6 025
Subscribers
-324 hours
-27 days
+4630 days
Posts Archive
6 022
Repost from اتاق مهارت «تفکر، سازگاری و یادگیری»
نظم؛ آری یا نه؟
در فیلم ماتریکس دو شخصیت، نمایندهی دو نگاه متفاوت به جهاناند:
آرشیتکت (Architect)؛ نظم، محاسبه و پیشبینی.
اوراکل (Oracle)؛ انتخاب، عدمقطعیت و امکان.
از چشم آرشیتکت، جهان شبیه بازی دومینوست؛ هر اتفاق علتی دارد و هر حرکت، نتیجهای قابل پیشبینی. جهانی امن و منظم، اما محدود به مسیرهایی که از قبل تعریف شدهاند.
اوراکل اما از جهانی حرف میزند که همهچیز در آن قابل محاسبه نیست. هر انتخاب میتواند مسیری را باز کند که لحظهای پیش حتی نمیدانستیم وجود دارد.
این تفاوت را حتی در تصویر فیلم میبینیم: درون ماتریکس، کتوشلوارها، ساختمانها و آدمها یکدست و منظماند؛ در زایان، تنوع، تفاوت و بیقاعدگی بیشتری دیده میشود.
شاید زندگی هم انتخاب میان نظم و بینظمی نباشد:نظم، آنچه را میشناسیم قابل مدیریت میکند؛بینظمی، امکانِ چیزی را فراهم میکند که هنوز نمیشناسیم.
آنقدر نظم که بتوانیم حرکت کنیم؛آنقدر بینظمی که بتوانیم تغییر کنیم.
#ماتریکس #نظم #بینظمی #عدم_قطعیت #انتخاب #رشد
6 022
Repost from اتاق مهارت «تفکر، سازگاری و یادگیری»
#نظم_بینظمی
اگر چند تکه سنگ را به ردیف و روی یک خط در کنار هم بچینیم، از نظر عموم مردم منظم تلقی خواهد شد؛ ولی اگر همین سنگ ها را بر اساس یک تابع ریاضی پیچیده تر روی دستگاه مختصات دو بعدی قرار دهیم و شکلی را که سنگ ها ایجاد کرده اند به آنها نشان دهیم غالبا آنرا نامنظم خواهند نامید.
واژه «بی نظمی» یک سوء برداشت است. بینظمی، نوعی نظم عمیق تر و پیچیده تر است که ذهن ما نتوانسته است فرمول و الگوی نظمش را کشف کند.
اغلب فلاسفه معتقدبه #نظام_احسن بودند؛ بدین معنی که همه چیز در طبیعت و هستی، بر اساس بهترین الگوی ممکن نظم یافته است و این ذهن محدود و مهبوط بشر است که نمی تواند پی به الگوی نظم های پیچیدهتر ببرد و لاجرم آنها را بی نظمی مینامد؛
افتادن سنگی از صخره ای، ارتعاش حنجره کودکی و خش خش برگی در زیر پای یک عابر، همه بر اساس نظمی بسیار عظیم اند که در آن هم جبر دخیل است و هم اختیار...
نیست در دایره یک نقطه خلاف از پس و پیش که من این مساله بی چون و چرا میبینم#حافظ
6 022
Repost from Statistickit
تقدیرِ روانِ آدمی تجربه زندگی است و راه فراری هم وجود ندارد.ما باید از پردههایِ تو در تویِ نامعلوم سرنوشت عبور کنیم....
اگرچه دست تقدیر را سخت فشردهام اما هرگز شمشیر جنگیدن با آن را در غلاف نگذاشتهام. اجازه دادهام آن کُنَد که میخواهد و من نیز در این میان برای آنچه میخواهم، شمشیر میزنم. کسی زمان اعلام پیروز این میدان را نمیداند. شاید زمانی که مرگ بر پشت من با شدتی مهیب، نهیب زد، آن لحظه بتوانم بر نتیجهی این نبرد قضاوتی کنم. اکنون زمان قضاوت نیست.
القصه، کوشیدهام زنده بمانم، هنوز زندهام و هنوز قصهای جریان دارد.برای شبهایی که حتم دارم جز ادامه دادن راهی وجود ندارد.
امپراتورِ فیلسوف کتابش را با این جملهها تمام میکند:«پس با چهرهای خندان صحنه را ترک کن، زیرا کسی که تو را به رفتن امر میکند با چهرهای خندان این کار را انجام میدهد».
6 022
Repost from Statistickit
معنای زندگی از فرد به فرد، روز به روز، ساعت به ساعت در تغییر است. از این رو آنچه مهم است معنای زندگی به طور اعم نیست، بلکه هر فرد میبایست معنی و هدف زندگی خود را در لحظات مختلف دریابد.#ویکتور فرانکل📕انسان در جستجوی معنی
6 022
Repost from اتاق مهارت «تفکر، سازگاری و یادگیری»
دقت کردهاید اکثر ما تصور میکنیم مثل اکثر آدمها نیستیم؟
فکر میکنیم دیگران تحتتأثیر جمعاند، اما ما مستقل فکر میکنیم؛دیگران گرفتار تعصباند، اما ما منطقیایم؛دیگران خودشان را فریب میدهند، اما ما خودمان را خوب میشناسیم.
و شاید طنز ماجرا همین باشد:«یکی از چیزهایی که ما را شبیه اکثر آدمها میکند، همین باور است که شبیه اکثر آدمها نیستیم.»
در روانشناسی، بخشی از این پدیده را میتوان با مفهوم اثر «بهتر از متوسط» (Better-than-Average Effect) توضیح داد؛ تمایل ما به اینکه خودمان را در بسیاری از ویژگیهای مطلوب، بالاتر از فرد متوسط ارزیابی کنیم.
#خودشناسی #روانشناسی #سوگیری_شناختی #تفکر_نقادانه
6 022
“What is significant in one’s own existence one is hardly aware, and it certainly should not bother the other fellow. What does a fish know about the water in which he swims all his life?”
Albert Einstein, Out of My Later Years, “Self-Portrait,” p. 5.
شاید نزدیکترین چیزها به ما، همانهایی باشند که کمتر از همه میبینیم؛ چون همیشه درونشان زندگی کردهایم!
6 022
Repost from اتاق مهارت «تفکر، سازگاری و یادگیری»
نکاتی برای انتخاب رشته کارشناسی ارشد
انتخاب رشته فقط چیدن چند کدرشته بر اساس رتبه نیست؛ باید ترکیبی از شانس قبولی، علاقه، آینده و شرایط واقعی زندگی باشد.
۱. بررسی کدضریب و رتبه
ابتدا مشخص کنید در کدام کدضریبها و رشتهها، با توجه به رتبهتان شانس قبولی بیشتری دارید.
۲. مشخصکردن هدف و علاقه
صرفاً به «کجا قبول میشوم؟» فکر نکنید؛ ببینید واقعاً به کدام رشته علاقه دارید و چرا میخواهید آن را ادامه دهید.
۳. بررسی آیندهی تحصیلی و شغلی رشته
بازار کار، مهارتهای موردنیاز، امکان ورود به حوزههای مرتبط و چشمانداز چند سال آینده را بررسی کنید.
۴. مقایسهی درست دانشگاهها و دورهها
روزانه، نوبت دوم، پردیس خودگردان، پیامنور، غیرانتفاعی و آزاد را فقط با اسم مقایسه نکنید؛ کیفیت آموزشی، شهریه، اعتبار، امکانات و شرایط حضور را هم ببینید.
۵. اولویتبندی تمام انتخابهای مجاز
انتخابها را بر اساس چیزی که واقعاً ترجیح میدهید مرتب کنید، نه صرفاً بر اساس حدس دربارهی احتمال قبولی.
۶. دیدنِ تصویر کامل
اساتید و گروه آموزشی، امکان ادامه تحصیل در دکتری، موقعیت جغرافیایی، هزینهی زندگی و رفتوآمد، شرایط شغلی خودتان و سایر محدودیتهای شخصی را هم وارد تصمیم کنید.
انتخاب رشتهی خوب یعنی فقط به این فکر نکنیم «کجا قبول میشوم؟»؛
بلکه بپرسیم «اگر قبول شدم، آیا واقعاً میخواهم چند سال آیندهام را در این مسیر بگذرانم؟»
#انتخاب_رشته #کارشناسی_ارشد #کنکور_ارشد #دانشگاه #انتخاب_آگاهانه #آینده_شغلی
6 022
نقشی که رنگ بست از این خاک بیوفاست
نقشی که رنگ بست ز بالا مبارکست
بر خاکیان جمال بهاران خجستهست
بر ماهیان طپیدن دریا مبارکست
#مولانای_جان
مولانا انگار میان «نقش» و «اصل» تفاوت میگذارد. نقشهایی که در زندگی میگیریم، هرقدر عزیز و مهم، ماندگار نیستند؛ روزی میآیند و روزی هم وقتِ تمامشدنشان میرسد.
اما تمامشدنِ یک نقش، لزوماً تمامشدنِ مسیر نیست. همانطور که برای ماهی، جداشدن از خاک پایان نیست؛ بازگشت به دریاست.
گاهی وقتِ کنارگذاشتن یک نقش میرسد، نه چون چیزی کم گذاشتهایم، بلکه چون آن نقش سهم خودش را از زندگی ما گرفته و کار خودش را کرده است.
بعضی پایانها از نگاهِ خاک، رفتناند؛و از نگاهِ دریا، رسیدن.
#مولانا #عرفان #ناپایداری #رهایی #پایان #رسیدن #تغییر #زندگی
6 022
+1
همه میدانند آمارِ ارشد اقتصاد درس سادهای نیست. وقتی داوطلبی میگوید در سه ماه جمعبندی، آمار را ۶۳ درصد زده، این فقط یک عدد نیست؛ نتیجهی درستخواندن، تستزدن و مرور هدفمند است.
«حرفهای» دیگر برایم کلمهی چندان جذابی نیست. حالا که کمکم به آویزانکردن ماژیک نزدیک میشوم، چیز دیگری برایم مهمتر است:
اینکه اگر همین امروز کار را جمع کنم، حسرتی ندارم.شاید بهترین پایان همین باشد؛هنوز بتوانی ادامه بدهی، اما بدانی چیزی روی زمین نگذاشتهای.بعضی پایانها شکست نیستند؛
رسیدناند.
و این پیام، جالب اینکه ساعت ۲۲:۱۱ رسید…گاهی عددها هم بلدند سرِ وقت پیدایشان شود. 🌱
#تدریس #آمار #کنکور_ارشد #اقتصاد #معلمی #پایان_یک_مسیر #حسرت #رسیدن
6 022
شاید «آغوش دریا» بیش از آنکه یک مکان باشد، آخرین پناهِ آشناست؛ جایی که مرگ، در حضور چیزی که دوستش داشتهای، کمی کمتر غریبه به نظر میرسد.
و چه خوشبخت است کسی که پیش از رسیدنِ آن لحظه، دریای خودش را پیدا کرده باشد...!
6 022
شاید «آغوش دریا» بیش از آنکه یک مکان باشد، آخرین پناهِ آشناست؛ جایی که مرگ، در حضور چیزی که دوستش داشتهای، کمی کمتر غریبه به نظر میرسد.
و چه خوشبخت است کسی که پیش از رسیدنِ آن لحظه، دریای خودش را پیدا کرده باشد...!
6 022
Repost from Statistickit
❤️فرود آمدن قوی زیبا
در فضای مه آلود سد بهبهان …
اینگونه میگویند که چون وقت جان دادن قوی زیبا فرامیرسد میرود به آغوش دریا. همانجا میشتابد که عشق ورزیده. همانجا که در افسون ناب آن میتواند خود را از اضطراب مرگ فارغ کند.
6 022
Repost from اتاق مهارت «تفکر، سازگاری و یادگیری»
هرچه از زندگی میرود، الزاماً به همان شکل بازنمیگردد؛ گاهی آدمی میرود و آگاهی میآید، فرصتی میرود و مسیر میآید، جوانی میرود و پختگی میآید.
«نقشی دیگر» یعنی زندگی همیشه آنچه را از ما میگیرد، با همان بستهبندی پس نمیدهد.
گاهی حتی چیزی «پس» نمیدهد؛ ما در نبودنش چیزی میشویم که پیش از آن نبودیم.
شاید برای همین بعضی فقدانها را فقط باید از فاصلهی چند ساله فهمید؛ آنوقت میبینیم چیزی که روزی پایان به نظر میرسید، آرامآرام شکل دیگری از زندگی را آغاز کرده بود.
#مولانا #نقشی_دیگر #فقدان #تغییر #رشد_فردی #پذیرش #زندگی
6 022
Repost from اتاق مهارت «تفکر، سازگاری و یادگیری»
آتشی نو در وجود اندرزدیم
در میان محو نو اندرشدیم
نیک و بد اندر جهان هستی است
ما نه نیکیم ای برادر نی بدیم
#مولانای_جان
آدم وقتی کمی از خودش فاصله میگیرد، دیگر آنقدر عجله ندارد که بگوید «من آدم خوبیام» یا «من آدم بدیام». میبیند که در او، مثل جهان، امکان هر دو هست; و شاید آگاهی درست از همین دیدن آغاز شود.
معمولاً آنهایی که بیش از همه اصرار دارند ثابت کنند «آدم خوبی» هستند، بیش از همه به این برچسب نیاز دارند.
#خودشناسی #آگاهی #دوگانگی #محو_شدن
6 022
چه کسی است که نداند مجموعهی «زبان زیر ذرهبین» اولین بار این سبک را وارد بازار کرد و بعد از آن، کموبیش، نمونههای مشابه یکییکی از راه رسیدند؟
@GeneralEnglish
ما هم اگر «ذرهبین» را به کتابمون اضافه کردیم، آنقدر جرأت داریم که بگوییم این ایده پیش از ما در مجموعهی «زبان زیر ذرهبین» بوده. الهام گرفتن را میشود گفت؛ لازم نیست اسمش را نوآوری بگذاریم.😉
6 022
Repost from Research
زیر ذرهبین؛ از فهم تا تسلط
این کتاب با هدف ارائهی آموزشی مفهومی، منسجم و مسئلهمحور از آمار و احتمال تدوین شده است؛ آموزشی که در آن، فهم منطق مفاهیم بر حفظ فرمولها و تکنیکهای پراکنده مقدم است.
محتوای کتاب متناسب با سرفصلهای مصوب وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و نیازهای داوطلبان آزمون کارشناسی ارشد رشتههای مدیریت، حسابداری، برنامهریزی شهری و GIS تنظیم شده است. در تدوین مطالب تلاش شده ضمن حفظ دقت علمی، مفاهیم با بیانی روشن و آموزشی ارائه شوند تا خواننده بتواند از فهم مفهوم به حل مسئله و از حل مسئله به تسلط در آزمون برسد.
کتاب «آمار و احتمالات ارشد زیر ذرهبین» میتواند برای داوطلبان آزمون دکتری نیز، در صورت نیاز به مرور و تقویت مباحث پایه، منبع مناسبی باشد. بهویژه در مباحث احتمال، آمار استنباطی و آزمون فرض، تثبیت مفاهیم پایه میتواند زمینهی مناسبی برای ادامهی مطالعه در کتاب «آمار و احتمالات دکتری زیر ذرهبین» فراهم کند؛ کتابی که متناسب با سطح، مباحث و نیازهای آزمون دکتری تدوین شده است.
مطالب درسی ارائهشده در این کتاب، صرفاً حاصل مطالعه و گردآوری منابع نیست؛ بلکه پشتوانهی آن نزدیک به ۳۰ سال تدریس مستمر در حوزهی کنکور، از سال ۱۳۷۵ تاکنون، آموزش بیش از ۲۵ هزار دانشجو و حدود ۷۰ هزار ساعت تجربهی تدریس است؛ تجربهای که طی سالها در کلاس درس شکل گرفته و در انتخاب مطالب، شیوهی بیان مفاهیم و نگاه مسئلهمحور این کتاب بازتاب یافته است.
👇🏾👇🏾👇🏾👇🏾👇🏾👇🏾
6 022
پ.ن : بعد از برگزاری دوره مدرک رسمی از یکی از دانشکدههای فنی دانشگاههای تهران ارائه خواهد شد ...
6 022
Repost from اتاق مهارت «تفکر، سازگاری و یادگیری»
فضیلتِ دستپاچه نشدن
شاید چیزی که در ژاپن جالب است، فقط همان بغل پایی نیست که گل میشود؛ اتفاقی است که بعد از گلشدن یا گلنشدن میافتد.
در فرهنگ ژاپنی مفهومی هست به نام گامان؛ توانِ تحمل دشواری، بدون از دست دادن خونسردی و وقار. و شاید راز ماجرا همین باشد: نه اینکه از پیروزی خوشحال نشوی یا از شکست غمگین نشوی؛ بلکه اجازه ندهی یک نتیجه، تمام رنگ زندگیات را تعیین کند.
بغل پا گل میشود؛ شادی میکنند.گل نمیشود؛ زندگی ادامه پیدا میکند.
فضیلت، بیاحساسی نیست؛ دستپاچه نشدن است.اینکه یک برد تو را از زمین جدا نکند و یک باخت، زمین را از زیر پایت نکشد.
#ژاپن #گامان #دستپاچه_نشدن #تاب_آوری #خویشتن_داری #شکست #پیروزی #زندگی
P.S. Big in Japan has nothing to do with the post — just a piece from the soundtrack of my youth.
6 022
Repost from اتاق مهارت «تفکر، سازگاری و یادگیری»
فضیلتِ دستپاچه نشدن
شاید چیزی که در ژاپن جالب است، فقط همان بغل پایی نیست که گل میشود؛ اتفاقی است که بعد از گلشدن یا گلنشدن میافتد.
در فرهنگ ژاپنی مفهومی هست به نام گامان؛ توانِ تحمل دشواری، بدون از دست دادن خونسردی و وقار. و شاید راز ماجرا همین باشد: نه اینکه از پیروزی خوشحال نشوی یا از شکست غمگین نشوی؛ بلکه اجازه ندهی یک نتیجه، تمام رنگ زندگیات را تعیین کند.
بغل پا گل میشود؛ شادی میکنند.گل نمیشود؛ زندگی ادامه پیدا میکند.
فضیلت، بیاحساسی نیست؛ دستپاچه نشدن است.اینکه یک برد تو را از زمین جدا نکند و یک باخت، زمین را از زیر پایت نکشد.
#ژاپن #گامان #دستپاچه_نشدن #تاب_آوری #خویشتن_داری #شکست #پیروزی #زندگی
