دوباره
前往频道在 Telegram
حرفایِ خوب، حرفایِ قشنگِ بهدرد نخور. هیچ چیز راجعبه هیچچیزی نمیدونم. منتها از همهچیز مینویسم. دروغ چرا، بدون نوشتن نمیتونم. t.me/BluChtBot?start=67a0a901b1dfab8d8549
显示更多237
订阅者
-124 小时
-27 天
-830 天
数据加载中...
吸引订阅者
九月 '269月 '26
九月 '26
+14
在0个频道中
八月 '26
+22
在2个频道中
Get PRO
七月 '26
+23
在2个频道中
Get PRO
六月 '26
+45
在1个频道中
Get PRO
五月 '26
+44
在3个频道中
Get PRO
四月 '26
+2
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+14
在2个频道中
Get PRO
一月 '26
+8
在1个频道中
Get PRO
十二月 '25
+16
在4个频道中
Get PRO
十一月 '25
+9
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+7
在8个频道中
Get PRO
九月 '25
+36
在11个频道中
Get PRO
八月 '25
+73
在22个频道中
Get PRO
七月 '25
+407
在10个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 28 九月 | +1 | |||
| 27 九月 | 0 | |||
| 26 九月 | +1 | |||
| 25 九月 | 0 | |||
| 24 九月 | +1 | |||
| 23 九月 | 0 | |||
| 22 九月 | 0 | |||
| 21 九月 | 0 | |||
| 20 九月 | 0 | |||
| 19 九月 | 0 | |||
| 18 九月 | 0 | |||
| 17 九月 | +2 | |||
| 16 九月 | +2 | |||
| 15 九月 | +2 | |||
| 14 九月 | 0 | |||
| 13 九月 | 0 | |||
| 12 九月 | 0 | |||
| 11 九月 | 0 | |||
| 10 九月 | 0 | |||
| 09 九月 | 0 | |||
| 08 九月 | 0 | |||
| 07 九月 | 0 | |||
| 06 九月 | +2 | |||
| 05 九月 | 0 | |||
| 04 九月 | 0 | |||
| 03 九月 | 0 | |||
| 02 九月 | +2 | |||
| 01 九月 | +1 |
频道帖子
| 2 | 4_5850475172095594694.mp3 | 75 |
| 3 | یا بهقول رویایی که پرسیده بود: «تازه چه داری؟ از لحظههایت راضی هستی؟»
و هوشنگ ایرانی که پاسخ داده بود: «چیز مهمی در زندگی من اینجا نیست، جز گاهی گناهی که وقتی سر میرسد در ارتکابش شک نمیکنم». | 50 |
| 4 | یک سری نظریات و عقایدت کاملاً عادی بهنظر میرسن تا زمانی که شروع کنی به زبون آوردن و یا نوشتنشون. | 82 |
| 5 | با خودم در جنگم؛
صلح که کردم تو بیا. | 89 |
| 6 | 没有文字... | 165 |
| 7 | Nice dream
If you think you belong enough
Nice dream
If you think that you're strong enough... | 212 |
| 8 | 没有文字... | 157 |
| 9 | به آلمانی که حرف میزنی حالتی در صدات نیست، نه غمی، نه غمبادی، نه... ای مردهشور این حال آدم را ببرد که فقط وقتی به زبان مادری حرف میزند همهی هستیاش میآید بالا. آدم رو میشود. حرف که میزنی خودت را تعریف میکنی، همین که دهنت باز شود میفهمند کی هستی و چند مرده حلاجی.
- فریدون سه پسر داشت | عباس معروفی | 189 |
| 10 | من تو زندگیم داستانها و قصههای غمگین زیادی خوندم و شنیدم؛ منتها نمیدونم چرا همیشه داستانای ایرانی غمگینترم میکنن. انگار رنجی که میکشن ملموستره، آشناتره. نمیدونم، ولی انگار آدم با زبونِ مادری خودش بهتر میتونه غصه بخوره. | 138 |
| 11 | ول کن. جان مادرت ول کن. برو یک گوشهی دنج بشین تا بمیری. دنبال چی میگردی؟ کجا را میخواهی فتح کنی؟ چند بار میخواهی فاتح باشی، چند بار مغلوب؟ چطور ممکن است نیفتی؟ یا چطور ممکن است سرت به سنگ بخورد، بشکند و باز شروع کنی؟ برو یک گوشهی دنج و آرام، در گرمای مطبوع و آن سکوت روستایی دراز بکش تا بمیری.
- فریدون سه پسر داشت | عباس معروفی | 205 |
| 12 | 没有文字... | 124 |
| 13 | اگه خواستید هوش مصنوعی اینطوری تخریبتون کنه، بهش بگید:
«Roast me no filter no mercy in Farsi.» | 37 |
| 14 | چتجیپیتی امروز بهم گفت: «ذهن تو مثل کتابخونهایه که کتابهاش ارزشمند و مرتباند، ولی کتابدارش مسته.»
چی بگم؛ دیگه حتی این بندهخدام فهمیده. | 123 |
| 15 | انگار از پنجره پرواز کرده بود، رفته بود به شهری که آدم از منظومهی زمان خارج میشود، میرود دور دورها، و دست نیافتنی میشود. میرود توی یک غار که هیچ نشانیای از آدمها نیست. نه صدای تیراندازی است، نه هیاهو، نه انقلاب، و نه هیچ.
- فریدون سه پسر داشت | عباس معروفی | 169 |
| 16 | + میدونی محمود درویش چی میگه؟
- خیلی چیزا.
+ میگه که... بیا به نبودن خیانت کنیم و همدیگر را ببینیم.
- واقعاً هم کاش همهی خیانتا به نبودنا بود. به نبودنت. | 153 |
| 17 | گُفت من چیزی نیستم؛ | 155 |
| 18 | روزها میگذرن و من نه. | 149 |
| 19 | اگـه چنل کتابی دارید این پیامو فور کنـید من چندتا چنل مورد علاقهی جدید پیدا کنم. | 1 |
| 20 | نمیدونم من فقط از اینکه همیشه از پشت پنجره به زندگی نگاه کردم خستهام. | 20 |
