en
Feedback
کانال خبری دکتر صدیقه ببران

کانال خبری دکتر صدیقه ببران

Open in Telegram

عضو هیات علمی دانشکده علوم ارتباطات و مطالعات رسانه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

Show more
389
Subscribers
No data24 hours
-27 days
+4030 days
Attracting Subscribers
September '26
September '260
in 0 channels
August '26
+102
in 0 channels
Get PRO
July '26
+4
in 0 channels
Get PRO
June '26
+103
in 0 channels
Get PRO
May '26
+2
in 0 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '26
+1
in 0 channels
Get PRO
February '26
+200
in 0 channels
Get PRO
January '260
in 0 channels
Get PRO
December '25
+586
in 0 channels
Get PRO
November '25
+209
in 0 channels
Get PRO
October '25
+219
in 0 channels
Get PRO
September '25
+302
in 0 channels
Get PRO
August '25
+201
in 1 channels
Get PRO
July '25
+405
in 0 channels
Get PRO
June '25
+301
in 0 channels
Get PRO
May '25
+310
in 0 channels
Get PRO
April '25
+202
in 0 channels
Get PRO
March '25
+196
in 0 channels
Get PRO
February '25
+400
in 0 channels
Get PRO
January '25
+203
in 0 channels
Get PRO
December '24
+401
in 0 channels
Get PRO
November '24
+404
in 0 channels
Get PRO
October '24
+205
in 0 channels
Get PRO
September '24
+208
in 0 channels
Get PRO
August '24
+201
in 0 channels
Get PRO
July '24
+207
in 0 channels
Get PRO
June '24
+203
in 0 channels
Get PRO
May '24
+400
in 0 channels
Get PRO
April '24
+416
in 0 channels
Get PRO
March '24
+106
in 0 channels
Get PRO
February '24
+2
in 1 channels
Get PRO
January '24
+174
in 0 channels
Get PRO
December '23
+5
in 0 channels
Get PRO
November '23
+110
in 0 channels
Get PRO
October '23
+640
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
09 September0
08 September0
07 September0
06 September0
05 September0
04 September0
03 September0
02 September0
01 September0
Channel Posts
💢آخرین اخبار شفقنا از حوزه فناوری و هوش مصنوعی؛ از پیش بینی درمان سرطان سینه با هوش مصنوعی تا نگرانی از تهدید آن برای روزنامه‌نگاری https://media.shafaqna.com/news/578122/ ⬅️اینستاگرام تصاویر واقعی را به‌اشتباه هوش مصنوعی تشخیص می‌دهد https://fa.shafaqna.com/news/2351656/ ⬅️همکاری دانشگاهی سوئد و هنگ کنگ؛ نتایج بزرگترین مطالعه درباره هوش مصنوعی و تکالیف درسی دانش‌آموزان https://fa.shafaqna.com/news/2350918/ ⬅️بلژیک؛ استفاده بهینه از سیستم‌های هوش مصنوعی در درمان یک سرطان شایع در زنان https://fa.shafaqna.com/news/2350897/ ⬅️اوپن‌ای‌آی از مدلی جدید از هوش مصنوعی رونمایی کرد که گاهی از نظارت می‌گریزد https://fa.shafaqna.com/news/2350796/ ⬅️طرح شرکت OpenAI برای محافظت از زیرساخت‌های حیاتی در برابر حملات سایبری هوش مصنوعی https://fa.shafaqna.com/news/2350730/ ⬅️بازیگر مطرح هالیوود: هوش مصنوعی سینما و روزنامه‌نگاری را تهدید می‌کند https://fa.shafaqna.com/news/2350222/ ⬅️ساخت یک پهپاد هوشمند در هلند که محل فرود خود را با حس لامسه تعیین می‌کند https://fa.shafaqna.com/news/2350109/ ⬅️مدیرعامل اپن‌ای‌آی: نسل بعدی مدل‌های هوش مصنوعی همه را شگفت‌زده خواهد کرد https://fa.shafaqna.com/news/2349924/ ⬅️ژاپن؛ ساخت سیستم هوش مصنوعی برای شناسایی زباله‌های پلاستیکی در بستر دریا https://fa.shafaqna.com/news/2349748/ ⬅️اتهام به ربات چت هوش مصنوعی ایلان ماسک؛ تولید تصاویر جنسی https://fa.shafaqna.com/news/2349740/ ⬅️شهردار نیویورک برای اکثر دانش‌آموزان ممنوعیت یک ساله استفاده از هوش مصنوعی را اعمال کرد https://fa.shafaqna.com/news/2349565/ ⬅️نقص امنیتی در آزمایش‌های هوش مصنوعی «کلود» https://fa.shafaqna.com/news/2348966/ ⬅️هزینه‌های مراکز داده هوش مصنوعی تا سال ۲۰۵۰ به ۳۲ تریلیون دلار خواهد رسید https://fa.shafaqna.com/news/2348752/ @drsbabran

2
No text...
3
3
No text...
5
4
💢 میزان نفوذ هوش مصنوعی در صنایع 🔹گسترش استفاده از هوش مصنوعی، الگوی توسعه و انتخاب نرم‌افزار در صنایع مختلف را نیز تغییر داده است. 🔹بر اساس نتایج نظرسنجی جهانی مک‌کینزی درباره وضعیت هوش مصنوعی، به‌طور میانگین ۳۲ درصد سازمان‌ها اعلام کرده‌اند که به‌جای خرید نرم‌افزارهای آماده، توسعه راهکارهای مبتنی بر هوش مصنوعی را انتخاب کرده‌اند. 🔹در این میان، صنعت فناوری با ۴۱ درصد در صدر قرار دارد و پس از آن پرداخت‌کنندگان و ارائه‌دهندگان خدمات سلامت با ۳۹ درصد و صنایع خدمات حرفه‌ای و انرژی و مواد، هر کدام با ۳۸ درصد قرار گرفته‌اند. 🔹همچنین مؤسسات مالی با ۳۶ درصد، رسانه و مخابرات با ۳۴ درصد و صنایع دارویی و محصولات پزشکی با ۳۳ درصد، در جمع بخش‌هایی قرار دارند که سهم قابل‌توجهی از سازمان‌های آن‌ها به سمت ساخت راهکارهای هوش مصنوعی حرکت کرده‌اند. 🔹در بخش‌های دیگر، سفر و لجستیک ۳۱ درصد، کالاهای مصرفی و خرده‌فروشی ۲۹ درصد، مهندسی و ساخت‌وساز ۲۸ درصد و تولید پیشرفته ۲۷ درصد ثبت شده است. در مقابل، سهم این رویکرد در بیمه ۱۹ درصد و بخش عمومی و اجتماعی ۱۷ درصد گزارش شده است. 🔹این داده‌ها نشان می‌دهد حرکت از مدل سنتی «خرید نرم‌افزار» به سمت توسعه راهکارهای اختصاصی مبتنی بر هوش مصنوعی در برخی صنایع با سرعت بیشتری در حال شکل‌گیری است؛ روندی که می‌تواند بر بازار نرم‌افزار، شیوه ارائه خدمات و نحوه سرمایه‌گذاری سازمان‌ها در فناوری اثرگذار باشد./دنیای اقتصاد @drsbabran
8
5
🔹این کارشناس رسانه اظهار می‌کند: ارقام بالای تبلیغات اینفلوئنسری، ضرورت ساماندهی مالی و اقتصادی این حوزه را مطرح می‌کند. مشخص نیست درآمد اینفلوئنسرها تا چه اندازه شفاف است، آیا مالیات پرداخت می‌کنند و تعرفه‌های تبلیغاتی آن‌ها براساس چه معیاری تعیین می‌شود. نبود پاسخ روشن به این پرسش‌ها می‌تواند زمینه قیمت‌گذاری‌های بی‌ضابطه و سوءاستفاده را فراهم کند. 🔹ببران فزود راه‌حل این مسئله، تنظیم‌گری هوشمند است؛ نه محدودسازی یا حذف اینفلوئنسرها که امروز بخشی از اقتصاد دیجیتال محسوب می‌شوند. این چارچوب باید ضمن شفاف‌کردن فعالیت‌های مالی و تبلیغاتی، مسیر مشخصی برای رسیدگی به شکایت مخاطبان و تخلفات ایجاد کند. البته ضوابط نباید نوآوری، آزادی فعالیت اقتصادی و مردمی‌بودن فضای دیجیتال را از بین ببرد؛ بلکه باید میان پاسخ‌گویی و شفافیت با آزادی و پویایی این فضا تعادل برقرار کند. https://qudsonline.ir/xcTZ6 @drsbabran
12
6
💢 شهرت نمی‌تواند جای تخصص را بگیرد 🔹دکترای علوم ارتباطات مهم‌ترین مشکل در تبلیغات اینفلوئنسری را مشخص نبودن مرز میان تبلیغ و توصیه شخصی تلقی می‌کند و می‌گوید: اگر من به‌عنوان مخاطب بدانم فردی بابت معرفی یک محصول یا خدمات پول دریافت کرده، می‌توانم پیام او را با نگاهی انتقادی‌تر ارزیابی کنم و با آگاهی بیشتری درباره خرید آن محصول تصمیم بگیرم؛ اما زمانی که این رابطه مالی اعلام نمی‌شود، مخاطب ممکن است قدرت تشخیص میان یک تبلیغ تجاری و روایت واقعی از تجربه شخصی را از دست بدهد. در بسیاری از موارد، اینفلوئنسر تبلیغ را به شکلی بیان می‌کند که گویی در حال تعریف کردن بخشی از زندگی روزمره یا تجربه واقعی خود است. در چنین شرایطی، مخاطب متوجه نمی‌شود این محتوا در قالب یک قرارداد تجاری تولید شده و اینفلوئنسر بابت بیان آن، درآمد کسب کرده است. در نتیجه، مرز میان تبلیغ و توصیه شخصی از بین می‌رود و مخاطب تصور می‌کند فرد مورد اعتمادش بدون هیچ منفعت اقتصادی و صرفاً براساس تجربه شخصی، آن کالا یا خدمات را پیشنهاد کرده است؛ درحالی‌که پشت این توصیه یک همکاری مالی یا تبلیغاتی وجود دارد. این دو موقعیت کاملاً با یکدیگر متفاوت‌اند و باید برای مخاطب قابل‌تشخیص باشند. 🔹راه‌حل این مسئله را باید در رعایت اخلاق حرفه‌ای جست‌وجو کنیم. کسی که اینفلوئنسری را به‌عنوان یک فعالیت حرفه‌ای و اقتصادی انتخاب می‌کند، باید اصول اخلاقی این حرفه را نیز بپذیرد. سرمایه اصلی یک اینفلوئنسر صرفاً تعداد دنبال‌کنندگان او نیست، بلکه اعتماد مخاطبانی است که در طول زمان بدست آورده است. بنابراین وقتی این اعتماد برای یک فعالیت تجاری مورد استفاده قرار می‌گیرد، رابطه مالی با برند نیز باید کاملاً شفاف باشد. بر همین اساس، می‌توانم بگویم شفافیت در تبلیغات یک اصل اخلاقی است، نه صرفاً یک الزام قانونی. 🔹ببران دومین اصل مهم را صداقت می‌داند و می‌افزاید: اینفلوئنسر نباید درباره محصول یا خدماتی که معرفی می‌کند، ادعاهای غیرواقعی و اغراق‌آمیز داشته باشد. معرفی یک محصول زمانی اخلاقی است که اطلاعات ارائه‌شده درباره آن درست، قابل‌اعتماد و متناسب با واقعیت باشد. اگر ویژگی‌ها یا نتایجی به محصول نسبت داده شود که در عمل وجود ندارد، مخاطب براساس اطلاعات نادرست تصمیم می‌گیرد و اعتماد او نیز خدشه‌دار می‌شود. 🔹سومین نکته، برخورداری از صلاحیت حرفه‌ای است. یک فرد نباید صرفاً به دلیل داشتن مخاطبان زیاد، درباره هر موضوعی اظهارنظر یا توصیه تخصصی ارائه کند. ممکن است یک اینفلوئنسر درباره موضوعات روزمره یا حوزه فعالیت خودش توانایی و تجربه کافی داشته باشد، اما ورود همزمان او به حوزه‌هایی مانند سلامت و بهداشت، مسائل اقتصادی، سرمایه‌گذاری، آموزش و موضوعات تخصصی دیگر، بدون داشتن دانش و صلاحیت لازم، قابل‌قبول نیست. اینفلوئنسر باید برای ورود به هر حوزه تخصصی، از آگاهی و صلاحیت متناسب با همان موضوع برخوردار باشد. 🔹او همچنین درباره چهارمین اصل که مسئولیت‌پذیری اجتماعی است، این‌گونه می‌گوید: دریافت پول از یک برند نباید سبب شود فرد مسئولیت خود را در برابر مخاطبان فراموش کند. اینفلوئنسر باید علاوه بر منفعت مالی، پیامدهای اجتماعی تبلیغ را نیز در نظر بگیرد؛ زیرا هر محصولی را نمی‌توان بدون توجه به آثار و عوارض احتمالی آن تبلیغ کرد. این حساسیت به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند سلامت، محصولات مرتبط با چاقی و لاغری، امور مالی و سرمایه‌گذاری، آموزش و همچنین کالاها و خدمات مرتبط با کودکان و نوجوانان اهمیت بیشتری دارد. تبلیغ نادرست در این حوزه‌ها ممکن است سلامت، دارایی یا آینده مخاطب را با خطر روبه‌رو کند. از سوی دیگر، اینفلوئنسر باید به تأثیر تبلیغات خود بر افزایش مصرف‌گرایی نیز توجه داشته باشد. وقتی مخاطب به‌طور مداوم با معرفی کالاها و سبک‌های مختلف زندگی روبه‌رو می‌شود، ممکن است خرید و مصرف بیشتر به‌عنوان یک ارزش اجتماعی در ذهن او شکل بگیرد. این موضوع نیز باید در چارچوب مسئولیت اجتماعی اینفلوئنسرها مورد توجه قرار گیرد. 🔹پنجمین اصل، شفافیت مالی و مالیاتی است. فعالیت حرفه‌ای اینفلوئنسرها مانند هر فعالیت اقتصادی دیگر باید دارای قرارداد، گردش مالی مشخص و سازوکار مالیاتی شفاف باشد تا هم حقوق مخاطب و تبلیغ‌دهنده حفظ شود و هم این بازار بتواند در یک چارچوب حرفه‌ای و پاسخگو فعالیت کند.   ادامه👇 @drsbabran
9
7
🔹ببران معتقد است اگر یک اینفلوئنسر در فعالیت خود موفق باشد، زنجیره‌ای اقتصادی پیرامون او شکل می‌گیرد که از تولید محتوا، تصویربرداری و تدوین آغاز می‌شود و تا مدیریت شبکه‌های اجتماعی، روابط عمومی، بازاریابی، تبلیغات، برندینگ و همکاری با آژانس‌های تبلیغاتی ادامه پیدا می‌کند. بنابراین فعالیت یک اینفلوئنسر موفق فقط برای خودش درآمد ایجاد نمی‌کند، بلکه می‌تواند زمینه اشتغال و فعالیت مجموعه‌ای از افراد و کسب‌وکارهای مرتبط را نیز فراهم کند. از سوی دیگر، اینفلوئنسرها فرصت مناسبی برای تبلیغ کسب‌وکارهای کوچک و متوسط ایجاد کرده‌اند. بسیاری از این کسب‌وکارها توان پرداخت هزینه‌های بسیار سنگین تبلیغات در رسانه‌های سنتی را ندارند. برای مثال، هزینه تبلیغ در تلویزیون ممکن است برای هر ثانیه به رقم‌های بسیار بالایی، حتی حدود ۴۰۰میلیون تومان برسد. در مقابل، تبلیغ از طریق اینفلوئنسرها با وجود هزینه قابل‌توجه، همچنان می‌تواند برای بسیاری از کسب‌وکارها بصرفه‌تر باشد. یکی دیگر از مزایای این شیوه آن است که یک کسب‌وکار با انتخاب اینفلوئنسر متخصص در حوزه فعالیت خود، می‌تواند تبلیغش را به‌شکل هدفمندتری ارائه دهد و به‌طور مستقیم به جامعه مخاطبی دسترسی پیدا کند که احتمال بیشتری دارد به کالا یا خدمات آن علاقه‌مند باشد.   💢 تعرفه‌های نجومی بدون معیار مشخص 🔹این استاد دانشگاه به معایب فعالیت اینفلوئنسرها نیز اشاره می‌کند و می‌افزاید: این حوزه از یک طرف فرصت‌های اقتصادی و زمینه‌های تازه‌ای برای اشتغال به وجود آورده، اما از طرف دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا مبالغ بسیار بالا و گاهی نجومی که برخی اینفلوئنسرها برای تبلیغات دریافت می‌کنند، طبیعی و متناسب با ارزش واقعی کار آن‌هاست یا خیر؟ نمی‌توان همه دستمزدهای بالا در این حوزه را غیرمنطقی یا غیرقانونی دانست؛ زیرا اینفلوئنسرها درواقع توجه مخاطبان و قدرت اثرگذاری خود را در اختیار برندها قرار می‌دهند. ممکن است یک اینفلوئنسر در مدت کوتاهی محتوایی تولید کند، اما همان محتوا در فاصله چند دقیقه به جامعه بسیار بزرگی از مخاطبان برسد و برای یک کسب‌وکار بازده اقتصادی قابل‌توجهی ایجاد کند. بنابراین نمی‌توان ارزش تبلیغ را فقط براساس مدت‌زمان تولید یا انتشار محتوا محاسبه کرد. با این حال، در برخی موارد می‌بینیم تعرفه تبلیغات بیش از آنکه براساس میزان اثرگذاری واقعی، تعداد مخاطبان فعال یا ارزش اقتصادی ایجادشده تعیین شود، تحت تأثیر شهرت اینفلوئنسر قرار می‌گیرد. نوع تبلیغ و جایگاه اینفلوئنسر نیز در این قیمت‌گذاری مؤثر است، اما گاهی هیچ تناسب مشخصی میان هزینه تبلیغ و نتیجه واقعی آن وجود ندارد. این وضعیت نشان می‌دهد بازار تبلیغات اینفلوئنسری به شفافیت بیشتری نیاز دارد و لازم است معیارها و سازوکارهای روشن‌تری برای قیمت‌گذاری در این حوزه تعریف شود. 🔹وی ادامه می‌دهد: درآمدهای بالای برخی اینفلوئنسرها می‌تواند به افزایش نابرابری اقتصادی منجر شود. در «اقتصاد ستاره‌ای» یا «اقتصاد توجه»، تعداد معدودی از چهره‌های مشهور به دلیل برخورداری از مخاطبان بیشتر، بخش بزرگی از درآمد تبلیغات را جذب می‌کنند. افزایش درآمد نیز به آن‌ها امکان می‌دهد با استفاده از تجهیزات بهتر، تیم‌های تخصصی و تبلیغات گسترده‌تر، محتوای حرفه‌ای‌تری تولید کنند و بیشتر دیده شوند. به این ترتیب، چرخه‌ای شکل می‌گیرد که در آن، توجه بیشتر به شهرت و درآمد بیشتر منجر می‌شود و درآمد بالاتر نیز دوباره امکان جذب مخاطبان بیشتری را فراهم می‌کند. بنابراین باید مراقب بود اقتصاد توجه، درآمد و قدرت رسانه‌ای را بیش از اندازه در اختیار تعداد کمی از اینفلوئنسرها متمرکز نکند.   ادامه👇 @drsbabran
10
8
💢اینفلوئنسرها؛ بازیگران بدون قاعده بازار تبلیغات 🔹در میان استوری‌های روزانه، به فهرستی از تعرفه‌های همکاری تبلیغاتی یک بلاگر برخوردم؛ جدولی که در یک ستون نوع کالا و خدمات و در ستون دیگر قیمت تقریبی آن نوشته شده‌ بود. 🔹در میان استوری‌های روزانه، به فهرستی از تعرفه‌های همکاری تبلیغاتی یک بلاگر برخوردم؛ جدولی که در یک ستون نوع کالا و خدمات و در ستون دیگر قیمت تقریبی آن نوشته شده‌بود.تعرفه تبلیغ تالار و پذیرایی از ۳۰۰میلیون تومان آغاز می‌شد و به بیش از ۸۰۰میلیون تومان می‌رسید؛ برای لوازم خانگی نیز رقمی بین ۲۰۰ تا ۷۰۰میلیون تومان تعیین شده بود. 🔹لباس عروس، میکاپ، آتلیه، مبلمان، ظروف و حتی کیک و اکسسوری هم هرکدام قیمت جداگانه‌ای‌داشتند. این فهرست نشان می‌داد تبلیغات بلاگری دیگر یک فعالیت فرعی در شبکه‌های اجتماعی نیست و به بازاری با گردش مالی قابل‌توجه تبدیل شده است. 🔹انتشار همین تعرفه‌ها ما را به این پرسش رساند که قیمت تبلیغات بلاگرها چگونه تعیین می‌شود و این بازار تا چه اندازه شفاف و سامان‌یافته است؟ 💢 وقتی تبلیغ شبیه تجربه شخصی می‌شود 🔹صدیقه ببران، عضو هیئت علمی دانشکده ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی در پاسخ به این پرسش که وقتی با تعرفه‌هایی از چند ده تا چند صد میلیون تومان روبه‌رو می‌شویم، از نظر رسانه‌ای با چه پدیده‌ای مواجهیم، به ما می‌گوید: برای درک این موضوع باید توجه داشته باشیم که شبکه‌های اجتماعی فقط رسانه‌های جدیدی ایجاد نکردند، بلکه بازیگران تازه‌ای را نیز وارد عرصه ارتباطات و اقتصاد کردند. یکی از مهم‌ترین این بازیگران، اینفلوئنسرها یا همان افراد تأثیرگذار در فضای مجازی هستند که امروز نقش قابل‌توجهی در بازار تبلیغات دارند. این افراد در گذشته بیشتر تولیدکننده محتوا یا کاربران پرمخاطب شبکه‌های اجتماعی شناخته می‌شدند، اما امروز فعالیت بسیاری از آن‌ها به یک کسب‌وکار جدی تبدیل شده است. آنچه اینفلوئنسرها را برای برندها جذاب می‌کند، صرفاً تعداد دنبال‌کنندگان آن‌ها نیست؛ نکته مهم‌تر، جامعه‌ای از مخاطبان است که در طول زمان پیرامون خود شکل داده‌اند و اعتمادی است که توانسته‌اند در میان این مخاطبان ایجاد کنند. همین ارتباط مستمر و نزدیک با مخاطب و اعتمادی که در نتیجه آن به وجود آمده، برای برندها ارزش اقتصادی دارد و سبب می‌شود کسب‌وکارهای مختلف برای معرفی کالا یا خدمات خود به سمت همکاری با اینفلوئنسرها بروند. 🔹او می‌افزاید: این ویژگی برای برندها بسیار جذاب است؛ زیرا تبلیغات دیگر به الگوی رایج در رسانه‌های رسمی و سنتی محدود نمی‌شود. در گذشته یک برند، پیام تبلیغاتی خود را در اختیار رسانه‌هایی مانند رادیو، تلویزیون یا روزنامه قرار می‌داد و آن پیام معمولاً به‌صورت یک‌سویه به مخاطب منتقل می‌شد. اما امروز اینفلوئنسرها پیام تبلیغاتی برندها را دریافت می‌کنند و آن را در قالب تجربه شخصی، توصیه یا بخشی از گفت‌وگوهای روزمره خود با مخاطبان ارائه می‌دهند. به همین دلیل، مخاطب دیگر لزوماً با یک پیام تبلیغاتی مستقیم و رسمی روبه‌رو نیست، بلکه تبلیغ را در دل محتوایی می‌بیند که برای او صمیمی‌تر و قابل‌اعتمادتر به نظر می‌رسد. 🔹 بنابراین می‌توانم بگویم اینفلوئنسر امروز به نقطه اتصال رسانه، ارتباطات، اعتماد مخاطب و اقتصاد تبدیل شده است. حتی می‌توان گفت اینفلوئنسرها بازار اقتصادی تازه ای ایجاد کرده‌اند. فعالیت اینفلوئنسرها را نباید صرفاً به تبلیغات در اینستاگرام یا چند شبکه اجتماعی دیگر محدود کنیم؛ زیرا آن‌ها امروز به بخشی از اقتصاد دیجیتال و اقتصاد تولیدکنندگان محتوا تبدیل شده‌اند. درآمدزایی آن‌ها فقط از انتشار یک تبلیغ آغاز و به همان‌جا ختم نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از فعالیت‌ها مانند تولید محتوا، جذب و حفظ مخاطب، همکاری با برندها و تأثیرگذاری بر تصمیم‌های مصرف‌کنندگان را دربرمی‌گیرد. بنابراین در نگاهی کلان‌تر باید گفت اینفلوئنسرها دیگر فقط کاربران پرمخاطب شبکه‌های اجتماعی نیستند، بلکه بازیگران جدیدی در حوزه اقتصاد دیجیتال به شمار می‌روند. ادامه👇 @drsbabran
11
9
No text...
11
10
🔹این کارشناس رسانه اظهار می‌کند: ارقام بالای تبلیغات اینفلوئنسری، ضرورت ساماندهی مالی و اقتصادی این حوزه را مطرح می‌کند. مشخص نیست درآمد اینفلوئنسرها تا چه اندازه شفاف است، آیا مالیات پرداخت می‌کنند و تعرفه‌های تبلیغاتی آن‌ها براساس چه معیاری تعیین می‌شود. نبود پاسخ روشن به این پرسش‌ها می‌تواند زمینه قیمت‌گذاری‌های بی‌ضابطه و سوءاستفاده را فراهم کند. 🔹ببران فزود راه‌حل این مسئله، تنظیم‌گری هوشمند است؛ نه محدودسازی یا حذف اینفلوئنسرها که امروز بخشی از اقتصاد دیجیتال محسوب می‌شوند. این چارچوب باید ضمن شفاف‌کردن فعالیت‌های مالی و تبلیغاتی، مسیر مشخصی برای رسیدگی به شکایت مخاطبان و تخلفات ایجاد کند. البته ضوابط نباید نوآوری، آزادی فعالیت اقتصادی و مردمی‌بودن فضای دیجیتال را از بین ببرد؛ بلکه باید میان پاسخ‌گویی و شفافیت با آزادی و پویایی این فضا تعادل برقرار کند. https://qudsonline.ir/xcTZ6 @drsbabran
3
11
💢 شهرت نمی‌تواند جای تخصص را بگیرد 🔹دکترای علوم ارتباطات مهم‌ترین مشکل در تبلیغات اینفلوئنسری را مشخص نبودن مرز میان تبلیغ و توصیه شخصی تلقی می‌کند و می‌گوید: اگر من به‌عنوان مخاطب بدانم فردی بابت معرفی یک محصول یا خدمات پول دریافت کرده، می‌توانم پیام او را با نگاهی انتقادی‌تر ارزیابی کنم و با آگاهی بیشتری درباره خرید آن محصول تصمیم بگیرم؛ اما زمانی که این رابطه مالی اعلام نمی‌شود، مخاطب ممکن است قدرت تشخیص میان یک تبلیغ تجاری و روایت واقعی از تجربه شخصی را از دست بدهد. در بسیاری از موارد، اینفلوئنسر تبلیغ را به شکلی بیان می‌کند که گویی در حال تعریف کردن بخشی از زندگی روزمره یا تجربه واقعی خود است. در چنین شرایطی، مخاطب متوجه نمی‌شود این محتوا در قالب یک قرارداد تجاری تولید شده و اینفلوئنسر بابت بیان آن، درآمد کسب کرده است. در نتیجه، مرز میان تبلیغ و توصیه شخصی از بین می‌رود و مخاطب تصور می‌کند فرد مورد اعتمادش بدون هیچ منفعت اقتصادی و صرفاً براساس تجربه شخصی، آن کالا یا خدمات را پیشنهاد کرده است؛ درحالی‌که پشت این توصیه یک همکاری مالی یا تبلیغاتی وجود دارد. این دو موقعیت کاملاً با یکدیگر متفاوت‌اند و باید برای مخاطب قابل‌تشخیص باشند. 🔹راه‌حل این مسئله را باید در رعایت اخلاق حرفه‌ای جست‌وجو کنیم. کسی که اینفلوئنسری را به‌عنوان یک فعالیت حرفه‌ای و اقتصادی انتخاب می‌کند، باید اصول اخلاقی این حرفه را نیز بپذیرد. سرمایه اصلی یک اینفلوئنسر صرفاً تعداد دنبال‌کنندگان او نیست، بلکه اعتماد مخاطبانی است که در طول زمان بدست آورده است. بنابراین وقتی این اعتماد برای یک فعالیت تجاری مورد استفاده قرار می‌گیرد، رابطه مالی با برند نیز باید کاملاً شفاف باشد. بر همین اساس، می‌توانم بگویم شفافیت در تبلیغات یک اصل اخلاقی است، نه صرفاً یک الزام قانونی. 🔹ببران دومین اصل مهم را صداقت می‌داند و می‌افزاید: اینفلوئنسر نباید درباره محصول یا خدماتی که معرفی می‌کند، ادعاهای غیرواقعی و اغراق‌آمیز داشته باشد. معرفی یک محصول زمانی اخلاقی است که اطلاعات ارائه‌شده درباره آن درست، قابل‌اعتماد و متناسب با واقعیت باشد. اگر ویژگی‌ها یا نتایجی به محصول نسبت داده شود که در عمل وجود ندارد، مخاطب براساس اطلاعات نادرست تصمیم می‌گیرد و اعتماد او نیز خدشه‌دار می‌شود. 🔹سومین نکته، برخورداری از صلاحیت حرفه‌ای است. یک فرد نباید صرفاً به دلیل داشتن مخاطبان زیاد، درباره هر موضوعی اظهارنظر یا توصیه تخصصی ارائه کند. ممکن است یک اینفلوئنسر درباره موضوعات روزمره یا حوزه فعالیت خودش توانایی و تجربه کافی داشته باشد، اما ورود همزمان او به حوزه‌هایی مانند سلامت و بهداشت، مسائل اقتصادی، سرمایه‌گذاری، آموزش و موضوعات تخصصی دیگر، بدون داشتن دانش و صلاحیت لازم، قابل‌قبول نیست. اینفلوئنسر باید برای ورود به هر حوزه تخصصی، از آگاهی و صلاحیت متناسب با همان موضوع برخوردار باشد. 🔹او همچنین درباره چهارمین اصل که مسئولیت‌پذیری اجتماعی است، این‌گونه می‌گوید: دریافت پول از یک برند نباید سبب شود فرد مسئولیت خود را در برابر مخاطبان فراموش کند. اینفلوئنسر باید علاوه بر منفعت مالی، پیامدهای اجتماعی تبلیغ را نیز در نظر بگیرد؛ زیرا هر محصولی را نمی‌توان بدون توجه به آثار و عوارض احتمالی آن تبلیغ کرد. این حساسیت به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند سلامت، محصولات مرتبط با چاقی و لاغری، امور مالی و سرمایه‌گذاری، آموزش و همچنین کالاها و خدمات مرتبط با کودکان و نوجوانان اهمیت بیشتری دارد. تبلیغ نادرست در این حوزه‌ها ممکن است سلامت، دارایی یا آینده مخاطب را با خطر روبه‌رو کند. از سوی دیگر، اینفلوئنسر باید به تأثیر تبلیغات خود بر افزایش مصرف‌گرایی نیز توجه داشته باشد. وقتی مخاطب به‌طور مداوم با معرفی کالاها و سبک‌های مختلف زندگی روبه‌رو می‌شود، ممکن است خرید و مصرف بیشتر به‌عنوان یک ارزش اجتماعی در ذهن او شکل بگیرد. این موضوع نیز باید در چارچوب مسئولیت اجتماعی اینفلوئنسرها مورد توجه قرار گیرد. 🔹پنجمین اصل، شفافیت مالی و مالیاتی است. فعالیت حرفه‌ای اینفلوئنسرها مانند هر فعالیت اقتصادی دیگر باید دارای قرارداد، گردش مالی مشخص و سازوکار مالیاتی شفاف باشد تا هم حقوق مخاطب و تبلیغ‌دهنده حفظ شود و هم این بازار بتواند در یک چارچوب حرفه‌ای و پاسخگو فعالیت کند.   ادامه👇 @drsbabran
2
12
🔹ببران معتقد است اگر یک اینفلوئنسر در فعالیت خود موفق باشد، زنجیره‌ای اقتصادی پیرامون او شکل می‌گیرد که از تولید محتوا، تصویربرداری و تدوین آغاز می‌شود و تا مدیریت شبکه‌های اجتماعی، روابط عمومی، بازاریابی، تبلیغات، برندینگ و همکاری با آژانس‌های تبلیغاتی ادامه پیدا می‌کند. بنابراین فعالیت یک اینفلوئنسر موفق فقط برای خودش درآمد ایجاد نمی‌کند، بلکه می‌تواند زمینه اشتغال و فعالیت مجموعه‌ای از افراد و کسب‌وکارهای مرتبط را نیز فراهم کند. از سوی دیگر، اینفلوئنسرها فرصت مناسبی برای تبلیغ کسب‌وکارهای کوچک و متوسط ایجاد کرده‌اند. بسیاری از این کسب‌وکارها توان پرداخت هزینه‌های بسیار سنگین تبلیغات در رسانه‌های سنتی را ندارند. برای مثال، هزینه تبلیغ در تلویزیون ممکن است برای هر ثانیه به رقم‌های بسیار بالایی، حتی حدود ۴۰۰میلیون تومان برسد. در مقابل، تبلیغ از طریق اینفلوئنسرها با وجود هزینه قابل‌توجه، همچنان می‌تواند برای بسیاری از کسب‌وکارها بصرفه‌تر باشد. یکی دیگر از مزایای این شیوه آن است که یک کسب‌وکار با انتخاب اینفلوئنسر متخصص در حوزه فعالیت خود، می‌تواند تبلیغش را به‌شکل هدفمندتری ارائه دهد و به‌طور مستقیم به جامعه مخاطبی دسترسی پیدا کند که احتمال بیشتری دارد به کالا یا خدمات آن علاقه‌مند باشد.   💢 تعرفه‌های نجومی بدون معیار مشخص 🔹این استاد دانشگاه به معایب فعالیت اینفلوئنسرها نیز اشاره می‌کند و می‌افزاید: این حوزه از یک طرف فرصت‌های اقتصادی و زمینه‌های تازه‌ای برای اشتغال به وجود آورده، اما از طرف دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا مبالغ بسیار بالا و گاهی نجومی که برخی اینفلوئنسرها برای تبلیغات دریافت می‌کنند، طبیعی و متناسب با ارزش واقعی کار آن‌هاست یا خیر؟ نمی‌توان همه دستمزدهای بالا در این حوزه را غیرمنطقی یا غیرقانونی دانست؛ زیرا اینفلوئنسرها درواقع توجه مخاطبان و قدرت اثرگذاری خود را در اختیار برندها قرار می‌دهند. ممکن است یک اینفلوئنسر در مدت کوتاهی محتوایی تولید کند، اما همان محتوا در فاصله چند دقیقه به جامعه بسیار بزرگی از مخاطبان برسد و برای یک کسب‌وکار بازده اقتصادی قابل‌توجهی ایجاد کند. بنابراین نمی‌توان ارزش تبلیغ را فقط براساس مدت‌زمان تولید یا انتشار محتوا محاسبه کرد. با این حال، در برخی موارد می‌بینیم تعرفه تبلیغات بیش از آنکه براساس میزان اثرگذاری واقعی، تعداد مخاطبان فعال یا ارزش اقتصادی ایجادشده تعیین شود، تحت تأثیر شهرت اینفلوئنسر قرار می‌گیرد. نوع تبلیغ و جایگاه اینفلوئنسر نیز در این قیمت‌گذاری مؤثر است، اما گاهی هیچ تناسب مشخصی میان هزینه تبلیغ و نتیجه واقعی آن وجود ندارد. این وضعیت نشان می‌دهد بازار تبلیغات اینفلوئنسری به شفافیت بیشتری نیاز دارد و لازم است معیارها و سازوکارهای روشن‌تری برای قیمت‌گذاری در این حوزه تعریف شود. 🔹وی ادامه می‌دهد: درآمدهای بالای برخی اینفلوئنسرها می‌تواند به افزایش نابرابری اقتصادی منجر شود. در «اقتصاد ستاره‌ای» یا «اقتصاد توجه»، تعداد معدودی از چهره‌های مشهور به دلیل برخورداری از مخاطبان بیشتر، بخش بزرگی از درآمد تبلیغات را جذب می‌کنند. افزایش درآمد نیز به آن‌ها امکان می‌دهد با استفاده از تجهیزات بهتر، تیم‌های تخصصی و تبلیغات گسترده‌تر، محتوای حرفه‌ای‌تری تولید کنند و بیشتر دیده شوند. به این ترتیب، چرخه‌ای شکل می‌گیرد که در آن، توجه بیشتر به شهرت و درآمد بیشتر منجر می‌شود و درآمد بالاتر نیز دوباره امکان جذب مخاطبان بیشتری را فراهم می‌کند. بنابراین باید مراقب بود اقتصاد توجه، درآمد و قدرت رسانه‌ای را بیش از اندازه در اختیار تعداد کمی از اینفلوئنسرها متمرکز نکند.   ادامه👇 @drsbabran
2
13
💢اینفلوئنسرها؛ بازیگران بدون قاعده بازار تبلیغات 🔹در میان استوری‌های روزانه، به فهرستی از تعرفه‌های همکاری تبلیغاتی یک بلاگر برخوردم؛ جدولی که در یک ستون نوع کالا و خدمات و در ستون دیگر قیمت تقریبی آن نوشته شده‌ بود. 🔹در میان استوری‌های روزانه، به فهرستی از تعرفه‌های همکاری تبلیغاتی یک بلاگر برخوردم؛ جدولی که در یک ستون نوع کالا و خدمات و در ستون دیگر قیمت تقریبی آن نوشته شده‌بود.تعرفه تبلیغ تالار و پذیرایی از ۳۰۰میلیون تومان آغاز می‌شد و به بیش از ۸۰۰میلیون تومان می‌رسید؛ برای لوازم خانگی نیز رقمی بین ۲۰۰ تا ۷۰۰میلیون تومان تعیین شده بود. 🔹لباس عروس، میکاپ، آتلیه، مبلمان، ظروف و حتی کیک و اکسسوری هم هرکدام قیمت جداگانه‌ای‌داشتند. این فهرست نشان می‌داد تبلیغات بلاگری دیگر یک فعالیت فرعی در شبکه‌های اجتماعی نیست و به بازاری با گردش مالی قابل‌توجه تبدیل شده است. 🔹انتشار همین تعرفه‌ها ما را به این پرسش رساند که قیمت تبلیغات بلاگرها چگونه تعیین می‌شود و این بازار تا چه اندازه شفاف و سامان‌یافته است؟ 💢 وقتی تبلیغ شبیه تجربه شخصی می‌شود 🔹صدیقه ببران، عضو هیئت علمی دانشکده ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی در پاسخ به این پرسش که وقتی با تعرفه‌هایی از چند ده تا چند صد میلیون تومان روبه‌رو می‌شویم، از نظر رسانه‌ای با چه پدیده‌ای مواجهیم، به ما می‌گوید: برای درک این موضوع باید توجه داشته باشیم که شبکه‌های اجتماعی فقط رسانه‌های جدیدی ایجاد نکردند، بلکه بازیگران تازه‌ای را نیز وارد عرصه ارتباطات و اقتصاد کردند. یکی از مهم‌ترین این بازیگران، اینفلوئنسرها یا همان افراد تأثیرگذار در فضای مجازی هستند که امروز نقش قابل‌توجهی در بازار تبلیغات دارند. این افراد در گذشته بیشتر تولیدکننده محتوا یا کاربران پرمخاطب شبکه‌های اجتماعی شناخته می‌شدند، اما امروز فعالیت بسیاری از آن‌ها به یک کسب‌وکار جدی تبدیل شده است. آنچه اینفلوئنسرها را برای برندها جذاب می‌کند، صرفاً تعداد دنبال‌کنندگان آن‌ها نیست؛ نکته مهم‌تر، جامعه‌ای از مخاطبان است که در طول زمان پیرامون خود شکل داده‌اند و اعتمادی است که توانسته‌اند در میان این مخاطبان ایجاد کنند. همین ارتباط مستمر و نزدیک با مخاطب و اعتمادی که در نتیجه آن به وجود آمده، برای برندها ارزش اقتصادی دارد و سبب می‌شود کسب‌وکارهای مختلف برای معرفی کالا یا خدمات خود به سمت همکاری با اینفلوئنسرها بروند. 🔹او می‌افزاید: این ویژگی برای برندها بسیار جذاب است؛ زیرا تبلیغات دیگر به الگوی رایج در رسانه‌های رسمی و سنتی محدود نمی‌شود. در گذشته یک برند، پیام تبلیغاتی خود را در اختیار رسانه‌هایی مانند رادیو، تلویزیون یا روزنامه قرار می‌داد و آن پیام معمولاً به‌صورت یک‌سویه به مخاطب منتقل می‌شد. اما امروز اینفلوئنسرها پیام تبلیغاتی برندها را دریافت می‌کنند و آن را در قالب تجربه شخصی، توصیه یا بخشی از گفت‌وگوهای روزمره خود با مخاطبان ارائه می‌دهند. به همین دلیل، مخاطب دیگر لزوماً با یک پیام تبلیغاتی مستقیم و رسمی روبه‌رو نیست، بلکه تبلیغ را در دل محتوایی می‌بیند که برای او صمیمی‌تر و قابل‌اعتمادتر به نظر می‌رسد. 🔹 بنابراین می‌توانم بگویم اینفلوئنسر امروز به نقطه اتصال رسانه، ارتباطات، اعتماد مخاطب و اقتصاد تبدیل شده است. حتی می‌توان گفت اینفلوئنسرها بازار اقتصادی تازه ای ایجاد کرده‌اند. فعالیت اینفلوئنسرها را نباید صرفاً به تبلیغات در اینستاگرام یا چند شبکه اجتماعی دیگر محدود کنیم؛ زیرا آن‌ها امروز به بخشی از اقتصاد دیجیتال و اقتصاد تولیدکنندگان محتوا تبدیل شده‌اند. درآمدزایی آن‌ها فقط از انتشار یک تبلیغ آغاز و به همان‌جا ختم نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از فعالیت‌ها مانند تولید محتوا، جذب و حفظ مخاطب، همکاری با برندها و تأثیرگذاری بر تصمیم‌های مصرف‌کنندگان را دربرمی‌گیرد. بنابراین در نگاهی کلان‌تر باید گفت اینفلوئنسرها دیگر فقط کاربران پرمخاطب شبکه‌های اجتماعی نیستند، بلکه بازیگران جدیدی در حوزه اقتصاد دیجیتال به شمار می‌روند. ادامه👇 @drsbabran
2
14
No text...
14
15
No text...
16
16
💢رئیس کمیسیون فاوا اتاق ایران: فیلترینگ شبکه‌های خارجی عملاً معنایی ندارد 🔹علی مسعودی، رئیس کمیسیون فناوری اطلاعات و ارتباطات اتاق بازرگانی ایران: با توجه به اینکه فضای مجازی به بخش جدایی‌ناپذیری از زندگی مردم و کسب‌وکارها تبدیل شده، دستگاه‌های دولتی نیز می‌توانند از ظرفیت این سکوها برای اطلاع‌رسانی استفاده کنند. 🔹 چراکه ادامه فیلترینگ در شرایطی که دسترسی به VPN به‌سادگی امکان‌پذیر است، عملاً معنای خود را از دست داده و حتی می‌تواند مخاطرات امنیت سایبری ایجاد کند. 🔹ما شخصاً با فیلترینگ مخالفیم و معتقدیم فیلترینگ در شرایط فعلی، با توجه به اینکه ابزارهای عبور از آن به‌راحتی در دسترس قرار گرفته‌اند، دیگر موضوعیت و کارکرد سابق خود را ندارد.   برای مشاهده جزئیات کلیک کنید  (https://www.citna.ir/node/341388) @drsbabran
18
17
No text...
18
18
No text...
16
19
No text...
14
20
💢نوجوانان در کرۀ جنوبی، به‌جای دانشگاه، به مدارس فنی‌حرفه‌ای روی آورده‌اند 🔹در حالی که هوش مصنوعی مسیرهای سنتی ورود نسل زد به بازار کار را دگرگون می‌کند، شمار فزاینده‌ای از نوجوانان کرهٔ جنوبی از دانشگاه صرف‌نظر می‌کنند و به مدارس فنی‌وحرفه‌ای تخصصی در حوزهٔ نیمه‌رساناها می‌روند؛ مسیری که آن‌ها را حتی پیش از رسیدن به سن رأی‌دادن، برای مشاغلی با درآمد شش‌رقمی آماده می‌کند. 🔹دانش‌آموزان به‌جای آنکه سال‌های پایانی دبیرستان را صرف آمادگی برای آزمون‌های ورودی دانشگاه کنند، در کنار حساب دیفرانسیل و انتگرال و شیمی، مهارت‌هایی مانند طراحی مدارهای الکترونیکی، کار در اتاق‌های تمیز و روش‌های کنترل آلودگی را می‌آموزند؛ یعنی همان دانش فنی پایه‌ای که برای کار در صنعت چندمیلیارددلاری تراشه‌های این کشور ضروری است. 🔹در دبیرستان نیمه‌رسانای چونگ‌بوک، در جنوب‌شرقی سئول، ۹۶.۴ درصد دانش‌آموزان در حالی فارغ‌التحصیل می‌شوند که یک پیشنهاد شغلی در دست دارند. و گاهی در ۱۷سالگی در سامسونگ شغل‌هایی با درآمد شش‌رقمی می‌گیرند و تا ۴۰۰ هزار دلار پاداش دریافت می‌کنند. 🔗 برگرفته از مطلب «In South Korea, teenagers are skipping college for semiconductor school» نوشتهٔ پرستون فور، ۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، فورچون./ترجمان @drsbabran
18