1 954
订阅者
+424 小时
+517 天
+6130 天
帖子存档
1 954
Repost from The Harmonic Mind
وقتی به فضا نیاز داری
که بگردی
من صبورانه صبر میکنم
که ببینم چی کشف میکنی
این من رو یاد پایگاه امن جان بالبی میندازه
این مفهوم پایگاه امن جان بالبی واقعاً جذاااابه.
یعنی اولین باری که شنیدم، واقعاً شگفتزده شدم.
اینکه وقتی کسی رو داشته باشی که هر چقدر اشتباه کنی و خرابکاری کنی و مخالفت و اعتراض کنی و نه بگی، بازم قضاوت و سرزنش و طرد و تنبیه نکنه و حمایت کنه و همراه باشه و بهت باور داشته باشه که میتونی و از پسش برمیای، و یهجورایی تویِ واقعی رو بدون هیچ شرطی همونجوری که واقعاً هستی، تماماً بپذیره، تو همیشه بدونی توی اوج آسیبپذیری، شکست، ناتوانی، تردید، تهدید، اضطراب و حال خراب، پاسخگوی عاطفی تو هست و از نظر عاطفی در دسترسه؛ این دلبستگی باعث میشه تو به خودت اجازه بدی ریسک کنی و دور بری و کنجکاوی کنی و ماجراجویی و کشف کنی و رها باشی و بری دنبال حل مسئله و خلاقیت به خرج بدی و کارهای جدید بکنی و تجربه کنی و جسارت داشته باشی و مستقل و آزاد باشی؛
و هویت خودت رو کشف کنی، چون میدونی تهش تنها نیستی.
یعنی این نزدیکی و صمیمیت برات آزادی و رهایی و استقلال میاره.
وای وای، واقعاً جذابه!
@myharmonicmind
1 954
عاشق محتواهای معرفی محصول این صفحهم
خیلی خلاقانهست
https://www.instagram.com/lelefi.dolls?igsh=MWRibjlxMmYwaGNhbg==
1 954
Repost from The Harmonic Mind
All I wanna do is talk to you
Talk small and big
Pretend we're kids
And laugh until 2
.
.
.
You got the point
1 954
Repost from The Harmonic Mind
All I wanna do is talk to you
Talk small and big
Pretend we're kids
And laugh until 2
.
.
.
You got the point
1 954
Repost from The Harmonic Mind
You called me silly
So I called you stupid
You called me cute
So I said you're dumb
I thought I was flirting
Not hurting your feelings
I'm trying to be hot and mysterious
Isn't that what you want?
I thought I was making you want me more
I can't figure out how to act and talk around you
I've never felt this weird before
As soon as I turned 25
My insecurities doubled in size
I should know you better than this
Are you mad
Should we kiss?
1 954
Repost from The Harmonic Mind
You called me silly
So I called you stupid
You called me cute
So I said you're dumb
I thought I was flirting
Not hurting your feelings
I'm trying to be hot and mysterious
Isn't that what you want?
I thought I was making you want me more
I can't figure out how to act and talk around you
I've never felt this weird before
As soon as I turned 25
My insecurities doubled in size
I should know you better than this
Are you mad
Should we kiss?
1 954
Repost from The Harmonic Mind
عاشقشم
یه همذاتپنداری خوبی باهاش دارم
https://www.instagram.com/reel/DBg6nYkPUcg/?igsh=b25tZzFoemRyaWpk
1 954
جذابترین نسخهی هر آدمی در مکالمات، زمانی است که مرکز توجه زندگیاش «زیستن» باشد، نه «فهمیدن اینکه دیگری دربارهاش چه فکری میکند». معمولاً این همان حالتی است که هم برای خود فرد لذتبخشتر است و هم برای طرف مقابل جذابتر.
1 954
Repost from The Harmonic Mind
I wish I'd shown my feelings more with Lisa.
Sometimes I'd be embarrassed to hold hands in public.
Or if we were on the phone and there was people around
She'd always say: bye. Love you.
And I would go: me too.
And she'd laugh
Cause she'd know
Sometimes I was out working late.
The phone would go.
I'd think oh god what's happened
I'd go: hello. What's wrong?
She'd say: nothing is wrong.
I just love you.
Afterlife
ای کاش بیشتر احساساتم رو به لیزا نشون داده بودم
گاهی خجالت میکشیدم که در حضور جمع و جلوی بقیه دستش رو بگیرم
یا اگه تلفنی صحبت میکردیم و آدمها کنار من بودن
اون همیشه میگفت: خداحافظ. عاشقتم.
من میگفتم: منم همینطور.
و اون میخندید.
چون میدونست.
گاهی تا دیروقت کار میکردم.
تلفن زنگ میخورد.
با خودم فکر میکردم که وای خدا یعنی چه اتفاقی افتاده؟
میگفتم: سلام. چیزی شده؟
میگفت: چیزی نشده.
فقط خواستم بگم که من عاشقتم.
1 954
Repost from The Harmonic Mind
I wish I'd shown my feelings more with Lisa.
Sometimes I'd be embarrassed to hold hands in public.
Or if we were on the phone and there was people around
She'd always say: bye. Love you.
And I would go: me too.
And she'd laugh
Cause she'd know
Sometimes I was out working late.
The phone would go.
I'd think oh god what's happened
I'd go: hello. What's wrong?
She'd say: nothing is wrong.
I just love you.
Afterlife
ای کاش بیشتر احساساتم رو به لیزا نشون داده بودم
گاهی خجالت میکشیدم که در حضور جمع و جلوی بقیه دستش رو بگیرم
یا اگه تلفنی صحبت میکردیم و آدمها کنار من بودن
اون همیشه میگفت: خداحافظ. عاشقتم.
من میگفتم: منم همینطور.
و اون میخندید.
چون میدونست.
گاهی تا دیروقت کار میکردم.
تلفن زنگ میخورد.
با خودم فکر میکردم که وای خدا یعنی چه اتفاقی افتاده؟
میگفتم: سلام. چیزی شده؟
میگفت: چیزی نشده.
فقط خواستم بگم که من عاشقتم.
1 954
Repost from The Harmonic Mind
When you do find a fella
Dance with him when he wants
I wish I'd danced with Lisa every time she asked
Sometimes I was embarrassed
Sometimes I was lazy
What I'd give for just five minutes with her now.
Just holding her
Just moving around
Afterlife
وقتی یارت رو پیدا کردی
هر موقع ازت خواست باهاش برقص
ای کاش من هر باری که لیزا ازم خواسته بود باهاش رقصیده بودم
گاهی خجالت میکشیدم
گاهی تنبلی میکردم
الان هر چیزی رو میدم که فقط پنج دقیقه بیشتر باهاش باشم
فقط بغلش کنم
فقط کنارش قدم بزنم
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
