uk
Feedback
The Harmonic Mind

The Harmonic Mind

Відкрити в Telegram

Whatever goes on my mind in everyday life!

Показати більше
2 024
Підписники
+224 години
+167 днів
+12830 день
Архів дописів
photo content

photo content
+3

photo content

Repost from N/a
شکستن قانون بدون شناختن قانون خلاقیت نیست اشتباهه .

11 - 8 billion people - Kiran + Nivi (320).mp38.48 MB

پس تو هر جفتی که می‌خواهی برو محو و هم‌شکل و صفات او بشو نور خواهی مستعد نور شو دور خواهی خویش بین و دور شو مولانا

در روابط سطحی: نبودن = حذف رابطه در روابط پایدار: نبودن = حضور ذهنی متفاوت

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های خارج شدن رابطه از کانتکست: امکان فاصله بدون قطع رابطه است فاصله فیزیکی یا زمانی رابطه را خاموش نمی‌کند فقط شدت تعامل کم می‌شود، نه خود رابطه این نشان می‌دهد رابطه وارد حافظه پایدار شده است، نه موقعیتی

اگر رابطه از کانتکست عبور کرده باشد: موضوعات سطحی کافی نیستند رابطه در زمینه‌های مختلف ادامه پیدا می‌کند (نه فقط یک فضا) و گفتگو در موقعیت‌های گوناگون عمیق می‌شود

اگر رابطه پایدار شده باشد احساس به موقعیت‌های جدید هم تعمیم داده می‌شود در محیط‌های جدید هم همان کیفیت رابطه قابل بازیابی است فقط به یک فضا یا فعالیت محدود نمی‌ماند

یکی از قوی‌ترین نشانه‌های خارج شدن رابطه از کانتکست: وقتی فرد حضور ندارد، همچنان حس او در ذهن فعال است یادآوری‌اش خودبه‌خود اتفاق می‌افتد، نه فقط در همان موقعیت

چرا بعضی روابط هرگز عبور نمی‌کنند؟ از دید علمی معمولاً یکی یا چند مورد از این‌ها وجود دارد: 1. رابطه فقط نقش‌محور بوده (همکار، هم‌کلاس، هم‌تیمی) 2. هیجان هست ولی معنا ساخته نشده (شدت هست، اما روایت نیست) 3. تنوع تجربه کم است (فقط یک نوع تعامل تکرار شده) 4. عدم تحمل صمیمیت پایدار (ناخودآگاه از نزدیکی طولانی اجتناب می‌شود) 5. نبود بازتاب ذهنی از رابطه (هیچ‌وقت درباره رابطه فکر و معناسازی نشده)

در روابط کانتکست‌محور: فضا = فعال‌کننده رابطه در روابط پایدار: فرد = فعال‌کننده رابطه

روایت‌سازی باعث می‌شود رابطه از کانتکست بیرون بیاید یکی از مهم‌ترین عوامل: وقتی فرد درباره رابطه فکر می‌کند به جای اینکه فقط تجربه کند: این رابطه برای من چه معنایی دارد؟ این فرد در داستان زندگی من چه نقشی دارد؟ رابطه وارد حافظه‌ی روایی می‌شود

تکرار تجربه‌ی معنادار باعث می‌شود رابطه از کانتکست بیرون بیاید نه صرفاً دیدار، بلکه: تجربه‌های مشترک با بار هیجانی یا شناختی حل مسئله، همکاری، آسیب‌پذیری، یا لحظات اصیل مغز بر اساس تکرار و معنا، الگو می‌سازد

رابطه وقتی پایدار می‌شود که خارج از موقعیت خاص در ذهن زنده بماند.

نقطه‌ی تصمیم: عبور یا توقف در این نقطه دو مسیر ممکن است: مسیر 1: عبور از کانتکست اگر اتفاق بیفتد: رابطه وارد زندگی روزمره می‌شود فرد در ذهن تثبیت می‌شود ارتباط بدون حضور فیزیکی هم ادامه دارد مسیر 2: تثبیت کانتکست اگر ادامه پیدا کند: رابطه فقط در همان اکوسیستم خاص زنده می‌ماند بیرون از آن اکوسیستم خاموش است

مرحله‌ی انتخاب ناآگاهانه‌ی محدودیت رابطه عمداً کوچک نگه داشته می‌شود گاهی سیستم روانی خودش رابطه را در کانتکست نگه می‌دارد چون: صمیمیت پایدار = خطر طرد دیده شدن واقعی = اضطراب وابستگی عمیق = از دست دادن کنترل اینجا پای دفاع‌های روانی وسط است: اجتناب غیرفعال‌سازی فاصله‌ی عاطفی

مرحله‌ی نبود روایت این رابطه وارد داستان زندگی نمی‌شود داستانی از رابطه ساخته نمی‌شود فقط اپیزودهای جدا وجود دارد رابطه خاطره دارد، اما تاریخچه ندارد

مرحله‌ی نبودِ درونی‌سازی فرد در ذهن باقی نمی‌ماند یک تصویر پایدار از دیگری در ذهن ساخته نمی‌شود وقتی فرد نیست، سیستم روانی او را فعال نگه نمی‌دارد