en
Feedback
Bade To 🌱

Bade To 🌱

Open in Telegram

بهترین آهنگارو با بعد تو گوش بدین 🖤🎧✨ درخواستی هاتون رو فقط توی گروه برام بنویسید 🤝 برای تبلیغات @hnyhmdi 💁🏻‍♀️💕 پیج اینستاگرام 👇🕊️ http://Instagram.com/_Badeto

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel Bade To 🌱

Channel Bade To 🌱 (@badeto_tel) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 28 415 subscribers, ranking 2 449 in the Music category and 11 918 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 28 415 subscribers.

According to the latest data from 04 July, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -719 over the last 30 days and by -17 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 17.66%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 5.77% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 5 025 views. Within the first day, a publication typically gains 1 642 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 20.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as کس, وقت, روز, چیز, گریه.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
بهترین آهنگارو با بعد تو گوش بدین 🖤🎧✨ درخواستی هاتون رو فقط توی گروه برام بنویسید 🤝 برای تبلیغات @hnyhmdi 💁🏻‍♀️💕 پیج اینستاگرام 👇🕊️ http://Instagram.com/_Badeto

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 05 July, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Music category.

28 415
Subscribers
-1724 hours
-1697 days
-71930 days
Posts Archive

•°🌉[ T.me/Badeto_tel ]

خدای من ... پروردگارا ... از تو آمده‌ام و دوباره به سوی تو بازخواهم گشت. اگر این جدایی پایان نیابد، فردایم را نخواهم دید. پروردگارا، از تو التماس می‌کنم، او را دوباره به من برسان. شاید دلش می‌خواهد برگردد، اما غرورش مانع اوست. او هم مرا بسیار دوست دارد، باور کن بدون من نمی‌تواند زندگی کند. نمی‌تواند دیگری را به جای من در آغوش بگیرد. پروردگارا، راه چاره‌ای پیدا کن، ما را دوباره به هم برسان. شاید دلش می‌خواهد برگردد، اما غرورش مانع اوست. او هم مرا بسیار دوست دارد، باور کن بدون من نمی‌تواند زندگی کند. نمی‌تواند دیگری را به جای من در آغوش بگیرد.
•°💔[ T.me/Badeto_tel ]

ورژن اصلی موزیک بالا ☝️✨️

•°🦋[ T.me/Badeto_tel ]

خیلی آهنگ دلنشینی بود 🥲🖤
با کوه‌ها سخن گفتم، اما حتی پژواک صدایم بازنگشت. چشم به جاده‌ها دوختم، اما یارم نیامد. یک عمر به انتظار نشستم و تقدیر به رویم لبخند نزد. زخمم از خودم هم عمیق‌تر است و هیچ درمانی برایش پیدا نمی‌شود. ببار ای چشم من، آن‌قدر ببار که کسی صدایت را نشنود. بگذار هیچ‌کس از طوفانی که در دلم برپاست باخبر نشود. یارم دور است؛ بگذار حتی نامش هم بر زبان‌ها جاری نشود. نبودنش هر لحظه مانند خنجری بر جانم فرود می‌آید. سکوتی به سنگینی یک گور در تمام وجودم نشسته است. حسرت، سایه‌به‌سایه دنبال منِ غریب می‌آید. هنگام رفتن، فقط چند جمله از خود به یادگار گذاشت. و همان چند کلمه، هنوز هم قلبم را می‌سوزانند. خون گریه کن ای دل من، اما نگذار کسی صدایت را بشنود. بگذار هیچ‌کس از آشوب درونت باخبر نشود. یارم دور است؛ نامش را بر زبان نیاورید. نبودنش هر لحظه خنجری بر قلب و جانم می‌زند. درناها از فراز این غربت عبور می‌کنند. اما هیچ‌کدام خبری از یارم برایم نمی‌آورند. من خودم، با دستان خود، او را از دست دادم. و حالا بهار عمرم، آرام‌آرام پژمرده می‌شود.
•°[ T.me/Badeto_tel ]

+4

آهنگ قفلی این روزاتون ؟ ✨️
اصلا ایده ای ندارم از چه آهنگی پست بزارم تو پیج اینستاگرام 🫩

چند تا از پرشنونده ترین آهنگ این ماه رو براتون همراه با معنیش گذاشتم ☝️✨️ امیدوارم دوستشون داشته باشین🥰🌱

باز هم همان اتاق، همان سکوت... سایه‌ای قدیمی به دیوار تکیه داده است. روی میز، لکه‌ی خشک‌شده‌ی چای روی فنجانت مانده؛ تنها نشانه‌ی واقعیِ باقی‌مانده از ما. قدم‌هایم در خیابان سنگین و بی‌میل‌اند. در چهره‌ی هر رهگذری، ردی از تو را می‌بینم. گوشی‌ام ساکت است؛ شبی بدون هیچ پیامی. درست وقتی فکر می‌کنم عادت کرده‌ام، درونم بی‌صدا دوباره می‌سوزد. شاید حق با تو بود، شاید این من بودم که کم گذاشتم. با این حال، دیگر بازگشت به این داستان برایم ممکن نیست. هنوز هم با شنیدن نامت، دلم می‌لرزد. اما به خودم قول داده‌ام... دیگر عاشق نمی‌شوم؛ قلبم بیش از حد خسته است. روحم از تکرار دوباره‌ی همان داستان به ستوه آمده است. درهای دلم مدت‌هاست بسته شده‌اند. حتی اگر کسی در بزند، در را باز نمی‌کنم و در سکوت می‌مانم. دیگر عاشق نمی‌شوم. نام من، آخرین سطرِ دفتری است که هرگز پاک نمی‌شود. این عشق، مثل قولی شکسته روی لب‌هایم مانده است. حتی اگر چشمانم از گریه پر شوند، دیگر هرگز به گذشته برنمی‌گردم.
•°🔥 [ T.me/Badeto_tel ]

مرا در آتشی انداختی که... مثل بوته‌ای سوختم و همه چیز را با چشم خودم دیدم. دلم آن‌قدر سوخت که نپرس؛ آن جمله‌ای را شنیدم که آخرین توان قلبم را هم از بین برد. با خشم باقی‌مانده‌ام، جلوی آن آتش ایستادم و مانند غولی بزرگ شدم. یا مرا رها کن، یا آن‌طور که می‌خواهم دوستم داشته باش. تو خانه من بودی؛ حالا بیا و ببین آن خانه سراسر در آتش است. از چشمانت اشک جاری کن، بر آتش وجودم باران ببار. تعادلم را به گروگان گرفته‌ای؛ این دیگر چه وضعی است؟ اگر قرار است تمام شود، چه پایان بی‌معنایی است. اگر برایت آسان است، مرا هم به این جدایی عادت بده. قلبم را آرام کن. چیزی که شکسته، مثل قبل نمی‌شود؛ اما دست‌کم تلاش کن دوباره آن را به هم بچسبانی. برایم بهار بیاور؛ این چه زمستانی است؟ مرا با آتش آشتی بده و با خورشید آشنا کن. می‌گویند دیوانه‌ای؛ مگر کسی این‌قدر عاشق می‌شود؟ آیا برای کسی که ارزشش را ندارد، غرور را باید زیر پا گذاشت؟ تو مرا در آتش انداختی و سراپا سوزاندی. آیا عشق من این‌قدر بی‌ارزش بود که مرا با دروغ‌هایت آلوده کردی؟ دوست از این درد غصه می‌خورد و دشمن خوشحال می‌شود؛ مگر می‌شود به چنین غمی خندید؟ از جنگی که زنده بیرون آمده‌ام، به خانه برمی‌گردم. درونم آشوبی برپاست؛ برای آرام شدنش لالایی می‌خوانم، اما بی‌فایده است. باید آرامشم را دوباره بسازم. باید آهن را هم آب کنم. هرچند سخت است، اما باید حقیقت را بپذیرم. از نگاه آن‌ها من دیوانه‌ام و چشم‌هایم حقیقت را نمی‌بینند. تو از عشقت برایم بگو؛ شاید آن‌وقت حرفت را باور کنم. باید جایی پیدا کنم که از تو دور و به خودم نزدیک باشد. احساساتم را برمی‌دارم و می‌روم؛ رهایم کن، باید آتش این عشق را خاموش کنم. تنها میان ساعت‌ها و زمان سرگردانم. حرف‌هایت دوباره با خشونت به سراغم می‌آیند. تحملش سخت است؛ نمی‌دانم دوام می‌آورم یا نه. این بار از توانم بزرگ‌تر است، اما باز هم تلاش می‌کنم. یا باید خودم را از تو پس بگیرم، یا باید آدم تازه‌ای از خودم بسازم. می‌گویند راه دیگری نیست، اما من هنوز می‌خواهم راهی پیدا کنم. گفته بودم پیش از آنکه بمیرم، باید به گل‌هایم آب بدهم. خداحافظ... باید تو را از قلبم بدرقه کنم. تو امید و آرزوی من بودی؛ نور چشمم بودی. چه کسانی تو را این‌قدر عوض کردند که مرا از قلبت بیرون انداختی؟ تو مرا در آتش انداختی و سراپا سوزاندی. آیا عشق من این‌قدر بی‌ارزش بود که مرا با دروغ‌هایت آلوده کردی؟ دوست غمگین می‌شود و دشمن می‌خندد؛ مگر می‌شود به چنین درد بزرگی خندید؟
•° [ T.me/Badeto_tel ]

°🔥 [ T.me/Badeto_tel ]

هر کجا که هستی، خبری از خودت بفرست. نیمه دیگر وجودم پیش تو جا مانده است. اگر نیایی، نمی‌توانم زندگی کنم. تمام فرداهایم پیش تو مانده‌اند. گرمای دستانم... بهارهای زندگی‌ام در میان موهای تو جا مانده‌اند. گرمای دستانم... بهارهای زندگی‌ام در میان موهای تو جا مانده‌اند. امیدهایم در قلبم هستند، اما چشمانت در نگاه من جا مانده‌اند. امیدهایم در قلبم هستند، اما چشمانت در نگاه من جا مانده‌اند. در سرزمین تاریکی‌ها گرفتارم، تمام روشنایی‌هایم پیش تو مانده‌اند. همراه با دردهایی هستم که هیچ‌گاه پایان نمی‌یابند.
•°🔥 [ T.me/Badeto_tel ]

تنم مانند برده‌ای در برابر تو از پا می‌افتد. گرمای درونم تغییر می‌کند، با هم به سوی جنوب می‌رویم. بگذار دلم بسوزد؛ اگر قرار است بسوزد، بگذار بسوزد. کی وقتش می‌رسد، عزیزم؟ اگر الان نباشد، پس کی؟ حتی اگر نتوانند تحملم کنند یا دوستم داشته باشند، دل من پاک است، هرچند قلبم بازیگوش است. حتی اگر نتوانند تحملم کنند یا دوستم داشته باشند، درون من پاک است، قلبم بی‌آلایش است. مرا پیش رویت بینداز، من از عشق تو مست شده‌ام. آفتاب حتی خالکوبی گل پاییزی‌ام را هم رنگ‌پریده می‌کند. مرا هم به آغوشت بکش؛ من از مدت‌ها پیش فقط از آنِ تو شده‌ام. وقت ما کم است؛ ببین، تابستان در راه است.
•°🔥 [ T.me/Badeto_tel ]