en
Feedback
جامعه شناسی حوزه عمومی

جامعه شناسی حوزه عمومی

Open in Telegram

آرشیو نوشته ها,مصاحبه ها و سخنرانی های محمد امین قانعی راد برای دانشجویان و عامه فرهیخته در باره دانش,فرهنگ و سیاست ارتباط با ادمین: @azizghaneirad

Show more
1 428
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+730 days
Attracting Subscribers
May '26
May '26
+4
in 0 channels
April '26
+6
in 0 channels
Get PRO
March '26
+3
in 0 channels
Get PRO
February '26
+6
in 0 channels
Get PRO
January '26
+2
in 1 channels
Get PRO
December '25
+4
in 0 channels
Get PRO
November '25
+4
in 0 channels
Get PRO
October '25
+16
in 3 channels
Get PRO
September '25
+4
in 1 channels
Get PRO
August '25
+11
in 0 channels
Get PRO
July '25
+5
in 0 channels
Get PRO
June '25
+13
in 1 channels
Get PRO
May '25
+5
in 0 channels
Get PRO
April '25
+6
in 1 channels
Get PRO
March '25
+6
in 1 channels
Get PRO
February '25
+5
in 0 channels
Get PRO
January '25
+3
in 1 channels
Get PRO
December '24
+4
in 0 channels
Get PRO
November '24
+6
in 0 channels
Get PRO
October '24
+3
in 0 channels
Get PRO
September '24
+10
in 0 channels
Get PRO
August '24
+15
in 0 channels
Get PRO
July '24
+2
in 0 channels
Get PRO
June '24
+7
in 1 channels
Get PRO
May '24
+7
in 0 channels
Get PRO
April '24
+8
in 0 channels
Get PRO
March '24
+7
in 0 channels
Get PRO
February '24
+6
in 0 channels
Get PRO
January '24
+7
in 0 channels
Get PRO
December '23
+8
in 0 channels
Get PRO
November '23
+4
in 1 channels
Get PRO
October '23
+11
in 0 channels
Get PRO
September '23
+16
in 0 channels
Get PRO
August '23
+11
in 0 channels
Get PRO
July '23
+11
in 0 channels
Get PRO
June '23
+23
in 0 channels
Get PRO
May '23
+8
in 0 channels
Get PRO
April '23
+8
in 0 channels
Get PRO
March '23
+5
in 0 channels
Get PRO
February '23
+6
in 0 channels
Get PRO
January '23
+9
in 0 channels
Get PRO
December '22
+8
in 0 channels
Get PRO
November '22
+12
in 0 channels
Get PRO
October '22
+16
in 0 channels
Get PRO
September '22
+8
in 0 channels
Get PRO
August '22
+8
in 0 channels
Get PRO
July '22
+11
in 0 channels
Get PRO
June '22
+3
in 0 channels
Get PRO
May '22
+17
in 0 channels
Get PRO
April '22
+9
in 0 channels
Get PRO
March '22
+6
in 0 channels
Get PRO
February '22
+10
in 0 channels
Get PRO
January '22
+19
in 0 channels
Get PRO
December '21
+10
in 0 channels
Get PRO
November '21
+9
in 0 channels
Get PRO
October '21
+14
in 0 channels
Get PRO
September '21
+12
in 0 channels
Get PRO
August '21
+20
in 0 channels
Get PRO
July '21
+26
in 0 channels
Get PRO
June '21
+24
in 0 channels
Get PRO
May '21
+5
in 0 channels
Get PRO
April '21
+14
in 0 channels
Get PRO
March '21
+20
in 0 channels
Get PRO
February '21
+22
in 0 channels
Get PRO
January '21
+24
in 0 channels
Get PRO
December '20
+2 095
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
22 May0
21 May0
20 May0
19 May0
18 May0
17 May0
16 May0
15 May0
14 May+2
13 May+1
12 May0
11 May0
10 May0
09 May0
08 May0
07 May0
06 May+1
05 May0
04 May0
03 May0
02 May0
01 May0
Channel Posts
Repost from جریانـ
تخیل جمعی "ایران آینده" آنچه تصاویر و روایت‌های شگفت این روزها از جای‌جای ایران در شهرها و روستاها به ما می‌گویند این است که تخیل جمعی تازه‌ای از ایران در ایران شکل گرفته‌است. تخیلی که زبانی خاص خود دارد، استعاره‌هایی از آن خود دارد، توانایی نام‌سازی و نام‌گذاری دارد،‌ به روایتی از تاریخ ایران مجهز است و از اساطیر و حماسه‌های آن تغذیه می‌کند و آینده‌ای را برای صاحبان این تخیل ملموس و محسوس کرده‌است. این تخیل چنان قدرتمند است که توانسته آیین‌های مرسوم را تغییر شکل دهد، عزا را به جشن و حماسه بدل کند و تا بسیاری ویژگی‌های جزئی و فردی، از پوشیدن لباس تا آراستن مو، امتداد یابد. امر محوری در این تخیل "ایران" است و درست در تقابل با تخیل جمعی "اسلام سیاسی" شکل گرفته که انقلاب ۵۷ را شکل داد. همین تخیل وقایع دی‌ماه را از شورشی خیابانی یا اعتراضی اقتصادی جدا می‌کند. تغییرات بنیادین با اتکا به تخیل جمعی گسترده ممکن می‌شوند، امری که جریان‌های سیاسی دهه‌های اخیر فاقد آن بوده‌اند و هنگام که چنین تخیلی شکل گرفت امری هم‌سنخ آن می‌تواند آن را کنار بزند نه سرکوب و گلوله. تخیل گرم است و قوی و در جان‌ها رسوخ می‌کند آن‌ها را به حرکت در می‌آورد، می‌تواند بر ترس غلبه کند و حتی به نثار و ایثار جان بینجامد. فردای ایران در این ناله‌ها و فریادها و نغمه‌ها و هلهله‌ها و دست‌افشانی‌ها در حال ساخته‌شدن است. باید به آنها خوب نگریست. ✍🏼 #امیر_مازیار 🔗 منبع #خودآگاهی_ملی #وضعیت #ایران_فردا @Jaryaann

2
متاسفانه یا خوشبختانه آدم کتابخوانی هستم، یادمه چند سال پیش که میرفتم کتاب بخرم به راحتی حتی تا ۱۵ الی ۲۰ جلد کتاب میخریدم امروز رفتم کتاب فروشی و برای یک جلد کتاب انقدر فکر کردم که بخرم یا نه، در نهایت همونجا کمی تورق کردم و نخریدم.... اینجوری ما فقیر شدیم... 🔗 تا جنون فاصله ای نیست (@solitudedays)
240
3
🏴🏴🖤🏴🏴 به اطلاع دوستان و آشنایان می‌رساند مراسم خاکسپاری استاد فقید دکتر داور شیخاوندی فردا پنجشنبه ۲۳ بهمن ماه ساعت ۱۰ ص
🏴🏴🖤🏴🏴 به اطلاع دوستان و آشنایان می‌رساند مراسم خاکسپاری استاد فقید دکتر داور شیخاوندی فردا پنجشنبه ۲۳ بهمن ماه ساعت ۱۰ صبح از سالن تطهیر بهشت زهرای تهران انجام و پیکر ایشان در قطعه نام‌آوران (۲۵۵) ردیف ۴۱ شماره ۱۸ به خاک سپرده می‌شود. به مناسبت سومین روز درگذشت آن شادروان مراسم یادبود روز جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ در مسجد النبی (ص)، امیرآباد شمالی، بین خیابان ۱۶ و ۱۷ (رو به روی کوی دانشگاه تهران)، ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰ برگزار خواهد شد. حضور شما موجب شادی روح آن فقید و تسلای خاطر بازماندگان خواهد بود. از طرف: خانواده‌های شیخاوندی، اسلامی، اربابی و انجمن‌های جامعه‌شناسی ایران، و مددکاران اجتماعی ایران.
230
4
▪️از یاد نخواهیم برد. 🔗 منبع #سوگ #رقص #وضعیت_امروز_جامعه_ما @Jaryaann
▪️از یاد نخواهیم برد. 🔗 منبع #سوگ #رقص #وضعیت_امروز_جامعه_ما @Jaryaann
263
5
🔷 رقص عزا نگاهی به سوگواری‌ بدن‌مند در این روزها در گفت‌وگو با پژوهشگران رقص فولکلور رقص صیادان انزلی در کومه‌های روی آب، دس
🔷 رقص عزا نگاهی به سوگواری‌ بدن‌مند در این روزها در گفت‌وگو با پژوهشگران رقص فولکلور رقص صیادان انزلی در کومه‌های روی آب، دستان درهم تنیده عزاداران ساکن جنوب زاگرس در مراسم چمری و حرکت توام با شعر هوسه در رقص یزله موارد مشابهی از رقص غم در جای‌جای ایران است. رقص، تلفیق هنرمندانه حس و حرکت است و به‌گواه برخی از منابع تاریخی می‌توان آن را تغییریافته سوگ سیاوش دانست؛ کنشی بدنمند که جسم در خدمت روح قرار می‌گیرد تا هدف یا خواسته‌ای را بیان کند. در رقص غم نیز شاهد تمنای غمبار بدن در فراق عزیزی هستیم. گویی دست‌، آسمان را برای جستن و در آغوش کشیدن عزیزی می‌جوید. پا در جست‌وجوی فرزندی به این‌سو و آن‌سو می‌رود تا شاید بتوانند ردی از او بیابد. این کنش بدنی همراه با غلیان احساسات، این روزها ماهیتی اعتراضی از سوگواری یافته است. «پیام ما» در گفت‌وگو با پژوهشگران رقص و فرهنگ عامه، به ابعاد مختلف و بازتعریف نویی از رقص غم پرداخته است. 👈🏼 ادامهٔ مطلب ✍️ زهرا کرد 🔗 پیام ما #بدن #رقص #سوگ @Jaryaann
320
6
@Aan_Gaah 🔲 ‌ما معمولاً PTSD (اختلال استرس پس از سانحه) را مختصِ قربانیان می‌دانیم، اما روانشناسیِ جنگ مفهومِ «آسیب اخلاقی» را برای توصیفِ فروپاشیِ روانیِ عاملانِ خشونت مطرح می‌کند. انسان ذاتاً برای کشتنِ هم‌نوع طراحی نشده است. وقتی هیجانِ میدان، اثرِ داروها و فشارِ فرمانده فروکش می‌کند، «ارواح» باز می‌گردند. تصویرِ چشمانِ آخرین قربانی، صدایِ فریادها و خونِ ریخته شده، در سکوتِ شب به سراغِ سرکوبگر می‌آید. بسیاری از این افراد دچارِ افسردگی شدید، اختلالات خواب و بیگانگی از خانواده می‌شوند. آن‌ها سعی می‌کنند با الکل یا مواد مخدر صدایِ وجدان را خفه کنند، اما موفق نمی‌شوند. آمارِ خودکشی، خشونتِ خانگی و رفتارهای پرخطر در میانِ نیروهای بازگشته از سرکوب، بسیار بالاست. سیستمِ توتالیتر که تا دیروز آن‌ها را «قهرمان» می‌خواند، اکنون که تاریخ‌مصرفشان تمام شده و به موجوداتی بیمار و ناسازگار تبدیل شده‌اند، آن‌ها را دور می‌اندازد. عدالتِ شاعرانه و تلخ ماجرا اینجاست که سرکوبگر هرگز نمی‌تواند از زندانی که برای دیگران ساخته، بگریزد؛ او زندانیِ ابدیِ ذهنِ خویش باقی می‌ماند. گلوله‌ای که شلیک شد، شاید قلبِ معترض را شکافت، اما کمانه کرد و روحِ شلیک‌کننده را نیز برای همیشه متلاشی ساخت. هیچ پادگانی نمی‌تواند جلوی نفوذِ این خاطرات را بگیرد. #آناتومی_اطاعت_و_خشونت @Aan_Gaah
266
7
📁 پرونده‌ی ویژه: آناتومی اطاعت و خشونت (چرا شلیک کردند؟) 🔳 ارواح، شب‌ها بازمی‌گردند! پایان اعتراضات، آغازِ جهنمِ شخصیِ سرکوبگران است. «آسیب اخلاقی» زخمِ عمیقی بر روحِ کسی است که بر خلافِ فطرتش عمل کرده. کابوس‌ها، اعتیاد، خودکشی و جنون، سرنوشتِ محتومِ کسانی است که توسط سیستم مصرف شده و سپس با خاطراتِ خونینشان تنها رها می‌شوند. #آناتومی_اطاعت_و_خشونت @Aan_gaah
210
8
@Aan_Gaah 🔲 ‌در روانشناسیِ گروه‌های تبهکار و شبه‌نظامی، مفهومی به نام «هزینه‌ی هدر رفته» نقش مهمی دارد. سیستم سعی می‌کند نیروهای جدید را هرچه زودتر به خون آلوده کند. وقتی فردی برای اولین بار باتوم می‌زند یا شلیک می‌کند، از یک خط قرمزِ اخلاقی عبور کرده است. این گناهِ نخستین، او را از جامعه‌ی عادی جدا کرده و به «قبیله‌ی سرکوب» پیوند می‌زند. بین اعضای یگان، نوعی «برادریِ شوم» شکل می‌گیرد؛ آن‌ها رازی مشترک دارند که هیچ‌کس جز خودشان نمی‌فهمد. این همدستی در جرم، وفاداری را تضمین می‌کند. فرد با خود می‌گوید: «من دیگر نمی‌توانم به میانِ مردم برگردم، دستم آلوده است، پس تنها پناهگاهم همین گروه است». هرچه خشونت بیشتر شود، وابستگیِ روانی اعضا به یکدیگر برای توجیهِ عملشان بیشتر می‌شود. آن‌ها متقابلاً از یکدیگر در برابرِ عذاب وجدان حمایت می‌کنند و روایتی می‌سازند که در آن قهرمان هستند. خروج از این دایره به معنایِ تنها ماندن با بارِ سنگینِ گناه و طرد شدن از سویِ تنها کسانی است که او را می‌پذیرند. بنابراین، ادامه خشونت تلاشی ناخودآگاه برای اثباتِ این است که «راهی که رفته‌ایم درست بوده» و جلوگیری از فروپاشیِ روانیِ ناشی از اعتراف به اشتباه است. #آناتومی_اطاعت_و_خشونت @Aan_Gaah
213
9
📁 پرونده‌ی ویژه: آناتومی اطاعت و خشونت (چرا شلیک کردند؟) 🔳 پیمان برادری بر خون! خشونتِ گروهی، کارکردی شبیه به «آیینِ تشرف» دارد. مشارکت در سرکوب، نوعی «همدستی» ایجاد می‌کند که پیوندِ میانِ اعضای گروه را ناگسستنی می‌سازد. «ما با هم جنایت کردیم، پس تا ابد به هم متصلیم». این رازِ مگو، خروج از دایره‌ی سرکوب را غیرممکن می‌کند. #آناتومی_اطاعت_و_خشونت @Aan_gaah
185
10
@Aan_Gaah 🔲 ‌ایدئولوژی‌های تمامیت‌خواه، روایتی کیهانی از «نبردِ خیر و شر» می‌سازند. در این روایت، معترضان صرفاً مخالفانِ سیاسی نیستند، بلکه نمایندگانِ شرِ مطلق (اهریمن، استکبار، کفر) بر روی زمین‌اند. برای نیروی سرکوبگری که تحتِ بمبارانِ این ایدئولوژی رشد کرده، خیابان میدانِ جنگِ آخرالزمانی است. او شلیک نمی‌کند تا حقوقش را بگیرد، شلیک می‌کند تا از «مقدسات» دفاع کند. این «خشونتِ فضیلت‌مند» (Virtuous Violence)، قوی‌ترین انگیزه برای قساوت است. روانشناسیِ اخلاق نشان می‌دهد که افراد اغلب خشونت را توجیه می‌کنند اگر در خدمتِ یک «هدفِ متعالی» باشد. وقتی کشتنِ یک انسان، به معنایِ نجاتِ دین، امت یا وطن تفسیر شود، احساسِ گناه جای خود را به «غرورِ مقدس» می‌دهد. این افراد دچارِ نوعی «خودشیفتگیِ اخلاقی» می‌شوند؛ آن‌ها خود را سربازانِ برگزیده‌ای می‌دانند که بارِ سنگینِ خشونت را برای رستگاریِ جامعه به دوش می‌کشند. در این چارچوب، تردید کردن در شلیک، نشانه‌ی ضعفِ ایمان است. سیستم با استفاده از نمادهای مذهبی، مراسمِ دعا قبل از عملیات و مداحی‌های حماسی، شورِ مذهبی را به خشمِ نظامی تبدیل می‌کند. نتیجه، سربازی است که با وضو خون می‌ریزد و باور دارد که هر گلوله، پله‌ای به سوی بهشت است. #آناتومی_اطاعت_و_خشونت @Aan_Gaah
222
11
📁 پرونده‌ی ویژه: آناتومی اطاعت و خشونت (چرا شلیک کردند؟) 🔳 جنایت مقدس: کشتن برای رستگاری خطرناک‌ترین نوع خشونت، خشونتی است که پشتوانه‌ی ایدئولوژیک دارد. وقتی سرکوبگر باور داشته باشد که در حالِ «جهاد» علیه «دشمنان خدا» است، جنایت به عبادت تبدیل می‌شود. در اینجا، مکانیزم‌های بازداری اخلاقی نه تنها غیرفعال نمی‌شوند، بلکه معکوس عمل می‌کنند: رحم کردن گناه است و خشونت، ثواب! #آناتومی_اطاعت_و_خشونت @Aan_gaah
169
12
@Aan_Gaah 🔲 ‌استنلی میلگرام در آزمایش مشهور خود نشان داد که ۶۵ درصد افراد عادی حاضرند تا سرحد مرگ به دیگری شوک الکتریکی دهند، تنها به این دلیل که یک مقامِ علمی (اتوریته) به آن‌ها دستور داده است. کلیدِ این رفتار در مفهومی به نام «جابجایی عاملیت» (Agentic State) نهفته است. در ساختارهای نظامی و شبه‌نظامی، سرباز آموزش می‌بیند که خود را نه به عنوانِ «فاعلِ مختار»، بلکه به عنوان «کارگزار» یا «ابزار» در دستانِ فرمانده ببیند. منطقِ حاکم این است: «فرمانده مغز است و من دست؛ دست هرگز تصمیمات مغز را زیر سوال نمی‌برد». این مکانیزم، بارِ سنگینِ اخلاقیِ کشتن را از دوش فرد برمی‌دارد و به سیستم منتقل می‌کند. نیروی سرکوبگر با خود استدلال می‌کند که فرماندهان به اطلاعات محرمانه دسترسی دارند و «صلاح کل» را بهتر تشخیص می‌دهند، بنابراین مسئولیت خون‌های ریخته شده با آن‌هاست. اطاعت در این فرهنگ، بالاترین فضیلت است و سرپیچی، گناهی نابخشودنی. فرد در لحظه شلیک، خود را قربانیِ شرایط می‌پندارد؛ کسی که مجبور شده برای حفظ سلسله‌مراتب، کاری ناخوشایند انجام دهد. این سلبِ مسئولیتِ درونی چنان قدرتمند است که فرد حتی در دادگاه وجدانِ خود نیز تبرئه می‌شود. او خود را یک «سربازِ وفادار» می‌بیند، نه یک قاتل. این اطاعت کورکورانه و تبدیل شدن به ابزارِ محض، خطرناک‌تر از هر نوع وحشیگری غریزی است، زیرا حد و مرزی برای آن متصور نیست. #آناتومی_اطاعت_و_خشونت @Aan_Gaah
176
13
📁 پرونده‌ی ویژه: آناتومی اطاعت و خشونت (چرا شلیک کردند؟) 🔳 ماشه را «دستور» می‌چکاند! «من مأمورم و معذور». این جمله کلیدی‌ترین مکانیزم دفاعی برای فرار از بار گناه است. انسان‌ها وقتی خود را صرفاً ابزارِ اراده‌ی یک مقام مافوق ببینند، مسئولیت شخصی را تعلیق کرده و حاضرند دردناک‌ترین شوک‌ها را به دیگران وارد کنند. #آناتومی_اطاعت_و_خشونت @Aan_gaah
155
14
@Aan_Gaah 🔲 ‌پیش از آنکه گلوله‌ای شلیک شود، کلمات شلیک شده‌اند. پروپاگاندا وظیفه دارد چهره‌ی انسانیِ معترض را مخدوش کند. استفاده از واژگانی مانند «اغتشاشگر»، «اراذل»، «عامل بیگانه»، «نجس» یا «مگس»، تصادفی نیست. این برچسب‌زنی‌ها مکانیزمِ «بازداریِ اخلاقی» را در مغزِ سرکوبگر خاموش می‌کند. تحقیقاتِ عصب‌شناسی نشان می‌دهد وقتی ما به افرادی که «کمتر از انسان» تلقی می‌کنیم (Out-group) نگاه می‌کنیم، بخشی از مغز که مسئولِ همدلی است (کورتکس پره فرونتال میانی)، فعال نمی‌شود. سیستم به نیروهایش می‌آموزد که فردِ مقابلِ شما، نه یک شهروندِ دارای حقوق یا یک جوانِ ناامید، بلکه تجسمی از «شیطان» یا «ویرانی» است. معترض به یک «تارگت» (Target) یا یک «آبجکت» (Object) تقلیل می‌یابد. وقتی قربانی شیء‌واره شد، خشونت علیه او دیگر جنایت نیست، بلکه نوعی «پاکسازی» یا «تعمیر» محسوب می‌شود. در این فرایند، حتی فریادِ دردِ قربانی شنیده نمی‌شود؛ زیرا از نظرِ سرکوبگر، این فریادِ یک انسان نیست، بلکه سروصدایِ مزاحمِ یک ماشینِ خراب است. این «کوریِ اخلاقی»ِ القا شده، به سرکوبگر اجازه می‌دهد تا پس از شلیک، بدونِ احساسِ گناه به خانه برود و شام بخورد، زیرا او باور دارد که نه انسانی را کشته، بلکه صرفاً زباله‌ای را از سرِ راهِ امنیتِ جامعه برداشته است. #آناتومی_اطاعت_و_خشونت @Aan_Gaah
203
15
📁 پرونده‌ی ویژه: آناتومی اطاعت و خشونت (چرا شلیک کردند؟) 🔳 کسی که باید بُکشم، انسان نیست! برای اینکه بتوانید به کسی شلیک کنید، ابتدا باید او را از دایره‌ی انسانیت خارج کنید. «انسانیت‌زدایی» (Dehumanization) تکنیکی است که قربانی را به حشره، ویروس، عامل بیگانه یا خس‌وشاک تقلیل می‌دهد. کشتنِ یک «انسان» دشوار است، اما حذفِ یک «تهدیدِ بهداشتی» یا «عروسکِ دشمن» یک ضرورتِ اخلاقی جلوه می‌کند. #آناتومی_اطاعت_و_خشونت @Aan_gaah
182
16
@Aan_Gaah 🔲 ‌آزمایش زندان استنفورد فیلیپ زیمباردو به وضوح نشان داد که چگونه «نقش» و «لباس» می‌توانند رفتار انسان را دگرگون کنند. وقتی یک نیروی انتظامی، لباسِ ضدشورش می‌پوشد، کلاه ایمنی بر سر می‌گذارد و صورتش را می‌پوشاند، پدیده‌ای روانی به نام «فردیت‌زدایی» (Deindividuation) رخ می‌دهد. در این وضعیت، او دیگر «علی» یا «محمد» با تاریخچه زندگی شخصی و اخلاقیات خاص خود نیست؛ او تبدیل به «شماره یگان» یا «سرباز نظام» می‌شود. این گمنامی، قوی‌ترین پادزهر برای شرم و ترس از قضاوت است. پوشش یکسان و آرایش نظامی، فرد را در یک توده بی‌شکل ذوب می‌کند. روانشناسی توده می‌گوید که در میان جمعیت، شعورِ فردی کاهش و هیجانِ جمعی افزایش می‌یابد. یونیفرم مانند یک عایق روانی عمل می‌کند که نه تنها بدن را در برابر سنگ، بلکه روان را در برابرِ سیگنال‌های همدلی محافظت می‌کند. وقتی همه یک شکل هستند و یک‌صدا فریاد می‌زنند، نوعی «مستیِ جمعی» ایجاد می‌شود که در آن خشونت، نه یک انتخاب شخصی، بلکه یک آیینِ گروهی برای اثبات وفاداری تلقی می‌گردد. سرکوبگر در زیر ماسک احساس می‌کند که نامرئی است و کسی که نامرئی باشد، پاسخگو نیست. او به خود می‌گوید: «این من نیستم که ضربه می‌زنم، این قانون و لباس است که اعمال قدرت می‌کند». بدین ترتیب، یونیفرم به تابوتی برای وجدانِ فردی تبدیل می‌شود و راه را برای اعمال خشونتی بی‌مهابا و مکانیکی هموار می‌سازد که بدون این پوشش، هرگز ممکن نبود. #آناتومی_اطاعت_و_خشونت @Aan_Gaah
208
17
📁 پرونده‌ی ویژه: آناتومی اطاعت و خشونت (چرا شلیک کردند؟) 🔳 نقاب آهنین: فردیت‌زدایی و یونیفرم پوشیدن یونیفرم و ماسک، فقط برای محافظت فیزیکی نیست؛ کارکرد اصلی آن «فردیت‌زدایی» است. وقتی هویتِ شخصی زیر کلاه‌خود پنهان می‌شود، مسئولیت‌پذیریِ فردی محو شده و «هویت گروهی» خشن جایگزین آن می‌گردد. یونیفرم، وجدان را در لایه‌هایی از پارچه و پلاستیک مدفون می‌کند. #آناتومی_اطاعت_و_خشونت @Aan_gaah
192
18
@Aan_Gaah 🔲 وقتی آدولف آیشمن در دادگاه اورشلیم محاکمه می‌شد، جهان انتظار دیدنِ یک هیولایِ دیوانه را داشت. اما آرنت با مردی روبرو شد که نه سادیست بود و نه متعصب؛ او یک کارمندِ معمولی، منظم و میان‌مایه بود که صرفاً «دستورات را اجرا می‌کرد» تا در سلسله‌مراتبِ اداری پیشرفت کند. این «ابتذال شر» (Banality of Evil)، ترسناک‌ترین حقیقت درباره‌ی ساختارهای سرکوب است. در کانتکستِ نیروهای سرکوبگر، ما اغلب با افرادی مواجهیم که در زندگی شخصی، پدرانِ مهربان یا همسایگانِ آرامی هستند، اما در ساختارِ بوروکراتیکِ خشونت، «توانایی فکر کردن» از زاویه‌ی دیدِ دیگری را از دست داده‌اند. سیستم با تکه‌تکه کردنِ فرایندِ جنایت، مسئولیت را لوث می‌کند. یکی شناسایی می‌کند، یکی بازداشت می‌کند، یکی بازجویی می‌کند و یکی ماشه را می‌چکاند. هیچ‌کس به تنهایی احساسِ گناهِ کامل نمی‌کند، زیرا هر کس خود را یک «چرخ‌دنده»‌ی کوچک در ماشینی بزرگ می‌بیند. آن‌ها به جای پرسشِ اخلاقیِ «چرا می‌کشم؟»، درگیرِ پرسشِ تکنیکیِ «چگونه دقیق‌تر شلیک کنم؟» می‌شوند. در این وضعیت، وجدان با «وفاداری به سیستم» جایگزین می‌شود. خطرناک‌ترین جنایتکاران، کسانی نیستند که از دیدنِ خون لذت می‌برند، بلکه کسانی هستند که کشتن را به یک «تسک اداری» تبدیل کرده‌اند و شب‌ها با خیالی آسوده، گزارشِ کارِ روزانه‌ی خود را پر می‌کنند. این «نرمال بودنِ» جنایتکار، بزرگترین کابوسِ بشریت است. #آناتومی_اطاعت_و_خشونت @Aan_Gaah
203
19
📁 پرونده‌ی ویژه: آناتومی اطاعت و خشونت (چرا شلیک کردند؟) 🔳 همسایه‌ی دیوار به دیوار ما؛ هیولا است! ما دوست داریم تصور کنیم شکنجه‌گران و قاتلانِ سیستماتیک، موجوداتی ذاتاً شرور و سادیست هستند. اما هانا آرنت با طرح مفهوم «ابتذال شر» به ما یادآوری می‌کند که وحشتناک‌ترین جنایات، توسط افرادی «معمولی» انجام می‌شود که صرفاً «وظیفه‌شناس» بوده‌اند. شیطان، شاخ و دم ندارد؛ یونیفرم می‌پوشد و نگرانِ ارتقای شغلی است. #آناتومی_اطاعت_و_خشونت @Aan_gaah
188
20
No text...
252