ForElisa
Canal cerrado
“…ذهن من توی هجومِ همین تیکهپارههای مُثلهشدهی درهم و برهمه.” Books: @madelinefever t.me/HidenChat_Bot?start=263882185
Mostrar más2 649
Suscriptores
Sin datos24 horas
-147 días
-2630 días
Archivo de publicaciones
2 649
اینکه صبح چشمامو توی اتاق خودم باز کردم، صبحونه رو جلوی پنجره اشپزخونه خودم خوردم و آسمان برای اولین بار اتاق پر از ابر و آسمونش رو دید، برای ماهها شکل یه آرزوی دور بود که فکر میکردم حالا حالاها قرار نیست بهش برسم.
2 649
آسمان خانم، بابای آسمان و من.
برگشت به خونه بعد از ۱۵۰ روز دوری.
پ.ن: کنجد داره تبدیل به کروسان میشه🥐🩵
2 649
اونجایی فهمیدم آسمان رو خیلی دوست دارم که یکی به شوخی بهش گفت وای چقدر زشتی کچل و من قلبم دو تیکه شد! و هر دو تیکه هزار تیکه و هر هزار تیکه هزاران تیکه دیگه.
2 649
Repost from پرنسس کانسوئِلا بناناهَمیک
آدم برمیگرده یه جاهایی از زندگیشو نگاه میکنه با خودش میگه این دیگه چه کسشعری بود؟
2 649
بابام ۳۰ سال طولش داد تا بالاخره بهم بگه آفرین، تا بالاخره بهم بگه کافی هستم و بهم افتخار میکنه.
و منم ۳۰ سال منتظر بودم تا فقط یه جا منو ببینه و بهم بگه آفرین بابا، آفرین دختر.
2 649
رابطه بین آسمان و پدرش یه جوری شده که وقتی اسمش رو صدا میکنیم سریع ناراحت میشه میگه من بابای آسمانم لطفا جور دیگهایی صدام نکنین. بابای آسمان بودن براش قشنگتر از اسم خودشه.
2 649
تشویق طرفدارای نروژی رو میبینم حسرت میخورم.
رقص طرفدارای هلندی رو میبینم حسرت میخورم.
و ما کجاییم؟ جایی که با یه دیالوگ خون گریه میکنیم. خون..
2 649
تا صبح هی به پدر آسمان گفتم ببین رفتیم اونجا من بچه رو نگه نمیدارم ها دل ندارم. رسیدیم بچهام با نگاهش دنبالم بود. خودم بغلش کردم، سوزن رو که زدن تو نگاهش این بود که ولی من بهت اعتماد کرده بودم.
خیلی گریه کرد. دلم ریش شد. با هم گریه کردیم.
2 649
تولدت مبارک کیان. تو هیچوقت از یاد من پاک نمیشی. من برای تو و نبودت یه جور دیگه اشک ریختم.
2 649
Repost from | Obliviate |
تنها رانندگی کردن توی جاده آزادی مطلقه؛ یه پلیلیست درهموبرهم، رقصی که کسی نمیبینه، همخوانی با آهنگی که متنش رو فقط حدس میزنی و با اعتمادبهنفس اشتباه میخونیش، و لذت اینکه هیچکس وسط اجرا تصحیحت نمیکنه!
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
