ch
Feedback
The Harmonic Mind

The Harmonic Mind

前往频道在 Telegram

Whatever goes on my mind in everyday life!

显示更多
1 954
订阅者
+424 小时
+517
+6130
帖子存档
photo content
+1

Repost from The Harmonic Mind
وقتی به فضا نیاز داری که بگردی من صبورانه صبر می‌کنم که ببینم چی کشف می‌کنی این من رو یاد پایگاه امن جان بالبی میندازه این مفهوم پایگاه امن جان بالبی واقعاً جذاااابه. یعنی اولین باری که شنیدم، واقعاً شگفت‌زده شدم. این‌که وقتی کسی رو داشته باشی که هر چقدر اشتباه کنی و خراب‌کاری کنی و مخالفت و اعتراض کنی و نه بگی، بازم قضاوت و سرزنش و طرد و تنبیه نکنه و حمایت کنه و همراه باشه و بهت باور داشته باشه که می‌تونی و از پسش برمیای، و یه‌جورایی تویِ واقعی رو بدون هیچ شرطی همون‌جوری که واقعاً هستی، تماماً بپذیره، تو همیشه بدونی توی اوج آسیب‌پذیری، شکست، ناتوانی، تردید، تهدید، اضطراب و حال خراب، پاسخ‌گوی عاطفی تو هست و از نظر عاطفی در دسترسه؛ این دلبستگی باعث می‌شه تو به خودت اجازه بدی ریسک کنی و دور بری و کنجکاوی کنی و ماجراجویی و کشف کنی و رها باشی و بری دنبال حل مسئله و خلاقیت به خرج بدی و کارهای جدید بکنی و تجربه کنی و جسارت داشته باشی و مستقل و آزاد باشی؛ و هویت خودت رو کشف کنی، چون می‌دونی تهش تنها نیستی. یعنی این نزدیکی و صمیمیت برات آزادی و رهایی و استقلال میاره. وای وای، واقعاً جذابه! @myharmonicmind

photo content
+9

photo content
+9

photo content
+9

عاشق محتواهای معرفی محصول این صفحه‌م خیلی خلاقانه‌ست https://www.instagram.com/lelefi.dolls?igsh=MWRibjlxMmYwaGNhbg==
عاشق محتواهای معرفی محصول این صفحه‌م خیلی خلاقانه‌ست https://www.instagram.com/lelefi.dolls?igsh=MWRibjlxMmYwaGNhbg==

Repost from The Harmonic Mind
All I wanna do is talk to you Talk small and big Pretend we're kids And laugh until 2 . . . You got the point

Repost from The Harmonic Mind
طنز مورد علاقه‌م

Repost from The Harmonic Mind
All I wanna do is talk to you Talk small and big Pretend we're kids And laugh until 2 . . . You got the point

Repost from The Harmonic Mind
طنز مورد علاقه‌م

Repost from The Harmonic Mind
You called me silly So I called you stupid You called me cute So I said you're dumb I thought I was flirting Not hurting your feelings I'm trying to be hot and mysterious Isn't that what you want? I thought I was making you want me more I can't figure out how to act and talk around you I've never felt this weird before As soon as I turned 25 My insecurities doubled in size I should know you better than this Are you mad Should we kiss?

Repost from The Harmonic Mind
You called me silly So I called you stupid You called me cute So I said you're dumb I thought I was flirting Not hurting your feelings I'm trying to be hot and mysterious Isn't that what you want? I thought I was making you want me more I can't figure out how to act and talk around you I've never felt this weird before As soon as I turned 25 My insecurities doubled in size I should know you better than this Are you mad Should we kiss?

Repost from The Harmonic Mind
عاشقشم یه همذات‌پنداری خوبی باهاش دارم https://www.instagram.com/reel/DBg6nYkPUcg/?igsh=b25tZzFoemRyaWpk

جذاب‌ترین نسخه‌ی هر آدمی در مکالمات، زمانی است که مرکز توجه زندگی‌اش «زیستن» باشد، نه «فهمیدن اینکه دیگری درباره‌اش چه فکری می‌کند». معمولاً این همان حالتی است که هم برای خود فرد لذت‌بخش‌تر است و هم برای طرف مقابل جذاب‌تر.

Repost from The Harmonic Mind
I wish I'd shown my feelings more with Lisa. Sometimes I'd be embarrassed to hold hands in public. Or if we were on the phone and there was people around She'd always say: bye. Love you. And I would go: me too. And she'd laugh Cause she'd know Sometimes I was out working late. The phone would go. I'd think oh god what's happened I'd go: hello. What's wrong? She'd say: nothing is wrong. I just love you. Afterlife ای کاش بیشتر احساساتم رو به لیزا نشون داده بودم گاهی خجالت می‌کشیدم که در حضور جمع و جلوی بقیه دستش رو بگیرم یا اگه تلفنی صحبت میکردیم و آدمها کنار من بودن اون همیشه می‌گفت: خداحافظ. عاشقتم. من می‌گفتم: منم همین‌طور. و اون می‌خندید. چون میدونست. گاهی تا دیروقت کار می‌کردم. تلفن زنگ میخورد. با خودم فکر میکردم که وای خدا یعنی چه اتفاقی افتاده؟ میگفتم: سلام. چیزی شده؟ می‌گفت: چیزی نشده. فقط خواستم بگم که من عاشقتم.

Repost from The Harmonic Mind
I wish I'd shown my feelings more with Lisa. Sometimes I'd be embarrassed to hold hands in public. Or if we were on the phone and there was people around She'd always say: bye. Love you. And I would go: me too. And she'd laugh Cause she'd know Sometimes I was out working late. The phone would go. I'd think oh god what's happened I'd go: hello. What's wrong? She'd say: nothing is wrong. I just love you. Afterlife ای کاش بیشتر احساساتم رو به لیزا نشون داده بودم گاهی خجالت می‌کشیدم که در حضور جمع و جلوی بقیه دستش رو بگیرم یا اگه تلفنی صحبت میکردیم و آدمها کنار من بودن اون همیشه می‌گفت: خداحافظ. عاشقتم. من می‌گفتم: منم همین‌طور. و اون می‌خندید. چون میدونست. گاهی تا دیروقت کار می‌کردم. تلفن زنگ میخورد. با خودم فکر میکردم که وای خدا یعنی چه اتفاقی افتاده؟ میگفتم: سلام. چیزی شده؟ می‌گفت: چیزی نشده. فقط خواستم بگم که من عاشقتم.

Repost from The Harmonic Mind
When you do find a fella Dance with him when he wants I wish I'd danced with Lisa every time she asked Sometimes I was embarrassed Sometimes I was lazy What I'd give for just five minutes with her now. Just holding her Just moving around Afterlife وقتی یارت رو پیدا کردی هر موقع ازت خواست باهاش برقص ای کاش من هر باری که لیزا ازم خواسته بود باهاش رقصیده بودم گاهی خجالت می‌کشیدم گاهی تنبلی می‌کردم الان هر چیزی رو می‌دم که فقط پنج دقیقه بیشتر باهاش باشم فقط بغلش کنم فقط کنارش قدم بزنم

دوره‌ی ماشین‌لرنینگ یا هوش‌مصنوعی خوب اگه کسی می‌شناسه لطف می‌کنه معرفی کنه.

photo content
+1