اُتاقِآبی.
Open in Telegram
𝒔𝒉𝒆 𝒘𝒂𝒔 𝒃𝒍𝒖𝒆 𝒗𝒆𝒍𝒗𝒆𝒕🌊🫐 @BioBLUEROOMbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
289
Subscribers
+224 hours
+367 days
+9130 days
Posts Archive
284
Repost from نِگیلدا
از آدمهایی که به جزئیات ریز صورتم توجه میکنن خوشم میاد، مثلا یهو وسط بحث میگه: «فرم لبت خیلی جالبه، یا رنگ چشمات توی نور خیلی عجیبه، وقتی قهر میکنی لب پایینیت یکم جلوتر میاد، سوسکی موهاتو حواسم هست عقب که میرن هی نامحسوس با دستت درستشون میکنی، وقتی دقت میکنی چشماتو ریزتر میکنی، مژههای پایین چشمتو شمردم فلان و اندی مژه داری، وقتی میخندی این قسمتهای صورتت همزمان باهم میخندن و…»
من شیفتهی توجه به همین جزئیاتیام که شاید هیچکس و حتی خودمم حواسش بهش نیست.
284
آخ عزیز..آخ
نوشتهتان برام عمیقا با ارزش است،زیرا که شما رنج مرا خواندهاید.
تمامی ما از شبهای سیاهی گذر خواهیم کرد که هیچگاه گمان نمیکنیم طلوع را خواهیم دید. مرواریدهایی از جنس رنج را از اقیانوس چشم رها میکنیم بلکه رد غبار از قلبمان پاک شود. رنج را به واژگانی عمیق بدل میکنیم تا از اسارت غم رها شویم.
تمامی ما روزی به زمان ایمان خواهیم آورد و بر خاکی که تنهای عاشق را در آغوش گرفته،در برابر قدرت گذشت عقربهها سجده خواهیم کرد.
اما روزی درک میکنیم که وجود عشق باعث تنهایی نخواهد بود. افرادی هستند که مارا با همان چروکی که بر دلمان افتاده است دوست دارند.
ما گذر خواهیم کرد و به آسمان آبی درود خواهیم گفت. شاد خواهیم شد و باز خواهیم گشت.
https://t.me/Bllustory0
284
Repost from N/a
سلام به تو. می دانم امیدوار ماندن در این اوضاع چقدر سخت به نظر میرسد. نفسی تازه کردن، از عشق گفتن و با عشق شاد ماندن، دیدن غصه ها، همهی این ها چقدر سخت به نظر میرسند. اما از تو میخواهم قدرت زمان را دست کم نگیری. معجزه میکند. البته اگر به معجزه معتقد باشی معنی این سخنم را می فهمی. دوست داشتم در آغوشت بگیرم و بگویم نگران نباش، این روزهای سخت میگذرد، تو شاد میشوی، میخندی همچو گلی که تازه باران دیده است. اما این تن من بس از تو دور است و نگران نبودن بس غیرممکن. احساس میکنم تنها هستی و از آن فرار می کنی. ولی بگذار برایت بنویسم که گاهی مجابی به جای ارتباط برقرار کردن با انسان هایی که همان حس را در قلب مهربانت فرو میکنند، تنهایی را با خواستهی خودت بپذیری و بدانی از روزی که بودنش را پذیرفتی، قرار است تا ابد کنارت بماند. و اگر درست گفته باشم و تو تنها باشی، باید بهت بگویم بگذار کمی بگذرد، اینحا باز برایت مینویسم به زمان اعتماد کن، آنوقت است که از همه چیز لذت می بری، حتی آن تنهایی. - از طرف کسی که برایت شادی میخواهد و هزاران شب و روز خوش. برای شما: https://t.me/blueiseverythingonworld
284
Repost from چامههای ناگهان.
این پیام رو فور کنین خوشگلترین پستتون رو فور کنم اینجا کلی ویو بخوره.💘
میتونین خودتون مشخص کنین کدوم پست باشه.
چامههای ناگهان.
284
Repost from N/a
سلامسلام این پیام رو فور کنید چنلتون و من یه پست ازتون فور میکنم و بهتون میگم وایب چه فیلم/سریالی بهم میدید . ⭐️
حتما جوین میشم .
جوین بودن شماها دلبخواه عه اگه دوسدارید جوین شید بوسبهتون
284
Repost from دفتر قدیمی خانم دودی
•🐈•«فوروارد کنید تا بهتون بگم که چرا آدمها توی کانالتون جوین میشن»
284
سفیدی، از هر سیاهیای وحشیتر است.
من در این اتاقِ بیرنگ، محبوس شدهام؛ جایی که حتی سایهها هم از ترسِ شفافیت، خود را پنهان کردهاند. میگویند سکوت، آرامش است؛ اما من میدانم که سکوت، فریادِ ممتدی است که گلویش را بریدهاند تا کسی صدای شکستنِ استخوانهای حقیقت را نشنود.
284
Repost from N/a
غریبه، به یاد داری؟! وقتی زمستون بود، هنگامی که اینجا برف میبارید و همه جا سفید میشد، چقدر خوشحال تر بودیم. من خیلی سخت لحظههایی که خوشحال بودیم رو به یاد میارم، چون همیشه گفتن انسان فقط چیزهای بد رو یادش میمونه تا چیزهای خوب رو. و این چقدر ناراحت کنندهست، چون این فقط راجب زندگی صدق نمیکنه، راجب آدمها هم هست. آدمی که یک روزی روزگاری خوشحالت کرده رو به یاد نمیاری، تنها زمانی رو به یاد میاری که غمگینت کرد. و من حق میدم، این تقصیر ما نیست. مقصر این داستان، زندگیه. زندگی باعث شد ما با چنین تفکراتی به نفس کشیدن ادامه بدیم. و چقدر حیفه غریبه، اینکه نه آدم ها لحظه های خوب زندگی رو به یاد میارن، نه خوبی هایی که در حقشون شده. و من نمیدونم چطور باور کنم که در این جهان، در این تن سبز رنگِ طبیعت، در میان این نسیمی که لحظهای نفس کشیدن رو برای ما راحت تر میکنه، در بین این همه ابر های پفکی که مثل پناهگاهِ آدم میمونه، این چیز های بد چطور وجود دارن؟! بچه که بودم فکر می کردم دنیا همیشه همینقدر زیبا میمونه. و بزرگ شدم و فهمیدم که نه، زندگی زیبا نبود. اون سن کم که انسان هیچچیزی نمینفهمید و به جستجوی خوشحالی در همه چیز میگشت، زیبا بود. وگرنه اگر زندگی زیبا بود، چطور بعد از گذشت چندین سال به زشتی پیوست؟! و این باورکردنی نیست، چون وقتی به گذشته نگاه میکنم، برام سخته که دیگه اون زمان رو ندارم، نمیتونم یک دختر بچه با عروسکهای زیاد که هر روز مشغول بازی کردن میشه باشم. چقدر حیف که مثل گذشته نیستیم، اون موقعها هر روز مشغول خوشحال بودن، بازی کردن و لذت بردن از هر لحظهمون بودیم و آرزو می کردیم کاشکی زودتر قد بکشیم مثل یک درخت، و کلی ثمره های خوبی داشته باشیم. چون فکر می کردیم خوشحالی اصلی، بالا رفتن سن بود. و وقتی سن بالا رفت، هر روز مشغول فکر کردن شدیم. به اینکه چه کاری درسته و چه کاری غلط، و نگران این شدیم که از لحظههامون استفادهی درست نکنیم. و الان مدام آرزو می کنیم کاشکی بچه میموندیم. خوشحالی اصلی، تنها و تنها در سن کم و بچه بودنه. و چقدر حیف که ما این رو دیر متوجه شدیم. چقدر تلخه، ولی حقیقت همیشه همینجوریه. تلخ و ناراحت کننده.
284
Repost from N/a
سلاام، این پیام + یکی از پستهای موردعلاقتون از اینجارو فور کنید، دوتا پست مشخص کنید تا بذارم اینجا؛ و در آخر میخوام برای چندنفرتون رندوم نامه بنویسم(ممکنه طول بکشه) و اگه دوست داشتید پاسخ نامه رو هم بدیدد😭
284
Repost from 𝚅𝚊𝚗𝚝𝚊
اتاق آبی واقعاً اسم بامزه و متناسبی داره، چون خود چنل هم یه حس آروم و عمیق منتقل میکنه. نوشتههاش خیلی قشنگن، از اون مدل متنایی که فقط قشنگ نیستن، یه جاشون دقیقاً میخوره به یه حس یا فکر که مدتها توی ذهنت مونده. کلاً حس میکنی وارد یه اتاق خلوت شدی که صاحبش کلی حرف برای گفتن داره ولی با صدای آروم مینویسه
https://t.me/blueiseverythingonworld
284
Repost from 𝚅𝚊𝚗𝚝𝚊
اتاق آبی واقعاً اسم بامزه و متناسبی داره، چون خود چنل هم یه حس آروم و عمیق منتقل میکنه. نوشتههاش خیلی قشنگن، از اون مدل متنایی که فقط قشنگ نیستن، یه جاشون دقیقاً میخوره به یه حس یا فکر که مدتها توی ذهنت مونده. کلاً حس میکنی وارد یه اتاق خلوت شدی که صاحبش کلی حرف برای گفتن داره ولی با صدای آروم مینویسه
https://t.me/blueiseverythingonworld
284
Repost from چامههای ناگهان.
این پیام رو فور کنین و از ۱۴ تا ۶۷ عدد بگین تا ببینیم از کتاب ترانههای فرامرز اصلانی، کدوم ترانه و موسیقی شما رو انتخاب میکنه.✨
هم شعر و هم موزیکش رو براتون میفرستم.
روی پیام چالش ریپلای نزنین و کامل فور کنین.
چامههای ناگهان.
