شعر و غزل امروز
Open in Telegram
آرشیوی از بهترین سروده های ایران و جهان تبلیغ نداریم asru.blogfa.com وبلاگ @asr_u ادمین
Show more2 571
Subscribers
+124 hours
-37 days
+530 days
Posts Archive
2 572
@asru1
چه شد دقيقاً؟ خودت روایت کن
خودت بگو نازنینترین دردم
چه شد که از مسلخ نفسگیرِ
دوچشم سبز تو سر در آوردم
چه کردهای با من و جنون من؟
خودت بگو درد جسموجانفرسا
که هرچه جان میَکنم که برگردم
به حال پیش از تو برنمیگردم
فرشتهٔ خوب شعرهای من
خیال یاغیکشی به سر دارد
فرشته یاغیکشی بلد باشد؟
به هیچ عنوان گمان نمیکردم
خیال یاغیکشی به سر دارند
دو مردرند شریر چشمانت
به پای آن قاتلان سبزآبی
اگر نیفتم به خاک نامردم
چه مانده از من که بازبستانی؟
شکنجهجان! من از این جهان تنها
جنازهای داشتم که آن را هم
شهید تیغ تغافلت کردم
«تغافلت کرد پایمالم»یار
«چسان نگریم چرا ننالم» یار
که بی تو از هرچه هست دلسیر و
که بی تو از هرچه هست دلسردم
چه اعتراف بد و غمانگیزی
تو عاشق مرد دیگری بودی
مسکّن درد دیگری بودی
درست بود آنچه فکر میکردم
درست بود آنچه فکر میکردم
#علیاکبر_یاغیتبار
تغافلت کرد پایمالم چسان نگریم چرا ننالم
بیدل
@asru1
2 572
2 572
چون شیشهای شکسته
پراکنده
از آسمان آبی سوزنده
بر روی ریگهای بیابانها
از من شکسته تر کسی آیا هست؟
...
خانهی خودم،
تبعیدگاه قلب خودم بود
من خویش را،
بر روی صفحهها متلاشی کردم:
گاهی، چو خرده نانی،
بر سفرههای خالی کفترها،
بسیار بار
اما،
چون شیشهای شکسته
پراکنده
بر روی ریگهای بیابانها
از من شکستهتر کسی آیا هست؟
#رضا_براهنی
@asru1
2 572
فکر کن! حبس ابد باشی و یکبار فقط
به مشامت نَمی از بوی خیابان برسد...
#پویا_جمشیدی
@asru1
2 572
من آرام شدهام، آرام
آنقدر که یک خورشید و یک ماه را
میتوانم چون مادری دوطرفِ سینهام بخوابانم و بگویم
تحمل کنید تحمل
باید ادامه دهیم.
#شهرام_شیدایی
@asru1
2 572
@asru1
دست مي برم
چند تار مويت را از گونه ات مي دهم كنار
پوست تعريف نازكي از توست
وقتي روشني
و انگشتم گير كرده لاي لاي موهات
ابرها خسته اند
بگو رنگ موهات در آرايشگاه زنانه چگونه شعر مي شود
ابرها در صورتت خواب رفته اند
و آب دهانت اول صبح بر بالش
بوي تو را پخش مي كند
يك روز انگشت هاي مرا پاك مي كني
از موهات
از صورتت
از دستم كه هيچ جاي تو بند نيست
فرقي نمي كند دهان آدم كجا جر مي خورد
موهاي تو كو؟
لاي لاي لاي موهاي تو كو ؟
سياستمداران از تخت خواب هاي چند نفره بلند مي شوند
گرتي هاي سيلو يك بست بيشتر مي زنند
تو با دوست زيبايت از دانشگاه مي آيي
من عاشق همه ي دوستان زيباي توام
زنان زيبا با دوستانشان خواستني ترند
و تكليف جهان را روزي همين زنان زيبا تعيين مي كنند
انگشت هاي من كو؟
لاي لاي لاي موهاي تو را چه كسي آتش زد؟
سقف سرت را چه كسي برداشت
كجاي اصفهان
بوشهر
همدان
مريوان
شيراز
گم شدي
تو استعاره نبودي
تو زني بعد از جنگ بودي
پوست ولرمي داشتي
تنهاييت شكل مثلث بود
با همه ي زيباييت راه مي رفتي
و بخشي از تنهاييت هميشه گوشه تخت جا مي ماند
جنگ شد
براي دندان هاي تو تانك آوردند
دارم فرم لب هاي تو را هنگام بوسه تجسم مي كنم
بخشي از زيباييت نقش بسته در چشم هاي گنجشكي روي سيم برق
بخشي از زيباييت دارد تنهاييت را دلداري مي دهد
زيبايي تو سخت خطرناك است
سياستمداران سخت مي ترسند
ابرها را از چهره ات مي دهم كنار
با دوستت از دانشگاه بر مي گردي
نه
نه
با بچه هايت از سينما بيرون آمده اي
ابرهاي صورتم را مي دهي كنار
عليرضا تويي
عطسه مي كنم
عفونت چهل سال از دماغم مي ريزد
عليرضا خوبي؟
نه
درخت درونم را مي كشي بيرون
حرامزاده ها مرا نكشتندميفهمي
دهانم را عوض كردند
درخت درونم را به آتش كشيدند
تك سلولي شده ام
سرم را مي زنم زير بغل
از كناره بچه هايت رد مي شوم
مي شد اينها بچه هاي من باشند
ابرها را مي دهم روي صورتم
دماي زير بغلم برف هاي اطرافم را آب مي كند
خيال مي كنم يكي در همين حوالي دارد
برايم ورد مي خواند
#علیرضا_نوری
@asru1
2 572
چشم تو آبی نبود نام تو آبی بود
که آن همه مرا به جستجوی نام خودم میان این همه دریاچه های مرده سرگردان کرد
هر زن اگر
دریاچه ای بوده یا نگینی آبی در انگشتری
حساب کنید من
به گرداب چند دریاچه ی مرده
یا در انگشتان چند زن آبی غرق شده ام
نام مرا نام تو دیوانه کرد
و آن چه یافتم آخر کار نه فیروزه بود نه زمرد کوه های شرق
چخماقی بود
از جنس آتش های کیهانی
که به ژرفاهای گم دریای فارس
خیس خورده و مرجانی شده بود
جنس من آبی نبود نام تو آبی بود
#منوچهر_آتشی
@asru1
2 572
@asru1
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود صدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای سرودن نمیکند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست
سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست
ای داد! کس به داغ دل باغ دل نداد
ای وای! های های عزا در گلو شکست
آن روز های خوب که دیدیم خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست
((بادا )) مباد گشت و ((مبادا)) به باد رفت
((آیا)) ز یاد رفت و ((چرا)) در گلو شکست
فرصت گذشت و حرف دلم نا تمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و...خدا در گلو شکست
#قیصر_امین_پور
@asru1
2 572
هادئٌ مثل جرحٍ قديم...
همچون زخمی کهنه، آرامِ آرامم...
#احمد_صباح
ترجمه: #سعید_هلیچی
@asru1
2 572
چه مهربان بودی ای یار،
ای یگانه ترین یار
چه مهربان بودی وقتی
دروغ میگفتی...
#فروغ_فرخزاد
@asru1
2 572
@asru1
در سرم جنگهای بسیاری است
بوی باروت میدهد دهنم
بدنم پوکه پوکه افتاده
آه ایران من! تنم، وطنم
در سرم جنگ های بسیاری است
از سرم بوی دود میآید
ابر دلتنگی مرا وا کن
نالهی رود رود میآید
در سرم جنگهای بسیاری است
گوری از انفجار خوابیده
سمت اسفندِ آرزوهایم
صد جنازه بهار خوابیده
در سرم جنگهای بسیاری است
یادمان گذشتهام خون است
درد تکرار تلخ تاریخم
آه از آیندهای که اکنون است
آه از درد بیزمانی من؛
خستهپیریِ نوجوانی من؛
نامههایی به بینشانی من؛
آه مفهوم بیزبانی من!
چشممان تا به این جهان وا شد
جای گلها گلولهها دیدیم
زخم خوردیم و داغ هر غم را
جای گلهای رفتهمان چیدیم
هرچه آهنگ عاشقانه که بود
بایگانی انتظار شدند
تارهای لطیف آزادی
همگی سیم خاردار شدند؟
لعنت الله علی دهان تفنگ
مرگ بر شیههی پلید فشنگ
زاغها باغ را نمیفهمند
آه از داغ سروهای قشنگ!
در سرم روزهاست میخندند
کشتههایی که در بغل دارم
درد و صد درد بین هر جنگی
سازمانهای بیعمل دارم
لحن دلتنگیام اگرچه سیاه
جگرم گرچه سورهی خون است
کفتر سینهی مرا بشنو
بر لبش آیههای زیتون است
زندگی دیر شد بیا با هم
روی دلمردگی عبور کنیم
زندگی را به ننگها بدهیم
عاشقی را بیا مرور کنیم
ننگ از این بیش این که مادر را
بین بیگانگان رها کردن؟
ننگ از این بیش که شرافت را
از رگ و ریشهها جدا کردن؟
در سرم جنگهای بسیاری است
کلبهی مادرانهام تنهاست
آه ایران من، تنم، وطنم
همهی عاشقانهام اینجاست
#محمد_بحرینی_فرد
@asru1
2 572
عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی
بین رسیدن و نرسیدن گذاشتی
یک آسمان پرندگی ام دادی و مرا
در تنگنای از تو پریدن گذاشتی
وقتی که آب و دانه برایم نریختی
وقتی کلید در قفس من گذاشتی
امروز از همیشه پشیمان تر آمدی
دنبال من بنای دویدن گذاشتی
من نیستم... نگاه کن این باغ سوخته
تاوان آتشی ست که روشن گذاشتی
گیرم هنوز تشنه حرف توام ولی
گوشی مگر برای شنیدن گذاشتی؟
آلوچه های چشم تو مثل گذشته اند
اما برای من دل چیدن گذاشتی؟
حالا برو برو که تو این نان تلخ را
در سفره ای به سادگی من گذاشتی
#مهدی_فرجی
@asru1
2 572
Repost from شعر و غزل امروز
و مهربان باشید
به آن زنی که مرا کشت
که این جنایت زیبا
همیشه خواستنی بود...
#رضا_براهنی
@asru1
2 572
پای بند قفسم باز و پر بازم نیست
سر گل دارم و پروانه ی پروازم نیست
گل به لبخند و مرا گریه گرفته ست گلو
چون دلم تنگ نباشد که پر بازم نیست
گاهم از نای دل خویش نوایی برسان
که جزین ناله ی دلسوز تو دمسازم نیست
در گلو می شکند ناله ام از رقت دل
قصه ها هست ولی طاقت ابرازم نیست
ساز هم با نفس گرم تو آوازی داشت
بی تو دیگر سر ساز و دل آوازم نیست
آه اگر اشک منت باز نگوید غم دل
که درین پرده جزین همدم و همرازم نیست
دلم از مهر تو در تاب شد ای ماه ولی
چه کنم شیوه ی آیینه ی غمازم نیست
به گره بندی آن ابروی باریک اندیش
که به جز روی تو در چشم نظر بازم نیست
سایه چون باد صبا خسته ی سرگردانم
تا به سر سایه ی آن سرو سرافرازم نیست
#سایه
@asru1
2 572
می آیی
عنق تر از عنق
دستکش چرمی ات را گاز می گیری
می گویی:
خبر داری؟
دارم شوهر می کنم
بکن!
به درک!
خیال می کنی از پا در می آیم
ببین
آرامم
آرام تر از نبض یک مرده
یادت رفته چه می گفتی
جک لندن
پول
عشق
ماجراجویی
من اما می دیدم
تو ژکوند بودی
تورا باید می ربودند
تو را ربودند
#مایاکوفسکی
@asru1
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
