en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈

رفرش

رفرش

Open in Telegram

‌هر چه اینجاست، تنها ثبت خاطره است.

Show more
5 070
Subscribers
+424 hours
+217 days
+7430 days

Data loading in progress...

Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
Oct '26
October '26
+38
in 10 channels
September '26
+151
in 13 channels
Get PRO
August '26
+211
in 26 channels
Get PRO
July '26
+159
in 20 channels
Get PRO
June '26
+131
in 13 channels
Get PRO
May '26
+135
in 25 channels
Get PRO
April '26
+31
in 6 channels
Get PRO
March '26
+14
in 1 channels
Get PRO
February '26
+51
in 10 channels
Get PRO
January '26
+46
in 13 channels
Get PRO
December '25
+99
in 14 channels
Get PRO
November '25
+95
in 20 channels
Get PRO
October '25
+167
in 23 channels
Get PRO
September '25
+138
in 21 channels
Get PRO
August '25
+153
in 27 channels
Get PRO
July '25
+134
in 20 channels
Get PRO
June '25
+165
in 32 channels
Get PRO
May '25
+300
in 52 channels
Get PRO
April '25
+157
in 25 channels
Get PRO
March '25
+127
in 32 channels
Get PRO
February '25
+77
in 22 channels
Get PRO
January '25
+167
in 22 channels
Get PRO
December '24
+87
in 16 channels
Get PRO
November '24
+98
in 15 channels
Get PRO
October '24
+151
in 19 channels
Get PRO
September '24
+163
in 31 channels
Get PRO
August '24
+217
in 23 channels
Get PRO
July '24
+225
in 29 channels
Get PRO
June '24
+298
in 30 channels
Get PRO
May '24
+188
in 17 channels
Get PRO
April '24
+288
in 36 channels
Get PRO
March '24
+201
in 24 channels
Get PRO
February '24
+162
in 15 channels
Get PRO
January '24
+267
in 32 channels
Get PRO
December '23
+263
in 15 channels
Get PRO
November '23
+277
in 26 channels
Get PRO
October '23
+341
in 19 channels
Get PRO
September '23
+242
in 0 channels
Get PRO
August '23
+500
in 0 channels
Get PRO
July '23
+384
in 0 channels
Get PRO
June '23
+80
in 0 channels
Get PRO
May '23
+197
in 0 channels
Get PRO
April '23
+39
in 0 channels
Get PRO
March '23
+139
in 0 channels
Get PRO
February '23
+122
in 0 channels
Get PRO
January '23
+191
in 0 channels
Get PRO
December '22
+72
in 0 channels
Get PRO
November '22
+60
in 0 channels
Get PRO
October '22
+132
in 0 channels
Get PRO
September '22
+165
in 0 channels
Get PRO
August '22
+173
in 0 channels
Get PRO
July '22
+164
in 0 channels
Get PRO
June '22
+142
in 0 channels
Get PRO
May '22
+146
in 0 channels
Get PRO
April '22
+109
in 0 channels
Get PRO
March '22
+177
in 0 channels
Get PRO
February '22
+33
in 0 channels
Get PRO
January '22
+102
in 0 channels
Get PRO
December '21
+77
in 0 channels
Get PRO
November '21
+61
in 0 channels
Get PRO
October '21
+68
in 0 channels
Get PRO
September '21
+103
in 0 channels
Get PRO
August '21
+46
in 0 channels
Get PRO
July '21
+45
in 0 channels
Get PRO
June '21
+51
in 0 channels
Get PRO
May '21
+61
in 0 channels
Get PRO
April '21
+54
in 0 channels
Get PRO
March '21
+72
in 0 channels
Get PRO
February '21
+70
in 0 channels
Get PRO
January '21
+83
in 0 channels
Get PRO
December '20
+1 607
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
07 October+4
06 October+4
05 October+5
04 October+3
03 October+6
02 October+4
01 October+12
Channel Posts
08. The Favors, FINNEAS, Ashe - Times Square Jesus.mp310.06 MB

2
هر بار چشم‌هایم را برای لحظه‌ای می‌بندم، خودم را جایی میان خاطرات تهران می‌بینم. میان خیابان‌هایی که روزی از آنها گذشته‌ام، درختانی که شاید هنوز همانجا ایستاده‌اند و آدم‌هایی که دیگر هیچکدام نیستند. در هر خاطره، من دیگری هم هست. کسی که آن روزها جور دیگری فکر می‌کرد، جور دیگری می‌دید و هنوز نمی‌دانست بعضی لحظه‌ها قرار است آخرین باری باشند که چیزی را همانطور می‌بیند. آدم‌ها حالا دیگر نیستند، من‌های آن سال‌ها هم یکی‌یکی از میان رفته‌اند. خیابان‌ها و درخت‌ها اما احتمالا همچنان در جای خودشان مانده‌اند. بی‌آنکه بدانند چه تعداد زندگی از کنارشان گذشته است. من هم دیگر آن آدمی نیستم که روزی در آن خیابان‌ها راه می‌رفت و به آن درخت‌ها نگاه می‌کرد. از بعضی جاها بی‌آنکه خداحافظی کنم کنار کشیده‌ام و از بعضی آدم‌ها حتی زودتر از رفتن خودشان دور شده‌ام. می‌گویند مسیر ادامه دارد، اما من بیشتر به این فکر می‌کنم که مسیر، در تمام این سال‌ها، چقدر آدم از من کم کرده است. حالا هر بار چشم‌هایم را می‌بندم، هنوز جایی در تهران هستم. جایی با یک خیابان، چند درخت، چند آدم که در خاطره مانده‌اند و منی که آنجا بوده‌ام. همه چیز هنوز در آن چند ثانیه وجود دارد، جز خودشان.
183
3
07. The Favors, FINNEAS, Ashe - Necessary Evils.mp3
291
4
01 - Two Feet - Hard To Get.mp3
285
5
01 - Hayd - What Did I Do.mp3
344
6
و تو بلندتر از آنی که از وزیدن نسیم عاطفه‌ای مدد بگیری که هیچ عاطفه‌ای بدان بلندا نمی‌رسد.
545
7
گاهی قصه‌ی زندگی پوست انداختن است. نه با حادثه‌ای بزرگ، که با از کار افتادن آرام چیزهایی که زمانی یک راه ورود بودند. در زندگی، زمان‌هایی هست که بعضی درها دیگر باز نمی‌شوند، چون آنسویشان دیگر چیزی برای تو نمانده است. هر چند کلیدشان را داشته باشی. آدم‌هایی هم هستند که همینطورند. بودنشان یک روزی بخشی از زندگی بوده، اما حالا ادامه‌ی حضورشان فقط جا را برای چیزهای تازه تنگ می‌کند. بعضی رفتن‌ها از جنس فقدان نیستند، خالی کردن جایی هستند که مدت‌هاست چیزی در آن زندگی نمی‌کند. رشد همین است که بفهمی هر چیزی را نباید تعمیر کنی، هر دری را نباید دوباره بکوبی و هر کسی را نباید با خودت به فصل بعدی ببری. رشد، همیشه اضافه کردن چیزی به خودت نیست. گاهی کم کردن چیزهایی است که دیگر نمی‌توانند همراهت بیایند. پروانه شدن، فقط بال درآوردن نیست، پذیرفتن این است که دیگر نمی‌توانی به اندازه‌ی قبل، در زندگی گذشته‌ات جا شوی. و پروانه کسی نیست که گذشته‌اش را انکار کند. فقط دیگر نمی‌تواند با بال‌های تازه، در همان اتاق قدیمی زندگی کند.
563
8
مادر برایم لالایی بخوان. می‌خواهم برای چند لحظه دوباره کودک شوم. سر گذاشته روی زانوهات و غرق در خواب و بی‌خبر از دنیا.
567
9
Koorosh ft Samilow - Baghalet.mp3
607
10
No text...
756
11
جهان موظف نیست حساب همه ‌چیز را پس بدهد. بعضی آدم‌ها بدی می‌کنند و بدون آنکه تاوانی بدهند می‌روند. همانطور که بعضی آدم‌ها خوبی می‌کنند و برایشان پاداشی وجود ندارد. جهان نه دفتر حساب دارد، نه بدهکار ماست. این ماییم که گاهی انتظار داریم واقعیت، دست کم یک‌ مرتبه طرف ما را بگیرد.
885
12
معلم بودن از آن دست کارهایی است که نتیجه‌اش همیشه در همان روز دیده نمی‌شود. گاهی چیزی را به دانش‌آموزی می‌آموزی و سال‌ها بعد، وقتی دیگر نه کلاس تو را به یاد دارد و نه حتی شاید نامت را، همان چیز کوچک در تصمیمی که می‌گیرد، در کاری که انجام می‌دهد یا در نگاهی که به جهان دارد، دوباره ظاهر می‌شود. معلم، بخشی از آینده‌ی آدم‌هایی است که شاید هیچ‌وقت فرصت دیدن ادامه‌ی زندگی‌شان را پیدا نکند. و فکر می‌کنم زیبایی این شغل همین باشد. اینکه چیزی را به دست آدمی می‌سپاری و بعد، او را رها می‌کنی تا با آن چیزی بسازد که تو هرگز نخواهی دید. روز معلم، روز کسانی است که بخشی از خودشان را در آدم‌های دیگری جا گذاشته‌اند. بی‌آنکه بدانند کدام بخش، کجا و چه زمانی دوباره جوانه خواهد زد.
1 372
13
اما تنها بودن، در نهایت ملال‌آور است. تنهایی تا وقتی انتخاب است، شبیه آزادی‌ست. می‌توانی از هیاهوی آدم‌ها فاصله بگیری، در را ببندی و جهان را برای مدتی بیرون بگذاری. اما اگر طولانی شود، حتی آزادی هم مزه‌اش را از دست می‌دهد. آدم برای دیده‌شدن ساخته نشده، اما برای دیده‌نشدن هم ساخته نشده است. حتی کسی که از شلوغی آدم‌ها خسته شده، گاهی دلش می‌خواهد یک نفر باشد که بتواند بی‌دلیل برایش چیزی تعریف کند؛ نه برای اینکه تنهایی‌اش را پر کند، فقط برای اینکه آن اتفاق، شاهدی داشته باشد. شاید ملال تنهایی از نبودن آدم‌ها نیست، از این است که کم‌کم چیزی برای با کسی در میان گذاشتن باقی نمی‌ماند.
959
14
منو بغل کن_ LIVE.mp3
828
15
پاییز وارد ما شد.
1 091
16
شاید زمان هیچ چیز را درمان نمی‌کند؛ فقط نسبت ما را با چیزها عوض می‌کند. چیزی که روزی تمام ذهنت را اشغال کرده بود، کم‌کم از مرکز جهان به حاشیه می‌رود، نه چون بی‌اهمیت شده، بلکه چون جهان یاد می‌گیرد بدون آن هم ادامه پیدا کند. یک روز می‌بینی همان خیابان هنوز هم هست، همان ساعت از شب همچنان می‌رسد، همان آهنگ باز پخش می‌شود ولی دیگر هیچ اتفاق بزرگی نمی‌افتد. آنوقت می‌فهمی فقدان همیشه با فراموشی تمام نمی‌شود. گاهی با عادی شدن تمام می‌شود. بعضی چیزها از زندگی بیرون نمی‌روند، فقط جای خودشان را پیدا می‌کنند. دیگر در همه‌ی اتاق‌ها را باز نمی‌کنند، دیگر هر خاطره‌ای را به سمت خودشان نمی‌کشند، فقط در گوشه‌ای از خانه‌ی ذهن می‌مانند، مثل وسیله‌ای که یک زمان هر روز به آن دست می‌زدی و حالا مدت‌هاست نگاهش هم نکرده‌ای. یکی از شکل‌های گذر زمان همین است. چیزی ناپدید نمی‌شود، اما آنقدر آرام در پیچ و تاب زندگی جای می‌گیرد که دیگر برای بودنش توضیحی لازم نیست.
1 051
17
No text...
1 085
18
سنگ کوچکی در بستر یک رودخانه، آن‌قدر معمولی به نظر می‌رسد که آب هر روز از کنارش می‌گذرد و نمی‌داند چند سال طول کشیده تا آن سنگ اینطور شده است. شاید روزی تکه‌ای از یک کوه بوده، با لبه‌هایی تیز و شکلی که حالا هیچ اثری از آن باقی نمانده است. آب، آرام‌آرام از روی آن گذشته، او را غلتانده، به دیگر سنگ‌ها کوبیده و هر بار اندکی از چیزی را که بوده با خود برده است. سال‌ها بعد، سنگ دیگر شبیه گذشته‌اش نیست. حتا خودش هم نمی‌داند دقیقا از چه زمانی تغییر کرده است. شاید عجیب‌ترین شکل تغییر هم همین است. هیچ لحظه‌ای وجود ندارد که بتوانی به آن اشاره کنی و بگویی «از اینجا به بعد، دیگر آن قبلی نبوده‌ام.» فقط یک روز به خودت می‌آیی و می‌بینی گوشه‌هایی که زمانی بخشی از تو بودند، جایی در مسیر جا مانده‌اند و چیزی که مانده، نه شکستگی گذشته است و نه تماما چیزی تازه. سنگ هنوز همان سنگ است، فقط رودخانه سال‌هاست که از روی آن عبور می‌کند.
1 120
19
No text...
1 120
20
11:11
1 101