en
Feedback
ForElisa

ForElisa

Open in Telegram

“…ذهن من توی هجومِ همین تیکه‌پاره‌های مُثله‌شده‌ی درهم و برهمه.” Books: @madelinefever t.me/HidenChat_Bot?start=263882185

Show more
2 583
Subscribers
-124 hours
-67 days
-1230 days
Posts Archive
مرسی. تموم شد واقعا زندانی شدیم.

Repost from mémoire
كانسپت قول انگشتی و بوسش كنم خوب بشه واقعا خط قرمزهاى اعتقادى من هستن.

ما خودمون رو با بیس زندگی غربی مقایسه نمیکنیم ما خودمون رو با بیس یک زندگی نرماااال و عادی مقایسه می‌کنیم. ما خواهان کمترین چیزی هستیم که یک انسان میتونه داشته باشه! در جا نزدن و رسیدن!

چه قشنگ گفته بودم! تو نمیتونی چیزی که نامرئی هست رو نامرئی‌تر کنی.

این ویدئو چیزی رو در من روشن میکنه که یه گوشه‌اش یه بغض ریز نشسته. -از توییتر

Eventually Haters gonna hate, hate, hate, hate. (TAYLOR SINGING AT THE BACKGROUND)

به روایت تصویر.
به روایت تصویر.

گس وات! آسمان تازه فهمیده که پا داره و بیخیال داستان نمیشه! هر فرصتی که پیش میاد با دستاش پاهاش رو میگیره و شستش رو میکنه تو دهنش. یه جوری از کشف پاهاش خوشحاله و ذوق میکنه که اندازه نداره. هر چیزی رو باید با دستاش کشف و لمس کنه. مثلا وقتی می‌خواد مطمئن بشه من پیشش هستم بلافاصله دستش رو میذاره رو صورتم و شروع میکنه یکی یکی اعضای صورتم رو دست زدن. هر موقع هم که یادش میره خودم دستش رو میذارم رو صورتم و میگم:مامان اینجاست.

دلم برف میخواد، دلم میخواد هی دنبال جوراب بگردم تا پاهام یخ نکنند. دلم از این پتو سنگین‌ها میخواد. دلم شیر داغ کنار شوفاژ میخواد. دلم شالگردن و پالتو و بوت میخواد. دلم برف میخواد. دلم کاپشن میخواد. دلم باد میخواد. دلم بارونی میخواد. دلم تند تند تو خیابون راه رفتن و “عاخ الان بارون میگیره” میخواد. دلم زمستون میخواد. دلم برف میخواد. برف، برف، برف..

Repost from ForElisa
-بله بله کیس که واقعا فراوونه ریخته-

سحر بیدارت میکنم میپریم با بادِ خزون..

There's a starman waiting in the sky✨

عاشق بابا بودن ارثیه، یه زمانی من عاشق بابام بودم و دستاش رو سفت میگرفتم. حالا دخترم دوباره عاشق همون مرده و دستاش رو سفت میگ
عاشق بابا بودن ارثیه، یه زمانی من عاشق بابام بودم و دستاش رو سفت میگرفتم. حالا دخترم دوباره عاشق همون مرده و دستاش رو سفت میگیره.

Repost from | نیلی |
هشت صبح/ بیست‌و‌شش مرداد سال‌ها پیش به این فکر می‌کردم که بیدار شدن کنار آدمی که دوستش دارم چطور می‌تونه باشه؟ امروز که پیراهنت رو اتو می‌کردی و زیر لب چیزی رو زمزمه می‌کردی دوباره بهش فکر کردم و لبخند زدم.

برای اولین بار از زمانی که آسمان به دنیا اومده تنهایی و بدون اون اومدم بیرون و سطح استرسم خیلی خیلی بالاست. همش به این فکر میکنم اگه بیدار شه و من نباشم چی؟ اگه گشنه باشه و من نباشم چی!

مرسی🙏🏻

Repost from Independent🪁
برای اولدمانی به نظر رسیدن نیازی نیست شلوار پارچه‌ای کرم رو با شومیز قهوه‌ای ست کنی عزیزم، فقط کافیه اندک دارایی‌هات رو هر سه ثانیه اعلام نکنی

تو منو داری، تا لحظه‌ایی که آخرین ستاره کهکشان بمیره.