en
Feedback
گروه بین المللی شادمان

گروه بین المللی شادمان

Open in Telegram

🔸نویسنده 42 کتاب در حوزه موفقیت و معنویت 🔸سخنران انگیزشی همایش های موفقیت 🔸مربی کوچینگ بیمه های عمر و زندگی mohammadmazhari.ir

Show more
812
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-730 days
Posts Archive
Repost from N/a

Repost from N/a
کاش جای خالی ات رو هم با خودت می بردی❣️

Repost from N/a
کاش وقتی می‌رفتی، جای خالی‌ات را هم با خودت می‌بردی. کاش این‌همه نبودن را روی شانه‌های خانه نمی‌گذاشتی. کاش صندلیِ بی‌تو، پنجره‌ی بی‌نگاه، فنجانِ بی‌لب، و این هوای مانده در اتاق این‌قدر شبیه تو نمی‌ماندند. تو رفتی، اما جای خالی‌ات ماند؛ مثل میخی در دیوارِ خاطره، مثل ردّ انگشتی روی شیشه‌ی باران‌خورده، مثل عطری که از پیراهن رفته اما از تنِ آدم دست برنمی‌دارد. تو رفتی، اما نبودنت نرفت. نبودنت نشست کنار من، با من چای خورد، با من به پنجره خیره شد، با من شب را تا صبح قدم زد، و هر بار که خواستم فراموشت کنم، آرام در گوشم گفت: هنوز اینجاست. کاش جای خالی‌ات را هم با خودت می‌بردی؛ این حفره‌ی روشن را، این سکوتِ سنگین را، این نیمه‌ی جا مانده از روحم را. آدمی که می‌رود، باید سایه‌اش را هم جمع کند، باید ردّ پایش را از راهرو بردارد، باید صدایش را از دیوارها پس بگیرد. اما تو فقط خودت را بردی؛ و همه‌ی نبودنت را برای من گذاشتی. حالا من مانده‌ام و خانه‌ای که در هر گوشه‌اش چیزی از تو نفس می‌کشد؛ بی‌آنکه تو باشی، بی‌آنکه برگردی، بی‌آنکه بدانی بزرگ‌ترین دردِ رفتن، خودِ رفتن نیست؛ جای خالی‌ای‌ست که بعد از رفتن جا می‌ماند. #فرامرزکوثری

Repost from N/a
photo content

Repost from N/a
Your coat by the door still smells like rain. کتت کنار در هنوز بوی باران می‌دهد. I leave it hanging like I could keep you in. آن را همان‌جا آویزان می‌گذارم، انگار می‌توانم تو را در خانه نگه دارم. Your mug by the sink still has your name. لیوانت کنار سینک هنوز نام تو را با خود دارد. I wash it slow and miss you all again. آهسته می‌شویمش و دوباره تمام وجودم دلتنگ تو می‌شود. I hear your laugh in the hallway walls. صدای خنده‌ات را از دیوارهای راهرو می‌شنوم. I reach for you, then the silence falls. دستم را به سویت دراز می‌کنم، اما سکوت فرو می‌افتد. And I know what love can do. و من می‌دانم عشق با آدم چه می‌کند. It builds a home, then breaks in two. خانه‌ای می‌سازد، و بعد همان خانه را دو نیم می‌کند. You and me. تو و من. You and me still in my chest. تو و من هنوز در سینه‌ی من مانده‌ایم. You and me. تو و من. You and me. تو و من. What do I keep? حالا من چه چیزی را نگه دارم؟ I loved you deep. تو را عمیق دوست داشتم. I loved you deep. تو را از تهِ جان دوست داشتم. That was the best of me. و آن، بهترین بخشِ وجود من بود. The same old street looks softer now, همان خیابان قدیمی حالا نرم‌تر و غمگین‌تر به نظر می‌رسد، without your hand tugging me through the crowd. بی‌آنکه دستت مرا از میان جمعیت با خود بکشد. I tried new songs. آهنگ‌های تازه را امتحان کردم. I tried new wine, شراب‌های تازه را امتحان کردم، but every road turns back to your goodbye. اما هر راهی دوباره به خداحافظی تو برمی‌گردد. I hear your name in the evening air. نامت را در هوای عصر می‌شنوم. I act so brave, but I still care. نقش آدم‌های شجاع را بازی می‌کنم، اما هنوز برایم مهمی. And I know what hurt can do. و من می‌دانم درد با آدم چه می‌کند. It leaves a mark that looks like you. ردی به جا می‌گذارد که شبیه توست. You and me. تو و من. You and me still in my chest. تو و من هنوز در سینه‌ی من مانده‌ایم. You and me. تو و من. You and me. تو و من. What do I keep? حالا من چه چیزی را نگه دارم؟ I loved you deep. تو را عمیق دوست داشتم. I loved you deep. تو را از تهِ جان دوست داشتم. That was the best of me. و آن، بهترین بخشِ وجود من بود. If you come back, I won’t pretend. اگر برگردی، وانمود نمی‌کنم که چیزی نشده است. I’d take the hurt just to feel you again. حتی زخم را هم می‌پذیرم، فقط برای اینکه دوباره تو را حس کنم. If you don’t, then let me grieve و اگر برنگردی، بگذار سوگواری کنم for the whole soft world you made in me. برای تمام آن جهانِ لطیفی که درون من ساختی. You and me. تو و من. You and me still in my chest. تو و من هنوز در سینه‌ی من مانده‌ایم. You and me. تو و من. You and me. تو و من. What do I keep? حالا من چه چیزی را نگه دارم؟ I love you deep. تو را عمیق دوست دارم. I love you deep. تو را از تهِ جان دوست دارم. That was the best of me. و آن، بهترین بخشِ وجود من بود. You and me. تو و من. You and me. تو و من. Fade into the sea. آرام‌آرام در دریا محو می‌شویم.

Repost from N/a
💕

Mahasti-Eshghe Paak.mp316.34 MB

📱 موفقیت، پاداشِ خون‌دل خوردن است، نه بلیت بخت‌آزمایی! بنشینید و تمام رویاهای فانتزی که درباره «موفقیتِ یک‌شبه» در مغزتان چپ
📱 موفقیت، پاداشِ خون‌دل خوردن است، نه بلیت بخت‌آزمایی! بنشینید و تمام رویاهای فانتزی که درباره «موفقیتِ یک‌شبه» در مغزتان چپانده‌اند را دور بریزید. جهان هستی، یک بنگاه خیریه نیست که به خاطر آرزوهای قشنگ به شما پاداش بدهد. حقیقتِ تلخ و عریان این است: کامیابی، بهای سنگینی دارد که.............................. ادامه مطلب در سایت محمد مظهری 🔽🔽 📱https://B2n.ir/xm8082

Repost from N/a
زخم‌هایت را ببوس؛ آن‌ها فقط جای شکست نیستند، نقشه‌ی راهی‌اند که با پاهای خونین از آن عبور کرده‌ای. از خودت عذرخواهی کن؛ بابت
زخم‌هایت را ببوس؛ آن‌ها فقط جای شکست نیستند، نقشه‌ی راهی‌اند که با پاهای خونین از آن عبور کرده‌ای. از خودت عذرخواهی کن؛ بابت تمام روزهایی که خودت را سرزنش کردی، بابت شب‌هایی که درد کشیدی و باز هم وانمود کردی قوی هستی، بابت بغض‌هایی که قورت دادی تا دنیا نفهمد چقدر خسته‌ای. زندگی‌ات را در آغوش بگیر؛ همین زندگی ترک‌خورده، زخمی، ناتمام و پر از تاریکی را. چون گاهی زیباترین جوانه‌ها نه از دلِ باغ‌های روشن، که از عمقِ تاریک‌ترین خاک‌ها سر بیرون می‌آورند. تو قرار نیست بی‌زخم باشی؛ قرار است از میان زخم‌هایت دوباره سبز شوی. #فرامرزکوثری 🦋💙

Repost from N/a

Repost from N/a
🌺

Repost from N/a
Kötü Günlerin Disiplini, insanın motivasyonu kaybolduğunda, zihni yorulduğunda ve iç dünyası karardığında bile hayatın soruml
Kötü Günlerin Disiplini, insanın motivasyonu kaybolduğunda, zihni yorulduğunda ve iç dünyası karardığında bile hayatın sorumluluğunu bırakmaması gerektiğini anlatan güçlü bir kişisel gelişim kitabıdır. Bu kitap, iyi hissetmediğimiz günlerde bile küçük adımların, düzenli çalışmanın ve içsel disiplinin bizi ayakta tutabileceğini hatırlatır. #FaramarzKowsari 🦋 دیسیپلین روزهای بد کتابی است درباره ادامه دادن، حتی وقتی حال‌مان خوب نیست، ذهن‌مان خسته است و انگیزه‌ای در ما باقی نمانده. این کتاب یادآوری می‌کند که قدرت واقعی انسان فقط در روزهای خوب آشکار نمی‌شود؛ بلکه در روزهایی معنا پیدا می‌کند که با وجود خستگی، افسردگی و بی‌حوصلگی، باز هم طبق دیسیپلین کار درست را انجام می‌دهیم. #فرامرزکوثری 💙

Repost from N/a
The Power of Deletion is a book about freeing yourself from everything that drains your peace, focus, energy, and inner dignity. It reminds us that not every person, memory, habit, or pressure deserves a permanent place in our life. Sometimes peace does not begin with enduring more, but with consciously removing what keeps wounding the mind and exhausting the soul. #FaramarzKowsari https://play.google.com/store/books/details?id=3urkEQAAQBAJ

4_5776201984818284148.mp39.17 MB

اوج معصومیت آدم ها وقتی غرق خواب اند دیدنی است معصومیتی فارغ از نقش های بیداری
اوج معصومیت آدم ها وقتی غرق خواب اند دیدنی است معصومیتی فارغ از نقش های بیداری

Ali-Sedighi-Divooneh-128.mp33.25 MB

هر جوری شده حالت رو خوب کن اتفاق های خوب هوش دارند سمت اونایی میرن که حالشون خوبه
هر جوری شده حالت رو خوب کن اتفاق های خوب هوش دارند سمت اونایی میرن که حالشون خوبه

Repost from N/a
صائب چه دقیق گفته است: اظهار عجز نزد ستم‌پیشه ابلهی‌ست اشکِ کباب موجبِ طغیانِ آتش است یعنی چه؟ یعنی ضعف نشان دادن پیشِ کسی که ظلم، سوءاستفاده و بی‌رحمی در رفتار او ریشه دوانده، نه مهربانی او را بیدار می‌کند، نه وجدانش را تکان می‌دهد؛ فقط طمعش را بیشتر می‌کند. همان‌طور که قطره‌های چکیده از کباب، آتش را خاموش نمی‌کند، بلکه شعله را تندتر می‌سازد، اشک و التماس هم پیشِ آدمِ ستمگر، او را نرم‌تر نمی‌کند؛ جسورترش می‌کند. بعضی آدم‌ها ظرفیت روانی، تربیت عاطفی و شرافت درونی لازم را ندارند که ضعف تو را بفهمند و حرمت بگذارند. وقتی به چنین آدمی پیام درماندگی می‌دهی، او آن را فریادِ کمک نمی‌شنود؛ آن را فرصت می‌بیند. فرصت برای فشار بیشتر. فرصت برای سوءاستفاده بیشتر. فرصت برای زخمی عمیق‌تر، درست در همان جایی که فهمیده آسیب‌پذیری. این قانون امروز و دیروز نیست. از ابتدای تاریخ، ستمگر با دیدن اشک، دست از ستم برنداشته؛ راهِ ستم را دقیق‌تر یاد گرفته است. گاهی حفظِ غرور، تنها سپرِ باقی‌مانده‌ی آدمی‌ست در برابر کسانی که مهربانی را نمی‌فهمند و فقط از آن عبور می‌کنند. #فرامرزکوثری

Repost from N/a
اگر آرامش، نه از درست کردن همه‌چیز، بلکه از حذف کردنِ آن چیزی شروع شود که مدام زخمت می‌زند چه؟ کتاب «قدرت حذف کردن»؛ کتابی در
+8
اگر آرامش، نه از درست کردن همه‌چیز، بلکه از حذف کردنِ آن چیزی شروع شود که مدام زخمت می‌زند چه؟ کتاب «قدرت حذف کردن»؛ کتابی درباره پس گرفتن دنیای درونی از سروصدای اضافی، فشار روانی، احساس گناه، توقعات فرساینده و آدم‌هایی که خودشان را برای زندگی ما ارزشمند جلوه می‌دهند، اما آرامش ما را پیوسته می‌فرسایند. این کتاب درباره فرار از زندگی نیست؛ درباره انتخاب شجاعانه چیزهایی است که دیگر حق دسترسی به ذهن، انرژی و آینده ما را ندارند. گاهی حذف کردن ممکن است به قیمت از دست دادن آدم‌ها، عادت‌ها، خاطره‌ها و دردهای آشنا تمام شود؛ اما آرامش، حرمت، وضوح و آزادی درونی‌ای که پس می‌گیری، می‌تواند همه آن از دست دادن‌های لازم را توجیه کند.
#فرامرزکوثری English Book: https://play.google.com/store/books/details?id=3urkEQAAQBAJ Turkish: https://play.google.com/store/books/details?id=COvkEQAAQBAJ Persian: https://play.google.com/store/books/details?id=9-rkEQAAQBAJ نسخه ترکی و فارسی رایگان است