1 901
订阅者
-524 小时
+57 天
+530 天
正在加载数据
相似频道
标签云
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
十一月 '2611月 '26
十一月 '26
+14
在0个频道中
十月 '26
+30
在2个频道中
Get PRO
九月 '26
+29
在1个频道中
Get PRO
八月 '26
+37
在0个频道中
Get PRO
七月 '26
+57
在2个频道中
Get PRO
六月 '26
+35
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+14
在1个频道中
Get PRO
四月 '26
+4
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+3
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+140
在4个频道中
Get PRO
一月 '26
+6
在0个频道中
Get PRO
十二月 '25
+18
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+26
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+34
在0个频道中
Get PRO
九月 '25
+41
在5个频道中
Get PRO
八月 '25
+63
在2个频道中
Get PRO
七月 '25
+27
在0个频道中
Get PRO
六月 '25
+44
在1个频道中
Get PRO
五月 '25
+56
在0个频道中
Get PRO
四月 '25
+30
在0个频道中
Get PRO
三月 '25
+21
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+38
在1个频道中
Get PRO
一月 '25
+38
在1个频道中
Get PRO
十二月 '24
+55
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+63
在1个频道中
Get PRO
十月 '24
+74
在5个频道中
Get PRO
九月 '24
+99
在3个频道中
Get PRO
八月 '24
+44
在1个频道中
Get PRO
七月 '24
+76
在4个频道中
Get PRO
六月 '24
+21
在1个频道中
Get PRO
五月 '24
+25
在1个频道中
Get PRO
四月 '24
+28
在2个频道中
Get PRO
三月 '24
+25
在0个频道中
Get PRO
二月 '24
+35
在1个频道中
Get PRO
一月 '24
+21
在2个频道中
Get PRO
十二月 '23
+44
在2个频道中
Get PRO
十一月 '23
+112
在3个频道中
Get PRO
十月 '23
+16
在0个频道中
Get PRO
九月 '23
+24
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+36
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+22
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+41
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+35
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+33
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+55
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+165
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+29
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+128
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+220
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+34
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+76
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+5
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+22
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+15
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+57
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+31
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+131
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+25
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+72
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+15
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+15
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+12
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+61
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+129
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+32
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+116
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+72
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+149
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+51
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+32
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+24
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+630
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 07 十一月 | +1 | |||
| 06 十一月 | 0 | |||
| 05 十一月 | +1 | |||
| 04 十一月 | +1 | |||
| 03 十一月 | +3 | |||
| 02 十一月 | +8 | |||
| 01 十一月 | 0 |
频道帖子
☔️روایتی از یک جمعه پاییزی🍁
🖋بعضی صبحها را نمیتوان فقط با صبحانه خوردن تعریف کرد، باید آنها را زندگی کرد، نفس کشید و در گوشهای از خاطرهها برای همیشه نگه داشت...
صبحی خنک در جمعهای پاییزی، در خانهای تاریخی با قدمتی قریب به دویستسال، بجا مانده از دوران قاجار، در محله ساغریسازان رشت، جایی که دیوارهایش گویی قصههای دو قرن زندگی را در سینه دارند و هر گوشهاش عطر خاطره و اصالت میدهد و برای من نوستالژی کودکانه هایم در خانه مادربزگ و عمه هایم در رشت.....
بیرون، پاییز کمی تندتر از روزهای قبل، برگهایش را به دست باد میسپرد، اما، گرمای یک دورهمی صمیمانه، سرمای صبح را از یاد میبرد. عطر چای، نان تازه، صبحانهای ساده و لذتبخش و صدای خندههایی که بیتکلف در فضای کهن خانه می پیچند.
نه اتفاق بزرگی لازم بود و نه مقصدی دور.
یک صبح پاییزی،خانهای کهن سال، در کنار خانواده ای خوش دل و مهربان و صمیمی، و سفرهای ساده کافی بود تا زندگی برای ساعاتی، زیباترین چهرهاش را به من نشان دهد.
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۸/۱۴☔️
#خانه_امیر_زهرا
#عمارت_درویش
#ساغریسازان
Tel: @HypnoseChannel
Insta ://Instagram.com/Hamid_akhavein
| 2 | @HypnoseChannel | 326 |
| 3 | 🎵ترانه ای برای حمید
⚽️در ستایش مردی که فقط فوتبال بازی نمیکرد...
🖋حمید علیدوستی را نمیتوان فقط با فوتبال به یاد آورد، هرچند فوتبال، یکی از مهمترین روایتهای زندگی او بود.
او فوتبالیست منحصربفردی بود که جهانش به مستطیل سبز ختم نمیشد. کتاب میخواند، گوش به موسیقی فاخر می داد، سینما را میشناخت، فیلم میدید، با جهان قصهها و شخصیتها بیگانه نبود و به شناخت انسان نیز دل سپرده بود.
حمید را در قامت بازیکن تیم "هما"، در استادیوم "امجدیه" و "آزادی"به یاد دارم .
در آن زمان، او و "سیدمهدی ابطحی" که اعجوبه ی تکنیک بود و در تیم "وحدت" بازی میکرد و از قضا، معلم زبان انگلیسی من در دبیرستان البرز تهران بود، از بازیکنان مطرح نسل خود بودند که هرگز به تیمهای محبوب سرخ و آبی پایتخت نپیوستند و در روزگاری که وفاداری، رفته رفته به کالایی کمیاب بدل میشد، نمادی از معنای ماندن و تعلق گشتند.
علیدوستی، به تیمش وفادار بود. نه فقط به نام و پیراهن تیم، که به خاطره و هویت و روزگاری که با آن زیسته بود.
اما آنچه حمید علیدوستی را در ذهن و خاطر، ماندگار میکند، بیش از هر چیز، منش انسانی اوست.
شرافت، اخلاقمداری و نجابتی که در هیاهوی شهرت و رقابت، گاه فراموش میشوند. او از آن آدمهایی بود که میشد دوستشان داشت، بیآنکه لزوماً همنظرشان بود یا حتی همتیمیشان.
و شاید زیباترین امتداد حضور او در جهان، در دخترش، ترانه، نیز قابل تأمل باشد. هنرمندی که خود در جهان سینما راهی مستقل پیمود و عجیب نیست انتخاب مسیر بازیگری در سینما برای دختر مردی که نام های بزرگ ِ سینمای ناب همچون "برگمان"، "برسون" ، "ژان_لوک گدار" ، "ویسکونتی" و "فلینی" را چنان میشناخت که "پله" و "مارادونا" و نیز "بکن بائر" را، که از قضا این فوتبالیست بزرگ آلمانی، من را همیشه یاد حمید علیدوستی می انداخت.
امروز حمید علیدوستی از میان ما رفت و فوتبال ایران یکی از چهرههای شریف خود را از دست داد. انسانی که ارزش زیستن را فراتر از شهرت و نتیجه و پیروزی میدانست.
بدرود مرد فوتبال، کتاب، موسیقی و سینما،
مرد وفاداری و نجابت.
نامت در خاطره آنانی که هنوز برای انسان بودن حرمت قائلاند، زنده خواهد ماند.
تو از آن آدمهایی بودی که فقدانشان را نمیتوان با یک دقیقه سکوت جبران کرد. باید به احترامشان، کمی انسانیتر زندگی کرد.
🖤روانت شاد و یاد و خاطره ات گرامی🖤
⚽️📓رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۸/۱۰🎵🎥
#حمید_علیدوستی
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein | 591 |
| 4 | 🎵ترانه ای برای حمید
⚽️در ستایش و رثای مردی که فقط فوتبال بازی نمیکرد
🖋حمید علیدوستی را نمیتوان فقط با فوتبال به یاد آورد، هرچند فوتبال، یکی از مهمترین روایتهای زندگی او بود.
او فوتبالیست منحصربفردی بود که جهانش به مستطیل سبز ختم نمیشد. کتاب میخواند، موسیقی فاخر، گوش می داد، سینما را میشناخت، فیلم میدید، با جهان قصهها و شخصیتها بیگانه نبود و به شناخت انسان نیز دل سپرده بود.
امروز حمید علیدوستی از میان ما رفت و فوتبال ایران یکی از چهرههای شریف خود را از دست داد.
انسانی که ارزش زیستن را فراتر از شهرت و نتیجه و پیروزی میدانست.
بدرود مرد فوتبال، کتاب، موسیقی و سینما،
مرد وفاداری و نجابت.
نامت در خاطره آنانی که هنوز برای انسان بودن حرمت قائلاند، زنده خواهد ماند.
روانت شاد و یاد و خاطره ات گرامی.
⚽️📓رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۸/۱۰🎵🎥
#حمید_علیدوستی
Tel: @HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein | 467 |
| 5 | 📜نسخه خوش خط، دارویی لذیذ!!
🖊سالها پیش یادداشتی نوشته بودم با عنوان:
«مراجعینی که درمانگرم بودند»
از آن آدمهایی که قرار بود من شنونده دردهایشان باشم، اما گاهی بیآنکه بدانند، مرهمی بر خستگیهای من میشدند.
امروز یکی دیگر از همان آدمها، با نسخهای متفاوت از درمان به سراغم آمد؛ نه با کلام، نه با روایت رنجها، بلکه با ظرفی فسنجان!
و نسخه ای با این مضمون:
«فسنجونتراپی؛ با مهر، گردو، رب انار و کمی ماکیان!»
چه خوب که گاهی درمان، نه در اتاق درمان، که در آشپزخانهای دور یا نزدیک اتفاق میافتد؛ جایی میان عطر گردو و ترشی انار، و در دستهای مهربانی که بیهیچ چشمداشتی چیزی برای دیگری تدارک میبینند.
ما درمانگران گاهی فراموش میکنیم که خودمان هم به مراقبت نیاز داریم؛ که همیشه قرار نیست ما نسخه بنویسیم و گاهی کسی پیدا میشود که برایمان نسخهای از جنس محبت میپیچد.
ممنونم از این درمان لذیذ و از این یادآوری دلنشین که رابطه انسانی، گاهی از هر درمانی شفابخشتر است.
با سپاس از پزشک محترمِ فسنجونتراپی!
فسنجان شما عشقی بود از دل گردو و انار با اثر درمانی فوق العاده
@HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein | 651 |
| 6 | 📋در ستایش جایگاه علمی و اخلاقی استاد گرانمایه، عالیجناب دکتر زین العابدین براتی
🖋بعضی انسانها تنها به واسطه آنچه آموختهاند و انجام دادهاند بزرگ نیستند، بلکه بزرگی آنان در انتخابهایی است که در بزنگاههای زندگی میکنند، انتخابهایی که از عمق باور، اصالت شخصیت و بزرگواری روحشان سرچشمه میگیرد.
دکتر براتی میتوانست در آمریکا، زندگی و حرفهای آسوده و آیندهای روشن برای خود رقم بزند، اما دل کندن از وطن را برنتابید و بازگشت را برگزید، نه از سر ناچاری، بلکه از سر تعلق، تعهد و احساس مسئولیت.
بازگشت تا دانش و تجربهاش را در خدمت مردمان سرزمین خویش قرار دهد و حاصل سالها آموختن و اندوختن را با هموطنانش قسمت کند.
او دههها در یکی از حساسترین و مسئولیتپذیرترین عرصههای پزشکی، یعنی سلامت زنان، با دانش روز، مهارت حرفهای، دقت علمی و وجدانی بیدار به طبابت پرداخت. سالهای طولانی خدمت، برای او نه تکرار یک شغل، بلکه استمرار یک رسالت انسانی بود.
اما آنچه شخصیت او را از یک پزشک حاذق فراتر میبرد، تنها دانش و مهارتش نیست، بلکه آمیزهای ارزشمند از علم، شرافت، متانت، فروتنی و اخلاق حرفهای است.
او از آن انسانهایی است که حضورشان مایه اطمینان، کلامشان آرامشبخش و رفتارشان سرشار از وقار است.
در روزگاری که گاه هیاهوی عنوانها و نامها و مقام ها، بر حقیقت شخصیت انسانها سایه میافکند، او بیهیاهو و بیادعا، با کار و کردار خویش اعتبار آفرید.
برای دکتر براتی، طبابت صرفاً یک حرفه نبود، امانتی بود که باید با نهایت صداقت از آن پاسداری میکرد. او به ما یادآوری کرد که ارزش واقعی یک پزشک، تنها در تشخیص درست و درمان موفق خلاصه نمیشود، بلکه در احترامی است که برای انسان قائل است، در مسئولیتی که در قبال رنج دیگران احساس میکند و در شرافتی که حتی در دشوارترین شرایط از آن دست نمیکشد.
چه بسیار زنانی که در لحظات حساس و سرنوشتساز زندگی، به دانش و تجربه او اعتماد کردند، چه بسیار خانوادههایی که با اطمینان خاطر به او پناه آوردند و چه بسیار انسانهایی که شاید سالها گذشته باشد، اما هنوز نام و خاطره نیک او را با احترام و سپاس به یاد میآورند.
و این، میراثی است که با هیچ ثروتی قابل سنجش نیست.
در بزرگداشت عالیجناب براتی، بیش از آنکه بخواهیم از سالهای طولانی طبابت و دستاوردهای حرفهای او سخن بگوییم، باید از منش و مرام او یاد کنیم، از مردی که امکان انتخاب آسایش در غربت را داشت، اما خدمت در وطن را برگزید.
او در کنار تخصص، انسانیت را فراموش نکرد. اعتبار شخصیت او، نه با ادعا، بلکه با دههها تلاش صادقانه و رفتار شرافتمندانه به دست آمده است.
بیتردید، مدرک و تخصص میتوانند عنوان یک پزشک را بسازند، اما این شرافت، اخلاق، فروتنی و خدمت صادقانه است که از یک انسان، چهره ای ماندگار میسازد.
در برابر چنین انتخابی، چنین عمری از خدمت و چنین منش والایی، جز ادای احترام و سپاس چه میتوان گفت؟
باشد که نام نیک او، همچون چراغی روشن در حافظه بیماران، همکاران و جامعه پزشکی باقی بماند.
سپاس از پزشکی که علم را آموخت، مهارت را پروراند، شرافت را پاس داشت و عشق به وطن را در عمل معنا کرد.
عالیجناب دکتر براتی
شما چهره ماندگار پزشکی ایران هستید.
از اینکه شهر رشت را برای طبابت انتخاب کردید، از شما سپاسگزاریم.
مایه مباهات مردم رشت است که نیک اندیشه مردی درست کردار چون شما، ایشان را با فرهنگ، نجیب، باگذشت و قدردان مینامد.
من نیز به سهم خود، قدردان شما هستم و مفتخرم که دو فرزندم، با دستان شما، گام به این جهان گذاشنند.
در ستایش دانش و مهارت و شرافت حرفه ای شما و به پاسداشت جایگاه محترمتان، در مقابلتان تعظیم میکنم.
با نهایت احترام و ارادت.
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین...۱۴۰۵/۸/۱🍂
◾️پی نوشت:
ضمن تشکر از انجمن متخصصین زنان گیلان، از ویدئوی تهیه شده از سخنان عالیجناب براتی، گله ای هم دارم که این فکر خوب میتوانست، ثمره بهتری داشته باشد.
شکل گفتگو، خام و غیرحرفه ای بود و امکان این بود که با یک نگاه هنرمندانه و حرفه ای تر، میراث ارزشمندتری از خاطرات و دیدگاه های علمی و انسانی ایشان به عنوان یک الگوی ارزشمند در حرفه پزشکی به ثبت رساند که البته هنوز هم دیر نشده و امیدوارم این امر مهم، انجام شود.
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein | 575 |
| 7 | 📋در ستایش جایگاه علمی و اخلاقی و شخصیت عالیجناب دکتر زین العابدین براتی
🖋بعضی انسانها تنها به واسطه آنچه آموختهاند و انجام دادهاند بزرگ نیستند، بلکه بزرگی آنان در انتخابهایی است که در بزنگاههای زندگی میکنند، انتخابهایی که از عمق باور، اصالت شخصیت و بزرگواری روحشان سرچشمه میگیرد.
دکتر براتی میتوانست در آمریکا، زندگی و حرفهای آسوده و آیندهای روشن برای خود رقم بزند، اما دل کندن از وطن را برنتابید و بازگشت را برگزید، نه از سر ناچاری، بلکه از سر تعلق، تعهد و احساس مسئولیت.
بازگشت تا دانش و تجربهاش را در خدمت مردمان سرزمین خویش قرار دهد و حاصل سالها آموختن و اندوختن را با هموطنانش قسمت کند.
در برابر چنین انتخابی، چنین عمری از خدمت و چنین منش والایی، جز ادای احترام و سپاس چه میتوان گفت؟
باشد که نام نیک او، همچون چراغی روشن در حافظه بیماران، همکاران و جامعه پزشکی باقی بماند.
سپاس از پزشکی که علم را آموخت، مهارت را پروراند، شرافت را پاس داشت و عشق به وطن را در عمل معنا کرد.
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین...۱۴۰۵/۸/۱🍂
Tel: @HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
👇👇 یادداشت کامل در پست بعدی👇👇 | 424 |
| 8 | 🎵سرودی که در مدرسه البرز صد ساله شد؛
▪️صدای تاریخ از کالج آمریکاییها در تهران/ همخوانی ۵۰۰ دانش آموز دبیرستان البرز
🖋نام این سرود تاریخی “دارم از خداست” است و آهنگ آن را غلامرضا مینباشیان، از اولین محصلان موسیقی دارالفنون، ساخته است.
این سرود، پژواکی از تهرانِ آذرماه سرد سال ۱۳۰۷ شمسی است. صدای محصلان کالج آمریکاییها، که بعدها به دبیرستان البرز تغییر نام یافت، در این اثر جاودانه شده است. این قطعه، یکی از اولین نمونههای موسیقی ضبط شده در ایران محسوب میشود و دریچهای به گذشتهای نه چندان دور میگشاید.
این رویداد تاریخی را مدیون" دکترساموئل مارتین جردن"، سومین مدیر کالج آمریکاییها و همسرش هستیم.
بخشی از شعر سرود:
در ره وطن، ارزشی ندارد این یک قطره خون
ایرانای مام مهربان، از غفلت ما بندگان
خواری در نزد همسران
آری آری اکنون ز سر شو مستقر
بر مسند اقبال و فر...
آنها بخشی از دردهای ما را می خوانند:
گر جهل و نادانی بپاست
ور بیعلمی فرمان رواست
میدان یقین تا عالم را گردش به بجاست
پشت ملت از بار فقر و مسکنت دایم دوتاست
#دبیرستان_البرز
Tel: @HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein | 978 |
| 9 | 🎵سرودی که در مدرسه البرز صد ساله شد؛
▪️صدای تاریخ از کالج آمریکاییها در تهران/ همخوانی ۵۰۰ دانش آموز دبیرستان البرز
🖋نام این سرود تاریخی “دارم از خداست” است و آهنگ آن را غلامرضا مینباشیان، از اولین محصلان موسیقی دارالفنون، ساخته است.
این سرود، پژواکی از تهرانِ آذرماه سرد سال ۱۳۰۷ شمسی است. صدای محصلان کالج آمریکاییها، که بعدها به دبیرستان البرز تغییر نام یافت، در این اثر جاودانه شده است. این قطعه، یکی از اولین نمونههای موسیقی ضبط شده در ایران محسوب میشود و دریچهای به گذشتهای نه چندان دور میگشاید.
این رویداد تاریخی را مدیون" دکترساموئل مارتین جردن"، سومین مدیر کالج آمریکاییها و همسرش هستیم.
بخشی از شعر سرود:
در ره وطن، ارزشی ندارد این یک قطره خون
ایرانای مام مهربان، از غفلت ما بندگان
خواری در نزد همسران
آری آری اکنون ز سر شو مستقر
بر مسند اقبال و فر...
آنها بخشی از دردهای ما را می خوانند:
گر جهل و نادانی بپاست
ور بیعلمی فرمان رواست
میدان یقین تا عالم را گردش به بجاست
پشت ملت از بار فقر و مسکنت دایم دوتاست
#دبیرستان_البرز
Tel: @HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein | 1 |
| 10 | 🕍 البرز
📓به نام مدرسه، به نام خاطره، به نام انسان، به نام خانه، به نام وطن
🖋امروز، پس از چهل و یک سال، دوباره به جایی بازگشتم که چهل و هشت سال پیش، برای اولین بار وارد آنجا شدم و هفت سال از بهترین سالهای عمرم را در آن سپری کردم.
جایی که برای من فقط یک مدرسه نبود، بلکه بخشی از خانه، بخشی از هویت و بخشی از داستان زندگیام شد.
دبیرستان ماندگار البرز؛ یا همان کالج البرز تهران، که به یمن وجودش تقاطع خیابان حافظ و انقلاب را چهار راه کالج میخوانند، با خاطرههایی که گذر زمان نهتنها از ارزششان نکاسته، بلکه بر عمق و معنایشان افزوده است.
البرز، با پیشینهای که با نام دکتر جردن آمریکایی گره خورده و با مدیریت و نگاه بلندمدت دکتر مجتهدی گیلانی به جایگاهی ماندگار رسید، برای بسیاری از ما نمادی از آموزش فراتر از کتاب و امتحان بود؛ تجربهای از زیستن در کنار یکدیگر، آموختن نظم و مسئولیت، شناخت تواناییهای خویش، احترام به تفاوتها و آمادهشدن برای مواجهه با جهان.
آموزش و پرورش راستین، تنها انتقال دانش نیست. جامعه سالم، پیش از آنکه به انسانهای موفق نیاز داشته باشد، به انسانهای آگاه، مسئولیتپذیر، اخلاقمدار و برخوردار از قدرت تفکر نیازمند است. جامعهای که در آن، پرسیدن ارزشمند باشد، اندیشیدن جای تعصب را بگیرد، قانون بر روابط شخصی مقدم شود و احترام به کرامت انسان، نه یک شعار، بلکه بخشی از رفتار روزمره باشد.
مدرسهای که چنین انسانهایی پرورش دهد، در حقیقت در حال ساختن آینده یک جامعه است؛ زیرا آنچه در کلاس درس آغاز میشود، میتواند سالها بعد در شکل یک تصمیم درست، یک مسئولیتپذیری اجتماعی، یک رفتار منصفانه یا یک خدمت ارزشمند به انسانها و سرزمینمان ادامه پیدا کند.
شاید یکی از زیباترین نشانههای اثرگذاری یک مدرسه، همین باشد که فارغالتحصیلانش، پس از دههها زندگی، کار، موفقیت، شکست، شادی و اندوه، هنوز به آن دلبستگی دارند؛ هنوز نامش چیزی را در دلشان زنده میکند و هنوز برای بازگشت به آن، شوقی در وجودشان هست.
این دلبستگی، صرفاً نوستالژی روزگار نوجوانی نیست؛ گواه پیوندی عمیقتر است، پیوند انسان با جایی که در شکلگیری شخصیتش سهم داشته و در خاطره جمعی او جای گرفته است.
امروز، وقتی پس از چهلویک سال دوباره در کنار هم قرار گرفتیم، شاید چهرههایمان تغییر کرده باشد و هر یک مسیر متفاوتی را پیموده باشیم، اما هنوز رشتهای نامرئی ما را به یکدیگر پیوند میدهد؛ رشتهای بافتهشده از روزهای مشترک، نیمکتها، کلاسها، حیاط مدرسه، دوستیها و رؤیاهایی که زمانی در سر داشتیم.
چه ارزشمند است مدرسهای که پس از این همه سال، نهفقط در حافظه، بلکه در قلب شاگردانش زنده مانده است.
ماندگاری واقعی یک مدرسه، تنها در قدمت ساختمان، اعتبار نام یا شمار فارغالتحصیلان نامدارش نیست؛ در انسانهایی است که پرورش میدهد و در اثری است که بر زندگی آنان و جامعه بر جای میگذارد.
امروز به البرز برگشتیم تا نه فقط گذشته را به یاد آوریم، بلکه به احترام آنچه از این سالها آموختهایم، درنگی کنیم؛ به احترام معلمانی که چراغ دانایی را روشن کردند، به احترام دوستیهایی که از آزمون زمان گذشتهاند و به احترام آرمان آموزش و پرورشی که میتواند انسانیتر، خردمندانهتر و سالمتر ساختن جامعه را ممکن کند.
درود بر البرز؛ این خانه ماندگار خاطرهها و آموختنها.
و درود بر همه آنان که روزگاری شاگردش بودند و بخشی از وجودشان را در آنجا به یادگار گذاشتهاند.
امروز، در کنار دوستان و همکلاسیهای قدیمی، لحظههایی سرشار از شادی، خاطره و رفاقت را تجربه کردم.
وچه زیباست که پس از این همه سال، هنوز جایی وجود دارد که میتواند آدمها را از مسیرهای گوناگون زندگی دوباره به یکدیگر برساند؛ و چه افتخاری برای یک مدرسه که در حافظه شاگردانش پیر نمیشود.
📕تهران.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۷/۲۴📘
#دبیرستان_البرز
#بازگشت_به_خانه
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein | 783 |
| 11 | 📓به نام مدرسه، به نام خاطره، به نام انسان، به نام خانه، به نام وطن
🖋امروز، پس از چهل و یک سال، دوباره به جایی بازگشتم که چهل و هشت سال پیش، برای اولین بار وارد آنجا شدم و هفت سال از بهترین سالهای عمرم را در آن سپری کردم.
جایی که برای من فقط یک مدرسه نبود، بلکه بخشی از خانه، بخشی از هویت و بخشی از داستان زندگیام شد.
دبیرستان ماندگار البرز؛ یا همان کالج البرز تهران، که به یمن وجودش تقاطع خیابان حافظ و انقلاب را چهار راه کالج میخوانند، با خاطرههایی که گذر زمان نهتنها از ارزششان نکاسته، بلکه بر عمق و معنایشان افزوده است.
البرز، با پیشینهای که با نام دکتر جردن آمریکایی گره خورده و با مدیریت و نگاه بلندمدت دکتر مجتهدی گیلانی به جایگاهی ماندگار رسید، برای بسیاری از ما نمادی از آموزش فراتر از کتاب و امتحان بود؛ تجربهای از زیستن در کنار یکدیگر، آموختن نظم و مسئولیت، شناخت تواناییهای خویش، احترام به تفاوتها و آمادهشدن برای مواجهه با جهان.
آموزش و پرورش راستین، تنها انتقال دانش نیست. جامعه سالم، پیش از آنکه به انسانهای موفق نیاز داشته باشد، به انسانهای آگاه، مسئولیتپذیر، اخلاقمدار و برخوردار از قدرت تفکر نیازمند است. جامعهای که در آن، پرسیدن ارزشمند باشد، اندیشیدن جای تعصب را بگیرد، قانون بر روابط شخصی مقدم شود و احترام به کرامت انسان، نه یک شعار، بلکه بخشی از رفتار روزمره باشد.
مدرسهای که چنین انسانهایی پرورش دهد، در حقیقت در حال ساختن آینده یک جامعه است؛ زیرا آنچه در کلاس درس آغاز میشود، میتواند سالها بعد در شکل یک تصمیم درست، یک مسئولیتپذیری اجتماعی، یک رفتار منصفانه یا یک خدمت ارزشمند به انسانها و سرزمینمان ادامه پیدا کند.
شاید یکی از زیباترین نشانههای اثرگذاری یک مدرسه، همین باشد که فارغالتحصیلانش، پس از دههها زندگی، کار، موفقیت، شکست، شادی و اندوه، هنوز به آن دلبستگی دارند؛ هنوز نامش چیزی را در دلشان زنده میکند و هنوز برای بازگشت به آن، شوقی در وجودشان هست.
این دلبستگی، صرفاً نوستالژی روزگار نوجوانی نیست؛ گواه پیوندی عمیقتر است، پیوند انسان با جایی که در شکلگیری شخصیتش سهم داشته و در خاطره جمعی او جای گرفته است.
امروز، وقتی پس از چهلویک سال دوباره در کنار هم قرار گرفتیم، شاید چهرههایمان تغییر کرده باشد و هر یک مسیر متفاوتی را پیموده باشیم، اما هنوز رشتهای نامرئی ما را به یکدیگر پیوند میدهد؛ رشتهای بافتهشده از روزهای مشترک، نیمکتها، کلاسها، حیاط مدرسه، دوستیها و رؤیاهایی که زمانی در سر داشتیم.
چه ارزشمند است مدرسهای که پس از این همه سال، نهفقط در حافظه، بلکه در قلب شاگردانش زنده مانده است.
ماندگاری واقعی یک مدرسه، تنها در قدمت ساختمان، اعتبار نام یا شمار فارغالتحصیلان نامدارش نیست؛ در انسانهایی است که پرورش میدهد و در اثری است که بر زندگی آنان و جامعه بر جای میگذارد.
امروز به البرز برگشتیم تا نه فقط گذشته را به یاد آوریم، بلکه به احترام آنچه از این سالها آموختهایم، درنگی کنیم؛ به احترام معلمانی که چراغ دانایی را روشن کردند، به احترام دوستیهایی که از آزمون زمان گذشتهاند و به احترام آرمان آموزش و پرورشی که میتواند انسانیتر، خردمندانهتر و سالمتر ساختن جامعه را ممکن کند.
درود بر البرز؛ این خانه ماندگار خاطرهها و آموختنها.
و درود بر همه آنان که روزگاری شاگردش بودند و بخشی از وجودشان را در آنجا به یادگار گذاشتهاند.
امروز، در کنار دوستان و همکلاسیهای قدیمی، لحظههایی سرشار از شادی، خاطره و رفاقت را تجربه کردم.
وچه زیباست که پس از این همه سال، هنوز جایی وجود دارد که میتواند آدمها را از مسیرهای گوناگون زندگی دوباره به یکدیگر برساند؛ و چه افتخاری برای یک مدرسه که در حافظه شاگردانش پیر نمیشود.
📕تهران.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۷/۲۴📘
#دبیرستان_البرز
#بازگشت_به_خانه
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein | 1 |
| 12 | 📓به نام مدرسه، به نام خاطره، به نام انسان، به نام خانه، به نام وطن
🖋گاهی واژهها چیزی به احساسات ما اضافه نمیکنند؛ فقط به آنچه سالها در گوشهای از قلبمان نشسته، شکل و صدا میبخشند.
امروز، وقتی دوباره قدم به فضای البرز گذاشتم و چهره دوستان و همکلاسیهایم را پس از چهل و یک سال میدیدم، با هر نگاه و هر لبخند، بخشی از جوانیام دوباره زنده شد؛ جوانیای که اگرچه در گذر زمان دور شده، اما ظاهراً پیوندش با دوستان همچنان پابرجاست.
و شاید زیباترین معنای ماندگاری یک مدرسه همین باشد:
اینکه پس از دههها، هنوز بتواند انسانها را به خاطرات، به یکدیگر و حتی به بخشهایی از وجود خودشان بازگرداند.
در میان آن همه هیاهو، در میان آن همه خاطره و دیدار، لحظهای هم برای خودم گذاشتم و تنها، در سکوت، در محوطه و کلاس هایی که سالهای نوجوانی ام را در آنها سپری کرده بودم، قدم زنان به جوانیِ خودم لبخند زدم و از اینکه بخشی از این داستان مشترک بودهام، قلبم روشن شد.
📕تهران.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۷/۲۴📘
#دبیرستان_البرز
#بازگشت_به_خانه
Tel: @HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
👇👇یادداشت کامل در پست بعدی👇👇 | 602 |
| 13 | 🔻جامعه و جنگ
| سلسله نشست های تخصصی در تحلیل جامعه و جنگ
| نشست چهارم: کودکان
| ۳۱ تیر ۱۴۰۵
🎙 حمید اخوین
📍گروه جامعه شناسی حقوق انجمن جامعهشناسی ایران
@sociologyoflaw
@HypnoseChannel | 530 |
| 14 | Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein | 502 |
| 15 | Tel: @HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
👇👇👇👇 | 1 |
| 16 | 🐱برای مهمان کوچولوی پنجرهی اتاق مشاوره
🖋چند روزیست که از پنجرهی اتاق مشاوره مطب، به درون میآیی، بیخبر از اینکه این اتاق، هر روز میزبان قصههایی از دلنگرانی آدمهاست.
اتاقی که در آن، آدمها از غصهها و ترس هایشان میگویند، از دلتنگیها و زخمهایی که گاهی هیچکس جز خودشان از آنها خبر ندارد.
و تو، درست در میان این همه حرف و سکوت و اندوه، از پنجره میآیی و با گلهای گلدانها بازی میکنی، برگ ها و گلها را با پنجههای کوچکت لمس میکنی، سرک میکشی و بیخبر از تمام سنگینیهای این اتاق، شادی کوچکت را با خودت میآوری و در میانه ی این بازیگوشی کنجکاوانه، گاه به من که محو تماشای تو هستم، خیره میشوی و گاهی چشمک میزنی!!
چه خوب که تو هنوز نمیدانی آدمها چقدر گاهی خستهاند؛ چه خوب که هنوز بلد نیستی نگران فردا باشی، گذشته را مرور کنی یا برای احساساتت دنبال کلمه بگردی.
تو فقط هستی، کنجکاو، بازیگوش و رها...
و من، میان ساعتهایی که به شنیدن دردهای آدمها میگذرد، با تماشای تو یادم میآید که زندگی، چیزی فراتر از رنجهاییست که برای فهمیدن و التیامشان تلاش میکنیم.
گاهی دلم میخواهد به آدمهایی که روبرویم مینشینند بگویم کاش میشد برای چند دقیقه، مثل تو بود، بیآنکه لازم باشد چیزی را حل کنند، چیزی را توضیح دهند یا وانمود کنند که حالشان خوب است. فقط گوشهای امن پیدا کنند، نفس بکشند و اجازه بدهند زندگی، برای لحظهای هم که شده، ساده باشد و این راز خنده ها و خنداندن های من در این اتاق است.
تو نمیدانی، اما این روزها، پنجرهی اتاق مشاورهام فقط راه ورود تو نیست، راه ورود تکهای از کودکیست به اتاقی که در آن، آدمها گاهی به دنبال کودکِ فراموششدهی درونشان میگردند.
کاش جهان برای تو همیشه به سادگی همین چند روز بماند؛ به لطافت گلهای کوچک این گلدانها، به امنیت این اتاق و به وسعت پنجرهای که از آن میآیی.
بیا، کوچولوی دوستداشتنی، گلها را بو کن، با برگها بازی کن و در اتاقی که آدمها برای سبکتر شدن به آن پناه میآورند، بیدغدغه کودکی کن.
شاید تو هنوز نمیدانی، اما با همین آمدنهای کوتاهت، گاهی حالِ کسی را بهتر میکنی که تمام روز، مشغول بهتر کردن حال دیگران است.
در این زمانه ی پر از رفتن، هدیه قشنگی است، این آمدن های بی خبرت برای من، در این پاییز دل انگیز....
*مهمان کوچولوی ما، یک بچه گربه است.
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۷/۱۸🍂
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein | 783 |
| 17 | 🐱برای مهمان کوچولوی پنجرهی اتاق مشاورهام
🖋چند روزیست که بچه گربه ای از پنجرهی اتاق مشاوره به دیدنم میآید.
درست وسط روزهایی که روی صندلی روبهرویم آدمها، از بغضهای فروخوردهشان میگویند، از دلنگرانیهایشان، از رابطههایی که خستهشان کرده و از حرفهایی که مدتهاست جایی برای گفتنشان پیدا نکردهاند...
اینجا، میان دو صندلی روبهروی هم، کنار دو فنجان چای یا قهوه، کنار جعبهی دستمالکاغذی روی میز و گلدانهایی که گوشهی اتاق به پنجره تکیه دادهاند، گاهی سکوت از هر کلمهای بلندتر میشود.
گاهی چشمها خیس میشوند، گاهی کسی دنبال کلمهای میگردد که بتواند حال دلش را توضیح بدهد و گاهی تمام تلاش من این است که این اتاق، برای چند دقیقه هم که شده، جای امنی برای نفس کشیدن باشد.
و درست در همین اتاق، تو از پنجره سر و کلهات پیدا میشود.
بیا، بازی کن، شیطنت کن و بزرگ شدن را تا میتوانی به تعویق بینداز...
این دنیا به اندازهی کافی آدم بزرگ دارد.....
🍁رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۷/۱۸🍂
Tel: @HypnoseChannel
Insta: //Instagram.com/Hamid_akhavein
👇👇 یادداشت کامل در پست بعدی 👇👇 | 688 |
| 18 | ⭐️ شهاب...
🖋دو شب پیش،
در اولین روز پاییزی
دوستی که میداند چقدر شیفته ی پاییزم، از من پرسید، هیچ تعلق خاطری به تابستان نداری؟
و گفتم چرا.....
آسمان و ستاره هایش....
در تهران قدیم که هوایش پاک بود و آسمانش پاک تر و خانه ها عمدتا ویلایی و شخصی، ما همچون اکثر مردم، شب ها در پشت بام میخوابیدیم و بزرگترین لذت من، چشم دوختن به آسمان پرستاره تهران بود.
لذتی که هیچ وقت در رشت نصیبم نشد، نه پشت بامی بود که بخوابیم و نه هوای شرجی اش اجازه میداد و آسمانش نیز شاید به جهت اشباع هوا از رطوبت، کم ستاره و عمدتا" بی ستاره! بود.
از دیگر لذت های خواب شبانه در فضای باز، رویت شهاب ها بود.
نمیدانم اولین بار کی و کجا، ولی شنیده بودم که که هر آرزویی با دیدن شهاب از ذهن بگذرانم، برآورده میشود و من شب ها در حالی که غرق در تماشای آسمان و ستارگان میشدم و با رویت "دب کبر" و "دب اصغر" ، که در یافتنشان، تبحر پیدا کرده بودم، دنبال ستاره قطبی و سمت شمال میگشتم، در کسری از زمان که شهابی را رویت میکردم، آرزوهایم را از ذهن میگذراندم.
امشب، به فاصله دو روز از تعریف خاطره ی آسمان و شهاب برای آن دوست، "شهاب"، برادر کوچک تر دوست عزیزم "آرش" چشم از جهان بست.
همواره بدین اندیشیده ام که نام ها، بخشی از سرنوشت را میسازند...
شهاب، “پارهای از آتش، ستاره دنباله دار و سنگی آسمانی است که بر اثر برخورد با زمین میسوزد..
شهاب، درخشش و قدرت را تداعی میکند.
ولی افسوس که عمری کوتاه دارد...
شهاب ها میآمدند و میرفتند...
و من آرزوهایم را به آنها گره میزدم..
آن وقت ها فکر میکردم که احتمالا خود شهاب ها، آرزویشان این است که مبدل به ستاره ای شود...
و شاید خیلی از ستاره های روشنی بخش و راهنما در آسمان، خود شهاب هایی بوده اند که به آرزویشان رسیده اند....
آرش جان من، رفیق عزیز ایام شباب..
تردید ندارم
شهاب عزیز ما نیز، آرزو یا آرزوهایی را برآورده کرده...
خوشابحالش...
خیلی ها....
در عمری درازتر،
ارزش گره زدن آرزویی به وجودشان را نداشته اند....
شهاب رفت، ولی یاد و خاطره اش چون ستاره ای درخشان باقی می ماند
سالهای زیادی بود که به آسمان نگاه عمیق و طولانی، نکرده بودم....
امشب
به یاد شهاب
دقایقی، به آسمان نگاه کردم...
و در دل با او خداحافظی کردم و آرزویی را با تصور چهره ای که از او به یاد داشتم، به او سپردم....
روحش شاد و یادش گرامی باد...
آرش جان، سه تارت را بردار و در سوگش بنواز و بخوان...
ديشب صبور و خسته و دلگير و سر گران
اين آشنا چو سايه گذشت از کنار شب
امشب به هوش باش که آن سايهوار دوش
همچون شهاب ميگذرد از حصار شب
💥رشت.#دکتر_حمید_اخوین.۱۴۰۵/۷/۳ ⭐️
پی نوشت: به امید روزی که نه برای مشاهده ی رفتن موشک ها، بلکه برای تماشای آمدن شهاب ها چشم به آسمان بدوزیم و به تحقق آرزوهایمان دل بندیم.
Https://Telegram.me/HypnoseChannel
Insta: Instagram.com/Hamid_akhavein | 818 |
| 19 | شهاب
ديشب صبور و خسته و دلگير و سر گران
اين آشنا چو سايه گذشت از کنار شب
امشب به هوش باش که آن سايهوار دوش
همچون شهاب ميگذرد از حصار شب
@HypnoseChannel
👇👇یادداشت کامل در پست بعدی 👇👇 | 607 |
| 20 | 🍁پاییز
🖋برگهای پاییزی سرشار از شعور درختانی هستند که خاطراتِ سه فصل را بر دوش میکشند، پس برچهره تکیده شان آرام قدم بگذار و با وقار و توام با تفکر نگاهشان کن.
آنها در بهار، نمود امید و الهاماند و در تابستانها، طراوتزا و صفا بخشاند...
این برگها حرمت دارند و برایِ شکوفههای بهار آتی در زیرِ پا له شدن را تحمل میکنند...
دردِ پاییزی، دردِ «دانستن» است و آن خوابِ زمستانیشان، عیان کردنِ حقیقت ِ نترسیدن از دانستن...
هلا، ای دوست،
مبادا بر شما آید فراموشی زرد ِ برگ های پاییزی...
📜۱۴۰۵/۷/۱
@HypnoseChannel | 720 |
