4 890
Subscribers
-424 hours
-47 days
-830 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
July '26
July '26
+8
in 0 channels
June '26
+39
in 0 channels
Get PRO
May '26
+16
in 0 channels
Get PRO
April '26
+5
in 0 channels
Get PRO
March '26
+5
in 0 channels
Get PRO
February '26
+35
in 0 channels
Get PRO
January '26
+4
in 0 channels
Get PRO
December '25
+21
in 0 channels
Get PRO
November '25
+33
in 0 channels
Get PRO
October '25
+27
in 0 channels
Get PRO
September '25
+25
in 0 channels
Get PRO
August '25
+29
in 0 channels
Get PRO
July '25
+31
in 0 channels
Get PRO
June '25
+32
in 0 channels
Get PRO
May '25
+35
in 1 channels
Get PRO
April '25
+24
in 0 channels
Get PRO
March '25
+51
in 1 channels
Get PRO
February '25
+37
in 2 channels
Get PRO
January '25
+49
in 1 channels
Get PRO
December '24
+46
in 1 channels
Get PRO
November '24
+35
in 3 channels
Get PRO
October '24
+34
in 1 channels
Get PRO
September '24
+56
in 2 channels
Get PRO
August '24
+97
in 4 channels
Get PRO
July '24
+137
in 2 channels
Get PRO
June '24
+176
in 7 channels
Get PRO
May '24
+125
in 7 channels
Get PRO
April '24
+140
in 10 channels
Get PRO
March '24
+143
in 1 channels
Get PRO
February '24
+147
in 6 channels
Get PRO
January '24
+193
in 19 channels
Get PRO
December '23
+147
in 8 channels
Get PRO
November '23
+86
in 6 channels
Get PRO
October '23
+121
in 8 channels
Get PRO
September '23
+98
in 0 channels
Get PRO
August '23
+99
in 0 channels
Get PRO
July '23
+116
in 0 channels
Get PRO
June '23
+89
in 0 channels
Get PRO
May '23
+87
in 0 channels
Get PRO
April '23
+86
in 0 channels
Get PRO
March '23
+96
in 0 channels
Get PRO
February '23
+96
in 0 channels
Get PRO
January '23
+118
in 0 channels
Get PRO
December '22
+151
in 0 channels
Get PRO
November '22
+132
in 0 channels
Get PRO
October '22
+90
in 0 channels
Get PRO
September '22
+60
in 0 channels
Get PRO
August '22
+99
in 0 channels
Get PRO
July '22
+142
in 0 channels
Get PRO
June '22
+118
in 0 channels
Get PRO
May '22
+107
in 0 channels
Get PRO
April '22
+162
in 0 channels
Get PRO
March '22
+109
in 0 channels
Get PRO
February '22
+101
in 0 channels
Get PRO
January '22
+153
in 0 channels
Get PRO
December '21
+258
in 0 channels
Get PRO
November '21
+125
in 0 channels
Get PRO
October '21
+124
in 0 channels
Get PRO
September '21
+102
in 0 channels
Get PRO
August '21
+105
in 0 channels
Get PRO
July '21
+143
in 0 channels
Get PRO
June '21
+321
in 0 channels
Get PRO
May '21
+156
in 0 channels
Get PRO
April '21
+153
in 0 channels
Get PRO
March '21
+160
in 0 channels
Get PRO
February '21
+130
in 0 channels
Get PRO
January '21
+168
in 0 channels
Get PRO
December '20
+4 676
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 08 July | +1 | |||
| 07 July | +1 | |||
| 06 July | 0 | |||
| 05 July | +1 | |||
| 04 July | +2 | |||
| 03 July | 0 | |||
| 02 July | +2 | |||
| 01 July | +1 |
Channel Posts
اگر فقط میتوانستم یک بار دیگر پیش تو باشم و شب؛ نور چراغِ یک تیربرق مشترک روی دوتامان میتابید.
| 2 | © A Brief Encounter • wet charcoal and pastel art by Rusty Willy. | 304 |
| 3 | در یک جهان عادی، بعد از گذراندن یک روز بینهایت تخمی، با حالتی از سرگیجه، ملالو بیزاربودگی از زندگی؛ با انگشتان شل، دکمههای باز آستین، گردن کج، پلکهای افتاده و موهای ژولیده: نشست پشت پیانو و نواخت. بد اما واقعی. نواختو نواخت. تا اینکه تصویر حسرتِ گذشته، و هیچوپوچ بودگی -تقریبا- حتمی آینده؛ بدل شد به انعکاسِ سیاهِ سفیدیِ چشمهاش. | 281 |
| 4 | آیا میشود به آدمی اعتماد کرد که قیمهاش هر دفعه یک مزّهی متفاوت میدهد؟ نمیدانم. شاید اینجا یکی از آنجاهاییست که عادت مهم است. تو میخواهی غذا همیشه همان طعم را بدهد. پس باید همیشه دقیقاً همان کارها را بکنی. تو هوسِ «قیمه» میکنی و وقتی میخواهی «قیمه» بخوری دقیقاً میخواهی همان قیمه را بخوری. این دیگر یک چیز تجربی نیست. قدر مسلّم تجربه هم میشود کرد اما وقتهایی که داری تجربه میکنی میدانی داری تجربه میکنی. میدانی این غذا آن طعمِ همیشگی را نخواهد داد چون همیشه اول پیازها را در روغن داغ سرخ میکنی، بعد گوشتها را توش تفت میدهی، بعد ادویه میزنی، اما اینبار، استثنائاً، میخواهی پیازها را خامخام با گوشتها بیندازی توی قابلمه، بیروغن، تا با آب پیاز بپزد. این وضعیتی خاص است. وقتی بعد مدتها میروی پیش مادرت و میپرسد چه میخواهی برایت درست کنم و میگویی کتلت یا قرمهسبزی، میدانی دقیقاً همان مزّهی همیشگی را خواهد داد. برای یک رستوران پیر، از اینسر شهر میروی آنسر، میروی «دهباشیان» آلبالوپلو بخوری یا «پردیس» تهچینِ قیمهبادمجان. چرا؟ چون اینهمه سال است همان یک مزّه را میدهد (ولو با اغماض!) اینجا همانجاست که احتیاجی به هیچ نوآوریای نداری. کار هرچقدر برای آشپزها تکراریتر و ملالآورتر میشود، اعتماد تو بیشتر است. اصلاً برای همین است که میروی: «عادت» ـــهمان که همیشه، هر جای دیگری، تو را دلزده میکند. خب، بعضی آدمها مزّههای جدید به شما میدهند، اما احساس امنیت نه. و کاریش هم نمیشود کرد. از ترازو و پیمانه و زمانسنجِ دقیق و رسپی هم کاری برنمیآید. ملال خواهرِ امنیت است.
| از زخمهای نهانی
| عماد مرتضوی | 372 |
| 5 | No text... | 297 |
| 6 | دوست داشتم همهچیز همانطور که هست بماند، چون این هم میلِ مشترکِ آدمهاییست که همهچیزشان را باختهاند، رگوریشهشان را، توان زایش دوبارهشان را. شاید حرکت کنند، اینجا و آنجا بروند، بکوچند، آواره باشند، اما در همان حالِ گذار هم دچارِ یکجور سکونند؛ دقیقاً چون ریشه در جایی ندارند، پس تحرکی هم به آن معنا ندارند، از تغییر واهمه دارند، و عوض آنکه در جستوجوی خاک باشند، به هرچیزی تکیه میکنند. تبعیدی خانه و کاشانهاش را از دست داده که هیچ، یافتنِ جایِ دیگر هم در توانش نیست، راستش اصلاً فکرش را نمیتواند بکند. بعضیهاشان که مفهوم خانه و آشیانه را هم از یاد بردهاند؛ سعی میکنند معنا و مفهوم خانه و وطن را با جا و مکانِ تازهشان ازنو بسازند درست بهسانِ عاشقِ وانهادهای که عشقِ تازه را بر ویرانههایِ عشقِ قبلی بنا میکند، بعضی آدمها تبعید را با خود میکشند و میآورند و هرجا که باشند بر سر خود آوار میکنند.
| اشباح شهرها
| آندره آسیمان
| ترجمهی شادی نیکرفعت
| شفق در خم جادهی بیرهگذر | 690 |
| 7 | No text... | 639 |
| 8 | این کشنده است، خاطرهها را میگویم. پس بعضی چیزها را نباید فکر کرد، همانهایی که برای آدم عزیزند. یا نه، اصلاً باید آنها را فکر کرد، چون اگر فکرشان را نکنی خطر این هست که آنها را یکییکی در حافظه پیدا کنی. یعنی باید مدتی، یک مدت حسابی، فکرشان را بکنی، هر روز و چندبار در روز، تا وقتی که یک لایه لجن رویشان را بگیرد بهطوری که دیگر نتوانی از آن رد بشوی. این قاعدهی کار است.
•••••
• بیرونرانده
• ساموئل بکت
• ترجمهی ابوالحسن نجفی
•••••
| 687 |
| 9 | No text... | 607 |
| 10 | اما خسته شد، و سنگینی تنهایی عمیق وجودش را گرفت. آسمان خاموش بود. احساس میکرد زیر این گنبد بیزبان و زمزمه کاملاً تنهاست. خود را مثل جسمی حقیر اما زنده زیر این نعش سترگ و شفاف مییافت. ولی دیگر وحشت نکرد. تنهایی همچون دردی مزمن و مأنوس در این میان در همهی اندامهایش جا خوش کرده بود. | 605 |
| 11 | © Patricia Rozema • I've Heard the Mermaids Singing, 1987. | 545 |
| 12 | غمگین: (~.) [ ع - فا. ] (ص مر.) آن که دارای غم است، اندوهگین، مغموم.
آزرده، افسرده، افسرده، اندوهگین، اندوهمند، اندوهناک، پژمان، تنگدل، حزین، دلتنگ، غمناک، غمین، گرفته، متاثر، متالم، محزون، مغموم، مکدر، ملول، مهموم، ناخرم، ناخوش، ناشاد ≠ شاد، مسرور.
affected , cheerless , downcast , glum , heavy-hearted , joyless , long face , mirthless , rueful , sad , somber , sombre , sorrowful , spiritless , unhappy. | 579 |
| 13 | Voice message | 532 |
| 14 | No text... | 575 |
| 15 | Is it late?
Snow | 999 |
| 16 | No text... | 958 |
| 17 | بدتر از همه این است که از خودت میپرسی فردا چطور قدرتی پیدا میکنی که دوباره همان کاری را که دیروز کردهای و از مدتها پیش هم غیر از آن کار نکردهای، ادامه بدهی، از کجا قدرتش را پیدا میکنی که این کارهای پوچ، این هزارانهزار نقشه را که به هیچکجا نمیرسند، این تقلاها برای بیرون آمدن از فلاکت خردکننده، تلاشهایی را که همیشه مردهزاد به دنیا میآیند، پیش ببری، و اینهمه بهخاطر اینکه یک بار دیگر به خودت ثابت کنی که سرنوشت لاعلاج است، که هر شب باید پای دیوارت و زیرِ دلشورهی فردا که هر بار شکنندهتر و کثیفتر از روز پیش است، سقوط کنی.
شاید هم پیری آبزیرِکاه باشد که میآید و تهدیدمان میکند. دیگر آنقدر ساز نداری که زندگی را با آن برقصانی، موضوع این است. همهی جوانیات به انتهای عالم کوچیده تا در سکوت واقعیت بمیرد. حالا از شما میپرسم، وقتی که دیگر به قدر کافی دیوانه نیستی، کجا باید بروی؟ واقعیت احتضاری است که تمامی ندارد. واقعیت این دنیا مرگ است. باید بین مرگ و دروغ یکی را انتخاب کرد. من هرگز نتوانستهام خودکشی کنم.
• سفر به انتهای شب
• لویی فردینان سلین
• ترجمهی فرهاد غبرائی
| 988 |
| 18 | No text... | 880 |
| 19 | برگشتم به کوچهی قدیمیِ تو. ساختمانهای جدید میساختند. باران آمده بود، شسته بود. سلام میکردم. جواب میشنیدم. صمیمانه و دوستانه. باران بعدازظهری خلوت را میگفت. تنها خوبیِ این کوچهها همان است. همان حرف قدیمی. همیشه گم میشوی. همیشه کمی که رفتی دیگر نمیدانی کجایی. | 840 |
| 20 | No text... | 750 |
