ch
Feedback
The Feelings

The Feelings

前往频道在 Telegram
4 875
订阅者
+124 小时
-47
-1030
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+18
在0个频道中
六月 '26
+39
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+16
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+5
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+5
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+35
在0个频道中
Get PRO
一月 '26
+4
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+21
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+33
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+27
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+25
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+29
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+31
在0个频道中
Get PRO
六月 '25
+32
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+35
在1个频道中
Get PRO
四月 '25
+24
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+51
在1个频道中
Get PRO
二月 '25
+37
在2个频道中
Get PRO
一月 '25
+49
在1个频道中
Get PRO
十二月 '24
+46
在1个频道中
Get PRO
十一月 '24
+35
在3个频道中
Get PRO
十月 '24
+34
在1个频道中
Get PRO
九月 '24
+56
在2个频道中
Get PRO
八月 '24
+97
在4个频道中
Get PRO
七月 '24
+137
在2个频道中
Get PRO
六月 '24
+176
在7个频道中
Get PRO
五月 '24
+125
在7个频道中
Get PRO
四月 '24
+140
在10个频道中
Get PRO
三月 '24
+143
在1个频道中
Get PRO
二月 '24
+147
在6个频道中
Get PRO
一月 '24
+193
在19个频道中
Get PRO
十二月 '23
+147
在8个频道中
Get PRO
十一月 '23
+86
在6个频道中
Get PRO
十月 '23
+121
在8个频道中
Get PRO
九月 '23
+98
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+99
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+116
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+89
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+87
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+86
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+96
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+96
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+118
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+151
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+132
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+90
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+60
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+99
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+142
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+118
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+107
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+162
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+109
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+101
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+153
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+258
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+125
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+124
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+102
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+105
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+143
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+321
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+156
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+153
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+160
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+130
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+168
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+4 676
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
27 七月+2
26 七月+1
25 七月0
24 七月0
23 七月0
22 七月0
21 七月0
20 七月0
19 七月0
18 七月0
17 七月+1
16 七月0
15 七月+1
14 七月+2
13 七月0
12 七月+1
11 七月0
10 七月+1
09 七月+1
08 七月+1
07 七月+1
06 七月0
05 七月+1
04 七月+2
03 七月0
02 七月+2
01 七月+1
频道帖子
photo content

2
صبر می‌کنم دیگه. نکنم چیکار کنم؟
640
3
صبر می‌کنم دیگه. نکنم چیکار کنم؟
1
4
+7
没有文字...
698
5
صبر می‌کنم دیگه. نکنم چیکار کنم؟
1
6
اگر فقط میتوانستم یک بار دیگر پیش تو باشم و شب؛ نور چراغِ یک تیربرق مشترک روی دوتامان می‌تابید.
1 063
7
© A Brief Encounter • wet charcoal and pastel art by Rusty Willy.
© A Brief Encounter • wet charcoal and pastel art by Rusty Willy.
945
8
در یک جهان عادی، بعد از گذراندن یک روز بی‌نهایت تخمی، با حالتی از سرگیجه، ملال‌و بیزاربودگی از زندگی‌؛ با انگشتان شل، دکمه‌های باز آستین، گردن کج، پلک‌های افتاده و موهای ژولیده: نشست پشت پیانو و نواخت. بد اما واقعی. نواخت‌و نواخت. تا اینکه تصویر حسرت‌ِ گذشته، و هیچ‌وپوچ‌ بود‌گی -تقریبا- حتمی آینده؛ بدل شد به انعکاسِ سیاهِ سفیدیِ چشم‌هاش.
875
9
آیا می‌شود به آدمی اعتماد کرد که قیمه‌اش هر دفعه یک مزّه‌ی متفاوت می‌دهد؟ نمی‌دانم. شاید این‌جا یکی از آن‌جاهایی‌ست که عادت مهم است. تو می‌خواهی غذا همیشه همان طعم را بدهد. پس باید همیشه دقیقاً همان کارها را بکنی. تو هوسِ «قیمه» می‌کنی و وقتی می‌خواهی «قیمه» بخوری دقیقاً می‌خواهی همان قیمه را بخوری. این دیگر یک چیز تجربی نیست. قدر مسلّم تجربه هم می‌شود کرد اما وقت‌هایی که داری تجربه می‌کنی می‌دانی داری تجربه می‌کنی. می‌دانی این غذا آن طعمِ همیشگی را نخواهد داد چون همیشه اول پیازها را در روغن داغ سرخ می‌کنی، بعد گوشت‌ها را توش تفت می‌دهی، بعد ادویه می‌زنی، اما این‌بار، استثنائاً، می‌خواهی پیازها را خام‌خام با گوشت‌ها بیندازی توی قابلمه، بی‌روغن، تا با آب پیاز بپزد. این وضعیتی خاص است. وقتی بعد مدت‌ها می‌روی پیش مادرت و می‌پرسد چه می‌خواهی برایت درست کنم و می‌گویی کتلت یا قرمه‌سبزی، می‌دانی دقیقاً همان مزّه‌ی همیشگی را خواهد داد. برای یک رستوران پیر، از این‌سر شهر می‌روی آن‌سر، می‌روی «دهباشیان» آلبالوپلو بخوری یا «پردیس» ته‌چینِ قیمه‌بادمجان. چرا؟ چون این‌همه سال است همان یک مزّه را می‌دهد (ولو با اغماض!) این‌جا همان‌جاست که احتیاجی به هیچ نوآوری‌ای نداری. کار هرچقدر برای آشپزها تکراری‌تر و ملال‌آورتر می‌شود، اعتماد تو بیشتر است. اصلاً برای همین است که می‌روی: «عادت» ـــ‌همان که همیشه، هر جای دیگری، تو را دلزده می‌کند. خب، بعضی آدم‌ها مزّه‌های جدید به شما می‌دهند، اما احساس امنیت نه. و کاریش هم نمی‌شود کرد. از ترازو و پیمانه و زمان‌سنجِ دقیق و رسپی هم کاری برنمی‌آید. ملال خواهرِ امنیت است. | از زخم‌های نهانی | عماد مرتضوی
814
10
没有文字...
649
11
دوست داشتم همه‌چیز همان‌طور که هست بماند، چون این هم میلِ مشترکِ آدم‌هایی‌ست که همه‌چیزشان را باخته‌اند، رگ‌وریشه‌شان را، توان زایش دوباره‌شان را. شاید حرکت کنند، این‌جا و آن‌جا بروند، بکوچند، آواره باشند، اما در همان حالِ گذار هم دچارِ یک‌جور سکونند؛ دقیقاً چون ریشه در جایی ندارند، پس تحرکی هم به آن معنا ندارند، از تغییر واهمه دارند، و عوض آنکه در جست‌وجوی خاک باشند، به هرچیزی تکیه می‌کنند. تبعیدی خانه و کاشانه‌اش را از دست داده که هیچ، یافتنِ جایِ دیگر هم در توانش نیست، راستش اصلاً فکرش را نمی‌تواند بکند. بعضی‌هاشان که مفهوم خانه و آشیانه را هم از یاد برده‌اند؛ سعی می‌کنند معنا و مفهوم خانه و وطن را با جا و مکانِ تازه‌شان ازنو بسازند درست به‌سانِ عاشقِ وانهاده‌ای که عشقِ تازه را بر ویرانه‌هایِ عشقِ قبلی بنا می‌کند، بعضی آدم‌ها تبعید را با خود می‌کشند و می‌آورند و هرجا که باشند بر سر خود آوار می‌کنند. | اشباح شهرها | آندره آسیمان | ترجمه‌ی شادی نیک‌رفعت | شفق در خم جاده‌ی بی‌رهگذر
991
12
没有文字...
907
13
این کشنده است، خاطره‌ها را می‌گویم. پس بعضی چیزها را نباید فکر کرد، همان‌هایی که برای آدم عزیزند. یا نه، اصلاً باید آنها را فکر کرد، چون اگر فکرشان را نکنی خطر این هست که آنها را یکی‌یکی در حافظه پیدا کنی. یعنی باید مدتی، یک مدت حسابی، فکرشان را بکنی، هر روز و چندبار در روز، تا وقتی که یک لایه لجن رویشان را بگیرد به‌طوری که دیگر نتوانی از آن رد بشوی. این قاعده‌ی کار است. ••••• • بیرون‌رانده • ساموئل بکت • ترجمه‌ی ابوالحسن نجفی ••••• ‌‌
959
14
没有文字...
861
15
اما خسته شد، و سنگینی تنهایی عمیق وجودش را گرفت. آسمان خاموش بود. احساس می‌کرد زیر این گنبد بی‌زبان و زمزمه کاملاً تنهاست. خود را مثل جسمی حقیر اما زنده زیر این نعش سترگ و شفاف می‌یافت. ولی دیگر وحشت نکرد. تنهایی همچون دردی مزمن و مأنوس در این میان در همه‌ی اندام‌هایش جا خوش کرده بود.
861
16
© Patricia Rozema • I've Heard the Mermaids Singing, 1987.+1
© Patricia Rozema • I've Heard the Mermaids Singing, 1987.
761
17
غمگین: (~.) [ ع - فا. ] (ص مر.) آن که دارای غم است، اندوهگین، مغموم. آزرده، افسرده، افسرده، اندوهگین، اندوهمند، اندوهناک، پژمان، تنگدل، حزین، دلتنگ، غمناک، غمین، گرفته، متاثر، متالم، محزون، مغموم، مکدر، ملول، مهموم، ناخرم، ناخوش، ناشاد ≠ شاد، مسرور. affected , cheerless , downcast , glum , heavy-hearted , joyless , long face , mirthless , rueful , sad , somber , sombre , sorrowful , spiritless , unhappy.
739
18
语音消息
625
19
+1
没有文字...
691
20
Is it late? Snow
1 077