en
Feedback
Memento Mori

Memento Mori

Open in Telegram

بایگانی شخصی @elahestd

Show more
880
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-2330 days
Posts Archive
از دستِ بادهای فرودست گرمسیر وز بارشِ مداوم صد رنج در مسیر از نظم شادمانه‌ شمشاد سبز رنگ از مادرم که تنگ شدش پیرهن حریر از پر
از دستِ بادهای فرودست گرمسیر وز بارشِ مداوم صد رنج در مسیر از نظم شادمانه‌ شمشاد سبز رنگ از مادرم که تنگ شدش پیرهن حریر از پرچم وطن که کفن هم نشد به بر تا خط استوای‌ شک و ایقان به سردسیر از دفتر نخست ابوالفضل بیهقی تا پندنامه خوش قابوس وشمگیر ..

photo content

... محتاج بودم، محتاج آب، محتاج عطشانی عادی و عریان. به بکری همین ظهر تابستانیِ تیر. پس نقاب بینداز. بینداز نقاب، و عقده‌ی میراثی مرا به طایفه‌ی تشنه‌ی هزارساله بخوان.

Repost from شب شهرزاد
"مَگر خود دِرَنگم نباشَد بَسی ببایَد سِپُردَن به دیگر کَسی و دیگر که گَنجَم وَفادار نیست همین رَنج را کَس خریدار نیست" #فردوسی گفتار اندر بنیاد نهادن کتاب [شاهنامه]

Sur un mince cristal l'hiver conduit leurs pas, Le précipice est sous la glace ; Telle est de vos plaisirs la légère surface : Glissez, mortels, n'appuyez pas. «زمستان گام‌هایشان را بر بلور نازک یخ هدایت می‌کند؛ پرتگاه زیر یخ پنهان است؛ لذت‌های شما نیز چنین سطحی نازک و لغزنده دارند؛ پس آهسته از کنارش بگذرید ای فانیان! زیاد روی آن مکث نکنید.»

Sur un mince cristal l'hiver conduit leurs pas, Le précipice est sous la glace ; Telle est de vos plaisirs la légère surface : Glissez, mortels, n'appuyez pas. � Dicocitations +1 ترجمه: «زمستان گام‌هایشان را بر بلور نازک یخ هدایت می‌کند؛ پرتگاه زیر یخ پنهان است؛ لذت‌های شما نیز چنین سطحی نازک و لغزنده دارند؛ پس آهسته از کنارش بگذرید ای فانیان! زیاد روی آن مکث نکنید.»

Sur un mince cristal l'hiver conduit leurs pas, Le précipice est sous la glace ; Telle est de vos plaisirs la légère surface : Glissez, mortels, n'appuyez pas. «زمستان گام‌هایشان را بر بلور نازک یخ هدایت می‌کند؛ پرتگاه زیر یخ پنهان است؛ لذت‌های شما نیز چنین سطحی نازک و لغزنده دارند؛ پس، ای فانیان، فقط سُر بخورید؛ روی آن فشار نیاورید.»

از رکس تا متروپل ارواح و گل‌های شیپوری نام تو را می‌خوانند بر سنگ‌فرش های خاک و خون
از رکس تا متروپل ارواح و گل‌های شیپوری نام تو را می‌خوانند بر سنگ‌فرش های خاک و خون

خواجه امام مظفر حمدان در نوقان یک روز می‌گفت که: کار ما با شیخ بوسعید همچنانست که پیمانه‌ی ارزن. یک دانه، شیخ بوسعیدست؛ و باقی منم. مریدی، ازآن شیخ بوسعید، آن‌جا حاضر بود. از سرگرمی برخاست و پای افزار کرد و پیش شیخ آمد و آنچه از خواجه امام مظفر شنیده بود با شیخ شکایت کرد. شیخ گفت: برو و خواجه امام مظفر را بگوی که آن یکی هم تویی. ما هیچ‌چیز نیستیم. ــــ محمد بن منور، گزیده‌ی اسرارالتوحید فی مقامات شیخ ابوسعید ابوالخیر، انتخاب و تذهیب ناصر ایرانی، مجید اصلانی، محمدرضا اصلانی، ضمیمه‌ی لوح، ۱۳۵۳، ص. ۷۴.

«هذا جناه ابي علّىّ و ما جنیت على احد.» این جنایتی‌یست که پدرم بر من کرد و من بر احدی جنایت نکردم. سنگ قبر ابوالعلا معری

چشم‌هایم را نبندید می‌خواهم گلوله‌ها را ببینم

درد می‌رود اما زیبایی باقی می‌ماند

وصار الشتا ينزل عليّا وإجى الصيف وإنت ما جيت زمستان بر من بارید، تابستان نیز از راه رسید، و تو همچنان نیامدی

انسان به کندی تغییر می‌کند به همان کندی که بهار تبدیل به تابستان و تابستان تبدیل به پاییز و پاییز تبدیل به زمستان می‌شود؛ هرگز کسی نمی‌فهمد در کدام لحظه بهار تبدیل به تابستان می‌شود. یک روز صبح از خواب بیدار می‌شویم و حس می‌کنیم هوا گرم است. «تابستان» وقتی ما در خواب بودیم، فرا رسیده است. #اوریانا_فالاچی #بهمن_فرزانه اگر خورشید بمیرد

مرثیه‌ای برای آنچه بین فراموشی و خاطره رفت و برای آنچه بین فراموشی و خاطره ماند

همیشه به حشرات و گل‌هایی که فقط یک روز زندگی می‌کنند حسادت ورزیده‌ام. (ریگ روان، تولتز، خاکسار) پ.ن: من اگه بخوام با دوستانم معاشرت کنم ترجیح می‌دم تو یه مهمونی یا یک رستوران برای چند ساعت ببینم‌شون، تا این‌که چند شبانه روز تو هم بلولیم. همین ماجرا برای زندگی هم هست. خوش به حال گل‌ها و حشراتی که یک روز زیبا زندگی کردن و رفتن. دیگه بقیه‌ش لولیدنه. @hafezbajoghli

بزرگ‌ترین بی‌حرمتی به جان‌باختگان «زن، زندگی، آزادی» این است که امروز عده‌ای تلاش کنند آن را از مبارزه مردم علیه جمهوری اسلام
+1
بزرگ‌ترین بی‌حرمتی به جان‌باختگان «زن، زندگی، آزادی» این است که امروز عده‌ای تلاش کنند آن را از مبارزه مردم علیه جمهوری اسلامی جدا نشان دهند. جنبشی که با خون صدها جوان شکل گرفت، یک پروژه آکادمیک یا یک مطالبه محدود هویتی و زنانه نبود. کسانی که امروز برای رد براندازی، این خیزش را از زمینه سیاسی و ضد استبدادی آن جدا می‌کنند، در عمل همان کاری را انجام می‌دهند که حکومت سال‌ها در پی آن بوده است: خنثی کردن معنای سیاسی یک جنبش مردمی و مصادره حافظه قربانیان آن.

بزرگ‌ترین بی‌حرمتی به جان‌باختگان «زن، زندگی، آزادی» این است که امروز عده‌ای تلاش کنند آن را از مبارزه مردم علیه جمهوری اسلام
بزرگ‌ترین بی‌حرمتی به جان‌باختگان «زن، زندگی، آزادی» این است که امروز عده‌ای تلاش کنند آن را از مبارزه مردم علیه جمهوری اسلامی جدا نشان دهند. جنبشی که با خون صدها جوان شکل گرفت، یک پروژه آکادمیک یا یک مطالبه محدود هویتی و زنانه نبود. کسانی که امروز برای رد براندازی، این خیزش را از زمینه سیاسی و ضد استبدادی آن جدا می‌کنند، در عمل همان کاری را انجام می‌دهند که حکومت سال‌ها در پی آن بوده است: خنثی کردن معنای سیاسی یک جنبش مردمی و مصادره حافظه قربانیان آن.

Repost from N/a
هريک به آرام ِ خويش می‌رود، بيشه و گيتی صفير می‌بازند، لرزان رَهی می‌شنود، آرزوی خانه مگر می‌بَرد، اينجا به گوشه‌ی ساکن ِ بيشه، دل، رو سرانجام تو هم به آرام!
شعر از يوزف فون آيشندورف، ليد از روبرت فرانتس.

قلب ایران با این آهنگ تکه تکه شد..