Bade To 🌱
بهترین آهنگارو با بعد تو گوش بدین 🖤🎧✨ درخواستی هاتون رو فقط توی گروه برام بنویسید 🤝 برای تبلیغات @hnyhmdi 💁🏻♀️💕 پیج اینستاگرام 👇🕊️ http://Instagram.com/_Badeto
Показати більше📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу Bade To 🌱
Канал Bade To 🌱 (@badeto_tel) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 28 886 підписників, посідаючи 2 434 місце в категорії Музика та 11 778 місце у регіоні Іран.
📊 Показники аудиторії та динаміка
З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 28 886 підписників.
За останніми даними від 13 червня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -859, а за останні 24 години на -24, загальне охоплення залишається високим.
- Статус верифікації: Не верифікований
- Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 18.05%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 6.11% реакцій від загальної кількості підписників.
- Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 5 215 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 1 764 переглядів.
- Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 30.
- Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як کس, وقت, روز, چیز, گریه.
📝 Опис та контентна політика
Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
“بهترین آهنگارو با بعد تو گوش بدین 🖤🎧✨
درخواستی هاتون رو فقط توی گروه برام بنویسید 🤝
برای تبلیغات @hnyhmdi 💁🏻♀️💕
پیج اینستاگرام 👇🕊️
http://Instagram.com/_Badeto”
Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 14 червня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Музика.
قول و حرف ما به یار نرسید چشمانتظار ماندیم آبرویمان به خاک کشیده شد گویا سرنوشت تلخ ما همین بوده است گلها دیگر شکوفه نمیدهند چشمهها دیگر گوارا نیستند یار دیگر به ما لبخند نمیزند گویا سرنوشت تلخ ما همین بوده است فقط او را یار خود میدانستیم میگفتیم در او چیزی خاص وجود دارد میگفتیم او ما را درک میکند گویا سرنوشت تلخ ما همین بوده است ای دل، باز هم امشب اندوهم از خود شب بزرگتر است بیا با هم سکوت کنیم.•°💔[ T.me/Badeto_tel ]
تو کوچهی خونهمون یه سنگ افتاد ببینیم کی برمیداره چند تا آدم عجول دورش جمع شدن بذاریم نظم بههم نخوره اونجا ایستاده و نگاه میکنه، انگار یکی رو زیر نظر داره انگار باد نیست، ولی یه نسیم آروم میوزه کنار هم راه میره، داره برای کی قدم برمیداره؟ قلم هم نداره، ولی واضح و روشن داره مینویسه روی تختم، برای آخرین بار تنها دراز کشیدم ما دوتا رو تصور میکنم با تکیه بر قدرتی که عشق بهم داده تو رو خیلی بزرگ میخوام•°🦋[ T.me/Badeto_tel ]
چهقدر شیرینی… دستهایی که آدم دلش میخواهد توی آنها بماند و شب را بگذراند بخوابم، بیدار شوم، همیشه تو باشی هرجا نگاه کنم بیا بریم یه رَکی و ماهی؟ نه، من اصلاً با شلوغیها کنار نمیآیم بمانیم خانه؟ دور از همه؟ آنها نگاه میکنند، دیوانه میشوند از حسادت مثل دیوانهها ما را نگاه میکنند انگار ۱۷ سالم است، دیوانهوار عاشقت هستم نگاه میکنند، طاقت ندارند آنها مثل ما نمیتوانند عشق بورزند انگار ۱۷ سالم است، دیوانهوار عاشقت هستم فدای یک نگاهت، عمرم را میدهم حتی اگر بمیرم هم نمیتوانم بگویم خداحافظ در خونم قاطی شدی، خیلی به تو عادت کردهام بگذار هرچه میخواهند بگویند، به آنها گوش نده چند بار دیگر آدم به این دنیا میآید؟ چنین عشقی را اگر بگردی هرگز پیدا نمیکنی حق هم دارند، بهخدا مثل ما در استانبول نیست•°🦋[ T.me/Badeto_tel ]
شاید در زمان اشتباه و جای اشتباهی بودیم برای همین عشق از کنار هر دوی ما گذشت تو در زندگیهای کاملاً متفاوت من در راههایی کاملاً جدا چطور میتوانستیم همدیگر را پیدا کنیم؟ شاید ما دو مسافر از یک بندر بودیم، اما جدا از هم برای همین راههایمان به هم نرسید تو در آبوهواها و دنیاهای دیگر دستان من از سرما یخ زد چطور میتوانستیم این دل را گرم کنیم؟ زندگی… واقعاً بیانصاف است هیچوقت نمیپرسد: «نیمهی دیگر این قلب کجاست؟»•°🦋[ T.me/Badeto_tel ]
انگار هیچ مشکلی وجود ندارد، اینگونه رفتار میکنی انگار همهچیز را حل کردهای اما دیدن حقیقت برایت ممکن نیست اگر اعتراف کنم، همیشه ترسیدهام از اینکه نکند تو بدون حتی یک بار پشت سر نگاه کردن بروی اما دیگر نمیتوانم به پایانش فکر کنم تو کسی هستی که به من میآیی از نامت گرفته تا تمام وجودت نمیتوانم تصویری از تو بکشم اما میتوانم هر روز و هر لحظه با حضورت زندگی کنم. 🖤🥀•°🦋[ T.me/Badeto_tel ]
بخت دیوانهام هنوز صبر میکند روزی روی خوش زندگی را به من نشان خواهد داد دربارهٔ حال و روز تو حرفی برای گفتن نیست خوشی و بیخیالیات از حد گذشته است بیحسادت و بیگله منتظرت میمانم، معطل نکن اگر قرار است بعد از چندین آهنگ نزد من بیایی، بیا بدون هیچ حد و مرزی در خواستههایت بدون اینکه از احساساتت سؤال کنی بدون لمس دستانت، چیزی نمیخواهم بدون دیدنت، منتظر شب نمیمانم پیش از آنکه وارد قلبهای خسته شوی پیش از آنکه در ریتمهای آرام و بیجان گم شوی بیا، کسی هست که شیفتهٔ توست آیا این قصهها مرا به خواب خواهند برد؟ وقتی شبها تو را در آسمان نبینم؟ کم دروغ نشنیدهایم، همان دروغهای همیشگی بیآنکه بیایی و حال مرا ببینی بگو، مگر نمیفهمی؟ آیا قلب سنگیات ترک برنمی دارد؟ این رفتارها و غرورت را کنار بگذار و بیا اگر قرار است بعد از چندین آهنگ نزد من بیایی، بیا. 🖤🎵🥀•°🦋[ T.me/Badeto_tel ]
این نه اولین بار است و نه آخرین بار به نامش در هر زبانی شعر مینویسند همیشه آن حرفها نبودند که مرا سوزاندند این داستانی است که پایان خوشی ندارد ببین، این خانه بدون تو دیگر خانهٔ من نیست تو هم شبها برای من دعا کن کاش این خوابهایی را که همه از تو پر شدهاند نمیدیدم شبها را به پای روزها هدر میدهم خورشیدم دچار ماهگرفتگی شده، آه از این نفرین چطور اینقدر حالت خوب است؟ مرا آزاد کن امشب از چشمهایت میافتم این نه اولین بار است و نه آخرین مرا مثل یک آدم جدید تصور کن داستان از نو نوشته میشود باز هم از چشمهایت میافتم بگذار بگویند یک بار دیگر عاشق شو به تنهایی میگویم کمی مهلت بده در دل هر عشقی خیانتی نهفته است شاید نتوانی آن را درک کنی، اما روزی حسابش را خواهی کرد اتاقم بدون تو به زندان تبدیل میشود هیچکس نمیتواند چنین صحنهای را به تصویر بکشد باز هم دور همان اشتباهها میچرخی دروغها را دوست داری و عشق مرا کنار میگذاری پایان این نمایش غمانگیز را از قبل بدان بعد برایش پایانی تازه پیدا کن بیدار میشوم و فراموش میکنم دیگر نمیتوانم به آن گذشته نگاه کنم ...•°🦋[ T.me/Badeto_tel ]
گاهی پُر، گاهی خالی؛ حتی زمان هم از ما ناامید میشود. سالها از عشق میدزدند؛ برو و به آن دلِ رنجیده بگو. خیلی سنگین است؛ بشمار، این چندمین زخمی است که خوردهایم؟ برگرد و نگاه کن؛ آه، چه فاصلهٔ طولانیای افتاده است. من بازگشتت را میپذیرم. دلِ من به زخم زدنها و کشتنِ احساسم از سوی تو عادت کرده است. دیگر زخمها درد نمیدهند؛ انگار دیوانه شدهام. برگرد، من پذیرا هستم، برگرد. برگرد.•°🦋[ T.me/Badeto_tel ]
تنم از آفتاب تو سوخته؛ میتوانم بوی تو را روی خودم نگه دارم. انگار اگر مرا ببوسی، همهچیز خوب میشود. وگرنه میتوانم به خاکستر تبدیل شوم. اگر حقم همین است، باشد، خداحافظ. میروم و کنار میکشم. خودم یخ خودم را خودم آب میکنم و در خودم فرو میروم. کی دلتنگ میشود، کی گریه میکند؟ شبهای بدون من کمی عجیب میشود وقتی دستهای دیگری دور کمرت حلقه شود؛ عقلت از جایت خواهد پرید. کی دلتنگ میشود، کی گریه میکند؟ شبهای بدون من کمی عجیب میشود وقتی دستهای دیگری دور کمرت حلقه شود؛ عقلت از جایت خواهد پرید. سرِ پر از دردم گیج میزند. نگاه کن، روی موجها شناورم. این چیزی که مرا مست میکند، فکر نکن عشق توست؛ این لیوان پر از نفرت است.•°🦋[ T.me/Badeto_tel ]
از دور، از دور میشود؟ اینطوری هیچ لذتی ندارد اگر لبها به هم برسند، دیگر تمام میشود؟ نمیتوانم آرام بمانم چشمزخم به تو نرسد، هر کسی یک بار تو را ببیند دوباره نگاه میکند تو مثل یک بچهای (معصومی)، درست است، اما با گذر زمان دردش بیرون میزند آه، وقتی در آغوش میگیرم—آه، پارانویا—آه دلم درد میکند، از عشق فرار میکنم فکر میکنی من نمیخواهم؟ در عمق چشمانت گم شوم اما بعدش چه کسی مرا نجات میدهد؟ واقعاً فکر میکنی نمیخواهم؟ در عمق چشمانت غرق شوم اما بعدش چه کسی مرا پیدا میکند؟ وقتی از زیباییات افتادم، باز هم شکستم، با این حال از روی من رد شدی حقم بود عزیزم، حالا قلبم را بسوزان و روی آن بنزین بریز جداییهایی که در سرم میرقصند و قلم را میشکنند میدانم، زیاد ناراحت نمیشوم، چون دردش با زمان بیرون میآید•°🦋[ T.me/Badeto_tel ]
از صداهایی که از قلبم میآیند هیچ ترسی ندارم از روزهایی که در کنار تو هیچوقت رنگ میبازند رویاهایی که قبل از تو از دست داده بودم حالا در خاکِ تو دوباره جوانه میزنند، عزیزم مثل یک آهو زخمی هنوز هم کمی ترسیدهام اگر تو کنارم باشی، هیچ بلایی از دور ما را پیدا نمیکند از غمهایی که دیگر به یاد آورده نخواهند شد برای خودمان طلسم میسازیم و آن را به بالکن آویزان میکنیم اینجا سرزمین رویاهای کودکانه است چقدر دلم برای هوای وطنم تنگ شده دوباره یاد میگیریم بدون خستگی بازی کنیم با هم طعم زمین خوردن و بلند شدن را میچشیم راه من به قلب تو، پایان من به داستان تو گذشته را کنار میگذاریم و دوباره و دوباره مینویسیم گاهی گم میشویم، از کوه و دشت میگذریم و سختی هست اما کمکم با درد و ناله دوباره به خودمان میآییم راه من به قلب تو، پایان من به داستان تو گذشته را کنار میگذاریم و دوباره و دوباره مینویسیم گاهی گم میشویم، از کوه و دشت میگذریم و سختی هست•°🦋[ T.me/Badeto_tel ]
روبهرویم ایستادهای، میخندی و خوش میگذرانی. انگار تمام آنچه بین ما گذشته، هرگز اتفاق نیفتاده است و مرا نادیده میگیری. دیوانه شدن را از تو یاد گرفتم، خودت هم این را میدانی. فکر میکنی همه چیز با یک خداحافظی کوتاه تمام میشود. ترجیعبند: عزیزم، هیچکس مثل تو نمیشود. گاهی بعضیها شبیه تو به نظر میرسند، اما جای خالی تو را پر نمیکنند. این هم از بازیهای عجیب سرنوشت است. گلهای بیمحبتت، دلی را که ربوده بودند، پژمرده کردند. من در برابر تمام رفتارهایت و این همه خیانتِ سادهلوحانه سر خم کرده بودم. باز هم دوستت داشتم. به صحنهی آن روزها برگرد؛ من هنوز اسیر خیال تو هستم. تو را دردِ دل خودم کردم و باز هم تو را از دست دادم. 🥀•°🦋[ T.me/Badeto_tel ]
هر بار که تو را میبینم، دستوپایم را گم میکنم. تمام فکر و ذهنم آوارهی تو میشود؛ انگار ارزشش را دارد که آدم یک عمر برایت صرف کند. من تمام شانس زندگیام را برای تو خرج کردم و دیگر چیزی برایم نمانده است. حتی یک ثانیه هم نیست که به تو فکر نکنم؛ در خوابهایم هم حضور داری. برای تو همه پلهای پشت سرم را خراب کردم. برای رسیدن به تو از چه سختیهایی که نگذشتم. آیا اینهمه فداکاری، کمترین حقی برای من ایجاد نمیکند؟ یک بار دلم را به تو گره زدم و دیگر نتوانستم رها شوم. غرورم را کنار گذاشتم. وضعیتم خیلی بحرانی است؛ کمکم کن، کمکم کن. در بادِ وجودت سرگردان شدم. در راههای تو گم شدم. همه چیز چرخید، گذشت و من ویران شدم. مگر نسوختم؟ مگر خاموش نشدم؟ مگر در آغوش تو جان ندادم؟ برای تو از همه چیزم گذشتم و همه چیزم را فدا کردم. 💔•°🦋[ T.me/Badeto_tel ]
بعد از من عاشق کسی شدی؟ این فقط یک کنجکاوی آمیخته به حسادت است. رابطه تمام شده، اما انگار زخمش خیلی عمیق مانده. آدم نمیتواند حقیقت را به خودش اعتراف کند و گاهی به دروغهای خودش باور میکند. هرچه بیشتر زمین میخورد، بیشتر فرو میرود. عشق هم به توبه و قول و قرار گوش نمیدهد. هرچه شد، شد؛ اگر قرار است گریه کنیم، میکنیم. هرچه از من باقی مانده باشد، یک بار دیگر خواهد سوخت. بشمار، بشمار؛ این درد تمام نمیشود. ممکن است عمر بگذرد، اما دل از عشق نمیگذرد. من از همه چیز خبر دارم.•°🦋[ T.me/Badeto_tel ]
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
