en
Feedback
سروش

سروش

Open in Telegram

کانال روانشناسی و مشاوره 📎 کانال: https://t.me/Emamdad ✉️ ارتباط: @Gr_Emamdad

Show more
458
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-530 days
Attracting Subscribers
July '26
July '26
+4
in 0 channels
June '26
+11
in 0 channels
Get PRO
May '26
+2
in 0 channels
Get PRO
April '26
+1
in 0 channels
Get PRO
March '26
+1
in 0 channels
Get PRO
February '26
+10
in 0 channels
Get PRO
January '26
+3
in 0 channels
Get PRO
December '25
+41
in 0 channels
Get PRO
November '25
+3
in 0 channels
Get PRO
October '25
+9
in 1 channels
Get PRO
September '25
+12
in 0 channels
Get PRO
August '25
+11
in 0 channels
Get PRO
July '25
+11
in 0 channels
Get PRO
June '25
+6
in 0 channels
Get PRO
May '25
+11
in 0 channels
Get PRO
April '25
+11
in 0 channels
Get PRO
March '250
in 0 channels
Get PRO
February '25
+6
in 0 channels
Get PRO
January '25
+13
in 0 channels
Get PRO
December '24
+19
in 0 channels
Get PRO
November '24
+40
in 0 channels
Get PRO
October '24
+16
in 0 channels
Get PRO
September '24
+18
in 0 channels
Get PRO
August '24
+19
in 0 channels
Get PRO
July '24
+20
in 0 channels
Get PRO
June '24
+33
in 0 channels
Get PRO
May '24
+16
in 1 channels
Get PRO
April '24
+15
in 0 channels
Get PRO
March '24
+9
in 0 channels
Get PRO
February '24
+360
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
31 July0
30 July0
29 July+1
28 July0
27 July0
26 July0
25 July0
24 July0
23 July0
22 July0
21 July0
20 July0
19 July0
18 July0
17 July0
16 July0
15 July0
14 July0
13 July+1
12 July0
11 July+1
10 July0
09 July0
08 July0
07 July+1
06 July0
05 July0
04 July0
03 July0
02 July0
01 July0
Channel Posts
جمله کوتاه (۲) دو چیز را همیشه فراموش کن اول خوبی که به دیگران کردی دوم بدی که دیگران به تو کردن عمرت طولانی میشه 🌹🪴🌹

2
🌹جمله کوتاه (۱) در طوفانهای زندگی با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است.... ناامید نباش. 🌹🪴🌹
44
3
عقب نشینی از مشاجرات بی حاصل و اعصاب خردکن ازرموز خوشبختی در زندگی مشترک می باشد. در برخورد با حاضر جوابهاگاهی باید کوتاه آمد تا برنده شد. 🌹🪴🌹
44
4
دود سیگار دیگران فلز سمی را وارد خون می‌کند! ◽️قرار گرفتن در معرض دود سیگار دیگران هم بی‌خطر نیست. یک مطالعه جدید نشان داد افرادی که دود دست‌دوم سیگار را تنفس می‌کنند، حدود ۱.۵ برابر بیشتر کادمیوم (فلز سنگین سمی) در خون خود دارند. ◽️این ماده با افزایش خطر سرطان، آسیب کلیه، مشکلات تنفسی و بیماری‌های مزمن مرتبط است. پژوهشگران با بررسی بیش از ۵ هزار نفر دریافتند هرچه مواجهه با دود سیگار بیشتر باشد، سطح کادمیوم خون نیز بالاتر می‌رود. بنابراین دوری از دود سیگار فقط برای سلامت ریه‌ها نیست، بلکه از ورود آلاینده‌های خطرناک و ماندگار به بدن نیز جلوگیری می‌کند. 🌹🪴🌹
70
5
مهمترین علتهای چرب شدن کبد ▫️ استرس ▫️ مصرف الکل ▫️ فست فودها ▫️ خوردن آب بین غذا ▫️ مصرف بیش ازحد دارو ▫️ مصرف چربی های ناسالم ▫️ مصرف بی رویه غذاهای کنسروی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ 🌹🪴🌹
70
6
سال‌ها بود که میخوﺍستم اﺯ فردﺍ شروع کنم، اما همیشه فردﺍ یک رﻭﺯ ﺍز من جلوتر بوﺩ . سال‌ها گذشت تا فهمیدم باید اﺯ همین الاﻥ شرﻭع کنم ... دیل کارنگی 🌹🪴🌹
58
7
درمان نوآورانه پروتون برای سرطان‌های نادر با عوارض جانبی حداقلی ◽️یک تکنیک جدید درمان پروتون به نام step-and-shoot در درمان س
درمان نوآورانه پروتون برای سرطان‌های نادر با عوارض جانبی حداقلی ◽️یک تکنیک جدید درمان پروتون به نام step-and-shoot در درمان سرطان‌های شدید، نتایج امیدوارکننده‌ای نشان داده و تنها عارضه گزارش شده، تغییر رنگ ملایم پوست بوده است. این روش با دقت بیشتری به تومورهای سرطانی حمله می‌کند بی‌آنکه آسیب زیادی به بافت‌های سالم برساند. ◽️تجربه بیمار 46 ساله، Tiffiney Beard، که به سرطان نادر غده بزاقی دچار شده، نشان می‌دهد که او پس از 33 درمان بهبودیافته و تقریباً یک سال بدون عوارض جانبی زندگی می‌کند. روش درمانی به مدت 30 دقیقه در روز و پنج روز در هفته انجام می‌شد و به او این امکان را داد که بدون از دست دادن کار و زمان خانوادگی، درمان شود. سلامت پزشکی 🌹🪴🌹
60
8
ساختن زیربنایی ارزشمند درکودکان : اعتمادبه نفس ️( من میتوانم) در ۱۴ ماه اول ساخته می شود حرمت نفس (️ من خوبم) در ۱۴ تا ٣۶ ماهگی ساخته میشود دادن آزادی بدون قید و شرط باعث ساختن اعتماد به نفس و حرمت نفس در کودک می شود به میزانی که کودک را دعوا نکنیم ، داد نزنیم، تهدید، تنبیه و تحقیرنکنیم و فرزندمان با یکدستی، عشق بدون شرط ، امنیت و ارامش بزرگ شود، و درخانه محبت، مشورت و حرمت جایگزین تنبیه، فرماندهی و احترام شود فرزند سالمتری داریم. 🌹🪴🌹
53
9
✅✅منابع رشته روان‌شناسی و گرایش‌های مربوط: - آسيب شناسي رواني - اخلاق حرفه‌اي - نظريه‌هاي مشاوره و روان درماني - روش‌ها و فنون مشاوره - مداخلات روان‌شناختي - ارزيابي رواني و تشخيص - روان‌شناسي رشد - روان‌شناسي يادگيري ✅✅منابع رشته مشاوره و گرایش‌های مربوط: - آسيب‌شناسي رواني - اخلاق حرفه‌اي - نظريه‌هاي مشاوره و روان درماني - روش‌ها و فنون مشاوره - مشاوره خانواده - مشاوره مدرسه، شغلي و توان‌بخشي - مباني مشاوره 🌹🪴🌹
58
10
Cute baby sleeping #baby #funny #newborn #fyp #cute https://youtube.com/shorts/UMVJWwzJEP0?si=CXe9t0SiPsZi2CXA
58
11
سلام و صبح بخیر 🌹🪴🌹
53
12
به بزرگوارانی که به تازگی به کانال «سروش» پیوستند ، خبر مفدم عرض می کنم . آماده ب پذیرش هر گونه انتقاد و توصیه ای هستم . ارادتمند ، رضا امامداد🌹
61
13
هوش مصنوعی در آموزش:حکایت فیل در تاریکی: سفری برای یافتن تصویر کامل از ادراک جزئی تا بینش یکپارچه در تاریخ اندکی از ابداعات نقش حیاتی در تغییر مسیر بشریت داشته اند مانند اختراع خط.اختراع خط، سنگ بنای اصلی شکل‌گیری علم بود، زیرا به انسان اجازه داد دانش، مشاهدات و ایده‌ها را برای نسل‌های آینده ثبت، ذخیره و منتقل کند، که این امر به تکامل تاریخ کتبی، توسعه تمدن‌ها در طول زمان منجر شد. در دوران معاصر  باز شدن درب مدارس بر روی فن آوری های عصر جدید سرآغاز سفری پر پیچ خم بوده  که در ایستگاه های مختلفی متوقف شده است. بیراه نگفته ایم ظهور پدیده ی هوش مصنوعی از سنخ متفاوتی با سایر فن آوری های قبلی است به نحوی که می توان آن را ساعت صفر آموزش دانست زیرا در عددشناسی ساعت (00:00) نماد بی‌نهایت، خلقت، و چرخه‌ای است که هر پایانی را به آغازی تازه پیوند می‌زند. با تامل در نحوه ی  به کارگیری هوش مصنوعی در آموزش  وضعیت حال را مقصد نهایی  آموزش نمی توان دانست  بلکه بیشتر باید به مانند توقفگاهی برای نفس تازه کردن قطار آموزش و تجدید قوا برای حرکت پرشتاب تر  به سمت آینده نگریست. اوضاع فعلی هوش مصنوعی در آموزش را می توان حکایت   «فیل در  اتاق تاریک» مثنوی معنوی دانست: «پیل اندر خانه ی تاریک بود» و مردم برای دیدن فیل  هجوم بردند؛ اما در تاریکی دیدن فیل با چشم میسر نبود و هر کسی با لمس کردن بخشی از فیل آن را توصیف می کرد: «آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد گفت همچون ناودانست این نهاد آن یکی را دست بر گوشش رسید آن برو چون بادبیزن شد پدید آن یکی را کف چو بر پایش بسود گفت شکل پیل دیدم چون عمود» فیل همان هوش مصنوعی و  اکوسیستم آموزش همان اتاق تاریک است هر کدام از ذینفعان آموزش بخشی از آن را لمس کرده و بر اساس درک محدود خود آن را تعریف می کنند اما از تصویر کامل غافل می مانند با دقیق شدن در به کارگیری  هوش مصنوعی در آموزش دو پاردایم  مشخص است: پاردایم اول: هوش مصنوعی در نقش راهبر است و یادگیرنده نقش دریافت کننده را دارد. پارادیم دوم: هوش مصنوعی: نقش پشتیبان را دارد و یادگیرنده نقش همکار در دهه های گذشته تلاش برای به کارگیری هوش مصنوعی در آموزش ذیل ۲ پاردایم فوق به مانند ناله های پراکنده ی شعر نی نامه ی مولانا بوده است: "هر کسی  از ظن خود شد یار من" «بشنو از نی چون حکایت می کند         از جدایی ها شکایت می کند کز نِیِستان تا مرا بُبریده اند         از نَفیرم مرد و زن نالیده اند» در واقع ذیل هر دو پاردایم به قدرِ دانشِ خود هر کسی ادراکی از هوش مصنوعی داشته و از ظن خود یار او  شدند  اما به طنین واقعی و اسرار درونی آن دست نیافته اند. کوموروبی: نوری در دل تاریکی: هوش مصنوعی ذیل هر دو پاردایم در اتاق تاریک اکوسیستم آموزش گیر افتاده است و برای برون رفت از این اتاق تاریک  نیاز مبرم به یک پاردایم جدید احساس می شود.  طرحی نو باید در انداخت و هوش مصنوعی در آموزش را به پارادایم  دیگری شیفت داد. برای این پاردایم شیف نیاز به یک بینش بلند است بینشی که در دل تاریکی ها با بلندای نظر نور را می بیند و برق افق روشن آموزش در چشمانش می درخشد. در فرهنگ ژاپنی کوموروبی به زیبایی نور خورشید که از میان  شاخه های درختان  عبور  و بر زمین می تابد اطلاق می شود. این استعاره ای است برای آن لحظه ی بینش که در آن امکان استفاده واقعی از هوش مصنوعی برای افرادی که دیدگاهی فراتر دارند آشکار می شود. این نور مسیر را برای پارادیم سوم روشن می کند؛پارادایمی که در آن هوش مصنوعی نه یک کارگردان همه کاره و نه یک همکار صرف است بلکه یک توانمندساز واقعی است. برای حرکت به سمت پاردایم سوم لاجرم به استفاده از Ai Agents (عامل های هوش) مصنوعی در آموزش هستیم.  با آشنایی ذینفعان آموزش با عامل های هوش مصنوعی درب اتاق تاریک آموزش اندکی به کنار می رود و با تابش نور بر هوش مصنوعی  درک بهتری از به کارگیری هوش مصنوعی ذیل پادرایم سوم  شکل خواهد گرفت.برای حرکت پرقدرت  قطار آموزش از ایستگاه پاردایم  اول و دوم و رسیدن به مقصد پاردایم سوم چاره ای جز این نیست؛ درب اتاق را باید باز کرد و به تماشای  شمایل عامل های هوشمند در پیکره هوش مصنوعی نشست. «در کف هر کسی اگر شمعی بودی اختلاف از گفتشان بیرون شدی» برای  آینده باید شمع پاردایم سوم را بر مسیر حرکت قطار تاباند تا به  مقصد تصویر یکپارچه و روشن از هوش مصنوعی در آموزش حرکت کرد که ماحصل آن تعالی یادگیری انسان و تکیه هوش مصنوعی بر  جایگاه والایی مانند ابداع خط در تاریخ بشریت خواهد بود. گام اول تغییر نگاه با لنز کوموروبی است: «چشم ها را باید شست جور دیگری باید نگریست تا هوش مصنوعی را چنان که هست هر نظر  دید». باتشکر از دوست ارجمندم جناب دکتر مجتبی میرزاده ). 🌹🪴🌹
546
14
به وقت ناامیدی! دیروز در خیابانی صحنه‌ای دیدم که ساعت‌هاست از ذهنم بیرون نمی‌ره. زنی لب خیابون، گوشیش رو یه سارقِ موتورسوار در یک چشم به‌هم‌زدن ربود. حتی فرصت یک قدم دویدن هم نداشت. و بعد... نشست روی جدول و زار زد. اون گریه، فقط برای گوشی نبود. در روان‌شناسی، وقتی آدم در یک لحظه احساس می‌کنه هیچ کنترلی روی اتفاقی که براش افتاده نداشته و هیچ کاری هم از دستش برنمی‌اومده، یه چیزی فعال می‌شه به اسم «درماندگی آموخته‌شده» (Learned Helplessness). ذهن در اون لحظه فقط به اون گوشی فکر نمی‌کنه؛ به تمام لحظاتی فکر می‌کنه که «دیر رسیدم»، «نتونستم»، «دستم بهش نرسید». گاهی یک اتفاق کوچیک، در واقع سرریزِ خستگی‌ها و ناامیدی‌های انباشته‌ی قبلیه. در طول مسیر نظریات روانشناسی یکی پس از دیگری در ذهنم رژه می رفتند: نظریه‌ی "گسترش و بنا" فردریکسون می گفتدوقتی آدم دچار ترس، خشم یا استیصال می‌شه، دیدِ ذهنی واقعاً باریک می‌شه، مغز در حالت تهدید، فقط جنگ و گریز رو می‌بینه. برعکسش هیجانات مثبت (حتی کوچیک) این باریک‌بینی رو باز می‌کنن و افق گزینه‌ها رو گسترش می‌دن. یعنی راه‌حل، نه انکار درد، بلکه واردکردن حتی یک ذره امید یا آرامش کوچیکه تا ذهن دوباره فضا برای دیدن پیدا کنه. نظریه‌ی امید اسنایدر: امید در این مکتب یه احساس مبهم نیست؛ یه مهارت شناختیه با سه جزء: هدف، مسیر ، و اراده. در لحظه‌ی ناامیدی، فرد معمولاً "مسیر" رو گم کرده. کار درمانی همینه: کمک به فرد تا حتی یک قدم بعدیِ کوچیک رو ببینه، نه کل راه رو. نظریه رشد پس از ضربه: نکته‌ی ظریف اینه که PTG جایگزین درد نیست، در کنارش می‌شینه. آدم می‌تونه هم زار بزنه هم بعداً بگه "این تجربه به من چیزی نشون داد". معناجویی: فرانکل می‌گفت انسان می‌تونه هر رنجی رو تحمل کنه اگه "چرا"یی براش پیدا کنه. خلاصه آدم ها باید در اوج ناامیدی، به دنبال کورسویی از امید باشن. 🌹🪴🌹
95
15
🌹🪴🌹
🌹🪴🌹
76
16
*هشدار برای رانندگان: توهم کنترل و قاتلان خاموش؛ نگاهی علمی به ریزحواس‌پرتی‌های مرگبار در رانندگی* پژوهش‌های گسترده در حوزه عصب‌شناسی شناختی و مهندسی عوامل انسانی (Human Factors) نشان می‌دهد که مغز انسان به‌طور ذاتی برای انجام همزمان دو کار پیچیده (Multitasking) طراحی نشده است. با این حال، بسیاری از رانندگان در توهمی خطرناک به سر می‌برند که «کنترل کامل» بر خودرو دارند. این توهم، ریشه در سوگیری شناختی به نام «اثر بهتر از میانگین» (Better-than-average effect) دارد که موجب می‌شود بیش از ۸۰٪ رانندگان، توانایی‌های خود را به‌طور معناداری بالاتر از حد متوسط ارزیابی کنند. این غرور کاذب، نخستین قدم برای ورود به گرداب حوادث جبران‌ناپذیر است. *۱. ریزحواس‌پرتی‌هایی که نمی‌دانیم (قاتلان خاموش):* بیشتر مردم می‌دانند که استفاده از تلفن همراه در هنگام رانندگی ممنوع است. اما پژوهش‌های میدانی (مانند مطالعات محققان دانشگاه ویرجینیا) نشان می‌دهد که عوامل بسیار کوچک‌تری نیز به یک اندازه کشنده هستند: · *تغییر ایستگاه رادیویی یا تنظیم تهویه:* تنها ۲ ثانیه نگاه به داخل کابین، در سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت به معنای طی کردن بیش از ۵۵ متر با چشمان بسته است. · *مکالمه با سرنشین (حتی بدون نگاه به او):* کاهش فعالیت لوب آهیانه‌ای مغز که مسئول پردازش میدان دید محیطی است. این پدیده «کوری ناشی از عدم توجه» (Inattentional Blindness) نام دارد و باعث می‌شود عابر پیاده‌ای که در گوشه میدان دید شماست، کاملاً ناپدید شود. · *استفاده از هندزفری (دست‌آزاد):* برخلاف باور عمومی، هندزفری خطر را کاهش نمی‌دهد، زیرا بار شناختی (Cognitive Load) مکالمه همچنان روی قشر پیشانی مغز باقی می‌ماند. پژوهش‌های انجمن روانشناسی آمریکا (APA) نشان می‌دهد که حتی مکالمه با هندزفری، زمان واکنش ترمز را به اندازه ۰٫۵ ثانیه افزایش می‌دهد که در تصادف قریب‌الوقوع، معادل ۱۴ متر توقف دیرتر است. · *خوردن نوشیدنی یا نگاه به نقشه (مسیریاب):* این کارها «حواس‌پرتی دستی و بصری» همزمان ایجاد می‌کنند که خطر تصادف را تا ۳ برابر افزایش می‌دهد. *۲. پیامدهای آماری و انسانی:* آمار سازمان جهانی بهداشت (WHO) حاکی از آن است که سالانه بیش از ۱٫۳ میلیون نفر در جاده‌ها جان می‌بازند. در بیش از ۳۰٪ از این موارد، علت اصلی «کاهش توجه» ثبت شده است، نه سرعت غیرمجاز یا نقص فنی. هر کدام از این آمار، به معنای فروپاشی یک خانواده، اشک های بی‌پایان و «افسوس تا آخر عمر» برای بازماندگانی است که کاش یک ثانیه قبل، آن خوراکی کوچک را نمی‌خوردند یا آن تماس را به بعد موکول می‌کردند. *۳. ذهن‌آگاهی؛ تنها راهکار علمی:* ذهن‌آگاهی در رانندگی (Mindful Driving) به معنای حضور کامل در لحظه و نظارت بر وضعیت درونی خود (خستگی، استرس، غرور) و بیرونی (جاده، خودروها، عابران) است. این مفهوم با «رانندگی خودکار» (Autopilot Driving) که در آن مغز در خیال و روزمرگی غوطه‌ور است، تفاوت بنیادین دارد. پژوهشگران دانشگاه ساسکس دریافتند که ۱۰ دقیقه تمرین ذهن‌آگاهی پیش از رانندگی، تعداد خطاهای رانندگی را تا ۳۰٪ کاهش می‌دهد. *نتیجه‌گیری و توصیه اکید:* هیچ مهارت یا تجربه‌ای نمی‌تواند مغز بیولوژیک شما را از محدودیت‌هایش فراتر ببرد. لطفاً توصیه‌های کارشناسان را نه به‌عنوان یک محدودیت، بلکه به‌عنوان یک «کمربند ایمنی برای ذهن» خود جدی بگیرید: · پیش از روشن کردن موتور، تمام عوامل حواس‌پرتی را خاموش یا در دسترس ناپذیر کنید. · هندزفری را کنار بگذارید؛ مغز شما برای رانندگی به تمام ظرفیت خود نیاز دارد. · غرور رانندگی را کنار بگذارید؛ جاده به احساسات شما اهمیت نمی‌دهد، فقط به واکنش ۰٫۵ ثانیه‌ای شما اهمیت می‌دهد. ایمنی شما و زنده ماندن شما برای خانواده‌تان، تنها اولویت واقعی در هر سفر است. اجازه ندهید یک لحظه غفلت، به افسوسی تبدیل شود که تا پایان عمر همراهتان باشد.
106
17
Ⓜ️ زوال تدریجی توانایی خواندن: چرا نوجوانان و دانشجویان دیگر نمی‌توانند کتاب بخوانند؟ 📌 آمارهای جدید نشان‌دهنده یک بحران عمیق، خاموش و نسل‌شناختی در سیستم آموزشی و توانایی ذهنی جوانان است. گزارش بزرگ کتاب‌خوانی سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که بخش بزرگی از پسران نوجوان در مقطع دبیرستان، هنوز توانایی خواندن کتاب‌هایی دشوارتر از کتاب‌های دوره ابتدایی را ندارند. این بحران به مدارس محدود نمانده و اکنون استادان دانشگاه شکایت دارند که دانشجویان جدید حتی از پس خواندن یک مقاله علمی ۲۰ صفحه‌ای هم برنمی‌آیند. 📌 طبق گزارش سالانه رنسانس که ۲۳ میلیون فعالیت خواندنِ بیش از یک میلیون دانش‌آموز را تحلیل کرده، پسران ۱۱ تا ۱۴ ساله تقریباً به طور انحصاری به خواندن کتاب‌های بسیار ساده و مصور نظیر خاطرات یک بچه چلمن محدود شده‌اند و طعم چالش‌های ادبی بزرگتر را نمی‌چشند. دختران هم سن آن‌ها گرچه انتخاب‌های متنوع‌تری دارند، اما همچنان با معیارهای رشد شناختی فاصله دارند. بررسی‌ها نشان می‌دهد کمتر از ۱۰ درصد پسران ۱۴ تا ۱۶ ساله روزانه برای لذت مطالعه می‌کنند و نمرات خواندن دانش‌آموزان سال آخر دبیرستان به پایین‌ترین حد خود از سال ۱۹۹۲ رسیده است. 📌 تحلیل عصب‌شناختی زوال تمرکز: مغز به عنوان یک عضله سیستم عصبی انسان بر اساس اصل استفاده کن یا از دست بده کار می‌کند. مسیرهای عصبی مغز که وظیفه حفظ توجه مستمر و طولانی‌مدت را بر عهده دارند، تنها در صورت تمرین مداوم و مواجهه با متون طولانی ساخته و تقویت می‌شوند؛ در غیر این صورت، این مسیرها دچار آتروفی یا تحلیل رفتن می‌شوند. وقتی ذهن نوجوانان روزانه با ویدیوهای چند ثانیه‌ای شبکه‌های اجتماعی و اسکرول بی‌انتها بمباران می‌شود، توانایی بیولوژیکی مغز برای تمرکز روی یک متن خطی طولانی فرو می‌پاشد. جالب اینکه طبق تحقیقات، حتی حضور فیزیکی یک گوشی تلفن همراه روی میز (حتی به صورت خاموش و رو به پایین)، بخشی از ظرفیت پردازش شناختی مغز را برای نادیده گرفتن آن اشغال کرده و عملکرد ذهن را تضعیف می‌کند. 📌در کنار گوشی‌های هوشمند، ورود ابزارهای هوش مصنوعی مولد نیز به این تنبلی بیولوژیکی دامن زده است. دانش‌آموزان و دانشجویان به جای تلاش برای خواندن متون سخت، از چت‌بات‌ها می‌خواهند تا متون را برای آن‌ها خلاصه کنند یا مقالاتشان را بنویسند؛ فرآیندی که مغز را از مواجهه با چالش و مقاومت فکری محروم می‌کند. 📌پژوهش دانشگاه MIT: هوش مصنوعی چگونه مغز را تنبل می‌کند؟ مطالعه اخیر دانشمندان دانشگاه ام‌آی‌تی بر روی داوطلبانی که از چت‌بات‌ها برای کارهای شناختی نظیر نوشتن مقالات استفاده می‌کردند، حقایق تکان‌دهنده‌ای را فاش کرد. تصاویر مغزی نشان دادند که در زمان استفاده از هوش مصنوعی، فعالیت نواحی مرتبط با خلاقیت در مغز به شدت کاهش می‌یابد. بدتر از آن، حدود ۸۳ درصد از کاربرانی که از هوش مصنوعی استفاده کرده بودند، پس از پایان کار حتی نتوانستند یک خط از مطلبی که خودشان با کمک ابزار تولید کرده بودند را به یاد بیاورند. این تحقیق نشان داد که واگذاری تلاش‌های ذهنی به چت‌بات‌ها، مغز را از انجام کارهای فکری عمیق محروم کرده و مانع از یادگیری واقعی می‌شود. 📌 نظام آموزشی امروزی با کاهش زمان‌های مطالعه کلاسی و حذف مواجهه‌های فکری دشوار، عملاً به این عقب‌گرد شناختی دامن زده است. کارشناسان هشدار می‌دهند که برای نجات تمرکز و تفکر انتقادی نسل‌های آینده، بازگرداندن فضاهای بدون فناوری و اختصاص زمان‌های مطالعه مستمر در طول روز، یک ضرورت حیاتی و غیرقابل چشم‌پوشی است. [منبع] @Science_Focus 🛄 @zistboommedia || مدرسه علوم انسانی
56
18
کمال گرایی از کجا آب می خورد؟ برای اینکه در روان یک آدم، یک ویژگی شخصیتی، حسابی پرورده شود و شکل بگیرد، از لحظه تولد تا بزرگسالی، چندین و چند عامل دست به دست هم می دهند. کمال گرایی هم طبق تعریف روان شناس ها، یک ویژگی شخصیتی است. البته این به آن معنی نیست که کمال گراها تا آخر عمرشان نمی توانند هیچ تغییری در این ویژگی شان به وجود آورند. دلایل: ۱) والدین قدرت طلب: آدم هایی که بیش از حد کمال گرا هستند، در کودکی والدینی داشته اند قدرت طلب؛ پدر و مادری که توی کله بچه شان فرو کرده اند «همیشه ما درست می گوییم، همیشه حق با ماست و همیشه ما درست رفتار می کنیم». این والدین نه چندان محترم، تفاوت توانایی های خودشان و بچه های نازنینشان را درک نمی کنند، به همین خاطر سعی می کنند با تنبیه، کودکانشان را مجبور کنند به معیار های والایشان دست یابند؛ معیارهایی که آن قدر غیرواقع بینانه اند که در کمتر موردی بچه ای می تواند به آنها دست یابد. روان شناس ها به این سبک به اصطلاح «تربیت بچه» می گویند: «سبک والدینی قدرت طلبانه». ۲) والدین کمال گرا: از قدیم و ندیم گفته اند «گندم از گندم بروید، کمال گرا هم از کمال گرا». غیر از والدین دیکتاتور، والدین کمال گرا هم بچه های کمال گرا تحویل جامعه می دهند. والدینی که خودشان کمال گرا هستند، نه تنها موفقیت های کودکانشان را کوچک می شمارند بلکه حتی موفقیت های خودشان را هم قبول ندارند. آنها یک شخصیت وسواسی و بیش از حد منظم دارند و کودکان این افراد به همین خاطر، هیچ وقت احساس خوبی نسبت به موفقیت هایشان ندارند و در نتیجه احساس خوبی نسبت به خودشان هم ندارند چون هیچ وقت نتوانسته اند والدینشان را خشنود کنند. ۳) باورهای فردی: بعضی باورهای افراد که موجب کمال گرایی می شوند عبارتند از: الف. نیاز به تایید؛ «همه افراد مهم زندگی من از جمله والدین، همسر، بچه ها و همکارانم باید مرا تایید کنند و دوستم بدارند». ب) انتظارات بیش از حد از خود؛ «اگر من در همه زمینه ها با کفایت نباشم فرد بی ارزشی هستم». ج) مستعد سرزنش؛ «اگر من نتوانم به پیروزی دست پیدا کنم، دیگران حق دارند مرا تنبیه کنند». د) نگرانی بیش از اندازه؛ «چه موقعیت حساس باشد و چه نه، من باید به هر حال نگران باشم». ه‍) پرهیز از مشکلات؛ «فرار از مشکلات بهتر از درگیر شدن با آنهاست» 🌹🪴🌹
101
19
کمال گرایی از کجا آب می خورد؟ برای اینکه در روان یک آدم، یک ویژگی شخصیتی، حسابی پرورده شود و شکل بگیرد، از لحظه تولد تا بزرگسالی، چندین و چند عامل دست به دست هم می دهند. کمال گرایی هم طبق تعریف روان شناس ها، یک ویژگی شخصیتی است. البته این به آن معنی نیست که کمال گراها تا آخر عمرشان نمی توانند هیچ تغییری در این ویژگی شان به وجود آورند. دلایل: ۱) والدین قدرت طلب: آدم هایی که بیش از حد کمال گرا هستند، در کودکی والدینی داشته اند قدرت طلب؛ پدر و مادری که توی کله بچه شان فرو کرده اند «همیشه ما درست می گوییم، همیشه حق با ماست و همیشه ما درست رفتار می کنیم». این والدین نه چندان محترم، تفاوت توانایی های خودشان و بچه های نازنینشان را درک نمی کنند، به همین خاطر سعی می کنند با تنبیه، کودکانشان را مجبور کنند به معیار های والایشان دست یابند؛ معیارهایی که آن قدر غیرواقع بینانه اند که در کمتر موردی بچه ای می تواند به آنها دست یابد. روان شناس ها به این سبک به اصطلاح «تربیت بچه» می گویند: «سبک والدینی قدرت طلبانه». ۲) والدین کمال گرا: از قدیم و ندیم گفته اند «گندم از گندم بروید، کمال گرا هم از کمال گرا». غیر از والدین دیکتاتور، والدین کمال گرا هم بچه های کمال گرا تحویل جامعه می دهند. والدینی که خودشان کمال گرا هستند، نه تنها موفقیت های کودکانشان را کوچک می شمارند بلکه حتی موفقیت های خودشان را هم قبول ندارند. آنها یک شخصیت وسواسی و بیش از حد منظم دارند و کودکان این افراد به همین خاطر، هیچ وقت احساس خوبی نسبت به موفقیت هایشان ندارند و در نتیجه احساس خوبی نسبت به خودشان هم ندارند چون هیچ وقت نتوانسته اند والدینشان را خشنود کنند. ۳) باورهای فردی: بعضی باورهای افراد که موجب کمال گرایی می شوند عبارتند از: الف. نیاز به تایید؛ «همه افراد مهم زندگی من از جمله والدین، همسر، بچه ها و همکارانم باید مرا تایید کنند و دوستم بدارند». ب) انتظارات بیش از حد از خود؛ «اگر من در همه زمینه ها با کفایت نباشم فرد بی ارزشی هستم». ج) مستعد سرزنش؛ «اگر من نتوانم به پیروزی دست پیدا کنم، دیگران حق دارند مرا تنبیه کنند». د) نگرانی بیش از اندازه؛ «چه موقعیت حساس باشد و چه نه، من باید به هر حال نگران باشم». ه‍) پرهیز از مشکلات؛ «فرار از مشکلات بهتر از درگیر شدن با آنهاست» کمال گرایی از کجا آب می خورد؟ برای اینکه در روان یک آدم، یک ویژگی شخصیتی، حسابی پرورده شود و شکل بگیرد، از لحظه تولد تا بزرگسالی، چندین و چند عامل دست به دست هم می دهند. کمال گرایی هم طبق تعریف روان شناس ها، یک ویژگی شخصیتی است. البته این به آن معنی نیست که کمال گراها تا آخر عمرشان نمی توانند هیچ تغییری در این ویژگی شان به وجود آورند. دلایل: ۱) والدین قدرت طلب: آدم هایی که بیش از حد کمال گرا هستند، در کودکی والدینی داشته اند قدرت طلب؛ پدر و مادری که توی کله بچه شان فرو کرده اند «همیشه ما درست می گوییم، همیشه حق با ماست و همیشه ما درست رفتار می کنیم». این والدین نه چندان محترم، تفاوت توانایی های خودشان و بچه های نازنینشان را درک نمی کنند، به همین خاطر سعی می کنند با تنبیه، کودکانشان را مجبور کنند به معیار های والایشان دست یابند؛ معیارهایی که آن قدر غیرواقع بینانه اند که در کمتر موردی بچه ای می تواند به آنها دست یابد. روان شناس ها به این سبک به اصطلاح «تربیت بچه» می گویند: «سبک والدینی قدرت طلبانه». ۲) والدین کمال گرا: از قدیم و ندیم گفته اند «گندم از گندم بروید، کمال گرا هم از کمال گرا». غیر از والدین دیکتاتور، والدین کمال گرا هم بچه های کمال گرا تحویل جامعه می دهند. والدینی که خودشان کمال گرا هستند، نه تنها موفقیت های کودکانشان را کوچک می شمارند بلکه حتی موفقیت های خودشان را هم قبول ندارند. آنها یک شخصیت وسواسی و بیش از حد منظم دارند و کودکان این افراد به همین خاطر، هیچ وقت احساس خوبی نسبت به موفقیت هایشان ندارند و در نتیجه احساس خوبی نسبت به خودشان هم ندارند چون هیچ وقت نتوانسته اند والدینشان را خشنود کنند. ۳) باورهای فردی: بعضی باورهای افراد که موجب کمال گرایی می شوند عبارتند از: الف. نیاز به تایید؛ «همه افراد مهم زندگی من از جمله والدین، همسر، بچه ها و همکارانم باید مرا تایید کنند و دوستم بدارند». ب) انتظارات بیش از حد از خود؛ «اگر من در همه زمینه ها با کفایت نباشم فرد بی ارزشی هستم». ج) مستعد سرزنش؛ «اگر من نتوانم به پیروزی دست پیدا کنم، دیگران حق دارند مرا تنبیه کنند». د) نگرانی بیش از اندازه؛ «چه موقعیت حساس باشد و چه نه، من باید به هر حال نگران باشم». ه‍) پرهیز از مشکلات؛ «فرار از مشکلات بهتر از درگیر شدن با آنهاست .» 🌹🪴🌹
1
20
کمال گرایی از کجا آب می خورد؟ برای اینکه در روان یک آدم، یک ویژگی شخصیتی، حسابی پرورده شود و شکل بگیرد، از لحظه تولد تا بزرگسالی، چندین و چند عامل دست به دست هم می دهند. کمال گرایی هم طبق تعریف روان شناس ها، یک ویژگی شخصیتی است. البته این به آن معنی نیست که کمال گراها تا آخر عمرشان نمی توانند هیچ تغییری در این ویژگی شان به وجود آورند. دلایل: ۱) والدین قدرت طلب: آدم هایی که بیش از حد کمال گرا هستند، در کودکی والدینی داشته اند قدرت طلب؛ پدر و مادری که توی کله بچه شان فرو کرده اند «همیشه ما درست می گوییم، همیشه حق با ماست و همیشه ما درست رفتار می کنیم». این والدین نه چندان محترم، تفاوت توانایی های خودشان و بچه های نازنینشان را درک نمی کنند، به همین خاطر سعی می کنند با تنبیه، کودکانشان را مجبور کنند به معیار های والایشان دست یابند؛ معیارهایی که آن قدر غیرواقع بینانه اند که در کمتر موردی بچه ای می تواند به آنها دست یابد. روان شناس ها به این سبک به اصطلاح «تربیت بچه» می گویند: «سبک والدینی قدرت طلبانه». ۲) والدین کمال گرا: از قدیم و ندیم گفته اند «گندم از گندم بروید، کمال گرا هم از کمال گرا». غیر از والدین دیکتاتور، والدین کمال گرا هم بچه های کمال گرا تحویل جامعه می دهند. والدینی که خودشان کمال گرا هستند، نه تنها موفقیت های کودکانشان را کوچک می شمارند بلکه حتی موفقیت های خودشان را هم قبول ندارند. آنها یک شخصیت وسواسی و بیش از حد منظم دارند و کودکان این افراد به همین خاطر، هیچ وقت احساس خوبی نسبت به موفقیت هایشان ندارند و در نتیجه احساس خوبی نسبت به خودشان هم ندارند چون هیچ وقت نتوانسته اند والدینشان را خشنود کنند. ۳) باورهای فردی: بعضی باورهای افراد که موجب کمال گرایی می شوند عبارتند از: الف. نیاز به تایید؛ «همه افراد مهم زندگی من از جمله والدین، همسر، بچه ها و همکارانم باید مرا تایید کنند و دوستم بدارند». ب) انتظارات بیش از حد از خود؛ «اگر من در همه زمینه ها با کفایت نباشم فرد بی ارزشی هستم». ج) مستعد سرزنش؛ «اگر من نتوانم به پیروزی دست پیدا کنم، دیگران حق دارند مرا تنبیه کنند». د) نگرانی بیش از اندازه؛ «چه موقعیت حساس باشد و چه نه، من باید به هر حال نگران باشم». ه‍) پرهیز از مشکلات؛ «فرار از مشکلات بهتر از درگیر شدن با آنهاست» کمال گرایی از کجا آب می خورد؟ برای اینکه در روان یک آدم، یک ویژگی شخصیتی، حسابی پرورده شود و شکل بگیرد، از لحظه تولد تا بزرگسالی، چندین و چند عامل دست به دست هم می دهند. کمال گرایی هم طبق تعریف روان شناس ها، یک ویژگی شخصیتی است. البته این به آن معنی نیست که کمال گراها تا آخر عمرشان نمی توانند هیچ تغییری در این ویژگی شان به وجود آورند. دلایل: ۱) والدین قدرت طلب: آدم هایی که بیش از حد کمال گرا هستند، در کودکی والدینی داشته اند قدرت طلب؛ پدر و مادری که توی کله بچه شان فرو کرده اند «همیشه ما درست می گوییم، همیشه حق با ماست و همیشه ما درست رفتار می کنیم». این والدین نه چندان محترم، تفاوت توانایی های خودشان و بچه های نازنینشان را درک نمی کنند، به همین خاطر سعی می کنند با تنبیه، کودکانشان را مجبور کنند به معیار های والایشان دست یابند؛ معیارهایی که آن قدر غیرواقع بینانه اند که در کمتر موردی بچه ای می تواند به آنها دست یابد. روان شناس ها به این سبک به اصطلاح «تربیت بچه» می گویند: «سبک والدینی قدرت طلبانه». ۲) والدین کمال گرا: از قدیم و ندیم گفته اند «گندم از گندم بروید، کمال گرا هم از کمال گرا». غیر از والدین دیکتاتور، والدین کمال گرا هم بچه های کمال گرا تحویل جامعه می دهند. والدینی که خودشان کمال گرا هستند، نه تنها موفقیت های کودکانشان را کوچک می شمارند بلکه حتی موفقیت های خودشان را هم قبول ندارند. آنها یک شخصیت وسواسی و بیش از حد منظم دارند و کودکان این افراد به همین خاطر، هیچ وقت احساس خوبی نسبت به موفقیت هایشان ندارند و در نتیجه احساس خوبی نسبت به خودشان هم ندارند چون هیچ وقت نتوانسته اند والدینشان را خشنود کنند. ۳) باورهای فردی: بعضی باورهای افراد که موجب کمال گرایی می شوند عبارتند از: الف. نیاز به تایید؛ «همه افراد مهم زندگی من از جمله والدین، همسر، بچه ها و همکارانم باید مرا تایید کنند و دوستم بدارند». ب) انتظارات بیش از حد از خود؛ «اگر من در همه زمینه ها با کفایت نباشم فرد بی ارزشی هستم». ج) مستعد سرزنش؛ «اگر من نتوانم به پیروزی دست پیدا کنم، دیگران حق دارند مرا تنبیه کنند». د) نگرانی بیش از اندازه؛ «چه موقعیت حساس باشد و چه نه، من باید به هر حال نگران باشم». ه‍) پرهیز از مشکلات؛ «فرار از مشکلات بهتر از درگیر شدن با آنهاست .» 🌹🪴🌹
1