6 018
مشترکین
+224 ساعت
+47 روز
-3530 روز
آرشیو پست ها
6 018
شش درس از مقدمه و دیباچه کتاب «قوی سیاه»
نسیم نیکلاس طالب در همان آغاز کتاب، شش باور رایج ما را به چالش میکشد:
۱. قدرت نادانستهها: بزرگترین تحولات زندگی اغلب از جایی میآیند که انتظارش را نداریم. قوی سیاه ناگهانی است، پیامدهای عظیم دارد و پس از وقوع، همه برایش توضیح پیدا میکنند!
۲. توهم پیشبینی: بسیاری از متخصصان با فرمولها و نمودارهای پیچیده، به نادانی خود ظاهری علمی میدهند و مدعی شناخت آینده میشوند.
۳. پذیرش عدم قطعیت: هنر زندگی پیشبینی همهچیز نیست؛ باید چنان انعطافپذیر باشیم که با یک اتفاق غیرمنتظره فرو نریزیم.
۴. فریب شرایط عادی: ما به میانگینها و روندهای معمول دل میبندیم، درحالیکه گاهی یک اتفاق استثنایی تمام معادلات را تغییر میدهد. قهرمانان پیشگیری هم اغلب فراموش میشوند.
۵. غرور دانایی: خطرناکترین نادانی، ندانستن نیست؛ این است که ندانیم چه چیزهایی را نمیدانیم و تصور کنیم نظریههای ما تمام واقعیتاند.
۶. توهم دانایی دانشگاهی:طالب به استادان دانشگاهی میتازد که پشت انبوهی از نظریهها، مقالات و مدلهای آماری پنهان میشوند و گمان میکنند جهان را فهمیدهاند. گاهی تمام هنرشان این است که پس از وقوع یک اتفاق، با اعتمادبهنفس توضیح دهند چرا باید همان اتفاق میافتاد!
انگار هرچه تعداد مقالات بیشتر میشود، فاصله میان دانستن و توهم دانستن کمتر به چشم میآید!
#قوی_سیاه #نسیم_نیکلاس_طالب #عدم_قطعیت
6 018
داوطلبان ارشد و دکتری۱۴۰۶
مدیریت و حسابداری و اقتصاد
میتونند از این برنامههای درسی استفاده کنند...
6 018
«کعبهٔ عشّاق باشد این مقام
هر که ناقص آمد اینجا شد تمام»
چه تعبیر شگفتی از کمال انسان!
شاید کمال، اضافه شدن چیزی به ما نباشد؛ رها شدن از چیزهایی باشد که میان ما و حقیقت فاصله انداختهاند.
و چه زیباست که انسان، ناقص وارد جایی شود و نه با داشتنِ بیشتر، بلکه با سبکبارتر شدن، تمام بازگردد.
#مولانا #قونیه #خودآگاهی #رهایی
6 018
A personal archive of my daily writings and music. Not everything needs an audience.
6 018
سلام، وقت بخیر
در حال حاضر جایی مشغول به کار نیستم و کانالهای تلگرام هم مدتی است بسته شدهاند.
برای ورود به حوزه امنیت سایبری، پیشنهاد میکنم این مباحث را جدی بگیرید:
۱. شبکههای کامپیوتری: پروتکلهای TCP/IP، DNS، HTTP و نحوه انتقال داده در شبکه.
۲. سیستمعامل: لینوکس، مدیریت پردازشها، حافظه و سطح دسترسی کاربران.
۳. برنامهنویسی: پایتون برای خودکارسازی و تحلیل دادهها، و C/C++ برای شناخت عملکرد سیستم.
۴. رمزنگاری: توابع هش، رمزنگاری متقارن و نامتقارن و امضای دیجیتال.
۵. امنیت وب: آسیبپذیریهایی مانند SQL Injection و XSS.
۶. ساختمان داده و الگوریتم: هش برای جستوجوی سریع، گراف برای تحلیل ارتباطات و مسیرهای حمله، درخت برای ساختارهای سلسلهمراتبی و تحلیل پیچیدگی برای ارزیابی کارایی الگوریتمها.
به نظرم ابتدا مبانی شبکه، سیستمعامل و برنامهنویسی را تقویت کنید و سپس وارد مباحث تخصصی امنیت شوید.
موفق باشید.
6 018
هرگز نمیدانیم که میرویم . وقتی روانهایم
در را به شوخی میبندیم و سرنوشت در پی ما میآید و کُلون در را میاندازد
و ما را دیگر دیداری نیست.
#امیلی_دیکنسون
گل شقایق بازیگری تنهاست در زمینی سوخته ؛خوشا بسان شقایق قهرمان سرنوشت خود بودن و سرآخر در محراب سوختهی خویش نماز خواندن...
شاید معنای رهایی همین باشد؛ اینکه حتی وقتی سرنوشت درها را پشت سرمان میبندد، هنوز راهی به سوی خدا باقی بماند.چنان که سهراب سپهری میگفت :
باد میرفت به سر وقت چنار
من به سر وقت خدا میرفتم
#سهراب_سپهری_سرنوشت #رهایی #معنوی
6 018
هرگز نمیدانیم که میرویم وقتی روانهایم
در را به شوخی میبندیم و سرنوشت در پی ما میآید و کُلون در را میاندازد
و ما را دیگر دیداری نیست.
#امیلی دیکنسون
گل شقایق بازیگری تنهاست در زمینی سوخته ؛خوشا بسان شقایق قهرمان سرنوشت خود بودن و سرآخر در محراب سوختهی خویش نماز خواندن...
شاید معنای رهایی همین باشد؛ اینکه حتی وقتی سرنوشت درها را پشت سرمان میبندد، هنوز راهی به سوی خدا باقی بماند.چنان که سهراب سپهری میگفت :
باد میرفت به سر وقت چنار
من به سر وقت خدا میرفتم
#سهراب_سپهری_سرنوشت #رهایی #معنوی
6 018
«زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پَرشی دارد اندازهٔ عشق»
#سهراب_سپهری
آنکه مرگآشنا نباشد، جرئت تن دادن به جستوخیز زندگی را نخواهد داشت؛ آنکه نخواستن نداند، خواستنش جبری است و آنکه جسارت رها کردن نداشته باشد، ماندنش جعلی است...
6 018
باد میرفت به سر وقت چنار
من به سر وقت خدا میرفتم
#سهراب سپهری
باد دیده نمیشود، اما حضورش در لرزش برگهای چنار آشکار میشود. خدا نیز به چشم نمیآید، اما میتوان حضورش را در آفرینش احساس کرد.
شاید چنار، خدا را در وزیدن باد مییابد و انسان، در سکوت دل خویش.
6 018
خلاصه، باشعور و بیشعور، همه خواهیم رفت؛ چنانکه انگار هرگز بر این خاک نبودهایم.
فقط بعضیها اصرار دارند پیش از رفتن، جهان را هم با سلیقهی خودشان تنظیم کنند!
6 018
ما آمده ایم که نقش خود را در صحن زمان، نقشی که براي آن طراحی شده ایم بازی کنیم؛ اما بخش اصلیه نقشِ ما اندیشیدن به خداوند و انجام اراده اوست، نه هیچ چیز دیگر.
هر اندیشه و عملی که خداوند را از جایگاه نخستین کنار بزند، هرچند در ظاهر باشکوه و موفقیتآمیز باشد، چیزی جز توهم نیست.
و شاید «انصراف از خود» همین باشد: دستکشیدن از اصرار بر آنچه میخواهیم بشویم، برای کشف آنچه حقیقتاً برای آن به این جهان آمدهایم.
#معنای_زندگی #فنا #انصراف_از_خود
ایمان هیچ بندهای راستین نمیشود مگر زمانیکه اعتمادش به آنچه نزد خداست از اعتمادش به آنچه در دست خود دارد بیشتر باشد.#نهجالبلاغه
پرسید: «مگه دنیای دیگهای هم هست؟»
گفتم: «نمیدونم؛ اما فکر کن تمام عمر برای همین چند صباح جنگیده باشیم، حسابگری کرده باشیم، حتی نیرنگ زده باشیم…
بعد موقع رفتن بفهمیم تمام عمر خواب بودیم و تازه بیدار شدهایم!
اونوقت میفهمیم چقدر خوابمون رو جدی گرفته بودیم!»
6 018
جهاندار پیش از تو بسیار بود
که تختِ مهی را سزاوار بود
فراوان غم و شادمانی شمرد
برفت و جهان دیگری را سپرد
اگر بارهٔ آهنینی به پای
سپهرت بساید نمانی به جای
کسی را بود زین سپس تخت تو
به خاک اندر آرد سر و بخت تو
#فردوسی #شاهنامه
پیش از ما انسانهای بسیاری صاحب قدرت، اعتبار و جایگاه بودهاند؛ زیستهاند، رنج کشیدهاند و سرانجام رفتهاند.
اما ما همچنان سرگرم ساختن هویت از عنوانها هستیم: «من دکتر فلانیام»، «من استاد فلان دانشگاهام»، «من صاحب فلان جایگاهم»…
مفهوم «فنا» و «انصراف از خود» درست همینجا معنا پیدا میکند؛ نه در نفی دستاوردها، بلکه در رهاشدن از وابستگی به آنها.
#فنا #انصراف_از_خود #خودآگاهی
6 018
تأملاتی درباره سوگ | ۴
دگرگونی ارزشها
ز بعدِ ما نه غزل، نی قصیده میماند
ز خامهها دو سه اَشکی چکیده میماند
#بیدل_دهلوی
یکی از عمیقترین پیامدهای سوگ، تغییر معیارهای ارزشمندی است؛ از «آنچه به دست آوردهایم» به «آنچه زندگی کردهایم».
چرا که ارزشِ انسان به نتیجهها بستگی ندارد!
ناگهان موفقیتها، جایگاهها و دستاوردهایی که روزی تمام دغدغهمان بودند، رنگ میبازند. انگار میفهمیم زندگی قرار بود تجربه شود، نه اینکه مدام از آن نتیجه بگیریم.
البته به شرط آنکه از سوگ چیزی فهمیده باشیم؛ چون هر فقدانی الزاماً به بینش نمیانجامد.
#سوگ #فقدان #زندگی
6 018
تأملاتی درباره سوگ | ۳
نسخهای تازه از خود
بازمانده ناچار است معنای رابطهها، نقشها و حتی آینده را از نو بسازد؛ نه برای پاککردن گذشته، بلکه برای کنار آمدن با واقعیتی که دیگر برگشتپذیر نیست.
این تغییر یکشبه اتفاق نمیافتد؛ آرامآرام، در تصمیمهای کوچک، مرزهای تازه، عبور از آدمها، عبور از کارها و حتی دلکندن از چیزهایی که زمانی تمام معنای زندگیمان بودند، شکل میگیرد.
سوگ فقط فقدان دیگری نیست؛ گاهی سوگواری برای نسخهای از خودمان است که دیگر هرگز به آن بازنمیگردیم.
هویت جدید، هویتی که بعد از سوگ شکل میگیره، نه یک انتخاب ناگهانی، بلکه نتیجه مواجهه مداوم با فقدانی ست که ساختار درونی فرد رو تغییر داده!
#سوگ #فقدان #هویت
6 018
تأملاتی درباره سوگ | ۲
سوگ، امتداد عشق است…
شاید بعضی سوگها قرار نیست تمام شوند؛ فقط قرار است شکل دیگری از عشق شوند.
گاهی دلتنگی، تنها راهی است که هنوز میتوانیم کسی را در زندگیمان نگه داریم.
#سوگ #فقدان #عشق
6 018
تأملاتی درباره سوگ | ۱
هیچ فقدانی تکراری نیست
هاروکی موراکامی میگوید:«هیچ حقیقتی نمیتواند اندوهِ از دست دادن یک عزیز را از بین ببرد. تنها کاری که میتوانیم بکنیم این است که این اندوه را تا انتها تجربه کنیم.»
عجیب است که حتی تجربه چندین فقدان هم ما را برای فقدان بعدی آماده نمیکند.
گاهی ماهها میدانیم کسی رفتنی است، اما وقتی میرود، تازه میفهمیم دانستن با تابآوردن چقدر فاصله دارد.
سوگ به ما تجربه میدهد، اما لزوماً تحملمان را بیشتر نمیکند.
شاید چون هر بار فقط عزیزی را از دست نمیدهیم؛ بخشی از خودمان را هم با او از دست میدهیم.
#سوگ #فقدان #هاروکی_موراکام
6 018
+1
جنگ شد؟ بشه!
اینترنت قطع شد؟ بشه!
استاد هم وسط این اوضاع تلف شد؟ به درک! 😂
فقط جوابهای تشریحی به دستمون برسه!
ظاهراً برای بعضیها استاد نه انسانه، نه معلم؛ یه دستگاه تولید پاسخه !
پاسخهای تشریحی آماده بود، اما استاد گفتند فعلاً منتشر نکنیم.
6 018
جنگ شد؟ بشه!
اینترنت قطع شد؟ بشه!
استاد هم وسط این اوضاع تلف شد؟ به درک! 😂
فقط جوابهای تشریحی به دستمون برسه!
ظاهراً برای بعضیها استاد نه انسانه، نه معلم؛ یه دستگاه تولید پاسخه !
پاسخهای تشریحی آماده بود، اما استاد گفتند فعلاً منتشر نکنیم.
6 018
نیچه جایی میگه: «آدمی ترجیح میدهد هیولا به نظر برسد تا ناتوان.»
آدمِ بیرحمی به نظر رسیدن بسیار قابل تحملتر از ترسو بودن است.
نگاهی که نمیخواهد بجنگد، نمیخواهد قانع کند، فقط میبیند.و این نگاه،ترسناکتر است...
