ar
Feedback
ForElisa

ForElisa

قناة بسيطة

“…ذهن من توی هجومِ همین تیکه‌پاره‌های مُثله‌شده‌ی درهم و برهمه.” Books: @madelinefever t.me/HidenChat_Bot?start=263882185

إظهار المزيد
2 649
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-147 أيام
-2630 أيام
أرشيف المشاركات
اینکه صبح چشمامو توی اتاق خودم باز کردم، صبحونه رو جلوی پنجره اشپزخونه خودم خوردم و آسمان برای اولین بار اتاق پر از ابر و آسمونش رو دید، برای ماه‌ها شکل یه آرزوی دور بود که فکر میکردم حالا حالاها قرار نیست بهش برسم.

تو زرنگ نیستی عزیزم، من دوست دارم یه کاری کنم که تو فکر کنی زرنگی.

آسمان خانم، بابای آسمان و من. برگشت به خونه بعد از ۱۵۰ روز دوری. ‌پ.ن: کنجد داره تبدیل به کروسان میشه🥐🩵
آسمان خانم، بابای آسمان و من. برگشت به خونه بعد از ۱۵۰ روز دوری. ‌پ.ن: کنجد داره تبدیل به کروسان میشه🥐🩵

اونجایی فهمیدم آسمان رو خیلی دوست دارم که یکی به شوخی بهش گفت وای چقدر زشتی کچل و من قلبم دو تیکه شد! و هر دو تیکه هزار تیکه و هر هزار تیکه هزاران تیکه دیگه.

آدم برمی‌گرده یه جاهایی از زندگی‌شو نگاه می‌کنه با خودش می‌گه این دیگه چه کسشعری بود؟

دلم می‌خواد چشم بسته به نرگس بگم هر چی برای خودت آنلاین میگیری برای منم بگیر. از بس که سلیقه‌اش🧚🏻‍♂️👠✨

بابام ۳۰ سال طولش داد تا بالاخره بهم بگه آفرین، تا بالاخره بهم بگه کافی هستم و بهم افتخار میکنه. و منم ۳۰ سال منتظر بودم تا ف
بابام ۳۰ سال طولش داد تا بالاخره بهم بگه آفرین، تا بالاخره بهم بگه کافی هستم و بهم افتخار میکنه. و منم ۳۰ سال منتظر بودم تا فقط یه جا منو ببینه و بهم بگه آفرین بابا، آفرین دختر.

مشکل از مائه فکر کنم. طرفدار هرچیزی باشیم بگا می‌ره.

رابطه بین آسمان و پدرش یه جوری شده که وقتی اسمش رو صدا میکنیم سریع ناراحت میشه میگه من بابای آسمانم لطفا جور دیگه‌ایی صدام نکنین. بابای آسمان بودن براش قشنگ‌تر از اسم خودشه.

Repost from Sedighies

تشویق طرفدارای نروژی رو میبینم حسرت میخورم. رقص طرفدارای هلندی رو میبینم حسرت میخورم. و ما کجاییم؟ جایی که با یه دیالوگ خون گ
تشویق طرفدارای نروژی رو میبینم حسرت میخورم. رقص طرفدارای هلندی رو میبینم حسرت میخورم. و ما کجاییم؟ جایی که با یه دیالوگ خون گریه میکنیم. خون..

Repost from | Obliviate |

تا صبح هی به پدر آسمان گفتم ببین رفتیم اونجا من بچه رو نگه نمیدارم ها دل ندارم. رسیدیم بچه‌ام با نگاهش دنبالم بود. خودم بغلش کردم، سوزن رو که زدن تو نگاهش این بود که ولی من بهت اعتماد کرده بودم. خیلی گریه کرد. دلم ریش شد. با هم گریه کردیم.

حقیقتا برام مهم نیستن و دلم هم هیچوقت باهاشون صاف نمیشه.

In my باید بذارمش لای نون باگت بخورمش era.
In my باید بذارمش لای نون باگت بخورمش era.

جام جهانی، دلیلی برای بیشتر تحمل کردن.

تولدت مبارک کیان. تو هیچوقت از یاد من پاک نمیشی. من برای تو و نبودت یه جور دیگه اشک ریختم.

Repost from | Obliviate |
تنها رانندگی کردن توی جاده آزادی مطلقه؛ یه پلی‌لیست درهم‌وبرهم، رقصی که کسی نمی‌بینه، هم‌خوانی با آهنگی که متنش رو فقط حدس می‌زنی و با اعتمادبه‌نفس اشتباه می‌خونیش، و لذت این‌که هیچ‌کس وسط اجرا تصحیحت نمی‌کنه!

از استرس واکسن دو‌ ماهگی دارم به باد فنا میرم!

Siavash-Beraghs-320.mp313.44 MB

ForElisa - إحصائيات وتحليلات قناة تيليجرام