گروه بین المللی شادمان
Відкрити в Telegram
🔸نویسنده 44 کتاب در حوزه موفقیت و معنویت 🔸سخنران انگیزشی همایش های موفقیت 🔸مربی کوچینگ بیمه های عمر و زندگی mohammadmazhari.ir
Показати більше811
Підписники
+124 години
Немає даних7 днів
-630 днів
Архів дописів
Repost from N/a
+1
قسط، همیشه بدهی نیست؛ گاهی معاملهای پنهان با زمان است.
تو چیزی را امروز به خانه میآوری، اما در عوض بخشی از فردایت را بیصدا به فروش میگذاری.
خطر از جایی آغاز میشود که به آیندهات بیش از حد اعتماد میکنی؛ به حقوقی که هنوز نگرفتهای، به آرامشی که تضمین نشده، به روزهایی که خیال میکنی آسانتر خواهند بود.
«تلهی قسط» دربارهی همین لحظهی باریک است؛ لحظهای که یک خرید کوچک میتواند به زنجیری بلند تبدیل شود.
گاهی آزادی مالی نه با بیشتر داشتن، بلکه با نپذیرفتن چیزی حفظ میشود که امروز جذاب است و فردا صاحب تو خواهد شد.
✨🍃
برای تهیه نسخه فارسی کتاب «تله قسط»
دو روش قابل دسترس است:
1- قیمت کتاب یک دلار ( دویست هزارتومان) است . می توانید از طریق اکانت تلگرامی آقای محمد مظهری مبلغ را واریز و فایل پی دی اف کتاب را دریافت کنید. 2- کتاب «تله قسط» همراه با بقیه کتابهای فارسی قبلی و آتی فرامرز کوثری در کانال تلگرامی خدامراد در دسترس علاقهمندان است. برای اطلاع از نحوه عضویت و اشتراک کانال تلگرام خدامراد میتوانید با اکانت تلگرامی آقای محمد مظهری تماس بگیرید: https://t.me/MohammadMazhari
Repost from N/a
گاهی خطرناکترین خرید، گرانترین خرید نیست؛ خریدی است که وقتی پول نداری، با جملهی آرام و فریبندهی «ماهی فقط...» وارد زندگیات میشود.
امروز کالایی را میبری که توان خرید نقدیاش را نداری، چون با خودت میگویی «تا چند ماه دیگر وضعم بهتر میشود.» اما آینده هیچ قراردادی با تو امضا نکرده است.
ممکن است درآمد کمتر شود، اجاره و خرج زندگی بالا برود، یک اتفاق پیشبینینشده از راه برسد و ناگهان همان چیزی که با شوق قسطی خریدهای، تبدیل شود به باری که برای خلاص شدن از آن مجبور شوی زیر قیمت بفروشی؛ درحالیکه هنوز قسطهایش تمام نشده. قسط فقط قیمت یک کالا را تقسیم نمیکند؛ گاهی آزادی ماههای آیندهات را تکهتکه پیشفروش میکند.
زنهار؛ در روزهای بیپولی، هر پیشنهاد قسطی را نجاتبخش نبینید.
چیزی را فقط به این امید نخرید که «فردا حتماً بهتر میشود». چ
ند قسط کوچک وقتی روی هم جمع شوند، میتوانند آرامش خانه، پسانداز، قدرت انتخاب و حتی رابطههای خانوادگی را زیر فشار ببرند.
مبادا برای چند ماه زودتر داشتن یک گوشی، خودرو، وسیلهی خانه یا کالایی که میشود برایش صبر کرد، سالها بعد را گرو بگذارید.
به زبان بیپرده: قسطی خریدنِ بیمحابا میتواند دودمان مالیتان را بر باد بدهد.
قبل از امضا، قیمت واقعی را ببینید؛ نه عدد کوچکی را که فروشنده زیر عبارت «فقط ماهی...» پنهان کرده است.
📚 تله قسط
✍️ #فرامرزکوثری
چند وقت پیش با یکی از دوستان صمیمیام حرف میزدم؛ میگفت:
«نمیدونم چرا هرچی میدَوَم نمیرسم! ۳ سال تمام شبانهروز کار کردم، درآمدم چند برابر شد، ولی باورت نمیشه... درست سر ماه یه خرج غیرمنتظره میتراشید! یه بار موتور ماشین یاتاقان زد، یه بار کار به دادگاه کشید، یه بار بیماری عجیبوغریب... انگار تو یه چرخه گیر کردم که هرچی پول میاد، باید از یه راه تلخ خارج بشه»
داشت کلافه و ناامید حرف میزد که یاد یه قانونی افتادم. بهش گفتم: «تو تنبل نیستی، بیعرضه هم نیستی؛ ظرف وجودی و مدار فرکانسی اسمت خرابه!» خندید و گفت: «اسم؟! مگه اسم هم میتونه جلوی پول رو بگیره؟»
نشستیم و با یه فرمول خیلی دقیق، ارتعاش اسمش و ترکیبش با اسم مادرش و حتی پلاک ماشینش رو حساب کردیم. مات و مبهوت موند!
حاصل محاسبات دقیقاً توی طبقه «حادثهساز و گرهافکن» بود. یعنی کائنات در هر لحظه ناخودآگاه براش سیگنال خرج، مانع و فرسایش صادر میکرد.
تنها کاری که کردیم، اصلاح اون کد بود؛ بدون هیچ کار عجیب و خرافی، فقط با اصولِ علمی محاسبات ابجدی و اصلاح ارتعاش.
دیروز بهم زنگ زد؛ لحن صداش ۱۸۰ درجه فرق کرده بود. میگفت: «باورم نمیشه توی این دو ماه نه تنها هیچ ضرر و خسارتی نداشتم، بلکه معامله ملکی که دو سال رو هوا بود نقد شد و ریخت به حسابم... انگار سنگِ سنگینی که روی زندگیم بود برداشته شد!»
واقعیت اینه که زندگی ما بر مدار تصادف نمیچرخه؛ همهچیز کد و حساب و کتابه. بعضی اسمها ناخواسته آهنربای جذب ثروت و احترامند و بعضی اسمها مدام گره تولید میکنند... فرقی هم نمیکنه چقدر زرنگ باشید؛ تا وقتی ظرف شما سوراخ باشه، باران طلا هم بباره چیزی توش نمیمونه.
تمام این فرمولها، محاسبات و روشهای کشف مدارِ اسم خودتون، همسرتون و حتی کسبوکارتون توی کتاب «تغییر نام، تغییر زندگی» (دایرهالمعارف مهندسی نام و طراحی آگاهانه تقدیر) به قلم محمد مظهری کامل باز شده. همون کتابی که ۹ سال طول کشید تا بدون حتی یک کلمه سانسور مجوز چاپ بگیره.
اگر شما هم مدتهاست حس میکنید درهای بسته بیشتر از درهای بازه، قبل از اینکه هزینه ضرر بعدی رو بدید، یکبار بشینید و کد ارتعاشی خودتون و عزیزانتون رو حساب کنید تا بفهمید کجای بازی ایستادهاید.
📩 برای اینکه نسخه فیزیکی این کتاب با ارسال رایگان به دستتون برسه، میتونید به آیدی پشتیبانی پیام بدید:
👉 @MohammadMazhari
پسر باهوش، کاری و باانگیزهای که همیشه ایدههای فوقالعاده داشت. هر کاری را شروع میکرد چند ماه اول عالی بود، اما درست در لحظهای که باید به سود میرسید، یک اتفاق غیرمنتظره همهچیز را بر باد میداد؛ یا شریکش پول را برمیداشت، یا بازار خراب میشد، یا چکی برگشت میخورد، یا یک بیماری ناگهانی تمام پساندازش را میبلعید!
همیشه میگفت: «انگار یک دیوار نامرئی جلوی من هست. هر چقدر هم میدوم، فقط دور خودم میچرخم»
خیلیها به او میگفتند: «تلاشت کم است» یا «باید قانون جذب یاد بگیری!» اما مشکل هیچکدام از اینها نبود. امیرحسین نه تنبل بود و نه بیایمان.
تا اینکه یک روز پروندهی ارتعاشیِ نام او بررسی شد.
چیزی که کشف شد مو به تن آدم سیخ میکرد:
نام او دقیقاً در «طبقه حادثهساز» و با ارتعاشِ اتلاف انرژی بود! به زبان ساده: ظرف انرژی او سوراخ بود؛ مهم نبود چقدر پول و فرصت داخل آن بریزد، همه از زیر نشت میکرد. کائنات هر ثانیه داشت به فرکانسِ نام او پاسخی از جنس «حادثه و گره» میداد، نه ثروت و آرامش!
وقتی طبق فرمولهای ریاضی و کدهای ابجد، نام او مهندسی و بازطراحی شد و به مدار «اشرافی و برکتخیز» رفت، اتفاقی افتاد که حتی خودش هم باورش نمیشد؛ در کمتر از ۴ ماه، همان قراردادهایی که دو سال لنگ مانده بود ناگهان امضا شد و گرههای مالیاش یکی پس از دیگری باز شدند!
حقیقت این است که جهان هستی بر مدار حساب و کتاب و فرکانس است، نه شانس!
اسمی که با آن صدا زده میشوید، پلاک خانهای که در آن زندگی میکنید و حتی نام همسر و فرزندانتان، یک کد دستوری ۲۴ ساعته به کائنات هستند. اگر کدت اشتباه باشد، با شبانهروز دویدن هم فقط استهلاک نصیبت میشود.
این دانش سری و بینظیر، همان چیزی است که برای فاش شدنش ۹ سال تمام صبوری شد تا بدون حتی یک کلمه سانسور به چاپ برسد.
کتاب «تغییر نام، تغییر زندگی» (دایرهالمعارف مهندسی نام و طراحی آگاهانه تقدیر) به قلم محمد مظهری، دقیقاً همان نقشهی راه و جعبهابزار محرمانهای است که پرده از مدار نام تو و خانوادهات برمیدارد. با فرمولهای این کتاب، برای اولینبار میتوانی دقیقاً حساب کنی که ظرف زندگیت در چه سطحی است و چطور آن را از گره به ثروت تبدیل کنی.
اگر تو هم سالهاست تلاش میکنی و حس میکنی درهای بسته به رویت باز نمیشوند، اجازه نده ناآگاهی بیشتر از این از عمر و مالت تاوان بگیرد. تو لایق یک زندگی اشرافی و پر از برکت هستی.
📦 ثبت سفارش مستقیم (موجودی بسیار محدود):
بهای کتاب و سرمایهگذاری روی مدار زندگی: ۸۸۸ هزار تومان
ارسال: کاملاً رایگان به سراسر کشور
ضمانت: بازگشت بیقیدوشرط وجه در صورت عدم رضایت
💳 شماره کارت بانک پاسارگاد (محمد مظهری):
5022291509562888
📩 پس از واریز، کافیست تصویر فیش را به همراه نام و آدرس پستی به پشتیبانی زیر بفرستید تا کتاب در سریعترین زمان برایتان ارسال شود:
👉 @MohammadMazhariRepost from N/a
موقع کپسول خوردن، سرت رو بده پایین
برای کپسول، این روش ارزش امتحان کردن دارد و علمی است؛ ولی تضمین نمیکند که کپسول گیر نکند.
یعنی اگر کپسول میخوری: آب را در دهان بگیر، چانه را کمی به سمت سینه بیاور و بعد قورت بده. برای قرصهای معمولی، لزوماً همین تکنیک بهترین روش نیست.
@FaramarzKowsari
Repost from Faramarz Kowsari
دلم برای صدایت تنگ شده؛
برای همان صدای سادهای که آن روزها نمیدانستم یک روز ممکن است تمام دنیا را بدهم تا فقط یک بار دیگر بشنومش.
دلم برای صورتت تنگ شده؛
برای نگاهت، برای بویت، برای دستهایت، برای آشپزیات، برای آغوشت…
برای تمام آن چیزهای کوچک و بزرگی که وقتی بودند، عادی به نظر میرسیدند و حالا میفهمم زندگی، دقیقاً از همانها ساخته شده بود.
هرگز فکر نمیکردم روزی مجبور شوم در جهانی بمانم که تو در آن هستی، اما دیگر «تو» نیستی.
همه میگویند باید تمامش کنم.
باید ماشه خداحافظی را بکشم.
باید آن چیزی را که از تو باقی مانده،نابود کنم تا خودم زنده بمانم.
اما چطور میشود به دستی شلیک کرد که زمانی صورتم را نوازش کرده؟
چطور میشود چشمانی را خاموش کرد که روزی خانهام بودند؟
پس در آخرین لحظه، اسلحه را پایین میآورم.
دستهایم را باز میکنم.
بیا.
اگر قرار است پایان من به دست تو باشد،
بگذار آخرین چیزی که بدنم به خاطر میآورد،
شکلِ آغوش گرفتن تو باشد.
و وقتی دندانهایت در تنم فرو میروند،
من دیگر این صحنه را نمیبینم.
من تو را میبینم؛
در آشپزخانه،
میان خندهها،
در روزهایی که هنوز نمیدانستیم خوشبختی، همین زندگی معمولی ماست.
بعضی آدمها را نمیشود فراموش کرد،
حتی وقتی دیگر زنده نیستند.
چون خیلی پیشتر،
جایی عمیقتر از قلب،
جزئی از ما شدهاند.
#فرامرزکوثری
#FaramarzKowsari
@FaramarzKowsari
Repost from N/a
آنکه بیش از دگران
در دلِ ما جا دارد
بیشتر
میل به آزارِ دل ِ ما دارد.....
#فرامرزکوثری
#FaramarzKowsari
#FaramarzKowsari
Repost from N/a
+1
«فقر چگونه آینده را میدزدد» نشان میدهد فشار مالی فقط جیب را خالی نمیکند؛ میتواند ذهن را درگیر بقا کند، آرزوها را کوچکتر و قدرت یادگیری، تصمیمگیری و تغییر را کمتر کند.
این کتاب بدون شعارهای ثروتمندشدن، راههای عملی برای متوقفکردن این مارپیچ را بررسی میکند؛ از مهارتآموزی و مدیریت مالی تا استفاده هوشمندانه از هوش مصنوعی، زبانآموزی و ساختن گزینههای تازه برای آینده.
1- قیمت کتاب یک دلار ( دویست هزارتومان) است . می توانید از طریق اکانت تلگرامی آقای محمد مظهری مبلغ را واریز و فایل پی دی اف کتاب را دریافت کنید. 2- کتاب «فقر چگونه آینده را میدزدد»همراه با بقیه کتابهای فارسی قبلی و آتی فرامرز کوثری در کانال تلگرامی خدامراد در دسترس علاقهمندان است. برای اطلاع از نحوه عضویت و اشتراک کانال تلگرام خدامراد میتوانید با اکانت تلگرامی آقای محمد مظهری تماس بگیرید: https://t.me/MohammadMazhari
منتظر ننشین؛
دنیا بیرحم است و سخت؛
سهمت را بدوش.
❤️
⛔️ زندگی ضیافت نیست، میدانِ دریدن است! یا غیرقابلجایگزین شو یا بلعیده شو!
گوش کن! جهان برای نالههای تو یک ثانیه هم متوقف نمیشود! یا مثل یک ژنرالِ نامبروان ده تا سنگر مالی برای خودت میسازی، یا با اولین بادِ بحران مثل خسوخاشاک از صحنه روزگار محو میشوی!
نشستهای و منتظری دنیا برایت فرش قرمز پهن کند؟ دنیا منتِ هیچ بازندهای را نمیکشد! زندگی یک جنگِ تمامعیار و بیرحمانه است؛ اگر چنگ و دندان نشان ندهی، زندهزنده تکهپارهات میکنند!تکمنبعی بودن یعنی حماقتِ محض! گوش کنید! این درس طلایی را در گوشهایتان سنجاق کنید: کسی که فقط به یک حقوق یا یک منبع درآمد دل خوش کرده، با دست خودش طناب دار را انداخته دور گردنش و سر طناب را داده دست باد! اگر آن بند ناف پاره شد میخواهی چه غلطی بکنی؟ گدایی؟! باید مثل یک ژنرال جنگی، ده تا خط آتش داشته باشی. باید از ده جهت پول وارد حسابت شود که اگر دو تا کانال بسته شد، هشت تای دیگر مثل رودخانه بجوشند! این پیامهای مضحک که «خسته شدم، بریدم، افسردهام» کار آدمهای پوچ و بزدل است. دنیا منتظر نمیماند تا تو حالت خوب شود؛ دنیا روی سرِ آدمهای متوقف آوار میشود! استاد و فرماندهی من، فرامرز کوثری، آویزه گوشم کرد که مردِ میدان هرگز زندگیاش را به یک طناب پوسیده وصل نمیکند. تکیه کردن به یک حقوق و یک منبع درآمد، حماقتِ مطلقِ بردگان است! تو باید از ده جبهه پول به حسابت سرازیر شود. جوری پایههای مالیات را در خاک محکم کن که اگر دو تا شاهرگت را هم زدند، هشت جریان دیگر مثل رودخانه در زندگیات بجوشد و سرپا نگهت دارد! روزانه صدها پیام از آدمهای پوچ و ولگردِ ذهنی میبینم که مینالند: «خسته شدیم، بریدیم، بیچاره شدیم!» تف به این وجودِ توخالی! دنیا منت هیچ بزدلی را نمیکشد! نشستی گوشه اتاق که دستی از غیب بیاید و خاکسترت را طلا کند؟ دست غیب، دستهای خودِ توست که باید از تنبلی قطعشان کنی و به کار بیندازی! ❌ نامبروان باش یا اصلاً نباش! ❌ در هر لایهای که هستی، حتی اگر امروز آبدارچی یک شرکتی، باید تمیزترین، معطرترین و بینقصترین استکان چای تاریخ را روی میز بگذاری! جوری کار کن، جوری خلق کن و جوری عاشق کارت باش که اگر یک ساعت نبودی، کل مجموعه فلج شود! غیرقابلجایگزین باش! نام دیگر خداوند «خلاقیت» است؛ بندهای که تکراری کار میکند، کپی میزند و خلاقیت ندارد، بویی از الوهیت نبرده است! نگاهت به نیاز بازار باشد؛ ببین درد مردم چیست، زخمشان کجاست؟ با جسارت برو برای آن زخم مرهم بساز، خدمات بده، محصول خلق کن و با افتخار بفروش! و این را بفهمید: عصر غارنشینی تمام شد! هوش مصنوعی را در آغوش بگیر، با آن یکی شو، مثل یک رفیقِ مسلط آن را مهار کن و کارهایت را صد برابر سریعتر و عمیقتر به ثمر برسان. کسی که با ابزارهای نوین نجنگد، با تیر و کمان در برابر تانک ایستاده است! و این فرمانِ حیاتی را به گوشت منگنه کن: از هوش مصنوعی فرار نکن! فناوری جدید را در آغوش بگیر؛ با ابزارهای نوین رفیق شو، بر آنها سوار شو و کارِ یک لشکر را یکنفره با سرعت نور جلو ببر! کسی که در عصر هوش مصنوعی دست روی دست بگذارد و سنتی درجا بزند، دایناسوری است که خودش با پای خودش به موزه انقراض میرود! اسم دیگر خدا «خلاق» است! وقتی خلاقیت نداری، یعنی پیوندت با مبدا آفرینش قطع شده است. در هر جایگاهی هستی، باید جوری بدرخشی که جایگزین کردنت برای هر بشری ناممکن باشد! اگر آبدارچی یک خرابهای، باید داغترین، عطرآگینترین و بینقصترین چای عالم را دم کنی؛ جوری با کارت یکی شوی که نبودنت کل سازمان را فلج کند! به جای زل زدن به دیوار، چشمهایت را باز کن و زخم مردم را ببین! دردشان کجاست؟ گیرِ کارشان چیست؟ بلند شو برای همان درد، محصول و خدمت خلق کن، ببند به نافِ بازار و پولش را نقد کن! فرمان محمد مظهری: لشکرهای درآمدت را آرایش نظامی بده! اقدام شدید و فوری؛ همین ثانیه باید ماشه را بکشی: ⭐️ دومین و سومین جریانِ پول را کلنگ بزن! همین امشب یک کاغذ بردار. مهارتی که داری، وسیلهای که خاک میخورد یا خدمتی که بلدی را بنویس و کانال فروشِ دومی برای خودت راه بینداز. تکدرآمدی بودن از این لحظه بر تو حرام است! ⭐️ دردِ بازار را شناسایی و شلیک کن! ببین دوروبرت مردم از چه چیزی مینالند. راهحل را بستهبندی کن، قیمت بگذار و ظرف ۴۸ ساعت آینده اولین فروش آزمایشی را ثبت کن. ⭐️ هوش مصنوعی را به خدمت بگیر! همین امروز به جای چرخیدن در مزخرفات اینترنت، یک ابزار هوش مصنوعی را باز کن، پرامپتنویسی یاد بگیر و کار تولید محتوا، طراحی، ایدهپردازی یا مدیریت کسبوکارت را ده برابر سریعتر کن. یا از همین حالا مثل یک جنگجوی نامبروان و خلاق ده جبهه ثروت میگشایی و با سلاحِ روز جهان را فتح میکنی، یا بنشین کنار دیگر مفلوکها و از خستگی ناله کن تا زیر پای گرگها استخوانهایت خرد شود! انتخاب با توست؛ برخیز و شلیک کن! @محمد_مظهری_شادمان @Nahastigroup
Repost from N/a
روی هیشکی حساب نکنین
خودتون مراقب خودتون باشین
و همیشه شادی رو انتخاب کنین.
❣️✨
