en
Feedback
صُحُفٍ مُطَهَّرَه

صُحُفٍ مُطَهَّرَه

Open in Telegram

موضوع: احادیث اهل بیت ع در موضوعات مختلف مدیر: @amid3 @Alinajma کانالهای وابسته: فضائل اهل بیت علیهم السلام @motahharoun نقد غلو و تفویض @gholow

Show more
1 262
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-730 days
Posts Archive
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:... أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنَ الْكَعْبَةِ. (الخصال ۱: ۲۷)
Anonymous voting

عن رسول الله صلی الله علیه و آله: ... يُحْشَرُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنْ قَبْرِهِ وَ فِي عُنُقِهِ طَوْقٌ مِنْ نَارٍ فِيهِ ثَلَاثُمِائَةِ شُعْبَةٍ عَلَى كُلِّ شُعْبَةٍ مِنْهَا شَيْطَانٌ يَكْلَحُ فِي وَجْهِهِ‌ وَ يَتْفُلُ فِيهِ (امالی مفید، ۱۴۵)
Anonymous voting

بسم الله الرحمن الرحیم ❌به جای خدا داوری نکن...حتی اگر شهید باشد! بر اساس نقل های تاریخی، سعد بن معاذ از اصحاب قدیم پیامبر صلی الله علیه و آله بوده و شخصی است که در غزوات بدر و احد هم شرکت داشته است.وی در قضیه ی بنی قریظه از ناحیه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، میان یهود و مسلمانان داور شد و حکمش را پذیرفتند. سعد بن معاذ در اثر حراحتی كه در جنگ خندق به او وارد آمده بود، شهید شد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ضمن تشییع جنازه ی وی از حضور ملائکه هم خبر دادند. در برخی از روایات تعداد آنان هفتاد هزار نفر هم رسیده: «لقد وافى من الملائكة سبعون ألفا و فيهم جبرئيل علیه السلام يصلّون عليه»‏ (الكافي 2/ 622) در حديث ديگري از امام صادق عليه السلام، جزئيات و احترامات پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در تجهيز سعد را چنين مي خوانيم: « أُتي رسول الله صلي الله عليه و آله فقيل له: إن سعد بن معاذ قد مات، فقام رسول الله صلي الله عليه و آله و قام أصحابه معه فأمر بغسل سعد و هو قائم على عضادة الباب، فلما أن حنّط و كفن و حمل على سريره تبعه رسول الله صلي الله عليه و آله بلا حذاء و لا رداء، ثم كان يأخذ يمنة السرير مرة و يسرة السرير مرة حتى انتهى به إلى القبر، فنزل رسول الله صلي الله عليه و آله حتى لحّده و سوّى اللبن عليه و جعل يقول: ناولوني حجرا ناولوني ترابا رطبا، يسد به ما بين اللبن...».‏ (امالی صدوق، مجلس شصت و یکم، حدیث دوم) در این میان، مادر سعد بن معاذ که داغدار فرزندش بود ندا داد: «یا سعد! هنیئا لک الجنة!/ ای سعد بهشت گوارایت باد!». این جمله برای ما خیلی طبیعی است، آن هم در مورد شخصیّتی مانند سعد و با این همه احترامات و تشریفاتی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله در مورد وی رعایت نمودند! ما اگر بودیم این جمله ی کوتاه را برای مقام سعد کم می شماردیم! در تمام کوچه های مدینه از فضائل سعد جار می زدیم... در مورد دیدارش با ارواح شهدای بدر و احد داستان ها می پرداختیم... اگر کسی می گفت بالای چشمش ابروست، بی برو برگرد تکفیرش می کردیم... و.......... ✳️ اما واکنش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چه بود؟! «یا أمّ سعد! لا تجزمی [لا تحتّمی] علی الله....!» ای مادر سعد! آن چه دانسته نیست بر خدای مبند... (الكافي ۳: ۳۲۶) https://t.me/kotob_sh

🎥 مستند جذاب و دیدنی "کودتای دوم" 👈 نگاهی کوتاه به کودتای عقیدتی عمر بن خطاب 👈 مجموعه سلمان فارسی به هر شخصی از طرفداران مکتب سقیفه که بتواند به این مستند پاسخ علمی دهد، مبلغ 45 میلیون تومان جایزه می دهد! 💟 @salman_e_farsi 💟 @wahabi_tube

📗 امام سجاد (ع) در نوشتهٔ ابوالعباس مبرّد ابوالعباس محمد بن یزید مبرّد (د. ۲۸۵ق) -صاحب الکامل في اللغة والأدب و المقتضب- در وصف علی بن الحسین علیهما السلام در الفاضل می‌نویسد:
ويروى أن عليّا كان أبرّ الناس وأتقاهم، وكان إذا سافر كتم نسبه، وستر وجهه، فقيل له فى ذلك فقال: أكره أن آخذ برسول الله ما لا أعطى مثله. وكان يقول: ما أكلت بنسبتى من رسول الله درهما قط.
روایت شده که علی [بن الحسین] نیکوکارترین و پرهیزکارترین مردم بود. او هنگامی که به سفر می‌رفت نسب خویش را پنهان می‌کرد و چهرهٔ خود را می‌پوشاند. به او در این خصوص گفته شد [که چرا چنین می‌کند؟]. فرمود: خوش ندارم که به خاطر پیامبر چیزی را بگیرم که مانندش به خودم داده نمی‌شود. همچنین [علی بن الحسین] می‌گفت: هرگز به خاطر نسبم به پیامبر خدا درهمی نخورده‌ام (الفاضل، ص103-104).
وقالت الأنصار: فقدنا صدقة السرّ مذ مات علىّ بن الحسين صلوات الله عليه.
انصار گفتند: صدقهٔ پنهانی را [که شب‌ها مخفیانه داده می‌شد] از زمان درگذشت علی بن الحسین -صلوات الله علیه- از دست دادیم [= تا او زنده بود صدقه‌هایی شبانه داده می‌شد که نمی‌دانستیم چه کسی می‌دهد. چون او درگذشت دانستیم که او بوده] (الفاضل، ص105؛ مشابه: حلیة الأولیاء، ج3، ص136؛ نیز نگر: امام سجاد و اطعام شبانه و مخفیانهٔ بینوایان).
وحدّثنى مسعود بن بشر قال: قال طاوس: رأيت علىّ بن الحسين ساجدا فى المسجد بمكة، فقلت: رجل من آل النبىّ عليه السلام، أمضى فأصلّى خلفه، فمضيت فدنوت منه، فسمعته يقول: «عبدك بفنائك، فقيرك بفنائك، مسكينك بفنائك» . فتعلّمتهنّ فما دعوت بها فى كرب قطّ إلّا فرّج عنّى.
از طاوس نقل شده که گفت: علی بن الحسین را در مسجد در مکه دیدم که در سجده بود. گفتم مردی از خاندان پیامبر است. بروم و پشت سرش نماز بخوانم. رفتم و به او نزدیک شدم. شنیدم که می‌گفت: «عبدك بفنائك، فقيرك بفنائك، مسكينك بفنائك: بنده‌ات در محضر توست، فقیرت در محضر توست، بیچاره‌ات در محضر اوست». این دعا را آموختم. پس هرگاه در اندوهی این دعا را خواندم، اندوهم برطرف شد (الفاضل، ص105؛ مشابه: الفرج بعد الشدة لابن أبي الدنیا، ص67؛ مجالس ثعلب، ص87؛ المجالسة وجواهر العلم، ج2، ص271).
وحدّثنى التوّزىّ عمّن حدّثه قال: قال علىّ بن الحسين: لقد ابيضّت عينا يعقوب من أقلّ ممّا نالني، وذلك أنه فقد واحدا من اثنى عشر، وأنا رأيت ثلاثة عشر من لحمتى قتلوا بين يدىّ.
نقل شده که علی بن الحسین گفت: چشمان یعقوب سفید شد از مصیبتی که کمتر بود از آن مصیبتی که به من رسید. یعقوب یکی از دوازده [فرزند خویش] را گم کرد؛ در حالی که من سیزده نفر از گوشتم را دیدم که در برابرم کشته شدند! (الفاضل، ص105؛ نیز نگر: حزن امام سجاد و حزن یعقوب).
وروى عن جابر بن سليمان الأنصارى عن عمه عثمان بن صفوان الأنصارى قال: خرجنا فى جنازة علىّ بن الحسين رحمة الله عليهما، فتبعتنا ناقته تخطّ الأرض بزمامها، فلمّا صلّينا عليه ودفنّاه أقبلت تحنّ وتتردّد وتريد قبره، فأوسعنا لها، فجاءت حتى بركت عليه وجعلت تفحص بكركرتها وتحنّ، فو الله ما بقى أحد إلا بكى وانتحب، وقال: وبلغنا أنه حجّ عليها ثمانى عشرة حجة أو تسع عشرة حجة لم يقرعها بعصا.
نقل شده که عثمان بن صفوان گفت: در تشییع پیکر علی بن الحسین -رحمة الله علیهما- بیرون آمدیم. شترِ او در پیِ ما آمد در حالی که زمامش را به زمین می‌کشید. چون بر علی بن الحسین نماز خواندیم و او را به خاک سپردیم آن شتر شروع به ناله‌زدن کرد و این طرف و آن طرف می‌رفت و به دنبال قبر بود. گذاشتیم که نزد قبر آید. آمد تا آنکه خُفت و شروع کرد به زدنِ سینه‌اش [به قبر] و ناله‌زدن. به خدا قسم کسی در آنجا نبود که سخت نگرید. همچنین گفت: به ما رسید که علی بن الحسین 18 یا 19 حج با آن شتر رفت و هیچ‌گاه او را با عصا نزد (الفاضل، ص105؛ نیز نگر: الکافي، ج1، ص467-468، ح2-4؛ نقل مدائنی).
وكان يقال لعليّ بن الحسين: ذو الخيرتين، لأنّ أمّه كانت ابنة يزدجرد، وتأويل ذلك أنّ رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: «إن لله عز وجل من خلقه خيرتين: من العرب قريش، ومن العجم فارس».
به علی بن الحسین گفته می‌شد «ذو الخِیَرَتَین» چراکه مادرش دختر یزدگرد بود؛ وجه این لقب آن بود که پیامبر خدا (ص) فرمود: خداوند از میان آفریدگانش دو برگزیده دارد: از میان عرب، [قبیلۀ] قریش؛ و از میان عجم، [قومِ] فارس» (الفاضل، ص106؛ مشابه: الکافي، ج1، ص467: وَكَانَ يُقَالُ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع ابْنُ الْخِيَرَتَيْنِ فَخِيَرَةُ اللهِ مِنَ الْعَرَبِ هَاشِمٌ وَمِنَ الْعَجَمِ فَارِس‏). @Al_Meerath

نگاهی به چالش‌های متنی حدیث «معایش العباد» ✍ امیرحسن خوروش حدیث «معایش العباد» در تحف العقول، از جمله احادیث طویلی است که در فقه مورد توجّه بوده و البته قرارگرفتن آن در صدر کتاب مکاسب شیخ انصاری بر شهرت و اهمیت آن افزوده است. این حدیث که در باب احادیث امام صادق (ع) در تحف العقول آمده، سندی ندارد و در کتب حدیثی پیش از تحف العقول و کتب حدیثی معاصر تحف و بعد از تحف به صورت کامل یافت نشد، با این حال مشابه برخی از بخش‌های آن بدون سند به نقل از امام صادق (ع) در دعائم الإسلام آمده و مشابه بخشی‌هایی از آن در فقه الرضا بدون انتساب به حدیث و با شروع با عبارت «اعلم یرحمك الله» و به صورت یک متن فقهی آمده است. در این میان، فارغ از بحث سندی و اعتبار منبع آن، بررسی متنی این حدیث نقش مهمی در اعتبارسنجی آن دارد. در این نوشته به ارزیابی متنی این حدیث -بر اساس نقل تحف العقول- توجه می‌شود و اشکالات آن مورد توجه قرار می‌گیرد: متن نوشتار: https://deraayaat.ir/maaish_al-ibad @Al_Rijal

bit.ly/43vpFpN 🔸جان گری، فیلسوف خداناباور، می‌گوید: «انسان‌گرایی مدرن بر این باور است که بشر، از طریق علم می‌تواند حقیقت را بشناسد و در نتیجه آزاد باشد. اما اگر نظریهٔ داروین پیرامون انتخاب طبیعی درست باشد، آنچه گفتیم غیرممکن خواهد شد؛ زیرا مغز انسان در خدمت موفقیت فرگشتی است، نه در خدمت حقیقت» [5] 🔸فيلسوف خداناباور، ریچارد رورتی، خداناباوران داروینیستی که داروینیسم خود را با جهل یا تعصب تغییر داده‌اند را محکوم کرده و می‌گوید: «این اندیشه که گونه‌ای از موجودات زنده، برخلاف همهٔ گونه‌های دیگر، نه تنها به‌سوی آسایش روزافزون خود، بلکه به‌سوی حقیقت نیز قدم برمی‌دارد، یک تصور غیرداروینی است» [6] 🔸سم هریس، عصب شناس خداناباور، می‌گوید: «حدس منطقی، ریاضی و جسمی ما توسط انتخاب طبیعی طراحی نشده‌اند تا حقیقت را دنبال کنند». [7] 🔸پیغمبر نوخداناباوری، داوکینز، می‌گوید: «ما موجوداتی تکامل‌یافته از میمون هستیم و مغزمان تنها برای فهم جزئیات دنیوی چگونگی زنده ماندن در ساوانای آفریقا در عصر حجر، طراحی شده است». [8] گواهی‌های پیشین برایت کافی است که بدانی ما با حقیقتی روشن روبه‌روییم که هیچ راهی برای بحث درباره‌اش وجود ندارد؛ این حقیقت که سفر تکامل مغز، برای جست‌وجوی حقیقت نبوده، بلکه تنها هدفش، جست‌وجوی بقا بوده است. این حقیقت، همانی است که داروین از همان ابتدا بدان پی برده و گفته است: «همیشه شک دارم که اعتقادات عقل انسان که از حیوانات پایین‌تر تکامل یافته، هیچ ارزشی یا اصلاً شایستگی تصدیق دارند. آیا هیچ‌یک از ما می‌تواند اعتقادات عقل یک میمون را باور کند، اگر اصلاً در چنین عقلی، اعتقاداتی وجود داشته باشد؟» [9] شاید حیرتت بیشتر شود اگر بدانی که داروین، این حقیقت را دلیلی برای شک در هر حقیقتی ندانسته، بلکه تنها دلیلی برای شک در وجود خدا دانسته است؛ زیرا داروین باری دیگر، به تردید خود در حجیت عقل اشاره کرده و می‌گوید: «... اما پس از آن، شک ایجاد می‌شود: آیا می‌توان به عقل انسان اعتماد کرد که کاملاً معتقدم، از عقلی پایین‌تر، مانند عقلی که پایین‌ترین حیوان دارد، تکامل یافته است، وقتی چنین نتیجه‌گیری‌های بزرگی انجام می‌دهد؟». [10] وی این سخن خود را به عنوان اظهار نظری بر سخن پیشین خود یاد کرده که در آن می‌گوید که در وجود خود، مانند هر انسانی، احساسی می‌یابد که او را بر آن داشته تا از نسبت دادن این جهان بزرگ و توانایی‌های شگفت‌انگیز انسان به شانس یا تصادف کور، امتناع ورزد. [10] این از شک‌گرایی گزینشی در ذهن مادی نشئت می‌گیرد که از میان شک‌ها، آن شکی را برمی‌گزیند که شکش را پابرجا نگه می‌دارد، حتی اگر دچار تناقض باشد. [11] 📚پی‌نوشت‌ها: [1] Richard Dawkins, The Blind Watchmaker (New York: W. W. Norton and Company, 1986), p.6. [2] Aristotle, Metaphysics, Book 1.1. [3] Francis Crick, The Astonishing Hypothesis: the scientific search for the soul (Simon & Schuster, 1994), p.262. [4] Thomas Nagel, The Last Word (Oxford: Oxford University Press, 2009), p.135. [5] John Gray, Straw Dogs (London: Granta Books, 2002), p.26. [6] Richard Rorty, "Untruth and Consequences," The New Republic July 31, 1995, pp.32-36. [7] Sam Harris, The Moral Landscape: How Science Can Determine Human Values (New York: Simon and Schuster, 2011), p.66. [8] Richard Dawkins, Sunday Telegraph, 18 October 1998. [9] To William Graham, 3 July 1881. متن نامه داروین به صورت کامل ( bit.ly/4a7ZiZw ) [10] Charles Darwin, On the Origin of Species (Ontario: Broadview Press, 2003) Appendix A, p.433. [11] نک: خداناباوری علیه خودش، دکتر سامی عامری، ترجمهٔ عدنان حبیبی، ص ۶٠-۵۶. ✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾ 🇵🇸@no_atheism | رد شبهات ملحدین

جایگاه مهم یتیم آیاتی که از یتیمان یاد می‌کنند، بسیارند. اما در این میان، آیاتی هستند که نه فقط ضرورت اطعام یتیم را تذکر می‌دهند، بلکه کوتاهی در حض و تحریض و تشویق دیگران به اطعام یتیم را شدیداً تخطئه می‌کنند: إِنَّهُۥ كَانَ لَا یُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ ٱلۡعَظِیمِ (٣٣) وَلَا یَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِینِ (٣٤) [سُورَةُ الحَاقَّةِ: ٣٣-٣٤] أَرَءَیۡتَ ٱلَّذِی یُكَذِّبُ بِٱلدِّینِ (١) فَذَ ٰ⁠لِكَ ٱلَّذِی یَدُعُّ ٱلۡیَتِیمَ (٢) وَلَا یَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِینِ (٣) [سُورَةُ المَاعُونِ: ١-٣] لَّاۖ بَل لَّا تُكۡرِمُونَ ٱلۡيَتِيمَ (۱۷) وَلَا تَحَـٰٓضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ (۱۸) وَتَأۡكُلُونَ ٱلتُّرَاثَ أَكۡلٗا لَّمّٗا (۱۹) [سورة الفجر]

راهکارهای قرآنی برای گرفتاری‌ها 1- صبر (روزه) و نماز وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعِينَ 2- تسبيح و سجود وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِما يَقُولُونَ، فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ 3- ذکر حسبي الله ونعم الوكيل الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللَّهِ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ 4- ذکر یونسیه وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى‏ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ 5- ذكر أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَسَتَذْكُرُونَ ما أَقُولُ لَكُمْ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ 6- استغفار فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً

🔸 آیا وارثان امیرالمؤمنین ع در قصاص ابن‌ملجم، از وصیت ایشان عدول کردند؟ #نقد_منبع #نهج_البلاغه ✍️ محمد قندهاری از امیر مؤمنان ع روایت شده است: «إن أبق فأنا ولي دمي و إن أفن فالفناء ميعادي و إن أعف فالعفو لي قربة و هو لكم حسنة فاعفوا أ لا تحبون أن يغفر الله لكم‏» (نهج البلاغة، نامه23) از فراز اخیر و تعبیر «فاعفوا: پس در گذرید» ممکن است چنین پنداشته شود، که امیرمؤمنان ع دستور به عفو ابن ملجم داده بودند. و قصاص ابن ملجم خلاف امر حضرت بوده است. این قضاوت کاستی‌هایی دارد. توضیح آن که: 1️⃣ این وصیت در منابع متقدم‌تری آمده است. از آن جمله در کافی (ج‏1، ص299) از کتاب إبراهيم بن إسحاق الأحمري (ق3) که از محدثین اخباری (علاقمند به اخبار تاریخی) شیعه بوده و او هم این خبر را به سبک بسیاری از مورخین به صورت مرسل در کتاب خود ثبت کرده بوده. با این‌که نقل کافی کامل‌تر است، اما کاملاً محتمل است که منبع نهج البلاغه همین کتاب باشد. زیرا اولاً عبارات مانند هم است؛ ثانیاً سید رضی بخش دیگر همین نقل کامل‌تر را در خطبه 149 آورده، که نشان از تقطیع او در هر دو موضع دارد. (هرچند بخش آخر آن را هیچ جا نیاورده) بنابر نقل کامل کافی، امام دستور به عفو ندادند؛ بلکه صرفا فرمایش خود درباره عفو مشروط به زنده ماندن را به آیه مبارکه نور: 22 و بقره: 109 مستند کردند. (این نیز شاهد خلاصه بودن نقل نهج البلاغه است) و سپس در انتها به امام حسن می‌فرمایند: «ضربة مكان ضربة و لا تأثم‏» که در نهج البلاغه نیامده است. ✅ نقل کامل‌تر کافی، 1/ 299-300 الحسين بن الحسن الحسني رفعه و محمد بن الحسن عن إبراهيم بن إسحاق الأحمري رفعه قال: لما ضرب أمير المؤمنين ع حف به العواد... إن أبق فأنا ولي دمي و إن أفن فالفناء ميعادي و إن أعف فالعفو لي قربة و لكم حسنة «فاعفوا و اصفحوا... أ لا تحبون أن يغفر الله لكم» ... ثم أقبل على الحسن ع 👈فقال يا بني ضربة مكان ضربة و لا تأثم. 2️⃣ إبراهيم بن إسحاق احمري در کتب رجالی تضعیف شده (ابن غضائری، 39؛ نجاشی، 19) و برخی از نقل‌های او از ضعفا و کذابین نیز در مجامیع حدیثی به جا مانده است. (خطیب، تلخيص، 494) بنابراین نمی‌توان به گزارش مرسل شخصی متهم اکتفا کرد. با این حال این گزارش به دو طریق مسند مجزای دیگر نیز روایت شده: - ... از کلبی از عوانة بن الحكم (م158) (طبرانی، المعجم الکبیر، 1/ 96؛ 3/ 105؛ تاريخ دمشق، 42/ 5619) - ... از العلاء بن عبد الرحمن (م132) (ابن ابی الدنیا، مقتل علی ع، 55) اما در هردو سند آشکارا ارسال رخ داده است. این گزارش‌ها نیز به مانند نهج البلاغه فراز آخر را ندارند. در این‌جا می‌توان احتمال داد که گزارش‌های عامی اخیر ناقص بوده باشند، یا آن‌که گزارش احمری ترکیب انتخابی چند گزارش باشد. چراکه این سبک از ترکیب گزارش‌ها در میان مورخین شایع بوده و برخی نیز برای اینکه مطلب راحت‌تر ترکیب شود، از ذکر اسناد خودداری می‌کردند. 3️⃣ نقلی دیگر با سند متصل و قابل اعتمادتری از شافعی از ابراهیم بن ابی الیحیی المدنی از امام صادق ع رسیده است که اصالت آن با قرائنی قابل تایید است. طبق این نقل حضرت درباره قاتل خود می‌فرمایند: ... أنبأ الشافعي، أنبأ إبراهيم بن محمد، عن جعفر بن محمد، عن أبيه: أن عليا - رضي الله عنه - قال في ابن ملجم بعد ما ضربه: أطعموه واسقوه، وأحسنوا إساره، فإن عشت فأنا ولي دمي، أعفو إن شئت، وإن شئت استقدت، وإن مت فقتلتموه، فلا تمثلوا. (السنن الكبرى للبيهقي، 8/ 183؛ مسند الشافعی، 313) این نقل را أنس بن عیاض و ابوالبختری نیز -احتمالا از طریق ابراهیم بن ابی یحیی- نقل کرده‌اند (قرب الإسناد، 143؛ بيهقي، همان، 8/ 56 و از همانجا در الجعفريات، 53) طبق این نقل، حضرت امیر تنها در فرضی گزینه عفو را مطرح کردند که زنده بمانند، اما در فرض از دنیا رفتن، اختیار قصاص را به فرزندان خود داده بودند و صرفا توصیه کردند که او را مثله نکنید. 4️⃣ نقل متقدمی که از وصیت امیرالمومنین ع در کتاب سلیم آمده است، با نقل شافعی از امام صادق ع سازگار است: ثم أقبل على ابنه الحسن ع فقال: يا بني، أنت ولي الأمر و ولي الدم بعدي، فإن عفوت فلك، و إن قتلت فضربة مكان ضربة و لا تمثّل (کتاب سلیم، 925) درباره این نقل، یادداشت مستقلی نوشته‌ام: «سیر انتقال وصیت امیرالمومنین علیه السلام و نقش کتاب سلیم بن قیس» ✳️ بر این اساس، کاستی گزارش نهج‌البلاغه یا صرفاً به خاطر تقطیع مؤلف است، یا علاوه بر آن متأثر از گزارش‌های مرسل و ناقص عامه است. درحالیکه، گزارش کامل‌تر شافعی از امام صادق ع و نیز سلیم از نظر سندی و منبعی ترجیح دارد و با فعل امام مجتبی ع نیز سازگار است. @Al_Rijal

⚜ اخلاق علوی (1) معاوية بن هشام، قال: حدثنا ابن أبي ذئب، عمن حدثه، عن علي، قال: لما قاتل معاوية سبقه إلى الماء فقال: دعوهم؛ ف
اخلاق علوی (1) معاوية بن هشام، قال: حدثنا ابن أبي ذئب، عمن حدثه، عن علي، قال: لما قاتل معاوية سبقه إلى الماء فقال: دعوهم؛ فإن الماء لا يمنع (مصنف ابن أبي شیبة، ج7، ص548). نقل شده که علی علیه السلام در جنگ با معاویه [زمانی] پیش از معاویه بر آب دست یافت. پس فرمود: لشکر معاویه را رها کنید [و بگذارید که از آب استفاده کنند]؛ چه از آب نباید منع کرد. این در حالی است که پیشتر معاویه چون در جنگ صفین بر آب دست یافت، لشکر علی (ع) را از آب منع کرد (وقعة صفین، ص160-161، 185). در گزارشی آمده که چون معاویه بر آب مسلّط شد و لشکر علی (ع) را منع کرد، جنگی درگرفت و در نتیجه لشکر علی (ع) بر آب مسلّط شد. برخی از لشکریان علی (ع) گفتند که اکنون ما به آنان آب ندهیم. علی (ع) فرمود: «از آب به مقدار نیازتان بردارید و به لشکرگاهتان بازگردید و اجازه دهید که آن‌ها از آب استفاده کنند» (وقعة صفین، ص162). در گزارش دیگری آمده که علی (ع) چون بر آب مسلّط شد به معاویه نوشت: «إنا لا نكافيك بصنعك هلم إلى الماء فنحن و أنتم فيه سواء: ما جزای کارت را به تو نخواهیم داد! بیا نزد آب! ما و تو در استفاده از آب یکسانیم» (وقعة صفین، ص193). @Al_Meerath

Repost from غلوپژوهی
بسیاری ازدعاهایی که امروزه به عنوان دعای خاص برخی روزها شمرده می شوند، در مصادر قدیمی‌تر بدون ذکر روزی خاص برای آن آمده‌اند. برخی از ادعیه که در مصادر متأخر مربوط به ماه رجب، شعبان و ماه رمضان شمرده شده‌اند از این دست هستند. تقویم جدید برخی دعاها: t.me/gholow2/1239

Repost from N/a
متن عربی برخی دعاهای شب قدر.pdf2.18 KB

سیره جنگی امیرالمومنین علیه السلام و در نهج‌البلاغه: مِنْ وَصِیَّتِهِ علیه السّلام لِعَسْکَرِهِ قَبْلَ لِقَاءِ الْعَدُوِّ بِصِفِّینَ: لَا تُقَاتِلُوهُمْ حَتَّی یَبْدَءُوکُمْ، فَإِنَّکُمْ بِحَمْدِ الله عَلَی حُجَّةٍ وَ تَرْکُکُمْ إِیَّاهُمْ حَتَّی یَبْدَءُوکُمْ حُجَّةٌ أُخْرَی لَکُمْ عَلَیْهِمْ، فَإِذَا کَانَتِ الْهَزِیمَةُ بِإِذْنِ الله فَلَا تَقْتُلُوا مُدْبِراً وَ لَا تُصِیبُوا مُعْوِراً وَ لَا تُجْهِزُوا عَلَی جَرِیحٍ، وَ لَا تَهِیجُوا النِّسَاءَ بِأَذًی وَ إِنْ شَتَمْنَ أَعْرَاضَکُمْ وَ سَبَبْنَ أُمَرَاءَکُ… … با آنها شروع به جنگ ننمائيد تا اينكه ايشان جنگ را آغاز نمايند، زيرا سپاس خدای را كه شما داراى حجت و دليل هستيد، و شروع نكردن شما به جنگِ با آنها تا اينكه آنان شروع به جنگ با شما نمايند حجت و دليل ديگرى است براى شما بر علیه آنها، پس اگر آنان شروع به جنگ نموده و شما را به جنگ واداشتند و بخواست خداوند روی به هزیمت و فرار نهادند، گريخته را نكشيد، و درمانده را زخمى نكنيد، و زخم‌خورده را از پا در نیآوريد، و زنان را بواسطه آزار و اذیت بر علیه خود تهییج نکنید هر چند به شما و سرداران و بزرگانتان ناسزا گويند… @sohof2

ابتکار جالب یک دانشجوی مقیم هلند مصاحبه با دانشجویان در مورد قوانین جنگی امیر المؤمنین ع war & Ali @Estedlale_Ma

◼️ پیشوایی که ز شوق دیدار◼️ ◼️ می‌کند قاتل خود را بیدار ◼️ حدثنا الحسين نا عبد الله نا يوسف بن موسى نا عبيد الله بن موسى قال
◼️ پیشوایی که ز شوق دیدار◼️ ◼️ می‌کند قاتل خود را بیدار ◼️ حدثنا الحسين نا عبد الله نا يوسف بن موسى نا عبيد الله بن موسى قال أخبرنا الحسن بن دينار عن الحسن قال سهر علي عليه السلام في تلك الليلة فقال إني مقتول لو قد أصبحت قال فجاءه مؤذنه بالصلاة فقام فمشى قليلا ثم رجع فقالت له ابنته مر جعدة يصلي بالناس قال لا مفر من الأجل ثم قام فخرج فمر على صاحبه وقد سهر ليله ينتظره قد غلبته عينه فضربه برجله وقال الصلاة فقام فلما رأى عليا ضربه قال الحسن أنى علم هذا (مقتل علي لابن أبي الدنیا، ص28؛ مشابه: شرح الأخبار، ج2، ص430؛ الإرشاد، ج1، ص16). نقل شده از حسن بصری که گفت: علی (ع) در آن شب بیدار بود و گفت: اگر صبح شود کشته می‌شوم! مؤذن او برای نماز نزدش آمد. علی کمی پیاده رفت. سپس بازگشت. دخترش [ام کلثوم] بدو گفت: بگو که جعدة [بن هبیرة؛ پسرخواهر علی (ع)] نماز جماعت را بخواند! علی فرمود: فراری از اجل نیست. سپس علی برخاست و بیرون رفت. در راه از کنار قاتل خویش گذر کرد در حالی که تمام شب در انتظار علی بیدار بود و خواب بر چشمانش غلبه کرده بود. علی با پایش بدو زد و گفت: نماز... حسن بصری گفت: علی چگونه این را می‌دانست؟! @Al_Meerath

بسم الله الرحمن الرحیم بسته‌ی پیشنهادی برای شب قدر (✍نویسنده: ؟) عزیزان سوال می‌کنند که در این شب‌ها چه دعاها و اعمالی خوب است؟ چند موردی که به ذهنم می‌آید را این‌طور عرض می‌کنم: 💠 غسل شب ۱۹ و ۲۱ و ۲۳ که می‌توان از زمان غروب امروز آن را انجام داد و به دلیل ثابت‌بودن استحباب، طبق نظر آقای سیستانی و برخی از دیگر مراجع جایگزین وضوء است. 💠 إحیا و بیداری این شب به همراه عبادت و دعا و توجه به اینکه کار خیر در شب قدر، از کار خیر در هزارماهی که شب قدر در آن نباشد، برتر است. 💠 نماز برای این شب‌ها نمازهای مستحبی زیادی نقل شده و خواندن حداقل صدرکعت نماز توصیه شده (از جمله در روایات صحیحه بر صدرکعت نماز که بعد حمد، ۱۰ بار توحید خوانده شود، تاکید شده) اما برای کسانی که نماز قضاء دارند، ادای نمازهای قضا مقدم است و از دیرباز، برخی جاها هم رسم بوده که در مراسمات احیاء، یک هفته نماز قضا (۱۱۹ رکعت) به جماعت خوانده می‌شده که به استحبابِ مذکور (حداقل ۱۰۰ رکعت) نیز عمل شده باشد. 💠 قرآن شب قدر، شب نزول قرآن است و یکی از اعمال خوب این شب، می‌تواند تلاوت قرآن و انس و تدبر در آن باشد. در روایات تاکیدی روی ۴ سوره‌ی عنکبوت، دخان، روم و قدر می‌بینیم اما با توجه به کوتاهی سور پایانی قرآن و خواص دنیوی و اخروی آنها، خوب است که در این شب هر مقداری که می‌توانیم (مثلا سه جزء آخر) را تلاوت کنیم. 💠 دعا دعا مغز عبادت است و هر دعایی که از نظر سندی یا محتوایی معتبر و جامع باشد، خوب است ولو اختصاصا برای این شب هم نقل نشده باشد مثلا: ▫️ دعا برای امام زمان مثل دعای «اللهم کن لولیک» یا «اللهم ادفع عن ولیک» ▫️ دعاهای صحیفه سجادیه مثل دعای ۱۲ (توبه) و ۲۳ (طلب عافیت) و ۳۳ (طلب خیر) ▫️ دعاهای افتتاح، عرفه ▫️ دعای صحیح‌السند اللهم انی بک اتوسل... (معروف به دعای حج) ▫️ دعای صحیح‌السند «شروع سال» که در مفاتیح‌الجنان، در اعمال روز اول رمضان آمده است اما در برخی روایات، شب قدر؛ «شروع سال» یک انسان مؤمن دانسته شده است. ▫️ دعای «الحمد للّه ولیّ الحمد و أهله و منتهاه و محلّه...» که حضرت صادق به عبدالرحمن‌ابن‌سیابه تعلیم دادند (دعای ۲۷ از ادعیه مختصر برای دنیا و آخرت که در حاشیه مفاتیح‌الجنان آمده) ▫️ دعای «اللّهُمَّ اقْسِمْ لَنا مِنْ خَشْيَتِكَ...» که در مفاتیح به عنوان عمل ششم شب نیمه‌شعبان آمده است و گفته شده که پیامبر آن را در آن شب می‌خواندند و دعایی جامع است که همیشه می‌توان از آن بهره برد و نقل شده که پیامبر همیشه آن را می‌خواندند. 💡 علی‌رغم ارزشمند بودن محتوای دعای جوشن کبیر با وجود نداشتن سند، توصیه به خواندن آن در شب قدر نیز ثابت نیست لذا بهتر است که بجای صرف ۳ ساعت از اوقات این شب برای خواندن این دعا، به سایر عباداتی که به طرق معتبر به دست ما رسیده، بپردازیم. 💠 زیارت ▫️ شب قدر شب نزول مقدرات بر حجت خداست لذا جا دارد که در این شب، توجه به امام زمان بیشتر باشد و دعا برای ایشان را که در بالا گفتیم، موردتوجه باشد. «زیارت آل‌یاسین» هم می‌تواند بهانه خوبی برای توجه باشد. ▫️ زیارت حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام در کربلاء جزء افضل اعمالِ شب‌های قدر است که برای ما محرومان، زیارت از دور نیز به امید بهره‌مندی از برخی فضائل آن خوب است. ▫️ همچنین در این شب‌ها که بیشتر به یاد امیرالمومنین هستیم نیز می‌توان به بهانه «زیارت امین‌الله»، به ایشان سلامی کوتاه عرض کرد و از دعاهای فراوانی که پس از سلام در این زیارتِ کوتاه هست، بهره‌مند شد. در ادامه، متنِ عربی برخی دعاهای فوق به صورت فایل pdf تقدیم می‌شود 👇

+1
حامد شاکرنژاد - هود41-49 @sohof2