en
Feedback
متعلم آل‌ محمّد ص

متعلم آل‌ محمّد ص

Open in Telegram

فرصتی برای آموختن شروع کانال: https://t.me/Elmamoozi/2

Show more
549
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Attracting Subscribers
April '26
April '26
+1
in 0 channels
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+9
in 0 channels
Get PRO
January '26
+3
in 0 channels
Get PRO
December '25
+29
in 4 channels
Get PRO
November '25
+10
in 1 channels
Get PRO
October '25
+14
in 4 channels
Get PRO
September '25
+5
in 0 channels
Get PRO
August '25
+7
in 1 channels
Get PRO
July '25
+23
in 1 channels
Get PRO
June '25
+14
in 2 channels
Get PRO
May '25
+13
in 1 channels
Get PRO
April '25
+8
in 1 channels
Get PRO
March '25
+22
in 1 channels
Get PRO
February '25
+39
in 4 channels
Get PRO
January '25
+54
in 4 channels
Get PRO
December '24
+90
in 4 channels
Get PRO
November '24
+67
in 3 channels
Get PRO
October '24
+61
in 2 channels
Get PRO
September '24
+19
in 3 channels
Get PRO
August '24
+152
in 7 channels
Get PRO
July '240
in 3 channels
Get PRO
June '24
+148
in 6 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
29 April0
28 April0
27 April0
26 April0
25 April0
24 April0
23 April0
22 April0
21 April0
20 April0
19 April0
18 April0
17 April0
16 April0
15 April0
14 April0
13 April0
12 April0
11 April0
10 April0
09 April0
08 April0
07 April0
06 April0
05 April+1
04 April0
03 April0
02 April0
01 April0
Channel Posts
🔻به درگاهِ بی‌نیاز! تعقیباتی آکنده از محبت از امیرِ مناجات مرحوم کلینی با سند معتبر روایت کرده است: هرگاه امیرالمؤمنین علیه‌السلام از نماز ظهر (یا نافله ظهر) فراغت می‌یافت می‌فرمود: اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ وَ أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ- بِمُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِمَلَائِكَتِكَ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَائِكَ الْمُرْسَلِينَ وَ بِكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْغَنِيُّ عَنِّي وَ بِيَ الْفَاقَةُ إِلَيْكَ أَنْتَ الْغَنِيُّ وَ أَنَا الْفَقِيرُ إِلَيْكَ أَقَلْتَنِي عَثْرَتِي وَ سَتَرْتَ عَلَيَّ ذُنُوبِي فَاقْضِ لِيَ الْيَوْمَ حَاجَتِي وَ لَا تُعَذِّبْنِي بِقَبِيحِ مَا تَعْلَمُ مِنِّي بَلْ عَفْوُكَ‌ وَ جُودُكَ يَسَعُنِي سپس به سجده می‌افتاد و می‌فرمود: يَا أَهْلَ التَّقْوَى وَ يَا أَهْلَ الْمَغْفِرَةِ يَا بَرُّ يَا رَحِيمُ أَنْتَ أَبَرُّ بِي مِنْ أَبِي وَ أُمِّي وَ مِنْ جَمِيعِ الْخَلَائِقِ اِقْبَلْنِي‌ بِقَضَاءِ حَاجَتِي مُجَاباً دُعَائِي مَرْحُوماً صَوْتِي قَدْ كَشَفْتَ أَنْوَاعَ الْبَلَايَا عَنِّي. 📚الكافي- ط الاسلامية، ج٢، ص٥٤٥
ترجمه بخش اول: «خدایا! من به تو تقرب می‌جوییم به واسطه‌ی بخشش و کرم تو، و به تو تقرب می‌جویم به واسطه‌ی محمد، بنده و فرستاده‌ات، و تقرب می‌جویم به واسطه‌ی فرشتگان مقرّب و پیامبران مُرسَل تو! خدایا! تو بی‌نیاز از منی، و من نیازمندِ توام. تو غنی هستی، و من فقیرم در برابر تو. لغزشم را بخشیدی، و گناهانم را پوشاندی، پس امروز حاجتم را برآور، و مرا به زشتی آنچه از من می‌دانی عذاب مکن؛ بلکه عفو و بخشش و جود و فراخی رحمت تو مرا دربر می‌گیرد.» ترجمه بخش سجده: «ای اهل تقوا و ای اهل مغفرت، ای نیکوکار، ای مهربان، تو نسبت به من مهربان‌ترى از پدر و مادرم و از همه‌ی آفریدگانت. مرا بپذیر با برآوردن حاجتم، با دعایی که پذیرفته شده است، با صدایی که مورد رحمت قرار گرفته است، که انواع بلاها را از من برطرف ساخته‌ای.»
#فوائد #حدیث #دستور_مأثور @Elmamoozi

2
کلام‌الله ۵۵۱. وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ (...) وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ و در برابر دستور پروردگارت شكيبايى پيشه كن (...) و هنگامى كه [از خواب] بر مى ‏خيزى به نيايش پروردگارت تسبيح گوى (طور،۴۸)
98
3
۵۵۰. امام صادق صلوات‌الله‌علیه: ..... نسبت به ایمان، به منزله‌ سر نسبت به بدن است؛ پس هنگامی که سر از بین برود، بدن از بین می‌رود. همچنین، هنگامی که ..... از بین برود، ایمان از بین می‌رود. الكافي- ط الاسلامية، ج۲، ص۸۷
101
4
🔻ای که دستت می‌رسد کاری بکن! کلام الهی چه زیبا به مردمان نهیب می‌زند: يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُون (۴۲و۴۳قلم) روزى كه كار دشوار شود و به سجده فرا خوانده شوند و در خود توانايى نيابند! ديدگانشان به زير افتاده، خوارى آنان را فرو مى‏گيرد، در حالى كه [پيش از اين] به سجده دعوت می‌شدند و تن‌درست بودند! #فوائد @Elmamoozi
124
5
🔻شما روزی‌دهنده‌اید! از امام صادق علیه‌السلام روایت است: "کودکان را دوست بدارید و بر آنان رحم کنید، و هرگاه چیزی به آنان وعده دادید، به وعده‌ی خود وفا کنید؛ زیرا آنان جز این نمی‌دانند که شما روزی‌دهندگان آن‌ها هستید." أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَجَلِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‌ أَحِبُّوا الصِّبْيَانَ وَ ارْحَمُوهُمْ وَ إِذَا وَعَدْتُمُوهُمْ شَيْئاً فَفُوا لَهُمْ فَإِنَّهُمْ لَا يَدْرُونَ إِلَّا أَنَّكُمْ تَرْزُقُونَهُمْ. 📚الکافی، ج۶، ص۴۹ https://t.me/madaarmag/263 #حدیث #فوائد @Elmamoozi
151
6
🔻هر نسل، به تکرار خطای پدر است! برخی گمان دارند سیل دین‌گریزی در دنیای نوین _بالخصوص در دل اهل مذهب_ پدیده‌ای بی‌سابقه و ویژه است، درحالی‌که مروری بر کلمات دغدغه‌مندان دین و فرهنگ الهی در ادوار گذشته نشان‌دهنده همین برداشت در ذهنیت آنان است. به‌طور نمونه محمد بن ابراهیم نعمانی محدث قرن چهارم، در مقدمه کتاب ارزشمند غیبت، حال‌ و روز شیعیان روزگار خود را چنین به تصویر می‌کشد: اما بعد، ما گروه‌هایی از کسانی که به تشیّع و محمد و خاندان پاک او -درود خدا بر ایشان باد- منسوب هستند را دیدیم، کسانی که به امامت معتقدند _همان امامتی که خداوند به رحمت خویش آن را دین حق و زبان صدق قرار داد، و آن را زینتی برای هر کس که در آن داخل شود، و نجاتی و زیبایی‌ای برای کسی که از اهل آن باشد، و به پناه و حمایت آن دست یابد، و بدان چنگ زند، و به شرایط آن وفادار ماند؛ از جمله [آن شرایط] مداومت بر نمازها، و پرداخت زکات‌ها، و پیشی گرفتن در کارهای نیک، و پرهیز از کارهای زشت و منکرات، و دوری از سایر محرمات، و مراقبت از [اوامر] خداوند در آشکار و نهان، و به‌کار داشتن دل‌ها و رنجانیدن جان‌ها و بدن‌ها در به‌دست آوردن مراتب قرب الهی_ که کلمه‌ی آنان پراکنده شده و مذاهب‌شان گوناگون گشته است، و نسبت به فرائض خداوند عزّوجل سستی ورزیدند، و به سوی محارم الهی میل کردند. پس برخی از آنان راه افراط گرفتند و بالا پریدند، و برخی دیگر در تقصیر فرو افتادند. و همگی مگر اندکی به‌خاطر آزمون غیبت، در امام زمان خویش و ولی امرشان و حجت پروردگارشان که او به علم خود برگزیده است دچار شک و تردید شدند. همان غیبتی که پیش‌تر رسول خدا ص از وقوع آن خبر داده بود، و امیرالمؤمنین ع در سخنانش بدان آگاهی داده بود، و در خطبه‌های ماثور و روایات نقل‌شده از او، مردم را از فتنه و آزمایش آن برحذر داشته بود. و دانشمندان و راویان حدیث از امامان از فرزندان او علیهم‌السلام، یکی پس از دیگری، اخبار آن را روایت کردند، تا آنجا که هیچ یک از آنان نبود مگر آن‌که درباره‌ی آن سخن گفت، و وقوعش را تصدیق نمود، و وصف کرد امتحانی را که خداوند تبارک و تعالی در آن دوران، بندگانش را به سبب آن می‌آزماید. از این‌رو با قصد تقرّب به خداوند عز و جل، آنچه را از سخنان امامان راست‌گو و پاکیزه علیهم‌السلام از زمان امیرالمؤمنین ع تا آخرین امامی که درباره‌ی این غیبت از او روایت رسیده است نقل شده، یاد کنم؛ غیبتی که حقیقت و نور آن بر چشم و دل هر کس که خداوند او را از دانش آن و هدایت به آن دور ساخته، پوشیده و نهفته مانده است؛ و آنچه از آنان علیهم‌السلام در این باب به ما رسیده، به استواریِ آنچه اهل حق روایت کرده و بدان دین ورزیده‌اند استحکام می‌بخشد، و حجّت ایشان را با وقوع آن تقویت می‌کند، و صحت خبر و آگاهی‌ای را که امامان ع از تحقق آن داده بودند، به اثبات می‌رساند. 📚الغیبة للنعماني، ص٢٠_٢٣. #فوائد #مهدویت @Elmamoozi
186
7
۵۴۹. تو نمی‌دانی که خداوند چه جایگاهی نزد من برایت قرار داده است؛ و چه‌بسا تو را ـ با نام و نسبَت ـ یاد می‌کنم، به سببِ فراوانیِ توجه و محبتِ من نسبت به تو،‌ پس خداوند از تو خشنود باد، همان‌گونه که من از تو خشنودم، و به رحمت خود، در فردوس اعلی جای دهد!
194
8
۵۴۸. نسبت ابوغالب زراری (م۳٦٨ق) با زرارة بن أعين (م١٥٠ق) از اصحاب امام صادق علیه‌السلام....
238
9
🔻دعای مستجاب امام عصر علیه‌السلام در حق ابوغالب زُراری بر اساس نگاشته خود وی! شیخ طوسی (م۴۶۰ق) نوشته است: این حکایت را گروهی به صورت اجازه (اجازهٔ نقل روایت) از ابوغالب احمد بن محمد بن سلیمان زراری رحمه‌الله برای من نقل کردند. همچنین در بغداد، در روز یکشنبه، پنج روز گذشته از ماه ذی‌القعده، سال ۳۵۶ قمری، ابوالفرج محمد بن مظفر در خانه‌اش در محلّهٔ «سویقة غالب» این حکایت را از [خود] زُراری نوشت. 👌او (ابوغالب زراری) گفت: من با مادر فرزندم ازدواج کردم و او نخستین زنی بود که به همسری گرفتم، در حالی که سنم کم بود و عمرم هنوز به بیست سال نرسیده بود. با او در خانهٔ پدرش عروسی کردم، و او چندین سال در خانهٔ پدرش ماند. من بسیار تلاش کردم تا آن‌ها را راضی کنم که همسرم را به خانهٔ خودم بیاورند، ولی آنان به هیچ وجه به این خواستهٔ من پاسخ مثبت ندادند. در همان مدت، او از من باردار شد و دختری به دنیا آورد. مدتی زندگی کرد، سپس درگذشت، و من نه هنگام تولدش حضور داشتم، نه هنگام مرگش، و از زمانی که به دنیا آمد تا وقتی که از دنیا رفت، او را ندیدم؛ به سبب دشمنی‌ها و تیره‌روزی‌هایی که میان من و خانوادهٔ او وجود داشت. سپس توافق نمودیم که آنان (خانواده همسرم) او را به خانه من بیاورند. من به خانه‌شان رفتم، اما [باز هم] از انتقال همسرم جلوگیری کردند. و چنین مقدر شد که همسرم در همان حال باردار شد. پس از آن، دوباره از آنان خواستم که مطابق آنچه توافق کرده بودیم، او را به خانه‌ام بیاورند، ولی باز هم امتناع کردند. در نتیجه، دشمنی میان ما بازگشت و من از نزد آنان جدا شدم. در همان هنگام او _در حالی که من از او دور بودم_ دختری زایید، و ما سال‌ها در همان وضعیت دشمنی و قطع رابطه و دوری ماندیم، بی‌آنکه او را به خانه‌ام بیاورم. سپس من به بغداد رفتم، و در آن زمان صاحب [محل رجوع شیعیان] در کوفه ابوجعفر محمد بن احمد الزجوزجی رحمه‌الله بود [که در آن ایام در بغداد حضور داشت.] او نسبت به من چون عمو یا پدر بود. پس نزد او در بغداد اقامت گزیدم و به او شکایت بردم از آنچه که میان من و همسرم و خویشاوندان او از دشمنی‌ها و ناراحتی‌ها گذشته بود. او به من گفت: نامه‌ای [برای صاحب الزمان] بنویس و در آن درخواست دعا کن! پس نامه‌ای نوشتم و در آن شرح حال خود را آوردم، و آنچه میان من و آن قوم (خویشاوندان همسرم) از دشمنی و مخالفت وجود داشت و اینکه از آوردن زنم به خانه‌ام خودداری می‌کردند، همه را بیان کردم. سپس من و ابوجعفر رحمه‌الله با هم نزد محمد بن علی [شلمغانی] رفتیم _و او در آن زمان [پیش از انحرافش] واسطه میان ما و حسین بن روح رضی‌الله عنه بود، که‌ در آن زمان وکیل [امام] بود. نامه را به او سپردیم و از او خواستیم که آن را برساند. او نامه را از من گرفت، اما پاسخ چند روزی تأخیر کرد. پس دوباره او را دیدم و گفتم: دیر شدن پاسخ مرا آزرده و ناراحت کرده است. او گفت: از این تأخیر ناراحت مشو، این تأخیر برای من و تو محبوب‌تر است؛ زیرا اگر پاسخ زود برسد از سوی [خود] حسین بن روح است، و اگر دیر شود از جانب خود صاحب [امام زمان علیه‌السلام] خواهد بود. پس من از نزدش بازگشتم. مدتی بعد از آن _مدت دقیق را به یاد ندارم، ولی فاصله کوتاه بود_ روزی ابوجعفر الزجوزجی رحمه‌الله کسی را نزد من فرستاد تا نزدش بروم. به حضورش رفتم، پس قسمتی از رقعه را برایم بیرون آورد و گفت: این، پاسخ نامهٔ توست؛ اگر می‌خواهی رونویس کن و سپس این نسخه را بازگردان. من آن را خواندم؛ نوشته بود: «وَ الزَّوْجُ وَ الزَّوْجَةُ فَأَصْلَحَ اللَّهُ ذَاتَ بَيْنِهِمَا» «و [اما در مورد] زن و شوهر، خداوند میانشان را اصلاح کند» من همان عبارت را رونویسی کردم و برگه را به او بازگرداندم. سپس به کوفه رفتم، و خداوند به آسان‌ترین شکل ممکن زمینهٔ انتقال آن زن به خانه‌ام را فراهم ساخت. او سال‌های بسیاری در کنار من ماند، و از من صاحب چند فرزند شد. و من نسبت به او بدرفتاری‌ها و تندی‌هایی کردم و با او رفتارهایی داشتم که هیچ زنی در برابر آن صبر نمی‌کند؛ اما میان من و او حتی یک کلمه‌ی تلخ یا جدال و نزاعی پیش نیامد، و نه میان من و هیچ‌یک از خویشاوندانش، تا آنگاه که روزگار میان ما جدایی انداخت! 📚الغیبة، ص٣٠٤_٣٠٦. اللّهمّ أَلِنْ جَانِبَهُ لِأَوْلِيَائِكَ، وَ ابْسُطْ يَدَهُ عَلَى أَعْدَائِكَ، وَ هَبْ لَنَا رَأْفَتَهُ وَ رَحْمَتَهُ وَ تَعَطُّفَهُ وَ تَحَنُّنَهُ خداوندا دل ولیّت را نسبت به دوستانت نرم و دست قدرتش را برضد دشمنانت گشوده ساز؛ و مهربانی و رحمت و عطوفت و دل سوزی‌اش را ارزانی ما کن! #فوائد #دستور_مأثور #حدیث #مهدویت @Elmamoozi
368
10
۵۴۷. عالم شیعه در زمان غیبت صغری که مشکلات چندساله‌اش با همسر و خانواده همسرش پس از نامه‌نگاری با امام عصر علیه‌السلام به کلی رفع شد.
240
11
۵۴۶. محمد بن مسلم از امام باقر یا صادق عليهماالسلام روایت می‌کند: در ترازو‌ی اعمال هیچ چیزی سنگین‌تر از (...) نیست. الکافی، ج۲، ص۴۹۴
238
12
🔻مناظره شیخ صدوق با شخصی خداناباور در موضوع غیبت امام عصر ارواحنا فداه شیخ صدوق(م۳۸۱ق) گفت‌وگوی خویش با یک ملحد در حل مسأله غیبت در حضور رکن‌الدولة (م۳۶۶ق) را چنین گزارش می‌کند: 🔹بعضی از ملحدین در مجلس امیر سعید رکن‌الدولة رضی‌الله عنه با من صحبت کرد و گفت: «بر امام شما واجب است که خارج شود، زیرا به زودی اهل روم بر مسلمانان غلبه خواهند کرد.» گفتم: «در ایام پیامبر ما صلی‌الله علیه و آله اهل کفر نسبت به امروز شمار بیشتری داشتند و پیامبر ص به دستور خداوند عزّ وجلّ، چهل سال امر خود را پنهان کرده و سپس آن را برای کسی که به او اعتماد داشت آشکار کرد و سه سال آن را از کسانی که به او اعتماد نداشتند پنهان کرد. سپس کار به جایی رسید که ایشان (قریش) بر سر هجران و ترک او و هجران تمام بنی‌هاشم و کسانی که از او دفاع می‌کردند، پیمان بستند؛ پس (پیامبر و بنی‌هاشم) به شِعب رفتند و سه سال در آنجا ماندند. پس اگر کسی در آن سال‌ها می‌گفت: «چرا محمد ص خارج نمی‌شود؟ زیرا غلبه مشرکان بر مسلمانان، خروج بر او را واجب ساخته است»، جواب ما به او جز این نبود که: او آن هنگام که خارج شد به سوی شعب به امر خدا خارج شد و به اذن او غایب گشت. و هرگاه خداوند او را به ظهور و خروج امر کند، او خارج شده و ظاهر خواهد شد.» زیرا پیامبر ص آن مدت در شعب باقی ماند تا آنکه خداوند عزّ وجلّ به او وحی فرستاد که همانا خداوند موریانه‌ای را بر پیمان‌نامه نوشته‌شده میان قریش، در خصوص هجران پیامبر (ص) و تمام بنی‌هاشم، فرستاده است؛ پیمان‌نامه‌ای که به چهل مُهر مُهر شده بود و نزد زمعة بن الأسود بود؛ آن موریانه آنچه را که در آن از قطع رحم بود خورد و آنچه را که در آن از نام خداوند عزّ و جلّ بود، باقی گذاشت. پس از آن، ابوطالب برخاست و وارد مکه شد. هنگامی که قریش او را دیدند، گمان کردند که او آمده تا پیامبر ص را به ایشان تحویل دهد تا او را بکشند یا از نبوتش بازگردانند؛ از این رو به استقبال او شتافتند و او را بزرگ شمردند. هنگامی که نشست، به ایشان گفت: «ای جماعت قریش! من هرگز از برادرزاده‌ام محمد ص دروغی ندیده‌ام، و او به من خبر داده است که پروردگارش به او وحی کرده که موریانه‌ای را بر پیمان‌نامه نوشته‌شده میان شما فرستاده و آن پیمان‌نامه را خورده است، و آنچه از قطع رحم در آن بود را از بین برده و آنچه از نام‌های خداوند عزّ وجلّ در آن بود، باقی گذاشته است.» امام علیه‌السلام نیز این‌گونه است؛ هرزمان که دستور خداوند برای خروج به او داده شود، خارج خواهد شد. 🔹نکته دیگری نیز وجود دارد و آن این است که خداوند عزّ وجلّ بر دشمنان کافر خود توانمندتر است از امام علیه‌السلام. اگر کسی بگوید: «چرا خداوند دشمنان خود را مهلت نمی‌دهد و نابود نمی‌کند در حالی که به او کفر می‌ورزند و شرک می‌کنند؟» جواب ما به او این خواهد بود که: خداوند متعال از دست رفتن فرصت نمی‌ترسد که ایشان (کافران) را فوراً مجازات کند، و او در مورد آنچه انجام می‌دهد مورد بازخواست قرار نمی‌گیرد، در حالی که ایشان (مردم) مورد سؤال قرار می‌گیرند. و به او گفته نمی‌شود "چرا" و "چگونه" (که چرا زودتر مجازات نشدند). و همین‌طور است امر ظهور امام که به اراده خداوندی که او را غایب کرده است بستگی دارد؛ پس هرگاه خداوند اراده کند، به او اذن می‌دهد و او ظاهر می‌شود. 🔹پس ملحد گفت: «من به امامی که او را نمی‌بینم ایمان نمی‌آورم و حجّت او مادامی که او را نبینم بر من لازم نیست.» پس من به او گفتم: تو باید بگویی که «حجّت خداوند متعال بر من لازم نیست، زیرا تو او را نمی‌بینی» و [همچنین] «حجّت رسول بر من لازم نیست، زیرا تو او را ندیده‌ای.» 🔹پس ملحد به سوی امیر سعید، رکن الدوله رو کرد و گفت: «ای امیر! مراقب آنچه این شیخ می‌گوید باش؛ زیرا او می‌گوید امام به این دلیل غایب شده و دیده نمی‌شود که خداوند عزّ و جلّ دیده نمی‌شود.» پس امیر رکن الدوله به او گفت: «تو سخن او را در جای خود قرار ندادی و سخنی به او نسبت دادی که نگفته است، و این (حرف تو) دلیل بر قطع کلام و اقرار به ناتوانی توست.» ❌این شیوه تمامی مجادله‌کنندگان با ما در مورد صاحب زمان ما علیه‌السلام است. آنان در انکار امام جز هذیان، وساوس و خرافات چیزی بر زبان نمی‌رانند! 📚کمال‌الدین، ج۱، ص۸۷و۸۸ #فوائد @Elmamoozi
803
13
۵۴۵. و هرگاه (...) خداوند آنها را به قحطی‌ها (خشکسالی‌ها و سال‌های سخت) و کمبود [در محصولات و ارزاق] دچار می‌کند.
283
14
۵۴۴. از امام باقر علیه‌السلام روایت است: در نوشته رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله یافتیم که فرمودند: «هنگامی که (....) مرگ‌های ناگهانی (موت الفجأة) بسیار خواهد شد.» الكافي- ط الاسلامية، ج۲، ص۳۷۴
346
15
۵۴۳. "او یکی از کسانی بود که بین علم و عمل، و آقایی و شرافت، و مورد اعتماد بودن و متانت جمع کرده بود؛ و شایسته خلافت بود." سخن عالم سنی در مورد امام محمد باقر علیه‌السلام
375
16
۵۴۲. اولین پاسخ اهل جهنم به این سوال اهل جنت: مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ چه چيز شما را در آتش [سقر] درآورد؟
381
17
۵۴۱. بنابر روایت صفوان‌بن‌یحیی از امام رضا علیه‌السلام، درخواست حضرت ابراهیم ع برای زنده کردن مردگان به این جهت بود که.... المحاسن، ج۱، ص۲۴۷
525
18
🔻چوب‌ شماتت! فقیه محقق مرحوم سید احمد زنجانی حکایت می‌کند: آقاى شيخ عباس تهرانى نقل كرد، فرمود يک نفر از ارباب علم و دانش كه در نهايت درستى و راستى بود براى من نقل كرد كه يكی از اهل علم در نيت نماز وسوسه داشت كه اتصالا تكبيرة الاحرام می‌گفت و بعد بهم می‌زد. من روزى سر به سرش گذاشته، تقليد او را درآوردم، از قضا خود گرفتار درد او گرديدم، خواستم كه نماز بخوانم، ديدم از من نيت نمی‌آيد، همان حال ترديد و وسوسه که او داشت بر من نیز عارض شده، پس ديدم هرچه نيت می‌كنم و تكبيرة الاحرام می‌گويم در صحت آن ترديد كرده، به هم می‌زنم، متوجه شدم كه اين سنگ از کجا به پای من برخورده! تا پانزده سال من اين ابتلاء را داشتم، بعد با دعا و توسل از اين گرفتاری نجات يافتم. 📚الکلام یجرّ الکلام، ج۱، ص۳۱ #فوائد @Elmamoozi
403
19
۵۴۰. زینب و رقیه دختران رسول خدا‌ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بودند، و کسی که خلاف این را بگوید، سخنش شاذّ (نادر و غیرقابل‌پذیرش) است. دیدگاه مرحوم...
1 553
20
۵۳۹. از امام صادق علیه‌السلام روایت است: خدای عزّ وجلّ به یکی از پیامبرانش وحی فرمود: (... ) عمل (نیک) را فاسد می‌کند، همان‌گونه که سرکه، عسل را فاسد می‌سازد. الكافي- ط الاسلامية، ج۲، ص۳۲۲
415