en
Feedback
شعر وادب و سخن بزرگان

شعر وادب و سخن بزرگان

Open in Telegram

بهترین اشعار ناب اسلامی ،عارفانه،ادبی،اخلاقی؛و عاشقانه را دراین کانال ببیننده باشید ارتباط با ما 👇👇 @Sharamherati https://t.me/joinchat/AAAAAEOgNO4KfOheHdVrBQ

Show more
1 861
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-1630 days
Posts Archive
تا ۲۰۰ سال دیگه چه اتفاقی برای ما میفته؟🙂

νℯ░⃟⃟🤍ღ༅═ تصور میکنم اگر انسان رویایی نداشته باشد؛ در افق چیزی نخواهد دید، در آب آینه‌ای نخواهد یافت، در میان گل‌های هزار رنگ رنگی نخواهد دید، در میان امیدها امیدی نخواهد یافت و ناخوشنود خواهد شد.  من رویاهایم را میستایم🌱 #آنه #آنشرلی #رویا #امید

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست یا که من مست شرابم، یا که سازت ساز نیست ساقیا امشب مخالف می نوازد تار تو یا که من مست و خرابم یا که تارت تار نیست وحشی_بافقی

اونقدر آدما قبلِ من و تو غصه خوردن، لب پنجره سیگار کشیدن، عاشق شدن، فارغ شدن، فحش دادن... اونقدر آدما قبلِ من و تو بردن، باخت
اونقدر آدما قبلِ من و تو غصه خوردن، لب پنجره سیگار کشیدن، عاشق شدن، فارغ شدن، فحش دادن... اونقدر آدما قبلِ من و تو بردن، باختن، گذاشتن رفتن، گم و گور شدن... اونقدر آدما قبلِ من و تو به گذشت‌شون فکر کردن، حسرت خوردن، بغض کردن... حالا کجان؟ ول کن رفیق... رها کن بره... 💞

دنیا هیچ تعهدی، واسه تکرارِ هیچ لحظه‌ای، به هیچ‌کس نداده، از ثانیه‌هات لذت ببر... ‌ ❤️❤️❤️
دنیا هیچ تعهدی، واسه تکرارِ هیچ لحظه‌ای، به هیچ‌کس نداده، از ثانیه‌هات لذت ببر... ‌ ❤️❤️❤️

ياد تو می وزد ولی ، بی خبرم ز جای تو کز همه سوی می رسد،نکهت آشنای تو غنچه طرف فزون کند،جامه ز تن برون کند سر بکشدنسيم اگر، جرعه ای از هوای تو «عمر منی»به مختصر،چون‌که ز من نبوداثر زنده نمی شدم اگر ، از دم جان فزای تو گرچه‌تو‌دوری‌از برم،همره‌خويش می‌برم شب همه شب به بسترم،ياد تو را به جای تو باتو به‌اوج می‌رسد،معنی‌دوست‌داشتن سوی کمال می رود،عشق به اقتفای تو عشق اگر نمی درد، پرده‌ی حائل از خِرد عقل چگونه می برد، پی به لطيفه‌های تو ؟ خواجه که وام‌ می‌دهد،لطف‌ تمام می‌دهد حسن‌ ختام می‌دهد، شعر مرا را برای تو : «خاک‌درت بهشت‌من،مهر رُخت سرشت من عشق تـو سرنوشت من،راحت من،رضای تو» #استادحسین_منزوی🌺 *تاب‌بنفشه‌می‌دهد طرّه‌ی‌مشک سای تو «حافظ»🌺

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را به یاد یار دیرین کاروان‌ گم‌ کرده را مانم که شب در خواب بیند همرهان کاروانی را بهاری بود و ما را هم شبابی و شکر خوابی چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون خزانی را چه بیداری تلخی بود از خواب خوش مستی که در کامم به زهر آلود شهد شادمانی را سخن با من نمی گوئی الا ای همزبان دل خدایا با که گویم شکوه بی همزبانی را نسیم زلف جانان کو که چون برگ خزان دیده به پای سرو خود دارم هوای جانفشانی را به چشم آسمانی گردشی داری بلای جان خدا را بر مگردان این بلای آسمانی را نمیری شهریار از شعر شیرین روان گفتن که از آب بقا جویند عمر جاودانی را #شهریار

شب فراق که داند که تا سحر چند است مگر کسی که به زندان عشق دربند است فراق یار که پیش تو کاه‌برگی نیست بیا و بر دل من بین که کوه الوند است ~ سعدی ‌‌

یارب تو چنان کن که پریشان نشوم محتاج به بیگانه و خویشان نشوم بی منت خلق خود مرا روزی ده تا از در تو بر در ایشان نشوم غمناکم و از کوی تو با غم نروم جز شاد و امیدوار و خرم نروم از درگه همچون تو کریمی هرگز نومید کسی نرفت و منهم نروم #ابوسعید ابوالخیر🌤🪴🌤🪴🌤 روزتون بخیر ‌

ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن دل تهی از خوب و زشت چرخ اخضر داشتن نزد شاهین محبت بی پر و بال آمدن پیش باز عشق آئین کبوتر داشتن پروین‌ اعتصامی

شوق دیدار تو سر رفت ز پیمانه‌ٔ ما کی قدم می‌نهی ای شاه به ویرانه‌ٔ ما ما هنوز ای نفست گرم پر از تاب و تبیم سر و سامان بده بر این دل دیوانه‌ٔ ما مولانا

لذت و صل نداند مگر آن سوخته‌ای که پس از دوری بسیار به یاری برسد قیمت گل نشناسد مگر آن مرغ اسیر که خزان دیده بود پس به بهاری برسد امیرخسرو_دهلوی

َ تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی. اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی! آه از نفس پاک تو و صبح نشابور از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی .. پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار فیروزه و الماس به آفاق بپاشی! ای باد سبک سار! مرا بگذر و بگذار! هشدار! که آرامش ما را نخراشی .. هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم! اندوه بزرگی ست چه باشی.. چهنباشی .. _شاعر_معاصر علیرضا_بدیع متولد 1364 نیشابور،

1 ❄️❄️❄️ یکی از قشنگ‌ترین حکایت‌های صادق هدایت : در یک جمع بی‌حوصله نشسته بودم طبق عادت همیشگی مجله را ورق زدم تا به جدول رسیدم همین که در دلم خواندم سه عمودی یکی گفت بلند بگو گفتم یک کلمه سه حرفی است ازهمه چیز برتر است حاجی گفت: #پول تازه عروس مجلس گفت: #عشق شوهرش گفت: #یار کودک دبستانی گفت: #علم حاجی پشت سرهم گفت : #پول، اگه نمیشه #طلا، #سکه گفتم: حاجی اینها نمیشه گفت: پس بنویس #مال گفتم: بازم نمیشه گفت: #جاه خسته شدم با تلخی گفتم: نه نمیشه دیدم همه ساکت شدند مادر بزرگ گفت: #عمر سیاوش که تازه از سربازی آمده بود گفت: #کار ديگری خندید و گفت: #وام یکی از آن وسط بلندگفت: #وقت یکی گفت: #آدم خنده تلخی کردم و گفتم: نه اما فهمیدم تا شرح جدول زندگی کسی را نداشته باشی حتی یک کلمه سه حرفی آن هم درست در نمی‌آید !!! باید جدول کامل زندگیشان را داشته باشی. بدون آن همه چیز بی‌معناست!!! هرکس جدول زندگی خود را دارد هنوز به آن کلمه سه حرفی جدول خودم فکر میکنم. شاید کودک پا برهنه بگوید: #کفش کشاورزبگوید: #برف لال بگوید: #حرف ناشنوا بگوید: #صدا نابینا بگوید: #نور و من هنوز در فکرم که چرا کسی نگفت: " #خدا " ٭صادق هدایت ٭🧚‍♀🙏🌹🙏

همچنان صیاد را صحرا به صحرا می کشند آهوان مست، جور چشم او را می کشند زیر بار عشق، قامت راست کردن ساده نیست موج ها باری گران بر دوش دریا می کشند قصه ی انگشتری بی مثلم اما بی نگین دوستان از دست من شرمندگی ها می کشند قامتم هر قدر رعناتر شود، خورشید و ماه سایه ام را بیشتر بر خاک دنیا می کشند شرک موری بود بر سنگ سیاهی در شبی! چشم های ما فقط « رنج » تماشا می کشند فاضل نظری💐🌷💐🌷💐

‌بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم شراب ارغوانی را گلاب اندر قَدَح ریزیم نسیم عِطرگردان را شِکَر در مِجمَر اندازیم چو در دست است رودی خوش، بزن مطرب سرودی خوش که دست‌ افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم صبا خاک وجود ما بدان عالی‌جناب انداز بُوَد کان شاه خوبان را نظر بر مَنظَر اندازیم یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد بیا کاین داوری‌ها را به پیشِ داور اندازیم بهشت عَدْن اگر خواهی بیا با ما به میخانه که از پای خُمَت روزی به حوضِ کوثر اندازیم سخندانی و خوشخوانی نمی‌ورزند در شیراز بیا حافظ که تا خود را به مُلکی دیگر اندازیم حضرت حافظ

‌بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم شراب ارغوانی را گلاب اندر قَدَح ریزیم نسیم عِطرگردان را شِکَر در مِجمَر اندازیم چو در دست است رودی خوش، بزن مطرب سرودی خوش که دست‌ افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم صبا خاک وجود ما بدان عالی‌جناب انداز بُوَد کان شاه خوبان را نظر بر مَنظَر اندازیم یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد بیا کاین داوری‌ها را به پیشِ داور اندازیم بهشت عَدْن اگر خواهی بیا با ما به میخانه که از پای خُمَت روزی به حوضِ کوثر اندازیم سخندانی و خوشخوانی نمی‌ورزند در شیراز بیا حافظ که تا خود را به مُلکی دیگر اندازیم #حضرت_حافظ

عشقت آموخت به من رمز پريشاني را چون نسيم از غم تو بي سر و ساماني را بوي پيراهني اي باد بياور، ور نه غم يوسف بكشد، عاشق كنعاني را دور از چاك گريبان تو آموخت به من گل من غنچه صفت، سر به گريباني را آه از اين درد كه زندان قفس خواهد كشت مرغ خو كرده به پرواز گلستاني را ليلي من! غم عشق تو بنازم كه كشي به خيابان جنون، قيس بياباني را اينك آن طرف شقايق، دل من مركز سوزش داغ بر دل بنهد لاله ي نعماني را همه، باغ دلم آثار خزان دارد، كو؟ آن كه سامان بدهد اين همه ويراني را               #حسین_منزوی

✾ٖٖٖٖٓुؔ💜✾ٖٖ اگر آن تُرک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هِندویَش بخشم سمرقند و بخارا را بده ساقی مِیِ باقی که در جنّت نخواهی یافت کنار آب رُکن‌آباد و گُلگَشت مُصَلّا را فَغان کاین لولیانِ شوخِ شیرین‌کارِ شهرآشوب چنان بردند صبر از دل، که تُرکان خوان یغما را ز عشقِ ناتمامِ ما جمالِ یار، مُستَغنی است به آب و رنگ و خال و خط، چه حاجت روی زیبا را من از آن حُسن روزافزون که یوسف داشت دانستم که عشق از پردهٔ عصمت برون آرد زلیخا را اگر دشنام فرمایی و گر نفرین، دعا گویم جوابِ تلخ می‌زیبد، لبِ لعلِ شکرخا را نصیحت گوش کن جانا، که از جان دوست‌تر دارند جوانان سعادتمند پند پیر دانا را حدیث از مطرب و مِی گو و راز دَهر کمتر جو که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را غزل گفتی و دُر سفتی، بیا و خوش بخوان حافظ که بر نظم تو افشاند فلک عِقد ثریّا را حافظ

راز زندگی این است که بفهمیم هرروز یک معجزه است... شما همین یک زندگی را دارید دیگرهرگز متولد نخواهید شد.. پس تا میتوانی زندگی
راز زندگی این است که بفهمیم هرروز یک معجزه است... شما همین یک زندگی را دارید دیگرهرگز متولد نخواهید شد.. پس تا میتوانی زندگی را زندگی کن.. #سلام ✌ امروز تون متفاوت و زیبا🌹😊