خَلَقَ الْأَجْسَامَ وَ قَسَمَ الْأَرْزَاقَ لِأَنَّهُ لَيْسَ بِجِسْمٍ وَ لَا حَالَ فِي جِسْمٍ‌ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‌ءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ‌ وَ أَمَّا الْأَئِمَّةُ ع فَإِنَّهُمْ يَسْأَلُونَ اللَّهَ تَعَالَى فَيَخْلُقُ وَ يَسْأَلُونَهُ فَيَرْزُقُ إِيجَاباً لِمَسْأَلَتِهِمْ وَ إِعْظَاماً لِحَقِّهِمْ. 📚 الغيبة، الشیخ الطوسی ص294 گروهی از شیعه در این که خداوند خلق و رزق را به ائمه تفویض کرده؛ اختلاف کردند. گروهی گفتند: این محال است و از خداوند ممکن نیست زیرا جز خداوند کسی نمی تواند اجسام را بیافریند. و دیگران گفتند: بلکه خداوند به امامان قدرت آن را داده و خلق و رزق را به آنها سپرده است. در این باره به شدت درگیر شدند. یک نفر گفت: چرا به ابوجعفر محمد بن عثمان (وکیل دوم امام عصر رجوع نمی‌کنید و از او نمی پرسید تا حق را برایتان روشن کند؟ زیرا او راه رسیدن به صاحب الامر(ع) است. پس همگی به ابوجعفر عمروی راضی شدند و تسلیم قول او شدند. مسأله را نوشتند و برایش فرستادند. پس این توقیع بیرون آمد: «خداوند همان کسی است که اجسام را آفریده و ارزاق را تقسیم کرده زیرا نه جسم است و نه در جسمی حلول کرده و چیزی مانند او نیست و او شنوا و بینا است. ولی امامان از خداوند می خواهند پس خداوند خلق می کند و از خداوند درخواست می کنند پس خداوند روزی میدهد تا درخواست آنان را اجابت کرده باشد و حق آنان را بزرگ شمرده باشد.» @Nardebane_feghahat